دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


پایان نامه های راهنمایی شده توسط جعفري ثاني، حسين
تعداد نتایج به دست آمده: 4 مورد

>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 173
نام نویسنده: رضایی، زبيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 126
چکیده: 

هدف اصلی پژوهش حاضرشنا خت نیازهای مهارتی مدیران مدارس ابتدایی متوسطه و مدارس جامع شهر کابل در سه حوزه مهارتهای فنی ادراکی و انسانی است در این پژوهش از یک پرسشنامه محقق ساخته جهت نیاز سنجی آموزشی و جمع آوری داده ها استفاده شده است . این پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته است و جامعه آماری آن شامل مدیران 168 باب مدرسه شامل 10 مدیر از مقطع ابتدایی، 81 مدیر ازمقطع متوسطه ، 77 مدیر از مدارس جامع ( لیسه ) شهر کابل است . روش گرد آوری نمونه ها در مقطع ابتدایی به صورت سرشماری در مقطع متوسطه و مدرسه جامع به صورت طبقه ای بر اساس جدول مورگان بوده است . حجم نمونه پژوهش شامل 139 مدیر مدارس می باشد سوالات پژوهش عبارتند از : 1- نیازهای ادراکی ، فنی و انسانی مدیران مقطع ابتدایی شهر کابل کدامند ؟ 2- نیازهای ادراکی ، فنی و انسانی مدیران مقطع متوسطه شهر کابل کدامند ؟ 3- نیازهای ادراکی ، فنی و انسانی مدیران مدارس جامع ( لیسه )  شهر کابل کدامند ؟ 4- آیا بین نیازهای آموزشی مدیران مدارس شهر کابل از لحاظ جنیست تفاوت معناداری وجود دارد ؟ 5-  آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مدارس شهر کابل از لحاظ سابقه کاری  تفاوت معناداری وجود دارد ؟  6- آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مقاطع مختلف تحصیلی  تفاوت معناداری وجود دارد ؟ 7-  آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مدارس از لحاظ مدرک تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد ؟ 8- آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مدارس از لحاظ وضعیت دوره های آموزشی  تفاوت معناداری وجود دارد ؟نتایج پژوهش نشان داد که

1-   بیشترین نیاز مدیران در مقطع ابتدایی ، به ترتیب نیازهای مهارت ادراکی ( میانگین 1/49 درصد ) ، نیازهای مهارت انسانی ( بامیانگین 4/46 درصد ) ، نیازهای مهارت فنی ( میانگین 20 درصد ) میباشد .

2-   بیشترین نیاز مدیران در مقطع متوسطه ، به ترتیب نیازهای مهارت ادراکی ( میانگین 92/50 درصد ) ، نیازهای مهارت انسانی ( بامیانگین 42/48 درصد ) ، نیازهای مهارت فنی ( میانگین 45/30 درصد ) میباشد .

3-   بیشترین نیاز مدیران در مقطع مدارس جامع  ، به ترتیب نیازهای مهارت ادراکی ( میانگین25/64درصد ) ، نیازهای مهارت انسانی ( بامیانگین 3/49 درصد ) ، نیازهای مهارت فنی ( میانگین3/26 درصد ) میباشد .

4-     بین نیازهای آموزشی مدیران مدارس شهر کابل از لحاظ جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد .

5-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ مقطع تحصیلی  تفاوت معناداری وجود ندارد .

6-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ سابقه کاری   تفاوت معناداری وجود ندارد .

7-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ مدرک تحصیلی  تفاوت معناداری وجود ندارد .

8-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ سوابق آموزشی  تفاوت معناداری وجود ندارد .

پیشنهادهای متعددی نیز در این زمینه ارائه شده که دو تا از مهمترین آنها در زمینه پژوهش عبارتند از :1-   طراحی برنامه ای جهت آموزش مستمر مدیران مدارس شهر کابل و کشور افغانستان به منظور ارتقای سطح مهارت های ادراکی ، فنی  و انسانی به ویژه در زمینه های ، روش تدریس ، ارزشیابی ، روابط انسانی ، تصمیم گیری ، آینده نگری و... 2-     طراحی و اجرای برنامه های آموزش ضمن خدمت برای مدیران در راستای تقویت مهارتهای فوق

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مآخذ - نتيجه گيري 

پرسشنامه
  


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 218
نام نویسنده: اسدي، ليلا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 91
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسي تمايل معلمان به مشاركت در تصمیم گیری های مربوط به برنامه درسي و تأثير ويژگي هاي خصيصه اي موثر بر ميزان مشاركت آنان در سال تحصيلي 1390-1389 انجام شده است. كليه دبيران مقطع متوسطه ناحيه يك آموزش و پرورش شهر مشهد، جامعه آماري اين پژوهش را تشكيل داده اند. براي پاسخگويي به سؤال اول 120 نفر از دبيران بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. براي پاسخگويي به سؤال دوم متناسب با تحقيقات از نوع علي- مقايسهاي،‌ دو گروه 40 نفره از دبيران در دو كرانه داراي تمايل بالا به مشاركت و تمايل پايين به مشاركت در حيطه‌هاي برنامه درسي به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در گروه با تمايل بالا به مشاركت 40 نفر به روش تعمدي و بر اساس بيشترين مشاركت و در گروه افراد با تمايل پايين به مشاركت نيز 40 نفر به روش تعمدي و بر اساس كمترين ميزان مشاركت به عنوان نمونه انتخاب گرديدند. داده هاي مورد نياز از طريق پرسشنامه لیندا بهار جمع آوري شده و از طريق آزمون‌هاي مقايسه دو ميانگين و دو نسبت مستقل مورد تحليل قرار گرفت. بر اساس يافته­ها،‌میزان تمایل معلمان به مشارکت در برنامه درسی بالا بوده است. همچنين از ميان مؤلفه هاي خصيصه اي،‌ تنها عامل مدرك تحصيلي باعث ‌تفاوت معنادار ميان معلمان تمايل بالا و تمايل پايين به مشاركت در برنامه درسي نشان داد. به طور معناداری معلمان با مدرک تحصیلی فوق لیسانس به طور معنی داری دارای تمایل بیشتری برای مشارکت در برنامه درسی در مقایسه با معلمان دارای مدرک لیسانس بودند.

 

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مواخذ - نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  مشاركت ، برنامه درسي ، ويژگي هاي خصيصه اي ، معلمان


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 226
نام نویسنده: حبيبي پور، مريم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 84
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه بين تفکرانتقادی معلمان دوره ابتدايي و ترجیح سبک تدریس آنان می‌باشد. روش پژوهش از جهت هدف کاربردی و از جهت روش اجرا، همبستگی می‌باشد. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی معلمان مقطع ابتدایی ناحیه‌ی یک آموزش و پرورش شهر مشهد در سال تحصیلی 89-1388 تشكيل داده‌اند. نمونه‌ی پژوهش شامل 93 نفر از معلمان مقطع ابتدایی بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تک مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق دو پرسشنامه تفکرانتقادی و ترجیح سبک تدریس جمع‌آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین  متغیر پیش بین (تفکر انتقادی) و متغیر ملاک(ترجیح سبک تدریس) رابطه ای معنادار وجود دارد و می توان نمره میزان ترجیح سبک تدریس معلمان را از طریق نمره تفکر انتقادی آنان پیش بینی نمود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکر انتقادی معلمان و ترجیح سبک تدریس آنان، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. معلمانی که در دو مولفه استنباط و ارزشیابی استدلال های منطقی از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس معلم محور را ترجیح داده‌اند . معلماني كه در مولفه تعبیر و تفسیر از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس شاگردمحور را ترجیح داده‌اند. در دو مولفه دیگر تفکر انتقادی یعنی شناسایی مفروضات و استنتاج رابطه ای با ترجیح سبک تدریس معلمان نداشتند.


فهرست مندرجات      منابع وماخذ     نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  تفكرانتقادي ، ترجيح سبك تدريس ، دوره ي ابتدايي ، معلمان


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 464
نام نویسنده: حیدری، وحید احمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 173
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی میزان انطباق برنامه درسی اجرا شده درس ریاضیات دوره متوسطه دوم با برنامه درسی قصد شده در نظام آموزش‌وپرورش جمهوری اسلامی افغانستان به‌منظور شناسایی مشکلات و بررسی فاصله موجود بین آن­ها و ارائه راه­کارهایی مناسب برای اصلاح و بهبود اجرای برنامه‌های درسی ریاضیات می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مدارس دوره متوسطه دوم در پانزده ناحیه­ی مرکزی شهر هرات باستان در سال 1396 - 1395 ه.ش؛ و معلمان ریاضیات دوره متوسطه دوم (لیسه) در نواحی پانزده‌گانه هرات بوده است. نمونه‌های پژوهش حاضر به‌صورت خوشه­ای چندمرحله‌ای و تصادفی از پانزده ناحیه­ی مرکزی ولایت هرات باستان انتخاب‌ شده ‌اند. به‌منظور انتخاب نمونه مورد نظر در این پژوهش برای انتخاب مدارس، ابتدا مدارس پانزده ناحیه­­ی شهر هرات باستان به پنج حوزه جغرافیایی شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم ‌شد و از هر حوزه یک منطقه آموزشی به ‌قید قرعه انتخاب شد، سپس از هر منطقه آموزشی به‌طور تصادف یک مدرسه متوسطه دوم (لیسه) پسرانه و یک مدرسه متوسطه دوم دخترانه انتخاب گردیده است. در مرحله بعد در مدارس منتخب از میان کلاس‌های موجود یک کلاس از هر پایه به ‌قید قرعه انتخاب گردید. نمونه­ معلمان به روش تصادفی از تمام معلمان ریاضیات دوره متوسطه دوم در پانزده ناحیه فوق انتخاب شدند که درمجموع 33 نفر از معلمان (آقایان شانزده نفر و خانم‌ها هفده نفر) برای پاسخ به سؤالات پرسشنامه انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری داده­ها از فرم پرسشنامه معلمان و چک لیست مشاهده محقق ساخته استفاده شده است. در تجزیه ‌و تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده، از شاخص‌های فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد و نمودار ستونی استفاده‌شده است. یافته­های این پژوهش نشان داد که: میزان انطباق برنامه درسی اجرا شده با برنامه درسی از پیش تعیین شده در اکثر موارد در حد مطلوبی نبوده است. اکثر معلمان اظهار داشتند که نظام اجرایی آموزش­وپرورش افغانستان یک نظام نیمه سازگارانه است، آماده سازی مواد (کتاب درسی، کتاب راهنمای معلم، برنامه های آموزشی، مواد تکمیلی و...) به موقع صورت نگرفته است، معلمان نسبت به وضعیت کتاب درسی و کتاب راهنمای معلم ریاضیات دوره متوسطه دوم دیدگاه نسبتاً مطلوبی داشتند. آنان حجم زیاد کتاب­های درسی، کمبود زمان، تعداد زیاد دانش­آموزان در هر کلاس، انگیزه نداشتن دانش آموزان، ضعف مهارت علمی معلمان، نبود دسترسی به موقع به کتاب درسی و کتاب راهنمای معلم و نبود برنامه کلاسی منظم را از جمله موانع اجرای برنامه درسی ریاضیات دوره متوسطه دوم می­دانستند.


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: سعیدی رضوانی، محمود
کلید واژه ها:  نظام آموزش ­­و پروش افغانستان ،  ریاضیات دوره متوسطه دوم ،  برنامه درسی قصد شده ،  برنامه درسی اجرا شده


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.