دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


پایان نامه های راهنمایی شده توسط امين يزدي، سيد امير
تعداد نتایج به دست آمده: 9 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 468
نام نویسنده: رجايي، علي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 144
چکیده: 

این پژوهش یک پژوهش همه‌گیرشناسی در مورد مشکلات بهداشت روانی(مشکلات هیجانی، رفتاری و اجتماعی) کودکان دبستانی شهر مشهد است که هدف عمده‌ی آن تعیین میزان شیوع این در کودکان دبستانی  و ارائه نیمرخی از این مشکلات است.

جامعه آماری در این پژوهش، تمامی دانش‌آموزان دبستانی شهر مشهد هستند که در سال تحصیلی 90-89 در مدارس دولتی مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای غیر نسبی  تعداد 500 دانش آموز دختر و پسر از چهار ناحیه شهر مشهد انتخاب شدند و بوسیله فرم گزارش معلم (TRF) از مجموعه‌ی نظام سنجش آخنباخ مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی و تحلیل نتایج پژوهش از شیوه‌های آمار توصیفی استفاده شد. بر اساس داده‌های بدست آمده 15 درصد از دانش‌آموزان دارای مشکلات بالینی، 5 درصد دارای مشکلات مرزی و 80 درصد بهنجار بودند. همچنین با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس تک عاملی ANOVA مشخص شد که میزان مشکلات مربوط به بهداشت روانی در پایه‌های مختلف دارای تفاوت معناداری می‌باشد. برای تعیین اینکه تفاوت بین کدام گروهها معنادار است، از آزمون تعقیبی LSD استفاده گردید که نشان داد  پایه‌های مختلف دبستان از نظر میزان شیوع مشکلات بهداشت روانی دارای تفاوت معناداری با یکدیگر هستند. نیمرخ ترسیم شده در این پژوهش یک سیر صعودی در مجموع مشکلات بهداشت روانی را از پایه اول ابتدایی به پایه دوم بتصویر می‌کشد، سپس در پایه سوم نزول چشمگیری پیدا می‌کند و دوباره سیر صعودی خود را طی کرده و در پایه پنجم به بیشترین میزان خود می‌رسد. دلایل احتمالی میزان شیوع این مشکلات، در دانش‌آموزان دبستانی را می‌توان با عواملی که در درون خانواده، مدرسه، محیط اجتماعی، و فرهنگی اتفاق می‌افتد، تبیین کرد. این یافته‌ها توجه بیشتر به جوّ روانی مدارس و ایجاد محیطی سالم و ایمن را توسط اولیاء مدرسه می‌طلبد. همچنین هشداری برای مسولین و برنامه‌ریزان می‌باشد تا در تعیین اهداف کلان نظام آموزش و پرورش به رشد هیجانی کودکان نیز در کنار رشد شناختی آنها توجه نمایند و زمینه‌ی رشد همه جانبه‌ی آنها را که رسالت تعلیم و تربیت ایده‌آل است، فراهم نمایند.

 

فهرست مندرجات   نتيجه گيري   فهرست منابع و مآخذ   

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 489
نام نویسنده: بهرامی، مرضیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 156
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر مقایسه­ی اضطراب امتحان، اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی در  اوایل و اواخر نوجوانی  در شهر اصفهان بوده است.

جامعه­ ی آماری این پژوهش کلیه­ ی دانش­ آموزان اول راهنمایی و چهارم دبیرستان اصفهان در سال تحصیلی 91-90 می­باشد.  نمونه ­ی پژوهش شامل 300 نفر از دانش ­آموزان اول راهنمایی (150 نفر دختر و 150 نفر پسر) و 300 نفر از دانش ­آموزان چهارم دبیرستان (150 دختر و 150 پسر) می­باشد که به روش نمونه­ گیری خوش ه­ای چند مرحله ای  به روش طبقه­ ای غیر نسبتی انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است

نتایج پژوهش نشان دادند که بین سه متغیر (اضطراب امتحان، اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی رابطه­ ی مثبت معناداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که  سن عامل تعدیل کننده بین اضطراب امتحان و اضطراب اجتماعی از یکسو و اضطراب امتحان و تفکر غیر منطقی از سوی دیگر نیست. در متغیر اضطراب امتحان، دو پایه تحصیلی با مهم تفاوت معناداری نداشتند ولی در متغیرهای اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی بین آن­ها تفاوت معناداری وجود داشت، به گونه­ای که اضطراب اجتماعی در بین دانش­ آموزان چهارم دبیرستان نسبت به اول راهنمایی بیشتر و برعکس تفکر غیر منطقی در بین دانش­ آموزان اول راهنمایی بیشتر از چهارم دبیرستان بود. از بین چهار متغیر (اضطراب اجتماعی، تفکر غیر منطقی، دوره رشدی و جنسیت)، اضطراب اجتماعی به عنوان بهترین پیش­بین برای اضطراب امتحان است. از بین یازده مقیاس تفکر غیر منطقی، چهار مقیاس (اجتناب، شخصی سازی، دگم و کمال گرایی)، اضطراب امتحان را پیش­ بینی می­کنند و دو جنس در سه متغیر اضطراب امتحان، اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی با هم تفاوت معناداری نداشتند. تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد که با توجه به تغییر شرایط آزمون­ها، نگرش دانش­آموزان به امتحان تغییر کرده و همین امر سبب دیده نشدن تفاوت در دو مقطع در زمینه اضطراب امتحان شده است. با توجه به عامل رشد شناختی، تفکر غیر منطقی در اوایل نوجوانی بیشتر و با توجه به انتظارات اطرافیان، اضطراب اجتماعی در اواخر نوجوانی بیشتر بوده است

فهرست مندرجات   نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه 


 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  اضطراب امتحان ، اضطراب اجتماعی ، تفکر غیر منطقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 504
نام نویسنده: مفرد، فریبا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 135
چکیده: 

كودكي به عنوان دوراني كه سنگ بناي شخصيت فرد درآن بنا نهاده ميشود، تحت تاثير عوامل متعددي است كه رابطه‌ي مادر-كودك جزء مهم ترينِ اين عوامل تلقي مي شود. رشد هيجانيِ كاركردي، به عنوان فرآيندي كه يكپارچگي سيستم حسي- حركتي، شناختي و هيجاني را در بردارد، و رشد كاربرديِ زبان كه معرفِ بعدِ ارتباطيِ زبان است جزء مقوله هاي برجسته‌ي رشد در دوران كودكي قلمداد مي شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسي ارتباط بين رابطه‌ي مادر-كودك بر رشد هيجاني كاركردي و رشد كاربرديِ زبان، انجام شد. در اين پژوهش تعداد 140 كودك پيش دبستاني (4-6 ساله) به همراه مادرانشان شركت كردند. دوتست رابطه‌ي مادر-كودك و رشد هيجاني كاركردي كودك توسط مادر تكميل شد. براي ارزيابي رشد كاربرديِ زبان كودكان نيز از آزمون درك خطاي گفتگو استفاده شد. اين ابزار بوسيله‌ي نمايش فيلمي كه توسط محقق ضبط گشته و درك كودك را در تخطي از اصول مكالمه مي سنجد اجرا شد. براي تحليل داده ها از الگوي تحليل مسير (معادلات ساختاري)، ضريب همبستگي رگرسيون ساده و چندگانه  استفاده شد . نتايج بيانگر آن بود كه  رابطه‌ مادر-كودك بوسيله‌ي متغير ميانجي  رشد هيجانيِ كاركردي قادر به پيش بيني رشد كاربرديِ زبان در كودكان پيش دبستاني است، اما بين رابطه مادر-كودك و رشدكاربرديِ زبان ارتباط مستقيم معناداري بدست نيامد. علاوه براين رابطه مادر-كودك قادر به پيش بيني رشد هيجاني كاركردي كودك است، و رشدهيجاني(وضعيت كنوني)،‌قادر به پيش‌بيني رشدكاربرديِ زبان در كودكان است. بين رشد هيجاني(وضعيت قبلي) و رشد كاربردي زبان ارتباط معناداري مشاهده نشد.

رشد هيجاني كودكان  متاثر از روابط مادروكودك، رشد كاربرديِ زبان آن‌ها را تحت تاثير قرار مي‌دهد. درتبيين عدم رابطه مستقيم معنادار بين رابطه‌ مادروكودك و رشد كاربردي زبان بايد گفت در سن 4-6 سالگي و با ورود كودكان به محيط‌هاي آموزشي، رشد كاربردي زبان در آن‌ها از متغيرهاي ديگري چون روابط باهمسالان، مربيان و ... تاثير مي پذيرد. تفاوت عمده بین موقعیت های آزمایشگاهی و طبیعی‌روزمره نيز عملكردكودكان را در آزمون تحت تاثير قرار مي‌دهد.عدم ارتباط بين رشد هيجاني كاركردي( وضعيت قبلي) و رشد كاربرديِ زبان را مي‌توان به فاصله‌ي زماني اين دو متغير و وجود رابطه‌ي معنادار بين رشد هيجاني كنوني و رشد كاربردي زبان، به عدم تاخر و تقدم زماني نسبت داد كه تاثير متغيرهاي ديگر را به حداقل رسانده، ارتباط معني داري را به دست مي دهند.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و ماخذ  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  رابطه مادر- کودک ، کودک، رشد هیجانی کارکردی ، رشد کاربردی زبان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 512
نام نویسنده: هاشم زاده، زینب
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 130
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی نظریه ذهن و رشد هیجانی کارکردی در کودکان دبستانی نابینای شهر مشهد و مقایسه با همتایان بینایشان انجام شد. برای تعیین حجم نمونه از نرم افزار جی پاور استفاده شد. تعداد 126 دانش­آموز از هر دو گروه، همراه با مادران خود در این پژوهش شرکت کردند. نمونه گیری در هر دو گروه به شیوه تصادفی انجام شد. به منظور بررسی نظریه ذهن در کودکان نابینا و همتایان بینایشان فرم کلامی آزمون باور کاذب اجرا شد و سپس برای بررسی رشد هیجانی کارکردی مقیاس رشد هیجانی کارکردی گرینسپن در اختیار مادران آن‌ها قرار گرفت. تعداد 90 پرسشنامه توسط والدین کامل شد.

 برای تحلیل داده‌ها در بخش نظریه ذهن از آزمون مکنمار استفاده شد و نتایج نشان داد که عملکرد نابینایان از همتایان بینا بهتر بود. داده های مربوط به رشد هیجانی کارکردی به وسیله آزمون تحلیل واریانس چند متغیره مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل یافته‌ها نشان داد که کودکان نابینا در مرحله اول (توجه و تنظیم اشتراکی) از همتایان خود عقب­تر هستند اما در سایر مراحل تفاوت معنی­داری بین دو گروه وجود نداشت.

نابینایی از مهم‌ترین عوامل موثر بر توانمندی‌های شناختی، اجتماعی و به طور کلی رشد همه جانبه فرد است. رشد هیجانی کارکردی، به عنوان فرایندی که یکپارچگی سیستم حسی-حرکتی، شناختی و هیجانی را در بر دارد، و نظریه ذهن به عنوان یک مهارت سطح بالای اجتماعی جز مقوله های برجسته رشد محسوب می­شوند.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه و پیوست


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: صالحي فدردي، جواد
استاد مشاور دوم: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  نظریه ذهن ، رشد هیجانی کارکردی ، نابینا ، همتا ، دانش آموز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 516
نام نویسنده: جانثار وطن، مریم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 110
چکیده: 

هدف از اين پ‍‍‍ژوهش بررسي رابطه تئوري ذهن و رشد هيجاني كاركردي با پرخاشگري كودكان پيش دبستاني بر اساس مدل تحولی- تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط (DIR) است. روش در اين پژوهش به این صورت بود که 146 كودك پيش دبستاني در رده سني 4 تا 6 سال( شامل 64 دختر و 82 پسر) در سال تحصيلي 91-90 به روش خوشه ای چند مرحله ای از مهدكودك هاي منطقه 9 شهر مشهد انتخاب شدند. ابزارهاي مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه پرخاشگري واحدي و همكاران، پرسشنامه رشد هيجاني كاركردي گرينسپن و دو آزمون تكليف باور كاذب براي سنجش تئوري ذهن كودك بود. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون، آزمون t براي گروههاي مستقل و تحليل رگرسيون انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد بین تئوري ذهن و پرخاشگري رابطه ای وجود ندارد. رشد هيجاني كاركردي گذشته مدار با پرخاشگري رابطه منفي دارد ( سطح 05/0). تئوري ذهن با رشد هيجاني كاركردي رابطه مثبت و معنادار دارد (سطح 01/0 و 05/0). از ميان اين متغيرها رشد هيجاني كاركردي گذشته مدار پيش بيني كننده بهتري براي پرخاشگري بود. نتایج این پژوهش نشان داد که ضعف تئوری ذهن لزوماً منجر به پرخاشگری نمی شود، ولی کودکان پرخاشگر در مراحل رشد هیجانی کارکردی دارای تأخیر می باشند.     

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  تئوری ذهن ، رشد هیجانی کارکردی ،  پرخاشگری ، پیش دبستانی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 588
نام نویسنده: نعمت‌پور، زهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 94
چکیده: 

این پژوهش با هدف اصلی بررسی اثر­بخشی آموزش گروهی شناختی- هیجانی- رفتاری بر بهبود دلبستگی دانش‌­آموزان دختر متأهل شهرستان صالح­‌آباد انجام پذیرفت. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش‌­آزمون پس­‌آزمون با گروه کنترل می­‌باشد. پرسشنامه­‌­های مورد استفاده دلبستگی کولینز و رید (RAAS) و نیز پرسشنامه­‌ی باور­های غیر­­منطقی جونز بوده و جلسات آموزشی به صورت 10 جلسه‌­ی 90 دقیقه­‌ای و هفته­‌ای دو جلسه بوده­‌اند. نتایج حاصله از تحلیل آماری با آزمون تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که آموزش­‌گروهی شناختی- هیجانی- رفتاری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تأثیر معنی­‌داری در نمرات دلبستگی ایجاد نکرده­‌ است. لیکن نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشانگر کاهش معنادار نمرات باورهای غیر­منطقی، در اثر آموزش این طرح می­‌باشد. آماره­‌ی مجذور سهمی اتا نشان داد که 37% تغییرات نمره پس‌­آزمون ناشی از شرکت در گروه آموزشی REBT بوده ­است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  آموزش‌گروهی ، شناختی- هیجانی- رفتاری ، دلبستگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 598
نام نویسنده: گنابادی، الهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 95
چکیده: 

 از آنجایي که بخش مهمی از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان به شیوه فرزندپروری والدین بر می‌گردد و آموزش‌های فرزندپروری در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان در مطالعات متعدد مورد آزمون قرار گرفته است؛ پژوهش حاضر با این هدف که، کدام یک از دو شیوه فرزندپروری، مثبت و انتخاب، تأثير بیشتری در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی کودک دارد، انجام گرفت. تحقیق حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل است. نمونه پژوهش را خانواده‌های مراجعه کننده به فرهنگسرای کودک و آینده شهرداری مشهد، در بازه فروردین تا تیر 1392 تشکیل دادند؛ برگزاری این کارگاه‌ها از طریق پیامک به خانواده‌ها اطلاع‌رسانی شد. تعداد 30 مادر دارای کودک 3 تا 6 سال (20 نفر گروه‌های آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) که بر اساس سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (CBCL) کودکان‌شان دارای مشکلات هیجانی یا رفتاری بودند (بالاتر از نمره درصدی 80 و نقطه برش60=T)انتخاب شدند. همچنین والدین پرسشنامه والد بودن(خودکارامدی) را نیز تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (ANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه آموزش فرزندپروری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری را در مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان نشان دادند. همچنین هر دو آموزش توانست میزان صلاحیت والدینی شرکت کنندگان در کارگاه را نسبت به گروه کنترل افزایش دهند. اما فرزندپروری انتخاب، در کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان مؤثرتر از برنامه فرزندپروری مثبت بود. میزان صلاحیت والدینی شرکت‌کنندگان گروه فرزندپروری انتخاب با شرکت‌کنندگان در گروه فرزندپروری مثبت تفاوت معناداری نداشت. نتایج نشان داد که به طور کلی آموزش‌های فرزندپروری در هر دو گروه نسبت به گروه کنترل سبب کاهش معناداری در مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان است، و همچنین این آموزش‌ها سبب افزایش احساس خودکارآمدی و توانمندی در والدین هر دو گروه نسبت به گروه کنترل شده است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور دوم: صالحي فدردي، جواد
کلید واژه ها:  فرزندپروري مثبت ، فرزندپروري انتخاب ، مشكلات رفتاري ـ هيجاني ، خودكارآمدي


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 602
نام نویسنده: صدري، سيدالهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 100
چکیده: 

پژوهش حاضر با در نظر گرفتن آسیب های ناشی از اختلالات رفتاری کودکان، با این هدف انجام شد که نشان دهد آیا مدل درمانی رویکردتحولی- تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط(DIR) ، یعنی بازی درمانی فلورتایم مبتنی بر خانواده، بر کاهش نشانه ها و بهبود کودکان دارای نشانگان نافرمانی مقابله ای  و همچنین کاهش استرس مادران آنها تاثیر دارد یا خیر؟جامعه آماری این پژوهش کودکان پیش دبستانی ناحیه 9 شهرداری شهر مشهد بوده و نمونه مورد نیاز ، از میان 240 خانواده که با مهد های کودک این ناحیهدر ارتباط بودند و نیز با بررسی برگه پذیرش 250 مورد مراجعه کننده به یکی از کلینیک های کودک این منطقه، انتخاب شد. بدین ترتیب که پنج نفر از مادرانی که کودکان آنها بر اساس فهرست رفتاری کودکان، دارای نشانگان نافرمانی بوده و حاضر به همکاری در طرح پژوهشی و شرکت در کلاس ها بودند، به همراه فرزندانشان، به عنوان گروه آزمایش و ده نفر نیز به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. ابزارمورد استفاده در این پژوهش فهرست رفتاری کودکان (CBCL)، برای شناسایی نشانگان نافرمانی مقابله ای و شاخص PSI-SF، برای بررسی میزان استرس مادران بود.روش کار نیز بدین صورت بود که در ابتدا والدین هر دو گروه آزمایش و کنترل، این پرسشنامه ها را تکمیل کرده و سپس گروه آزمایش، در طی هشت جلسه 90 دقیقه ای آموزش دیدند و ضمن آشنا شدن با مفاهیم رویکرد DIR، تکنیک ها و اصول بازی درمانی فلورتایم را فرا گرفته و آن را در جلسات بازی درمانی تمرین کردند. دو هفته بعد از اتمام جلسات، پرسشنامه CBCL و شاخص PSI-SF بار دیگر و به عنوان پس آزمون به والدین هر دو گروه داده شد. به طور کلی، تحلیل نتایج بدست آمده به شیوه ناپارامتری، نشان داد که مدل درمانی رویکرد DIR، یعنی بازی درمانی فلورتایم، باعث کاهش نشانگان نافرمانی کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل و همچنین کاهش استرس مادران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل می شود که نشان از تاثیر این نوع بازی درمانی بر کودکان و مادران دارد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  نشانگان نافرمانی مقابله‌ای ، استرس مادران ، رویکرد DIR ، فلورتایم مبتنی بر خانواده


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 620
نام نویسنده: لویمی، شریفه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 129
چکیده: 

هدف: پژهش حاضر بررسی ارتباط بین تاب آوری با سبک های دلبستگی ومهارت حل مسئله در وابستگان به مواد مخدر متقاضی ترک می‌باشد. همچنین بررسی این مسئله که کدامیک از متغیرهای سبک دلبستگی و مهارت حل مسئله پیش بینی کننده بهتری برای تاب آوری هستند.

روش کار: طرح پژوهش از حیث گردآوری داده‌ها در دسته تحقیقات توصیفی غیرآزماشی قرار می‌گیرد، همچنین روش پژوهش از نوع همبستگی و رگرسیون و تحلیل واریانس برای فرضیه‌ی اول می‌باشد. 186 نفر از وابستگان به مواد مخدر متقاضی ترک مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر اهواز (156 مرد و30 زن)، در پژوهش شرکت کردند. برای سنجش تاب‌آوری از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسونCD-RISC، برای سنجش مهارت حل مسأله از دو ابزار مقیاس شیوه‌ی حل مسئله کسیدی ولانگ و آزمون کامپیوتری برج لندن و برای تعیین سبک های دلبستگی از پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان AAQ هازن و شیور استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس برای فرضیه‌ی اول و همبستگی پیرسون برای سه فرضیه بعدی، همچنین از رگرسیون چند متغیره برای بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین میزان تاب آوری در سبک های مختلف دلبستگی تفاوت معنادار وجود دارد. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین سبک دلبستگی ایمن و تاب آوری،همچنین بین مهارت حل مسئله و تاب آوری رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین سبک دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و اضطرابی) و تاب آوری رابطه منفی معنادار وجود دارد. هچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دو متغیر پیشبین به میزان23/0با متغیر تاب‌آوری همبستگی کلی داشته و 5 درصد متغیر ملاک را تببین و پیش بینی نموده‌اند. همچنین تنها متغیر شیوه حل مسأله آن هم به میزان 19/0بر متغیر تاب‌آوری مؤثر است. متغیر سبک دلبستگی تأثیر معنادار ندارد.

بحث و نتیجه گیری: وابستگان به مواد مخدری که سبک دلبستگی ایمن‌تری دارند از میزان تاب‌آوری بیشتری برخوردار بوده و افراد ناایمن تاب‌آوری کمتری دارند. همچنین کسانی که مهارت حل مسئله بالاتری دارند از میزان تاب آوری بالاتری برخوردارند. پژوهش حاضر نیز نشان داد مهارت حل مسئله تبیین‌‌کننده قویی برای تاب آوری است. بنابراین برای ترویج و ارتقاء تاب آوری در وابستگان به مواد مخدر باید سعی در آموزش مهارت حل مسئله و بهبود سبکهای دلبستگی نمود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  سبک‌های دلبستگی ، مهارت حل مسأله ، تاب آوری ، وابستگان به مواد مخدر


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.