دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


    12   >

پایان نامه های راهنمایی شده توسط غفاري، ابوالفضل
تعداد نتایج به دست آمده: 18 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 412
نام نویسنده: رضایی، مژگان
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1389
تعداد صفحات: 105
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر مقایسه میزان و عوامل موثر بر افت تحصیلی دانشجویان ایرانی و افغانی دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه هرات از دیدگاه خودشان است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی و دانشگاه هرات در سال تحصیلی 1389 می باشد. نمونه ی پژوهش شامل 373 نفر از دانشجویان ایرانی دانشگاه فردوسی مشهد و 86 نفر از دانشجویان افغانی این دانشگاه و 348 نفر از دانشجویان دانشگاه هرات می باشد که به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است، که به بررسی شش سوال می پردازد. نتایج پژوهش برای سوالات نشان داد که در رابطه با میزان افت تحصیلی در میان سه گروه دانشجویان تفاوت معنا داری وجود دارد و دانشجویان افغانی دانشگاه فردوسی از دو گروه دیگر افت تحصیلی بیشتری دارند و دانشجویان دانشگاه هرات نسبت به دانشجویان فردوسی دارای افت تحصیلی بیشتری هستند. افت تحصیلی در میان دختران و پسران تفاوت معناداری نداشتند ولی در میان شش دانشکده موجود در پژوهش، دانشجویان  دانشکده های مهندسی، ادبیات و علوم، افت تحصیلی بیشتری نسبت به دانشکده های کشاورزی، حقوق و اقتصاد داشتند. در رابطه با تأثیر عوامل فردی بر افت تحصیلی از دیدگاه دانشجویان سه گروه، در مولفه­های استعداد، برنامه­ریزی تحصیلی و مهارت­های زندگی، تفاوت معناداری وجود نداشت و تنها تفاوت در تاثیر مولفه انگیزش مشاهده شد. بدین ترتیب که، از دیدگاه دانشجویان ایرانی دانشگاه فردوسی عامل انگیزش نسبت به گروه دانشجویان افغانی این دانشگاه و دانشجویان دانشگاه هرات تاثیر بیشتری بر افت تحصیلی دارد. اما در مورد عوامل خانوادگی و تاثیر مولفه­های نگرش خانواده نسبت به تحصیل و جو خانوادگی بر افت تحصیلی از دیدگاه دانشجویان، در میان سه گروه تفاوت معنادار بود. بدین صورت که در تاثیر دو مولفه نگرش و جو خانوادگی بر افت تحصیلی، از دیدگاه دانشجویان دانشگاه فردوسی و دانشگاه هرات و نیز دانشجویان ایرانی و افغانی دانشگاه فردوسی تفاوت معنا دار بود؛ ولی تفاوتی میان دانشجویان افغانی دانشگاه فردوسی و دانشگاه هرات در این مولفه­ها وجود نداشت. در نهایت در رابطه با عوامل آموزشی و تاثیر مولفه­های استاد و کیفیت تعامل وی با دانشجویان، سیستم آموزشی و فضا و امکانات آموزشی بر افت تحصیلی، از دیدگاه سه گروه تفاوت معنادار بود. و در هر سه مولفه فوق، میان دیدگاه دانشجویان دانشگاه هرات و دانشجویان ایرانی و افغانی دانشگاه فردوسی تفاوت معنادار بود. اما میان دیدگاه دانشجویان ایرانی و افغانی دانشگاه فردوسی در تاثیر این مولفه­ها بر افت تحصیلی تفاوتی مشاهده نشد.

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مواخذ - نتيجه گيري

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
کلید واژه ها:  دانشجویان افغانی ، افت تحصیلی ، عوامل فردی ، عوامل آموزشی ، عوامل خانوادگی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 231
نام نویسنده: مشيريان فراحي، سيدموسي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 110
چکیده: 

در اين تحقيق رفتار مديران با توجه به مؤلفه­ هاي عقلانيت در سند تحول راهبردی نظام تربیت رسمی و عمومی جمهوري اسلامي‌ايران در افق چشم انداز و مجموعه مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران كه شامل: تعقل و تفکر، خلاقیت و ابتکار، منطقی بودن، اقتدارگرایی، انتقاد پذیری، گفتگو، و استدلال کردن است، توسط دبیران ارزيابي گردیده است، تا معلوم گردد رفتار آنان با وضعيت مطلوب چقدر فاصله دارد. جامعه آماري اين پژوهش، معلمان و مديران مقطع راهنمايي پسرانه مدارس دولتي شهرستان نيشابور در سال تحصيلي 89-1388 هستند. جامعه آماري شامل تعداد300 نفر از دبیران مرد از مجموع 31 مدرسه راهنمايي پسرانه دولتی شهرستان نيشابور مي­باشد. از بين جامعه آماري، تعداد 169 نفر به عنوان آزمودني به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده­اند. چون در اين پژوهش به بررسي نظرات معلمان در مورد عملكرد مديران پرداخته شد، پژوهش از نوع توصیفی پيمايشي مي­باشد. در اين پژوهش، براي بررسی نظرات معلمان در مورد رفتار عقلاني مديران، از پرسش نامه ای مبتنی بر مقیاس پنج درجه ای لیکرت محقق ساخته که شامل 69 گویه است، استفاده شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفاي كرانباخ استفاده شده است که مقدار این ضریب در مورد هر یک از مولفه های عقلانیت بدین صورت به دست آمده است: تعقل و تفکر 0/92، خلاقیت 0/96، انتقاد پذیری 0/93، استدلال کردن0/83، منطقی بودن 0/89، تفکر انتقادی 0/92، گفت و گو0/92 و اقتدار گرایی 0/75، که همه مقادیر مؤید پایایی  پرسشنامه می باشد.  تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش در دو بخش توصیفی و استنباطی ارائه شده است. تحليل توصيفي داده هاي پژوهش با استفاده از شاخص هاي آمار توصيفي نظیر جداول فراواني، ميانگين، ميانه، نما، انحراف معيار، واریانس، كمترين مشاهده و بيشترين مشاهده انجام می شود و در بخش استنباطی با استفاده از آزمونهای آماری مناسب به بررسي فرضيه هاي پژوهش پرداخته شده است. تحليل يافته­ ها نشان داد که به طور کلی از دیدگاه معلمان، رفتار عقلانی مدیران بالاتر از حد متوسط می باشد. سابقه خدمت و تحصیلات معلمان بر دیدگاه آنان در مورد رفتار عقلانی مدیر تأثیر نمی گذارد. همچنین میانگین نمره مؤلفه های رفتار عقلانی مدیر از دیدگاه معلمان یکسان نیست و در میان مؤلفه های رفتار عقلانی مدیر، شاخص خلاقیت و ابتکار با میانگین2/64 در پایین ترین مرتبه و شاخص منطقی بودن با میانگین 3/10 در بالاترین مرتبه قرار دارد.


فهرست مندرجات      فهرست منابع و مأخذ    نتيجه گيري

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  تربيت ، اهداف عقلانی ، رفتار مدیران ، نيشابور


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 285
نام نویسنده: نوروزيان، حميده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 117
چکیده: 

پژوهش حاضر، به بررسي رابطه باورهاي معرفت­ شناختي و سبك رهبري اخلاقي مديران زن مقطع متوسطه پرداخته است. روش پژوهش توصيفي و از نوع همبستگي است. جامعه آماري اين پژوهش شامل كليه مديران زن مقطع متوسطه شهر مشهد در سال تحصيلي 89-90 مي­باشد. نمونه با حجم نود نفر از  جامعه (154 N:) انتخاب شده است. براي جمع­آوری اطلاعات از دو پرسشنامه باورهاي معرفت شناختي شومر (1992) و پرسشنامه رهبري اخلاقي عمادي­فر(1388) استفاده شد. ضريب پايايي پرسشنامه باورهاي معرفت­ شناختي با استناد به شومر (1990) 74/0 مي­‌باشد. شومر در سال 1993 پس از تجديد نظر در پرسشنامه مزبور، ضريب پايايي به دست آمده را در دامنه 45/0 تا 85/0 گزارش داد. ارزش پايايي پرسشنامه رهبري اخلاقي، به شيوه همساني دروني (آلفاي كرونباخ)، برابر با 98% مشاهده شد (به نقل از عمادي­فر، 1388). به منظور تعيين روايي پرسشنامه باورهاي معرفت شناختي از روايي سازه بر مبنای چهار سازه اصلي تشكيل­دهنده باورهاي معرفت شناختي به شيوة تحليل عوامل با چرخش واريماكس (متعامد) استفاده شد. برای سنجش روايي پرسشنامه رهبري اخلاقي، در جهت انطباق سؤالات با سازه از نظر صاحب‌نظران بهره‌گيري شد و با نظر به توافق اجماعي متخصصان مديريت كه صلاحيت لازم را در جهت تأييد مؤلفه‌هاي مطرح شده دارا بودند، روايي محتوایی پرسشنامه تأييد شده است. براي تجزيه و تحليل داده‌ها از آزمون‌هاي رگرسيون چندگانه، ضریب همبستگي پيرسون، t تك­نمونه‌اي و تحليل واريانس چند متغيره استفاده شد. تجزيه و تحليل­ها نشان داد كه بين باورهاي معرفت­ شناختي و سبك رهبري اخلاقي مديران رابطه مثبت وجود دارد و باورهاي معرفت­ شناختي مديران مي­تواند سبك رهبري اخلاقي آن‌ها را پيش‌بيني نماید. هم­چنين مشاهده شد كه بين بيشتر مؤلفه­هاي باورهاي معرفت­شناختي و سبك رهبري اخلاقي رابطه وجود دارد. يافته ديگر اين بود كه مديران زن مقطع متوسطه در حد بالاتر از انتظار، از رهبري اخلاقي هستند. همچنین مشاهده شد كه باورهای معرفت شناختی و رهبری اخلاقی مديران داراي تحصيلات كارشناسي­ارشد و كارشناسي، متفاوت است. مدیرانی که در رشته علوم انسانی تحصیل کرده اند، تفاوت معناداری با سایر مدیران داشتند. به طوری که میانگین نمرات مدیران دارای رشته علوم انسانی در مقایسه با مدیران رشته های ریاضی و تجربی به طور معناداری بیشتر است. این در حالی است که بین میانگین نمرات مدیران دارای رشته ریاضی و تجربی تفاوت معناداری در این مؤلفه وجود نداشت. از لحاظ سابقه خدمت، در باورهای معرفت­ شناختی تفاوت معناداری بین مدیران مشاهده نشد. اما از لحاظ رهبری اخلاقی بین مدیران با سابقه­های خدمت مختلف، تفاوت معناداری مشاهده شد.

فهرست مندرجات

منابع و ماخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور دوم: بذرافشان مقدم، مجتبي
کلید واژه ها:  مدیران زن ، باورهاي معرفت شناختي ، رهبري اخلاقي


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 326
نام نویسنده: اسکافی، خدیجه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 133
چکیده: 

هدف این پژوهش، بررسی رابطه رشد اخلاقی و منابع اقتدار اخلاقی با نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف و وضعیت تحصیلی در بین دختران نوجوان شهر مشهد بود. آزمودنی‌ها 400 نفر از دختران نوجوان (17-14 ساله) شهر مشهد بودند که از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. پس از پالایش پرسشنامه‌ها، پاسخ 252 نفر از آزمودنی‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش پرسشنامه استدلال اخلاقی رست، پرسشنامه منابع اقتدار اخلاقی و پرسشنامه محقق ساخته نگرش‌سنجی درباره ارتباط با جنس مخالف بود. از معدل سال گذشته آزمودنی‌ها برای سنجش وضعیت تحصیلی آنان استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی و رگرسیون نشان داد که رشد اخلاقی با نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف رابطه معکوس دارد و می‌تواند در سطح متوسطی پیش‌بینی‌کننده نگرش منفی نسبت به رابطه با جنس مخالف باشد. اما رابطه رشد اخلاقی و پیشرفت تحصیلی معنادار نبود. نتایج همچنین نشان دادکه 86% از آزمودنی‌ها در 2 تا 32% از استدلال‌های اخلاقی خود در سطح فوق قراردادی رشد اخلاقی کلبرگ قرار گرفتند. بیشترین منبع اقتدار اخلاقی که پیش‌بینی‌کننده رشد اخلاقی آزمودنی‌ها بود، منبع بهزیستی جامعه بود. منبع اقتداری که بیشترین قدرت پیش‌بینی‌کنندگی را بر روی نگرش آزمودنی‌ها نسبت به رابطه با جنس مخالف داشت، منبع خود علاقمندی بود. خانواده به عنوان مؤثرترین منبع اقتدار اخلاقی بر پیشرفت تحصیلی نوجوانان شناخته شد. هم چنین مشخص شد که بین سن و نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف در بین دختران نوجوان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  رشد اخلاقی ، منابع اقتدار اخلاقی ، رابطه با جنس مخالف ، پیشرفت تحصیلی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 327
نام نویسنده: حسن زاده، مهدیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 135
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی رابطه تعارض والد- فرزندی، ادراک از جو مدرسه و ناسازگاری در دختران دانش‌آموز منزل گریز و عادی انجام گرفته است. نمونه این پژوهش 120 تن از دانش­آموزان دختر بودند که 60 تن از آن­ها به عنوان دختران منزل گریز، در سال تحصیلی 93-1392، توسط نیروی انتظامی و قوه قضائیه، به مراکز مداخله در بحران و قرنطینه شهر مشهد ارجاع گردیده بودند و 60 تن از آن­ها نیز به عنوان گروه عادی (همتا) از ميان دانش‌آموزان دختر متوسطه ناحیه یک شهر مشهد انتخاب شدند. نمونه­گیری گروه منزل گریز، به روش در دسترس و افراد عادی به روش هدفمند انجام گرفت و هر دو گروه به پرسشنامه­های مقياس رابطه والد- فرزندی (PCRS)، پرسش­نامه سازگاری دانش­آموزان سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه محقق ساخته ادراک از جو مدرسه پاسخ دادند. روایی و پایایی پرسش­نامه­ها محاسبه گردید و مورد تایید قرار گرفت. روش پژوهش از نوع علی- مقایسه­ای بود. به منظور تجزیه و تحلیل فرضیات از آزمون­های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، همبستگی و رگرسیون چندگانه) و آزمون­های آمار استنباطی (تی وابسته) استفاده گردید. نتايج حاصل از اجراي رگرسيون چندگانه نشان مي‌دهد که تعارض والد- فرزندی و جو مدرسه مي‌توانند ناسازگاری دانش‌آموزان را پيش‌بيني نمايند (001/0>p ، 415/82=(118، 2)F). نتایج آزمون تی وابسته نشان داد که بین دانش‌آموزان عادی و منزل گریز در تعارض والد- فرزندی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p)؛ به طوری­که ميانگین تعارض والد- فرزندی دانش‌آموزان منزل گریز، بالاتر از دانش‌آموزان عادی بود. نتایج آزمون تی وابسته نشان داد که بین دانش‌آموزان عادی و منزل گریز در ادراک از جو مدرسه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p). نتایج آزمون تی وابسته نشان داد که بین دانش‌آموزان عادی و منزل گریز در ناسازگاری نيز تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p). به طور کلی مي‌‌توان گفت تعارض والد-فرزندی و ادراک دانش­آموزان از جو مدرسه، مي‌‌توانند ناسازگاری دانش‌آموزان را پیش­بینی کنند. دانش‌آموزان دختر منزل­گریز در مقایسه با دانش­آموزان عادی، از تعارض والد-فرزندی و ناسازگاری بیشتري برخوردار بودند. همچنین دانش­آموز دختر منزل گریز، ادراک نامطلوب‌تری از جو مدرسه داشتند.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  تعارض والد- فرزندی ، ادراك از جو مدرسه ، ناسازگاری دانش آموزان ، منزل گریزی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 331
نام نویسنده: جمشیدی، کلثوم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 140
چکیده: 

مرگ یک تجربه پویا و نا ایستا در سراسر زندگی است و اعتقادات مذهبی يكي از شاخصه­هايي است كه نوع نگرش به مرگ را تحت تأثير قرار مي­دهد.  با توجه به اثر نوع نگرش به مرگ، بر متغیرهای مختلف، انتظار مي­رود این نگرش، در تبيين اهمال­كاري و به ويژه اهمال‏کاری تحصیلی كه از شایع‌­ترین مشکلات در سطوح مختلف تحصیلی است نیز مؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نگرش به مرگ و جهت­گیری مذهبی با اهمال‏کاری تحصیلی در جامعه دانشجویان رشته­هاي فني، علوم پايه و علوم انساني دانشگاه فردوسي مشهد انجام گرديد. در اين مطالعه از يك طرح  توصيفي، و از نوع همبستگي استفاده گرديد. برای تعیین حجم نمونه، یک مطالعه مقدماتی انجام شد که طی آن 35 دانشجوی دختر پرسش­نامه­های اهمال‏کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم، نیم رخ نگرش به مرگ ونگ و جهت گیری مذهبی آلپورت را تکمیل کردند و پس از آن با استفاده از روش نمونه­گيري سهميه­اي نسبي، حجم نمونه 134 نفر برآورد شد؛ اما به دلیل احتمال ریزش پرسش­نامه­ها، در نهايت حجم نمونه 150 نفر (85 دختر و 65پسر) دانشجو در نظر گرفته شد. به منظور تجزيه و تحليل آماري داده­هاي پژ‍وهش، از آزمون­های همبستگی پيرسون و تحلیل واریانس و آزمون T و آزمون لون استفاده شد. نتایج تحقيق حاكي از آن بود كه بين اهمال­كاري تحصيلي و نگرش منفي به مرگ رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (189/0r= ، 023/0p=) و بين نگرش منفی به مرگ و جهت­گیری مذهبی بیرونی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (00/0=p، 274/0=r). همچنين نتايج نشان داد كه بين جهت گيري مذهبي بيروني و اهمال­كاري تحصيلي، رابطه مثبت و معنادار وجود ندارد(125/0p=، 126/0 r=). رابطه بین جهت­گیری­مذهبی بیرونی و اهمال‏کاری تحصیلی در رشته فنی مهندسی با همبستگی (0.333) و در گروه دانشجویان دختر، با ارزش همبستگی(0.348) معنادار شد و در سایر رشته­ها و به طور کلی این فرضیه معنادار نشد. همچنين، نتايج مربوط به بررسي تفاوت اهمال­كاري در دو گروه دختران و پسران نشان داد كه، میزان اهمال‏کاری در پسران (62.09M=) بیشتر از دختران (55.68M=) می­باشد؛ اما بين نگرش منفی به مرگ و جهت­گيري مذهبي در ميان دو گروه تفاوت معني­دار وجود نداشت.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  اهمال‏ کاری تحصیلی ، جهت‏ گیری مذهبی ، نگرش به مرگ


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 337
نام نویسنده: بیهقی، علی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 130
چکیده: 

مرگ، از دغدغه‌های انکارناپذیر و بنیادی بشر است. شیوه روبه‌رو شدن با مرگ، تأثیر بازتابی مرگ بر زندگی و اعمال آدمی همگی، منوط به تصویر و ادراک آدمی از مرگ دارد. در این میان نظام تعلیم و تربیت، به طور عام و تربیت دینی به طور خاص، می‌تواند منشأ اثر باشد. بررسی کتاب­های درسی دوره ابتدایی و متوسطه نشان می‌دهد که برنامه‌ریزان درسی، به‌طور ویژه و نظام‌مند به موضوع مرگ و مرگ‌اندیشی نپرداخته‌اند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به سه سؤال عمده بر اساس دیدگاه‌های متخصصان است. نخست آنکه مرگ‌اندیشی از چه جایگاهی برخوردار است؟ دوم آنکه تا چه اندازه گنجاندن موضوع مرگ‌اندیشی در برنامه‌درسی می‌تواند مطلوب و صحیح باشد؟ و سوم آنکه کیفیت این گنجاندن به چه صورت می‌تواند باشد؟ برای جمع‌آوری دیدگاه‌ها، از روش مصاحبه با روش سؤالات باز استانداردشده، استفاده شد. تحقیق حاضر از منظر روش‌شناسی "توصیفی- تحلیلی" است و از نظر پارادایم زیربنایی، کیفی به شمار می‌رود. این تحقیق با هدف دیدگاه‌سنجی به انجام می‌رسد. جامعه مورد تحقیق، عبارت است از استادان دانشگاهی گروه­های آموزشی علوم تربيتي، روان‌شناسي و الهيات، و همچنین استادان حوزوی و در نهایت مشاوران و دبيران دين و زندگي شاغل در آموزش و پرورش. از بین جامعه فوق 30 تن از متخصصان بر اساس معیارهای تعیین شده، انتخاب شدند. مصاحبه‌ها بعد از پیاده‌سازی، مورد تحلیل قرار گرفت، و نکات کلیدی در چند مرحله به صورت نظام‌مند، استخراج و جمع‌بندی گردید. از جمله نتایج اینکه قریب به اتفاق متخصصان، این موضوع را حائز اهمیت دانسته و فی‌الجمله درباره گنجاندن آن در برنامه‌درسی اتفاق نظر داشتند. از نکات مورد تأکید اینکه دوره ابتدایی، زمان مناسبی برای پرداختن به مرگ و مرگ‌اندیشی نیست، مگر آنکه به طور غیرمستقیم و در قالب روش­های زیباشناسانه و هنری به دانش‌آموزان عرضه شود. در دوره متوسطه که دانش‌آموزان وارد مرحله تفکر انتزاعی و صوری شده‌اند، می‌توان به طور متمرکز و مستقیم به آموزش مرگ‌اندیشی مبادرت کرد. با وجود این، باید مراقب بود که جنبه‌های سازنده و مثبت مرگ به عنوان جنبه‌ای از رحمانیت خداوند و نه قهاریت او به تصویر کشیده شود. با توجه به نظر موافق متخصصان مورد مصاحبه در خصوص اهمیت و ضرورت و آثار مثبت پرداختن به مرگ­اندیشی در برنامه‌درسی دوره متوسطه، نتیجه این پژوهش، قابل استفاده برای برنامه­ریزان درسی برای تصمیم­گیری در مورد زمان و محتوای مرگ­اندیشی در برنامه‌درسی رسمی می­باشد.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع ومآخذ

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کرمی، مرتضی
کلید واژه ها:  تربیت دینی ، برنامه درسی ، مرگ‌اندیشی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 354
نام نویسنده: ضیائی‌پور، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 104
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی نقش پیش­بینی­کنندگی باورهای غیرمنطقی و برداشت نادرست از توکل به خدا در انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان انجام گرفته است. از آن جاکه توکل یک آموزه ی دینی است و انتظار می رود افراد متوکل در زندگی شان موفقیت را تجربه کنند، برخی مشاهدات حاکی از آن است که پیشرفت تحصیلی این افراد مورد انتظار نیست. از سویی دیگر باورهای غیرمنطقی و آثار زیان بار آن هم، می توانند پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار دهند؛ لذا در این پژوهش برداشت نادرست از توکل به خدا و باورهای غیرمنطقی به عنوان پیش بینی کننده های انگیزش پیشرفت تحصیلی مورد مطالعه قرار گرفته است.  نمونه این پژوهش، به تعداد 375 نفر از بین دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 93-1392 انتخاب شدند. نمونه گیری به روش خوشه ای چند مرحله ای انجام گرفت. ابزارهای سنجش انگیزش پیشرفت تحصیلی، باورهای غیرمنطقی و برداشت نادرست از توکل به خدا به ترتیب، پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی عبدخدایی(1385)، پرسشنامه باورهای غیرمنطقی الیس (1370) و پرسشنامه راهیابی به حوادث و رخدادهای زندگی(غباری، 1387) استفاده شده است.  به منظور تجزیه و تحلیل سؤالات پژوهش، از آزمون های آماری توصیفی، ضریب همبستگی و رگرسیون استفاده گردید. تحلیل آماری داده ها، نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی و انگیزش پیشرفت تحصیلی رابطه منفی معنادار و بین برداشت نادرست از توکل به خدا و انگیزش پیشرفت تحصیلی رابطه ی منفی معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نیز نشان می دهد که هر دو متغیر باورهای غیرمنطقی با ضریب پیش بینی (16/0-) و برداشت نادرست از توکل به خدا (10/0-)، می توانند انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیش بینی کنند، اما باورهای غیرمنطقی، از سهم بیشتری در پیش بینی انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان برخوردار است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  باورهای غیرمنطقی ، برداشت نادرست از توکل به خدا ، انگیزش پیشرفت تحصیلی ، دانشجویان دختر


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 675
نام نویسنده: احمدی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 1393
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین متغیر‌‌های هوش هیجانی و جنسیت با غمخواری معلمان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل معلمان سه درس ریاضی، دینی و مطالعات اجتماعی مقطع متوسطه (دوره اول و دوم) دخترانه و پسرانه شهر اردکان و دانش‌آموزان آن‌‌‌هاست. نمونه معلمان شامل تمامی معلمان این سه درس بود و نمونه دانش‌آموزان نیز به تصادف از بین دانش‌آموزان هریک از این معلمان انتخاب گردید. بر این اساس تعداد 63 معلم (شامل 34 زن و 29 مرد) و 309 دانش‌آموز (شامل 174 دختر و 135 پسر) گروه نمونه را تشکیل دادند. معلمان، پرسش‌نامه محقق‌ساخته غمخواری (فرم معلم) که سه نوع غمخواری را می سنجد- و پرسش‌نامه هوش هیجانی شات و دانش‌آموزان نیز صرفا پرسش‌نامه غمخواری (فرم دانش آموز) را تکمیل نمودند. برای بررسی رابطه بین انواع غمخواری از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که فقط بین غمخواری در حوزه درونی و غمخواری برای اندیشه‌‌‌ها رابطه­ای مثبت و معنادار وجود دارد (0.001>p، 0.48= r، 233= n). نتایج تحلیل همبستگی پیرسون همچنین نشان داد که بین هوش هیجانی و غمخواری معلمان ‌رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد (0.001> p،63= n، 0.57= r). علاوه بر این در این پژوهش معلمان زن غمخوارتر از معلمان مرد بودند. در پایان نیز می­بایست به این مسئله اشاره نمود که انطباقی بین نمره غمخواری معلمان و غمخواری ادراک‌شده توسط دانش‌آموزان آن‌‌‌ها به­طور کلی، وجود نداشت. اما بین معلمان زن، انطباق بین این دو متغیر بیشتر از مردان بود، در نتیجه می‌توان گفت رابطه غمخوارانه در بین معلمان زن و دانش‌آموزان آن‌‌‌ها از وضع مطلوب­تری نسبت به معلمان مرد، برخوردار است.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع و مأخذ

 پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  هوش هیجانی ، غمخواری ، جنسیت ، معلمان ، دانش‌آموزان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 717
نام نویسنده: احمدی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 179
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین متغیر‌‌های هوش هیجانی و جنسیت با غمخواری معلمان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل معلمان سه درس ریاضی، دینی و مطالعات اجتماعی مقطع متوسطه (دوره اول و دوم) دخترانه و پسرانه شهر اردکان و دانش‌آموزان آن‌‌‌هاست. نمونه معلمان شامل تمامی معلمان این سه درس بود و نمونه دانش‌آموزان نیز به تصادف از بین دانش‌آموزان هریک از این معلمان انتخاب گردید. بر این اساس تعداد 63 معلم (شامل 34 زن و 29 مرد) و 309 دانش‌آموز (شامل 174 دختر و 135 پسر) گروه نمونه را تشکیل دادند. معلمان، پرسش‌نامه محقق‌ساخته غمخواری (فرم معلم) که سه نوع غمخواری را می سنجد- و پرسش‌نامه هوش هیجانی شات و دانش‌آموزان نیز صرفا پرسش‌نامه غمخواری (فرم دانش آموز) را تکمیل نمودند. برای بررسی رابطه بین انواع غمخواری از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که فقط بین غمخواری در حوزه درونی و غمخواری برای اندیشه‌‌‌ها رابطه­ای مثبت و معنادار وجود دارد (0.001>p، 0.48= r، 233= n). نتایج تحلیل همبستگی پیرسون همچنین نشان داد که بین هوش هیجانی و غمخواری معلمان ‌رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد (0.001> p،63= n، 0.57= r). علاوه بر این در این پژوهش معلمان زن غمخوارتر از معلمان مرد بودند. در پایان نیز می­بایست به این مسئله اشاره نمود که انطباقی بین نمره غمخواری معلمان و غمخواری ادراک‌شده توسط دانش‌آموزان آن‌‌‌ها به­طور کلی، وجود نداشت. اما بین معلمان زن، انطباق بین این دو متغیر بیشتر از مردان بود، در نتیجه می‌توان گفت رابطه غمخوارانه در بین معلمان زن و دانش‌آموزان آن‌‌‌ها از وضع مطلوب­تری نسبت به معلمان مرد، برخوردار است.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  هوش هیجانی ، غمخواری ، جنسیت ، معلمان ، دانش‌آموزان

    12   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.