دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


مرتب شده بر اساس نام خانوادگی نویسنده اصلی

<   1234567891011121314151617181920212223242535455565758595105115125135   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1384 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 782
نام نویسنده: کاهانی زارعی، مریم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 138
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشودگی مبتنی بر معنویت درمانی بر کاهش طلاق عاطفی، تحریف‌های شناختی بین فردی و بهبود سلامت روان زنان دارای تعارض زناشویی بود. این پژوهش به لحاظ روش شبه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه مورد نظر کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر مشهد بودند، که از میان آنها 20 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مقیاس طلاق عاطفی (EDS)، پرسشنامه تحریف‌های شناختی بین فردی (ICDS) و چک لیست نشانه‌های اختلالات روانی (SCL-90R) بود. به منظور تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که بخشودگی مبتنی بر معنویت درمانی اثر معناداری بر کاهش طلاق عاطفی و بهبود سلامت روان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است، امّا تاثیر آن بر کاهش تحریف های شناختی بین فردی در گروه آزمایش معنادار نبوده است. در نتیجه، بخشودگی مبتنی بر معنویت درمانی می تواند از طریق بهبود روابط عاطفی و سلامت روان در کاهش تعارض زناشویی اثربخش باشد.

 فهرست مندرجات

نتیجه گیری

فهرست منابع و مآخذ

پرسشنامه


 


استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين
استاد مشاور اول: کیمیائی، سیدعلی
کلید واژه ها:  بخشودگی، معنویت درمانی ، طلاق عاطفی ،  تحریف های شناختی بین فردی ، سلامت روان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 318
نام نویسنده: کامل عباسی، امیر رضا
نویسنده دوم: سرگللزائی، حسین
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 121
چکیده: 

فاقد چكيده

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 611
نام نویسنده: کارگر، مونا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 151
چکیده: 

این پژوهش با هدف تعیین اثربخشي رویکرد زوج‌درماني خودنظم بخشی بر نظم جویی شناختی هیجان، آزار عاطفی و آشفتگی زناشویی انجام شد.پژوهش از نوع شبه آزمایشی است که در آن از پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، مشتمل بر کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکزمشاوره و رواندرمانی سطح شهر مشهد می‏باشد.نمونه مورد نظر شامل 10 زوج بود که جهت شرکت در طرح پژوهش به مرکز مشاوره وابسته به بهزیستی ارجاع داده شدند. لذا روش نمونه گیریِ این پژوهش، نمونه گیری در دسترس بود که بعد از انتخاب به صورت گمارش تصادفی در دو گروه کنترل (5 زوج)و آزمایش (5 زوج) قرارگرفتند. داده ‏ها به کمک پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان(CERQ)، آزار عاطفی و سازگاری دونفره (DAS) پیش از شروع جلسات در مورد هر دو گروه جمع آوری شد. متغییر مستقل زوج درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی بودکه گروه آزمايش در معرض مداخله 8جلسه‌اي زوج درماني خودنظم بخشی قرار گرفتند.. در این مدت بر روی گروه کنترل مداخله‌ی خاصی انجام نشد. پس از پایان جلسات مجددا پرسشنامه های نظم جویی شناختی هیجان، آزار عاطفی و سازگاری دونفره در مورد هر دو گروه اجرا شد.سپس با استفاده از شاخص‌هاي آمار توصيفي، آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری (ANCOVA)و چند متغیری (MANCOVA)، یافته‏های به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. يافته‌هاي پژوهش حاضر نشان داد که زوج درماني خودنظم بخشي باعث افزايش راهبرهای کارآمد نظم جویی شناختی هیجان، و کاهش راهبردهای ناکارآمد نظم جویی شناختی هیجان زوج‌هاي گروه آزمايش نسبت به گروه کنترل مي‌شود. همچنين، زوج‌درماني خودنظم بخشی منجر به کاهش آزار عاطفی وکاهش میزان آشفتگی زناشویی در بین زوجین آشفته مي‌شود. در مجموع، نتايج پژوهش حاضر نشان داد که زوج‌درماني خودنظم بخشی تأثير بسزايي در نظم جویی شناختی هیجان، کاهش آزار عاطفی و همچنین کاهش آشفتگی زناشویی دارد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  زوج‌درمانی خودنظم‌بخشی ، نظم‌جویی شناختی هیجان ، آزار عاطفی و آشفتگی زناشویی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 295
نام نویسنده: کاظمی، زهرا
نویسنده دوم: شاهبیگی، زهرا
نویسنده سوم: حسینی مقدم، الهه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1386
تعداد صفحات: 71
چکیده: 

در پژوهش حاضر رابطه ی بین ازدواج و عزت نفس مورد بررسی قرار گرفت . بدین منظور 72 دانشجوی مجرد و متأهل زن در دانشکده ی علوم تربیتی و روان شناسی و کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد درسال تحصیلی 85-86 با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی های مد نظر پرسشنامه ی سنجش عزت نفس کوپر اسمیت را کامل نمودند.

داده های به دست آمده در این مطالعه با استفاده از روش آماری همبستگی و آزمون t برای گروه های مجرد و متأهل تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین ازدواج و نقش آن در شکل دهی عزت نفس رابطه ی معناداری وجود دارد.

با توجه به خرده مقیاس های آزمون کوپر اسمیت (عزت نفس کلی ، عزت نفس اجتماعی ، عزت نفس تحصیلی و عزت نفس خانوادگی )نتایج نمایانگر آن بود که بین عزت نفس تحصیلی در دو گروه زنان مجرد و متأهل تفاوت معناداری مشاهده نمی شود همچنین آخرین فرضیه مبنی بر تفاوت عزت نفس بین دو دانشکده کشاورزی و علوم تربیتی رد شد . اما بین سه خرده مقیاس دیگر با ازدواج یعنی عزت نفس کلی ، عزت نفس اجتماعی و عزت نفس خانوادگی تفاوت معناداری وجود دارد و عزت نفس زنان متأهل در این سه خرده مقیاس بیشتر بوده است. بنابر این نتیجه گیری نهایی بیانگر نقش ازدواج در افزایش عزت نفس می باشد.

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  عزت نفس کلی ، عزت نفس اجتماعی ، عزت نفس تحصیلی ، عزت نفس خانوادگی ، ازدواج


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 252
نام نویسنده: کاظمی، علی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 111
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین فاصله قدرت و رهبری معنوی مدیران دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. روش تحقیق از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه فردوسی در سال تحصیلی 1390-1389 بود. تعداد این افراد با توجه به آمار استعلام شده از سازمان مرکزی دانشگاه 638 نفر بودند که با توجه به جدول مورگان تعداد 268 نفر از آنها به روش طبقه ای و انتخاب تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل دو پرسشنامه فاصله قدرت (محقق ساخته) و رهبری معنوی (ضیائی و همکاران، 1387) بود. با انجام یک مطالعه مقدماتی ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه فاصله قدرت و رهبری معنوی به ترتیب 86/0 و 87/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های رگرسیون ساده، آزمون t تک نمونه ای و آزمون مانووا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مهمترین نتایج تحقیق به این شرح می باشند: 1) مدیران دانشگاه فردوسی از نمره فاصله قدرت کمی برخوردار بودند؛ 2) مدیران در شاخص های رهبری معنوی نمره بالاتر از متوسط ممکن را کسب نمودند؛ 3) انطباق رفتار مدیران دانشگاه با شاخص های رهبری معنوی از طریق نمره فاصله قدرت قابل پیش بینی است؛ 4) بررسی تفاوت میزان رهبری معنوی و میزان فاصله قدرت مدیران بر حسب نوع استخدام کارکنان(رسمی و غیر رسمی) و گروه های آموزشی علوم انسانی و غیر علوم انسانی بیانگر تفاوت متغیر نوع دوستی بین کارکنان رسمی و غیر رسمی می باشد؛ 5) همچنین مدیران گروه های آموزشی غیر علوم انسانی در مولفه های تصمیم گیری، سلسله مراتب و مدیریت میانگین بالاتری را نسبت به گروه آموزشی علوم انسانی کسب کردند که بیانگر بالا بودن میزان فاصله قدرت مدیران نسبت به متوسط ممکن، بین کارکنان غیر علوم انسانی می باشد.

فهرست مندرجات   نتیجه گیری    فهرست منابع و مآخذ   پرسشنامه


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  فاصله قدرت ، سبک رهبری معنوی ، گروه های آموزشی ، دانشگاه فردوسی مشهد


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 329
نام نویسنده: کاظمی، صديقه
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 405
چکیده: 

آموزش و پرورش استثنائی / ویژه، نشانه گسترش توجه به تفاوت­های فردی است، چرا که به لحاظ ویژگی انسان و تفاوت­های فردی باید هر فردی به فراخور توان ذهنی و جسمی، نیازها، استعدادها و علایق خود از آموزش و پرورش خاصی بهره گیرد. در این میان، برنامه درسی به عنوان یکی از زیر نظام‌های اصلی نظام تربیت رسمی و عمومی در جهت پشتیبانی از جریان تربیت، انجام رسالت و کمک به تحقق اهداف و کارکردهای این نظام در زیر نظام آموزش و پرورش استثنایی جایگاه خاصی دارد. هدف این رساله در بخش اول، تجزیه و تحلیل برنامه قصد شده حرفه­ای دانش­آموزان کم توان ذهنی که از سال 1386 به طور آزمایشی پس از تصویب دوره متوسّطه حرفه­ای اجرا شد، بر اساس چهار مولفه اهداف، محتوا، روش­های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی، بود و در بخش دوم سعی گردید بر اساس اقتضائات نظری، عملی و تجربی به دست آمده از بخش اول رساله و بررسی پیشینه، الگوی  برنامه درسی قصد شده این دوره مبتنی بر برنامه تربیتی فردی شده و اقتضائات آن در چهار مولفه، تبیین و طراحی شود و در نهایت الگوی مفهومی خلق شده، توسط متخصصان امر، اعتبارسنجی شد. لذا با استفاده از رویکرد کیفی و با استفاده از  برگزاری جلسات گروه­های کانونی با معلمان، مصاحبه نیمه ساختار یافته با کارشناسان و تحلیل کیفی اسناد بالادستی نظام آموزش و پرورش استثنایی و عادی و یافته­های طرح ارزشیابی ملی دوره متوسطه حرفه­ای به سوالات رساله پاسخ داده شد. به طور کلی، یافته­ها در بخش اول نشان داد رویکرد اصلی حاکم بر برنامه فعلی در مولفه­های چهارگانه، رویکرد دیسیپلینی با جهت­گیری شغلی و تحصیلی است و در بخش دوم، مدلی مفهومی طراحی شد که نقطه عزیمت آن در هر مولفه برنامه، دانش­آموز کم­توان ذهنی بوده بدون این که بافت کلی برنامه درسی مورد غفلت قرار گیرد.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امین خندقی، مقصود
استاد مشاور اول: به پژوه، احمد
استاد مشاور دوم: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  تربیت ویژه ، برنامه درسی قصد شده ، حرفه آموزی ، برنامه تربیتی انفرادی ، طراحی برنامه درسی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 280
نام نویسنده: کاظمی قره چه، مهوش
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 174
چکیده: 

با توجه به رشد روز افزون آموزش الكترونيكي و تركيب آن در برنامه هاي درسي مؤسسات آموزش عالي، كيفيت محتواي آموزش الكترونيكي به عنوان يكي از اساسي ترين نمود آن در حوزه تعليم و تربيت ، موضوع مهمي به شمار مي آيد. اين پژوهش درصدد ارزيابي كيفيت محتواي الكترونيكي در برنامه درسي دانشگاه علوم پزشكي مشهد از طريق سنجش سطوح عملكرد مراحل توليد محتواي الكترونيكي و نقش ها و مسؤوليت هاي افراد دخيل در آن است. در بررسي توصيفي و ارزيابانه حاضر، جامعه آماري افرد دخیل در فرایند تولید محتوای الکترونیکی دانشگاه علوم پزشكي مشهد، اسناد و مدارک مرتبط با فرایند تولید محتوای الکترونیکی و كليه دانشجويان آموزش الكترونيكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد درسال تحصيلي 91-1390 را تشکیل می دهند. از تعداد 5000 دانشجو، براساس روش نمونه گيري طبقه‌ای نسبتی و با استفاده از فرمول حجم نمونه تعداد 274 نفر انتخاب شد. ابزار این پژوهش چك ليست مشاهده و مصاحبه محقق ساخته سنجش سطوح عملكرد مراحل توليد محتواي الكترونيكي، چك ليست مشاهده و مصاحبه محقق ساخته سنجش سطوح عملكرد نقش ها و مسؤوليت های دخیل در فرایند تولید محتوای الکترونیکی و پرسشنامه محقق ساخته سنجش كيفيت فرايند توليد محتواي الكترونيكي بود که روایی و پایایی آن توسط پژوهشگر احراز شد. به منظور تجزيه و تحليل داده‌های حاصل از مشاهده و مصاحبه و پرسشنامه، از قضاوت مبتني بر طيف، آماره های توصیفی ( ميانگين، واریانس و انحراف معيار) و همچنین آمار استنباطی( t-test) بر مبنای نقطه 50 و 70 درصدی، استفاده شد. نتایج حاصل از مشاهده و مصاحبه نشان دهنده وضعیت نسبتأ مطلوب در سطوح عملكرد مراحل توليد محتواي الكترونيكي و وضعیت مطلوب در سطوح عملكرد نقش ها و مسؤوليت های دخیل در فرایند تولید محتوای الکترونیکی بود. نتايج آزمون تي تك نمونه­اي نیز نشان دهنده وضعیت نسبتأ مطلوب درکیفیت محتواي الکترونیکی ارائه شده در دوره­هاي آموزش الكترونيكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد مي باشد. نتایج بیانگر این است كه كيفيت محتواي ارائه شده در دوره­هاي آموزش الكترونيكي از ديدگاه محقق و همچنین دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مشهد از وضعيت نسبتأ مطلوبي بر خوردار مي­باشد.

فهرست مندرجات  فهرست منابع و ماخذ  نتیجه گیری  پرسشنامه 

 


استاد راهنمای اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور اول: جعفري ثاني، حسين
کلید واژه ها:  کیفیت ، برنامه درسی ، محتوای الکترونیکی ، فرآیندتولید محتوای الکترونیکی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 619
نام نویسنده: کریمی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 97
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس بر کاهش تعارض‌ها و بهبود سواد عاطفی دختران نوجوان با والدین معتاد بود. بدین منظور در یک پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه مداخله نما تعداد 20 دختر نوجوان 15-13 ساله با والدین معتاد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد در شش ماهه اول سال تحصیلی 92-91 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و مداخله نما قرار گرفتند. دختران نوجوان با والدین معتاد گروه آزمایش در معرض مداخله آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس قرار گرفتند و گروه مداخله نما در معرض آموزش مقدماتی کامپیوتر قرار گرفتند. پرسشنامه تعارض والد- نوجوان اسدی یونسی، پرسشنامه کارکردهای روانشناختی خانواده ایرانی کیمیایی در مورد افراد شرکت کننده اجرا شد. دادهای پژوهش به کمک نرم افزار آماری SPSS-20 و با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی، آزمون t مستقل و تحلیل کواریانس (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش حل مسأله به روش بدل و لانکس باعث کاهش فراوانی وشدت تعارضهای والد-نوجوان در دختران نوجوان با والدین معتاد گروه آزمایش نسبت به گروه مداخله نما مي‌شود. اما آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس در بالا بردن سواد عاطفی دختران نوجوان با والدین معتاد گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تأثيری ندارد. در مجموع نتایج پژوهش حاضر نشان داد آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس تأثيری بسزایی در کاهش فراوانی و شدت تعارض‌های والد-نوجوان ،  دختران نوجوان با والدین معتاد داشته است. اما در بالا بردن سواد عاطفی تأثيری نداشته است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  حل مساله ، تعارض ، سواد عاطفی ، نوجوانان دختر ، اعتياد


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 651
نام نویسنده: کریمی ترشیزی، شیوا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 144
چکیده: 

هدف تحقیق حاضر مقایسه‌ی اثر بخشی گروه درمانی یکپارچه نگر توحیدی و گروه درمانی شناختی رفتاری بر روی جمعیت سایکوپات غیر بالینی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بود. نوع تحقيق حاضر با توجه به عدم انتخاب تصادفی آزمودنی‌ها، به صورت شبه تجربي در قالب طرح نيمه آزمايشي از نوع پيش آزمون - پس آزمون با گروه كنترل بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس و با توجه به ملاک‌های در نظر گرفته شده از بین جامعه آماری شامل تمام دانشجویان مبتلا به سایکوپاتی غیر بالینی تعداد 48 نفر انتخاب شدند که در دو گروه مداخله و یک گروه گواه تقسیم شدند(هر گروه 16 نفر). در گروه مداخله اول  گروه درمانی با رویکرد یکپارچه نگر توحیدی در قالب 10 جلسه دو ساعته به صورت هفتگی، و در گروه مداخله دوم گروه درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری به همان صورت (10 جلسه دو ساعته به صورت هفتگی) اجرا گردید. اما در گروه گواه مداخله درمانی صورت نگرفته و در جلسات فاکتور های انتخاب همسر مورد بحث قرار گرفت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس خود گزارش‌دهی لوینسون بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری داده‌ها بر روی شرکت کنندگان  گروه‌های مداخله و گروه گواه اجرا گردید. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که هر دو شیوه گروه درمانی بکار گرفته شده نسبت به گروه گواه از اثر بخشی بیشتری برخوردار بوده‌اند علاوه بر اینکه گروه درمانی یکپارچه نگر توحیدی نسبت به گروه درمانی شناختی رفتاری از اثربخشی بیشتری برخورداربوده است. در مجموع یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که گروه درمانی یکپارچه نگر توحیدی نسبت به گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش علائم سایکوپاتی موثرتر است.

فهرست مندرجات

نتیجه گیری

فهرست منابع و مآخذ

پرسشنامه


 


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: طالبيان شريف، جعفر
کلید واژه ها:  گروه درمانی ، درمان یکپارچه نگر توحیدی ، درمان شناختی رفتاری ، سایکوپاتی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 330
نام نویسنده: کرمانی، زهرا
نویسنده دوم: فریمانه، الهه
نویسنده سوم: شرافت نژاد، فرشته
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1386
تعداد صفحات: 45
چکیده: 

فاقد چكيده

ابزار پژوهش پرسشنامه نيست


استاد راهنمای اول: جاويدي كلاته جعفر آبادي، طاهره

<   1234567891011121314151617181920212223242535455565758595105115125135   >


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.