دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد

<   1234567891011121314151617181920212232425262728292102   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1074 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 859
نام نویسنده: رحمانی، محبوبه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 96
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی‌گری هویت علمی در رابطه بين خودکارامدی تحصیلی با انگیزش و عملکرد تحصیلی بود. در این مطالعه که از نوع توصیفی می‌باشد به روش همبستگی جامعه آماری 380نفر از کلیه دانش اموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان مشهد که در سال تحصیلی 96-1395مشغول تحصیل بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و 3 (سنجش خودکارآمدی موریس 2001، انگیزه پیشرفت تحصیلی عبدخدایی 1387 و هویت علمی لطف‌آبادی 1382) را تکمیل کردند که با توجه به ریزش نمونه در این نوع تحقیقات در نهایت تعداد 325 صحیح بدست آمد. داده‌های پژوهش با روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند.

یافته‌ها:نتایج حاکی از آن بود که هویت علمی میانجیگر معناداری برای رابطه خودکارآمدی با انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی می باشد.به منظور آزمون هریک از فرضیه ها نیزاز ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و6فرضیه پژوهش تایید شدند و میانگین نمره کل خودکارآمدی، هویت علمی، انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی به ترتیب 86/84، 72/26، 29/151 و 51/18 بود.

: خودکارآمدی بعنوان متغیر برونزا بر هر دو متغیر درونزا یعنی انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی، هم اثرات مستقیم و هم اثرات غیرمستقیمی داشته است. همچنین متغیر هویت علمی توانسته در رابطه خودکارآمدی با انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی نقش میانجی را ایفا کند. بطور کلی 17 درصد از واریانس نمرات انگیزش تحصیلی از طریق خودکارآمدی و هویت علمی؛ و 15 درصد از واریانس نمرات عملکرد تحصیلی از طریق خودکارآمدی و هویت علمی؛ و 16 درصد از واریانس نمرات هویت علمی از طریق خودکارآمدی تبیین شده است.لذا به منظور افزایش عملکرد تحصیلی و رشد سطح علمی جامعه می بایست بسط روحیه تحقیق و تفکر,تربیت مغزهایی متفکر و واگرا و پرورش انسان هایی خلاق در زمره اهداف نظام آموزش عالی باشد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

 

 


استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  خودکارآمدی ، هویت علمی ، انگیزش تحصیلی و عملکرد تحصیلی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 857
نام نویسنده:  مسگرخراسانی، مهدی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 87
چکیده: 

رضایت شغلی یکی از مهمترین متغیرهای تحقیق در رفتار سازمانی و همچنین به عنوان متغیر محوری در تحقیقات و تئوری های سازمان قلمداد گردیده است. عدم رضایت شغلی می تواند آسیب های متعددی را ایجاد کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر بهبود رضایت شغلی و کاهش فرسودگی شغلی کارکنان کارخانه توس چینی بود. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان کارخانجات تولیدی توس چینی بود. نمونه شامل 30 نفر که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. در این پژوهش، آموزش طرحواره درمانی به عنوان متغیر مستقل در گروه آزمایش اجرا شد و متغیرهای رضایت شغلی و فرسودگی شغلی به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری داده های مورد نیاز از مقیاس رضایت شغلی بری فیلد و روث و مقیاس فرسودگی شغلی ماسلاچ استفاده شد. در ابتدای دوره درمان، آزمودنی ها به های پژوهش پاسخ دادند و پس از برگزاری جلسات مداخله طرحواره درمانی، مجددا مقیاس ها توسط آنان تکمیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی موجب افزایش رضایت شغلی اعضای گروه آزمایش می شود. همچنین نتایج نشان داد که طرحواره درمانی بر کاهش فرسودگی شغلی تاثیرگذار نبود. از نتایج به دست آمده می توان چنین نتیجه گرفت که طرحواره درمانی برای رضایت شغلی، اثربخش است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور دوم: اصغری، محمد جواد
کلید واژه ها:  طرحواره درمانی ، رضایت شغلی ،  فرسودگی شغلی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 467
نام نویسنده: گله‌دار کاخکی، زهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 161
چکیده: 

 دانش‌آموزان نیازمند مجموعه‌ای از توانایی‌های تفکر خلاق، تحلیلی و عملی برای موفقیت در زندگی هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روش اجتماع پژوهشی در برنامه فلسفه برای کودکان بر مؤلفه‌های هوش موفق (تحلیلی، خلاق و عملی) دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و شامل طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه شبه کنترل و کنترل بود. جامعه آماری دانش‌آموزان دختر متوسطه اول منطقه تبادکان در شهر مشهد بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس ۴۵ دانش‌آموز از سه کلاس در سه آموزشگاه متفاوت انتخاب و در سه گروه آزمایش، شبه کنترل و کنترل جایگزین شدند. برنامه آموزشی شامل یک دوره دوازده جلسه‌ای یک‌ساعته بود که طی شش هفته به روش اجتماع پژوهشی برگزار شد. در آموزش از کتاب داستان‌های فکری یک و دو فیلیپ کم استفاده شد. برای ارزیابی میزان اثربخشی برنامه آموزشی از هوش موفق استرنبرگ در مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا گردید. تحلیل نتایج با روش تحلیل کوواریانس نشان داد که روش اجتماع پژوهشی در برنامه فلسفه برای کودکان به‌طور معناداری موجب افزایش هوش موفق دانش‌آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل‌شده است؛ بنابراین یافته‌های پژوهش مؤید این مطلب است که استفاده از روش اجتماع پژوهشی در برنامه فلسفه برای کودکان می‌تواند برای پیشرفت بیشتر دانش‌آموزان در مدرسه و محیط زندگی استفاده شود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  اجتماع پژوهشی ، فلسفه برای کودکان ، هوش موفق ،  هوش عملی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 856
نام نویسنده: رضوی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 126
چکیده: 

 پژوهش حاضر با هدف افزایش بهداشت روانی دانش­آموزان دبستانی از طریق مداخله آموزشی تفکر منطقی- هیجانی (REE) مبتنی بر رفتاردرمانی عقلانی هیجانی آلبرت الیس (REBT) انجام گردید. این پژوهش، کاربردی و از نوع شبه آزمایشی بوده و جامعه آماری شامل دانش­آموزان دختر ناحیه شش مشهد که در پایه پنجم دبستان بودند می­شد. نمونه پژوهش به صورت در دسترس، و به تعداد 51 نفر انتخاب شدند که در سه گروه آزمایش، مداخله­نما و کنترل به طور تصادفی قرار گرفتند. مدت مداخله آموزشی برای گروه آزمایشی 11 جلسه 1 تا 5/1 ساعته بود. در این پژوهش، بهداشت روان، در سه بعد شناختی، هیجانی و رفتاری تعریف و از ابزارهای باورهای غیر منطقی کودکان، عزت نفس پوپ و سیاهه رفتاری آخن­باخ برای ارزیابی آن استفاده گردید. یافته­های به دست آمده، بیانگر این است که بهداشت روان دانش­آموزان گروه آزمایش، پس از مداخله آموزشی فقط در بعد شناختی رشد معناداری داشته، یعنی باورهای غیر منطقی ایشان نسبت به قبل از مداخله کاهش معناداری پیدا کرد. اما در ابعاد هیجانی و رفتاری تغییر مطلوب و معناداری مشاهده نشد، یعنی نمرات عزت نفس و مشکلات رفتاری- هیجانی پس از مداخله تغییر مطلوب و معناداری پیدا نکردند.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

     

   


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: صالحی فدردی، جواد
کلید واژه ها:  بهداشت روانی کودکان ، آموزش تفکر منطقی- هیجانی (REE) ، رفتاردرمانی عقلانی هیجانی (REBT) ، باورهای غیر منطقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 855
نام نویسنده: پاکروان، فریبا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 120
چکیده: 

مقدمه : هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان بخشش محور برتاب آوری و ابرازگری هیجانی زنان آسیب‌دیده از روابط فرازناشویی بود. روش : پژوهش حاضر شبه آزمایشی بود و با طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شد، جهت گردآوری داده‌ها از تاب‌آوری کونر  و دیویدسون و ابرازگری هیجانی کینگ وآمونز استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان آسیب‌دیده از روابط فرازناشویی مراجعه ‌کننده به  کلینیکهای مشاوره و روانشناسی شهرکاشمر بودکه از بین آن‌ها 26نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به ‌طور تصادفی ۱۳نفردرگروه کنترل و 13نفر در گروه آزمایش جایگزین شدند.  برنامه درمانی بر مبنای رویکرد مبتنی بر بخشش انرایت بود که درطی 12جلسه وهرجلسه به مدت 90 دقیقه در طول یک ماه به ‌صورت مشاوره گروهی اجرا گردید. داده‌ها با روش آماری تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته‌ها : نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان دادکه که درمان بخشش محور در افزایش تاب‌آوری گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تأثیر معناداری داشته است ، اما در ابرازگری هیجانی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر این است که درمان بخشش محور می‌تواند مشکلات روان‌شناختی ناشی از عهدشکنی همسر را کاهش دهد، از این ‌رو استفاده از این رویکرد برای کار با زوجین درگیر با عهدشکنی زناشویی توصیه می‌شود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد مشاور اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  درمان بخشش محور ،  تاب‌آوری ، ابرازگری هیجانی ، روابط فرازناشویی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 466
نام نویسنده:  کوهی، محمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 179
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر ساخت و اعتبار یابی مقیاس خودتنظیمی پژوهشی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و برای ساخت از تحلیل عاملی استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 275 تن از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد بود. مشارکت‌کنندگان  به شیوه نمونه‌گیری سهمیه‌ای و بر مبنای مقطع و دانشکده انتخاب شدند. پس از مطالعه مبانی نظری و پیشینه پژوهشی و همچنین بررسی مقیاس‌های خودتنظیمی موجود، مدل شناختی اجتماعی زیمرمن (2002) به‌عنوان مبنای ساخت مقیاس در نظر گرفته شد. در مرحله‌ی بعدی گویه هایی برای مؤلفه‌های مدل زیمرمن تدوین شد. برای بررسی روایی مقیاس از شیوه‌های روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی، روایی واگرا و روایی ملاکی و پایایی به شیوه‌ی همسانی درونی (آلفای کرونباخ) محاسبه گردید. نتایج حاصل از تحلیل مؤلفه‌های اصلی با چرخش واریماکس نشان داد که خودتنظیمی پژوهشی از چهار عامل «باورهای انگیزشی»، «مدیریت منابع»، «نظارت و بازاندیشی» و «آینده‌نگری» تشکیل‌شده‌ بود که 90/41 درصد از واریانس کل را تبیین می‌کرد. نتایج روایی واگرا نشان داد که خودتنظیمی پژوهشی دارای همبستگی منفی معنادار با اهمال‌کاری پژوهشی داشت، همچنین خودتنظیمی پژوهشی با عملکرد پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی همبستگی مثبت معنادار داشت؛ که حاکی از روا بودن مقیاس خودتنظیمی پژوهشی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس خودتنظیمی پژوهشی 93/0 و برای زیر مؤلفه‌ها از 83/0 تا 87/0 بود؛ که نشان‌دهنده‌ی پایایی و همسانی درونی مناسب این مقیاس بود؛ بنابراین، با توجه به ویژگی‌های روان‌سنجی مناسب مقیاس خودتنظیمی پژوهشی، می‌توان از آن در پژوهش‌های مربوط به حوزه‌ی خودتنظیمی و پژوهش استفاده کرد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  تحلیل عاملی،خودتنظیمی پژوهشی ،  چرخه پژوهش ، اهمال‌کاری پژوهشی ، مدل‌های خودتنظیمی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 854
نام نویسنده:  دهقان، شهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 83
چکیده: 

رضایت زناشویی متغیری مهم در پیش بینی پایداری رابطه زناشویی ست. به همین دلیل ارزیابی عوامل مختلف موثر بر آن بررسی ارتباط آن با رضایت زناشویی، بسیار مهم می‏باشد. این پژوهش با بهره‏گیری از مبانی تئوری که نقش عوامل گوناگون در پیش‏بینی رضایت زناشویی را نشان می‏دادند، به بررسی نقش الگوهای فرهنگی فردگرایی و جمع‏گرایی در پیش‏بینی رضایت زناشویی با میانجی‏گری مسیر شادمانی پرداخته است. برای این منظور تعداد 146 نفر (73 زوج) با روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی‏ها مقیاس رضایت زناشویی انریچ، فردگراییجمع‏گرایی و متغیر شادمانی از لحاظ اجتماعی را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده‏ها از شاخص‏های توصیفی، همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج ضرایب هبستگی پیرسون بین فردگرایی با مسیرشادمانی و رضایت زناشویی رابطه منفی و معنادار، و بین جمع گرایی با مسیر شادمانی و رضایت زناشویی رابطه مثبت  معنادار و همچنین بین مسیر شادمانی و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری را نشان داد. همچنین نتایج تحلیل مسیر سهم هریک از متغیرهای فردگرایی، جمع‏گرایی و مسیر شادمانی را بر تعیین میزان رضایت زناشویی و همچنین سهم فردگرایی و جمع‏گرایی بر مسیر شادمانی را نشان داد. در مجموع می‏توان نتیجه گرفت که مسیر شادمانی میانجی‏گر معناداری برای رابطه فردگرایی و جمع‏گرایی با رضایت زناشویی می‏باشد. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی در تحلیل فرضیه فرعی پژوهش نیز، که نقش شباهت و تفاوت همسران در فردگرایی و جمع‏گرایی را دررضایت زناشویی بیان می‏نمود، نشان داد رضایت زناشویی گروه تفاوت فردگرایی و جمع‏گرایی به طور معناداری بیشتر از رضایت زناشویی گروه شباهت فردگرایی/جمع‏گرایی است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور دوم: اصغرپور، احمدرضا
کلید واژه ها:  فردگرایی ،  جمع گرایی ، مسیر شادمانی ، رضایت زناشویی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 853
نام نویسنده: صفرپور، شراره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 89
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعارض‌های زناشویی در پیش‌بینی طلاق عاطفی با میانجیگری استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین می‌باشد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی ‌زنان و مردان متأهل تشکیل می‌دهند. تعداد 581 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه‌گیری گلوله برفی، انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز از طلاق عاطفی گاتمن، تعارض‌های زناشویی تجدید نظر شده و استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین (محقق ساخته) استفاده شد. این ‌ها به صورت آنلاین طراحی شدند و لینک آن‌ها در اختیار زنان و مردان متأهل قرار داده شد و از آن‌ها خواسته شد تا آن را برای اطرافیان خود ارسال کنند. افراد شرکت‌کننده از شهرهای مختلف بودند. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون‌های همبستگی پیرسون و سوبل استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان دادند که تعارض‌های زناشویی هم با استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین و هم با طلاق عاطفی رابطه مثبت و معناداری دارند و همچنین استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین با طلاق عاطفی همبسته است. بعلاوه، استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین، میان تعارض‌های زناشویی و طلاق عاطفی، میانجی‌گری می‌کند. به عبارت دیگر، تعارض‌های زناشویی می‌توانند با میانجی‌گری استفاده افراد از رسانه‌های اجتماعی آنلاین، افزایش طلاق عاطفی را پیش‌بینی کنند (0.01>p). بنابراین زمانی که تعارض‌های زناشویی و با استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین همراه شوند، می توانند باعث افزایش فاصله بین همسران شده و زمینه طلاق عاطفی را فراهم کنند.  

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: اصغري، محمد جواد
استاد مشاور اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  تعارض‌های زناشویی ، طلاق عاطفی ، رسانه‌های اجتماعی آنلاین


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 465
نام نویسنده: تکافی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 87
چکیده: 

هدف اصلی این پژوهش سنجش سطح بلوغ مدیریت دانش در دانشگاه فردوسی مشهد و ارائه راهکارهای لازم برای پیاده‌سازی آن می‌باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری را کلیه کارکنان و اعضای هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل دادند. حجم نمونه مورد مطالعه در بین اعضای هیأت علمی، 117 نفر و در بین کارکنان 201 نفر انتخاب شد. به‌منظور گردآوری داده‌های کمی از محقق ساخته استفاده شد. علاوه بر این جهت شناسایی راهکارهای متناسب با شکاف بلوغ مدیریت دانش از نظر خبرگان بهره گرفته شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که سطح بلوغ مدیریت دانش دانشگاه فردوسی مشهد متوسط می‌باشد که از نظر کارکنان مؤلفه سیستم‌های سازمان و فناوری اطلاعات دارای بالاترین میانگین و مؤلفه‌های مهارت کارکنان، بازیابی دانش، انگیزه افراد، مبادله دانش، مدیریت سازمانی، فرآیندهای سازمانی، ایجاد تیم و فعالیت‌های تیمی، ثبت تجارب کارکنان و دسترسی به تجربیات کارکنان در رده‌های بعدی قرار دارند، و همچنین از نظر اعضای هیأت علمی مؤلفه ایجاد تیم و فعالیت‌های تیمی در بالاترین رده و مؤلفه‌های ثبت تجارب کارکنان، دسترسی به تجارب کارکنان، فرآیندهای سازمانی، مدیریت سازمان، مهارت کارکنان، مبادله دانش، انگیزه افراد، سیستم‌های سازمان و فناوری اطلاعات و بازیابی دانش در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

راهکارهای دسترسی به تجارب کارکنان (ایجاد رویه‌ها و زیرساخت‌های لازم، ایجاد انگیزه برای همکاری در انتقال دانش، برگزاری اجتماعات و نشست‌های تبادل افکار، فرهنگ‌سازی و عدم رفتارهای سیاسی در انتقال تجارب)، ثبت تجارب کارکنان (ایجاد انگیزه در انتقال تجارب با ثبت و پیگیری، ضرورت زیرساخت‌های فرآیندی، توجه به آموزش، توسعه سیستم‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی، تعریف پروژه‌های مشترک برای الزام به همکاری)، بازیابی دانش و تجربیات (فرهنگ‌سازی، اهمیت دادن به اطلاعات کارکنان، برگزاری جلسات گروهی با کارکنان، ایجاد زیرساخت‌ها و رویه‌های لازم، اعتمادسازی و کسب اطمینان کارکنان)، مبادله دانش (استفاده از تجارب بازنشستگان، ایجاد امنیت شغلی)، انگیزه افراد (ارائه ساختار و چهارچوب مشخص برای انتقال تجارب، ارائه مشوق‌های لازم، برگزاری سمینارها و کنفرانس‌ها، ایجاد سیستم پیشنهادها، قدردانی از افراد باتجربه، ارتقای سیستم‌های اطلاعاتی)، سیستم‌های فناوری و اطلاعات (آموزش کارکنان، استقرار سیستم ارزیابی مدیریت دانش)، فرآیندهای سازمانی (فرهنگ‌سازی) می‌باشد. مدیریت دانش، شاخص نشان‌دهنده بلوغ سازمان و وضعیت جاری سازمان می‌باشد که دانشگاه می‌تواند از آن در جهت رشد و اشاعه دانش بهره گیرد.

 

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: حسینقلی¬زاده، رضوان
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  مدیریت دانش ،  بلوغ مدیریت دانش ،  دانشگاه


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 852
نام نویسنده: هاشمی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 132
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی شناخت درمانی هیجان مدار بر کاهش مشکلات، عادت‌های مخرب و افسردگی ناشی از مشکلات ارتباط زناشویی در زوج‌های متعارض بوده است. هدف این پژوهش کاربردی، روش آن شبه آزمایشی است که با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه آزمایش و کنترل انجام شده است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی زوج های مراجعه‌کننده به کلینیک روانشناسی دانشگاه فردوسی بودند که به‌صورت فراخوان برای حضور در این پژوهش از آنها دعوت به عمل آمد. شیوه نمونه‌گیری، نمونه‌گیری در دسترس داوطلبانه بود. حجم نمونه پژوهش 10 زوج تعیین گردید که به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 5 زوج) جایگزین شدند. ملاک‌های ورود شامل فقدان درمان دارویی، ازدواج قانونی، فقدان تصمیم به طلاق، حداقل تحصیلات دیپلم، فقدان خشونت خانگی، عدم دریافت سایر درمانهای روان‌شناختی بود. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب زناشویی، الگوهای ارتباطی و افسردگی بک بود. مداخله در قالب 10 جلسه‌ی 1 و نیم ساعتی به‌صورت یک‌بار در هفته انجام شد. در این پژوهش تحلیل کواریانس برای آزمون فرضیه‌های تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که شناخت درمانی هیجان مدار می‌تواند مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب (به جز عادت به دروغ گویی) و افسردگی ناشی از مشکل ارتباطی را در زوج های گروه آزمایش در مقایسه با زوج های گروه کنترل به‌طور معناداری کاهش بخشد. (05/0P<). این پژوهش نه تنها اهمیت شناخت و هیجان را در روابط زناشویی مورد تایید قرار داد بلکه به درمانگران نیز توصیه می‌شود از شناخت درمانی هیجان مدار برای کاهش مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب و افسردگی ناشی از مشکل ارتباط زناشویی استفاده نمایند.


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: حسن آبادی، حسین
کلید واژه ها:  شناخت درمانی هیجان مدار ،  مشکلات زناشویی ، عادت‌های مخرب زناشویی ،  افسردگی ناشی از مشکل ارتباط زناشویی

<   1234567891011121314151617181920212232425262728292102   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.