دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد

<   1234567891011121314151617181920212232425262728292102   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1054 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 844
نام نویسنده: هامپا، شراره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 106
چکیده: 

چاقی یک نگرانی اساسی مرتبط با سلامت عمومی است. وزن اضافه هزینه های گزافی در سطوح فردی، ملی و جهانی تحمیل می کند. روشهای استفاده شده جهت کاهش و مدیریت وزن موفق نبوده اند. پژوهشهای کیفی و کمی برای تشخیص رویکردهای جدید جایگزین لازم است. یکی از این رویکردها، ذهن آگاهی نسبت به خوردن است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی بر نمایه توده بدنی، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و خود کارآمدی وزن در زنان دارای اضافه‌وزن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. در این پژوهش 22 نفر با روش نمونه گیری در دسترس ازجامعه موردمطالعه که شامل کلیه ی زنان 19 تا 40 ساله با داشتن 25BMI≥35 در شهر مشهد بود، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش از مصاحبه بالینی (SCID-II و SCID-I) قبل از مداخله استفاده شد. راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، سبک زندگی مبتنی برخودکارآمدی وزن نیز قبل و بعد از مداخله اجراشدند. آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی در 8 جلسه، یک بار در هفته اجرا شد. تکمیل ‌ها و محاسبه BMI در خط پایه و در انتهای آموزش انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش معنادار خودکارآمدی وزن و همچنین کاهش معنادار نمایه توده بدنی (BMI) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد؛ همچنین این مداخله باعث افزایش معناداری درنمره کلی راهبردهای مثبت نظم جویی شناختی هیجان شد اما درزیر مقیاس های راهبردهای مثبت نظم جویی شناختی هیجان تفاوتی مشاهده نشد .در راهبردهای منفی نظم جویی شناختی هیجان تفاوت معناداری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد. با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک مداخله موثر در درمانهای مرتبط با چاقی و اضافه وزن به کار گرفته شود.


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
استاد مشاور اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  چاقی ،  اضافه وزن، ،  آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی ، نمایه توده بدنی ، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان ،  خود کارآمدی وزن


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 461
نام نویسنده: نظری، صدیقه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 94
تعداد صفحات: 176
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی نقش عوامل مؤثر بر گرایش روش‌شناسی پژوهشگران آموزشی بود. روش پژوهش از نوع ترکیبی بود. جامعه آماري پژوهش شامل جامعه متخصصان حوزه علوم تربیتی و جامعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد بود. از جامعه متخصصان تعداد 29 تن به‌صورت هدفمند و از جامعه پژوهشگران 300 تن به روش نمونه‌گیري در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. در راستاي هدف پژوهش و با مشخص نمودن همپوشانی‌هاي موجود در منابع و مصاحبه‌هاي نیمه ساختاریافته با متخصصان، مهم‌ترین عوامل مؤثر، شناسایی شدند که عبارت بودند از: ذهنیت فلسفی، سبک تفکر، خلاقیت، خصیصه برون‌گرایی و درون‌گرایی و ویژگی شناخت‌گرایی و رفتار گرایی. به‌منظور بررسی نقش عوامل تأییدشده، مقیاس سنجش گرایش روش‌شناسی با سه عامل گرایش اثباتی، تفسیری و انتقادی طراحی شد. روایی محتوایی مقیاس از طریق شاخص نسبت روایی محتوایی و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی تعیین شد. پایایی مقیاس، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس‌های اثباتی، تفسیری و انتقادی به ترتیب 89/0، 83/0 و 85/0 و برای کل مقیاس 9/0 بود. برای بررسی نقش عوامل مؤثر از رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین متغیرهای پیش­بین، انعطاف‌پذیری، رفتارگرایی، شناخت گرایی و سبک تفکر اجرایی، گرایش به روش‌شناسی اثباتی و انعطاف‌پذیری، برون‌گرایی، رفتارگرایی، شناخت گرایی، سبک تفکر قانون‌گذاری و خلاقیت، گرایش به روش‌شناسی تفسیری و تعمق، برون‌گرایی، رفتارگرایی، شناخت گرایی و سبک تفکر قضایی می‌توانند گرایش به روش‌شناسی انتقادی را پیش‌بینی کنند.



استاد راهنمای اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  مدل آمیخته ، گرایش روش‌شناسی ، عوامل، مقیاس و مؤلفه‌ها


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 460
نام نویسنده: حقدادی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 94
تعداد صفحات: 94
چکیده: 

هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه­های بازخورد از منظر سابیرنتیک و ساخت و اعتباریابی ابزاری جهت سنجش بازخورد در دانشگاه فردوسی مشهد می­باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی و آزمون سازی، و جامعه آماری شامل 1100 نفر از کارشناسان، اعضای هیات علمی و مدیران دانشگاه فردوسی مشهد می­باشد. روش نمونه­گیری در مرحله تایید مؤلفه­ها و تعیین روایی ، نمونه­گیری هدفمند بوده و برای تحلیل عاملی ابزار، از سرشماری و روش نمونه­گیری در دسترس، استفاده شد. تعداد نمونه برای تایید مؤلفه­ها، 28 نفر، برای تعیین روایی، 10 نفر و برای تحلیل عاملی، 180 نفر بودند. جهت تایید مؤلفه­های بازخورد از روایی محتوایی و برای تعیین روایی ابزار محقق ساخته سنجش بازخورد، از روایی محتوایی و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. از نتایج این پژوهش، تایید هشت مؤلفه آسیب­شناسی، ارتباطات، اطلاعات، بهبود رفتار، تعاملات، سازگاری، عملکرد و نظارت به عنوان مؤلفه­های بازخورد می­باشد. همچنین با تحلیل عاملی اکتشافی، سه عامل اصلی نظارت، عملکرد و تعاملات، به دست آمد. در محاسبه پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و 96/. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. نتایج کلی پژوهش نشان داد که ابزار محقق ساخته سنجش بازخورد از روایی و پایایی بالایی برخوردار است.


استاد راهنمای اول: بذرافشان، مجتبي
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  اعتباریابی ، بازخورد ،  دانشگاه فردوسی مشهد ، سایبرنتیک


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 843
نام نویسنده: غلامزاده، پریسا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 113
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی تحصیلی و منطقی هیجانی الیس بر کاهش خود ناتوان‌سازی و اهمال‌کاری دانش‏آموزان است. پژوهش از نوع نیمه تجربی و طرح آن به صورت دو گروهی همراه با دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل دانش‏آموزان دختر مقطع متوسطه ( دوم) ناحیه 7 مشهد در تابستان سال تحصیلی 94-93 در کلاس‌های جبرانی ثبت نام کرده بودند، می‏باشد. از بین کلیه دانش‏آموزان مدرسه 120 نفر به عنوان نمونه اولیه سولومون و راثبلوم ( 1984) و خود ناتوان‌سازی جونز و رودوالت (1984) را پاسخ دادند، سپس تعداد 28 نفر از آن‌ها که بیشترین نمرات را در این مقیاس‏ها کسب کردند به عنوان نمونه دوم انتخاب شدند پس از پاسخ به اهمال‌کاری (1984) و خود ناتوان‌سازی(1984) به صورت تصادفی و در دو گروه آزمایش (هر گروه 14 نفر) تقسیم شدند. پس از اجرای مداخله‏ها (آموزش خودتنظیمی تحصیلی) و (منطقی-هیجانی الیس) ‏های اهمال‌کاری و خود ناتوان‌سازی اجرا گردید. داده‏ها از طریق تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. و نتایج پژوهش بیانگر آن بود که آموزش خودتنظیمی تحصیلی میزان خود ناتوان‌سازی و اهمال‌کاری تحصیلی دانش‏آموزان را در مرحله پس آزمون به طور معناداری افزایش داده است. و همچنین آموزش منطقی هیجانی الیس هم میزان خود ناتوان‌سازی و اهمال‌کاری تحصیلی دانش‏آموزان را در مرحله پس آزمون به طور معناداری افزایش داده است. ولی در مقایسه آموزش خودتنظیمی تحصیلی و منطقی هیجانی الیس تفاوت معناداری مشاهده نشد و هر دو روش نسبت به هم تفاوت معناداری نداشتند.

کلیدواژه‌ها: ، ، ،


استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  خودتنظیمی تحصیلی ، منطقی هیجانی الیس ، خود ناتوان‌سازی ، اهمال‌کاری تحصیلی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 842
نام نویسنده: محمديان، محبوبه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 99
چکیده: 

اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی در طول عمر است که می تواند جنبه های بسیاری از زندگی فرد (مانند تحصیل و کار و روابط بین فردی) را مختل کرده و همچنین، هزینه های اقتصادی سنگینی را به جامعه تحمیل کند. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی برنامه ی ارتقاء موفقیتهای تحصیلی و اجتماعی (SASS) بر اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد صورت گرفت. روش پژوهشی حاضر از نوع شبه آزمایشی ـ طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد بیست نفر به صورت نمونه گیری داوطلبانه‌ی هدفمند از مراجعان به کلینیک روان شناسی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد انتخاب و بصورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. قبل و بعد از اجرای مداخله -برنامه SASS- هراس و اضطراب اجتماعی (SPAI)، برای اندازه گیری میزان هراس و اضطراب اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری حکایت از تأثیر معنادار برنامه ی آموزش گروهی SASS بر میزان اضطراب اجتماعی گروه آزمایش داشت. بنابراین، آموزش گروهی برنامه ی ارتقاء موفقیت های تحصیلی و اجتماعی (SASS) بر بهبود اضطراب اجتماعی در دانشجویان مؤثر است.


استاد مشاور دوم: اصغری، محمد جواد
کلید واژه ها:  اضطراب اجتماعی ،  برنامه ی ارتقا ،  موفقیت های تحصیلی و اجتماعی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 841
نام نویسنده: توحیدی، فریده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 120
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های حل مسئله بر بهبود مهارت های ارتباطی و کاهش پرخاشگری نوجوانان از سه وجه یعنی دیدگاه نوجوانان، والدین و مربیان انجام شد. طرح پزوهش حاضر شبه ازمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه مداخله نما بود. نمونه شامل 23 نفر از دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در دوره متوسطه اول شهر نیشابور که 11 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه مداخله نما به شیوه هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی گمارش شدند.اعضای گروه آزمایش جلسات اموزش گروهی مهارت های حل مسئله را دریافت کردند. برای اعضای گروه مداخله نما به عنوان مداخله نما جلسات شعرخوانی در نظر گرفته شد. برای سنجش/مهارت های ارتباطی و پرخاشگری نوجوانان از دیدگاه نوجوانان، والدین و مربیان آزمودنی در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از مهارت های اجتماعی نوجوانان پرخاشگری باس و پری که توسط خود آزمونی ها و دو خرده مقیاس مشکلات اجتماعی و مشکلات پرخاشگری آزمون اختلالات رفتاری آچباخ(CBCL که توسط والدین و مربیات تکمیل گردید استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که در پس آزمون، مهارت های ارتباطی از دیدگاه نوجوانان نسبت به گروه مداخله نما افزایش معنا داری داشته است و مهارت های ارتباطی از دیدگاه والدین و مربیان نسبت به گروه مداخله نما افزایش معنا داری داشته است و پرخاشگری از دیدگاه والدین و مربیان نسبت به گروه مداخله نما کاهش معنا داری را نشان داده است. یافته های پژوهش موید این است که اموزش مهارت های حل مسئله باعت بهبود مهارت های ارتباطی و کاهش پرخاشگری نوجوانان گروه آزمایش از دیدگاه نوجوانان ، والدین و مربیان نسبت به دختران نوجوان عضو گروه مداخله نما می شود.


استاد راهنمای اول: طبیبی، زهرا
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  آموزش مهازرت هلی حل مسئله ، مهارت های ارتباطی ، پرخاشگری ، نوجوان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 840
نام نویسنده: باصری، مرتضی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 80
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش فنون یادیار بر تقویت حافظه و خودکارآمدی حافظه دانش آموزان متوسطه بود. به این منظور از روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با دو گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش­آموزان پسر سال سوم دبیرستان بود که از این جامعه به­صورت نمونه‌گیری در دسترس، سی نفر انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه آزمایش، کنترل و کنترل­نما (هر گروه ده نفر) جای‌داده شدند. به گروه اول که گروه آزمایشی هستند فنون یادیار آموزش داده شد، به گروه دوم یا همان گروه کنترل نما آموزش نامربوط به حافظه داده شد و گروه سوم که گروه کنترل هستند نیز هیچ آموزش و مداخله‌ای دریافت نکرده‌اند. ابزارهای پژوهش شامل خودکارآمدی حافظه، آزمون گستره حافظه سری لغات و آزمون جفت‌های متداعی بود. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آمار توصیفی (محاسبه میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس و آزمون F لوین برای مفروضه همگنی واریانس‌ها) بهره گرفته شد. نتایج اجرای آزمون‌های آماری نشان داد که بین گروه اول که آموزش دریافت کرده‌اند و گروه دوم که آموزش نامربوط دریافت کرده بودند، تفاوت معناداری وجود دارد. از طرفی در مقایسه دوبه‌دوی گروه‌ها، هم‌گروه آزمایشی و هم‌گروه کنترل­نما در مقایسه با گروه کنتنرل تفاوت معناداری را نشان دادند. بر اساس یافته‌های حاصل از اجرای پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که با آموزش فنون یادیار، می‌توان به بهبود و افزایش خودکارآمدی حافظه، به­خاطرسپاری جفت‌های متداعی و به خاطر سپاری فهرست کلمات در دانش آموزان کمک کرد.


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  آموزش فنون یادیار ، تقویت حافظه ،  خودکارآمدی حافظه ،  دانش آموزان متوسطه 


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 839
نام نویسنده: خاکشور کامه علیا، محمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 71
چکیده: 

اضطراب و عدم تمرکز در دنیای امروز به صورت یک نگرانی اجتماعی در آمده و با معضلات روانشناختی و اجتماعی متعددی همراه است. با توجه به آمار وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران 12 درصد از مردم کشور ما درگیر اضطراب فراگیر و تشویش روزمره می باشند و آمار مشکلات عصبی وروانی در کشور ما رو به ازدیاد می باشد ، و بر طبق آمار مطالعه ملی ابتلای همزمان گزارش شده است که از هر چهار نفر یک نفر واجد ملاک های تشخیصی لااقل یک اختلال اضطرابی می باشد و میزان شیوع دوازده ماهه این اختلال ها 7/17 درصد است. زنان با شیوع مادام العمر 5/30 در مقایسه با مردان با شیوع مادام العمر 2/19 بیشتر ممکن است دچار اختلالات اضطرابی شوند . و همچنین افزایش یافتن تمرکز و توجه که در دنیای امروز مسئله ای مهم و جدی محسوب می گردد . در این راستا با شناسایی نواحی مغزی موثر در اضطراب فراگیر (سپتوم های جانبی ، هسته های اکومبنت ، هسته های کودئیت ، اینسولا ، آمیگدال و هیپوکامپ) و قدرت تمرکز (لوب آهیانه و لوب پیش پیشانی) و تحریک و تاثیر این نواحی در اثر نور و ملودی به کمک روانشناسی تحریک نوری در کاهش اضطراب و افزایش تمرکز گام هایی برداشته گردید. این آزمایش طی 10 جلسه در 2 مرحله آرامش و هیجانی برای دو گروه 13 نفری آزمایش و کنترل انجام شد ، جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه های پیام نور ، حکمت رضوی و فردوسی مشهد بود که در پلی کلینیک روانشناسی بالینی در مدت 72 الی 75 روز اجرا گردید، (GAD-7) به منظور سنجش نشانگان اضطراب فراگیر و (D2) به منظور سنجش قدرت تمرکز استفاده شد . داده ها پس از گردآوری به کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . نتایج با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوارایانس یک راهه انجام شد ، که نشان داد ، روانشناسی تحریک نوری به طور معناداری می تواند از شدت نشانگان اضطراب فراگیر مراجعان کاسته  (05/0 >p  ، 494/33 =F ) و همچنین باعث افزایش قدرت تمرکز ( 05/0 > p  ، 253/4=F ) آزمودنی ها گردد .


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  روانشناسی تحریک نوری ،  اضطراب فراگیر ،  قدرت تمرکز ،  سپتوم های جانبی ،  هسته های اکومبنت و هسته های کودئیت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 838
نام نویسنده: دامنجاني، معصومه دامنجاني
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 149
چکیده: 

مهارتهای ارتباطی، توانایی اختصاصی به شمار می آیند  كه براي حل مساله و برقراري ارتباط عاطفي مؤثر  لازم است. البته لزوم داشتن اين مهارتها بيشتر به جنبه هاي نگرشي و رفتاري افراد در زندگي بستگي دارد. بنابراين با توجه به اهميت اين مهارتها در تمامي جهات زندگي، به خصوص  در رشد و تعالي انسان ، در اين پژوهش فرض بر اين شد كه درمان شناختي- انسان گرايانه كه به رشد و تعالي انسان توجه دارد و به وسيله آموزش مهارتهايي مراجع را توانمند مي كند، مي تواند اثربخشي معناداري بر افزايش مهارتهاي ارتباطي، حل مساله و سبك زندگي داشته باشد.  روش  پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، از کلیه زنان متاهل که  به منظور  حل مشکلات زناشویی به  یکی از مراکز مشاوره شهر مشهد مراجعه کرده بودند،22 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان  نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده سبک زندگی، حل مساله خانواده و کارکردهای روان شناختی خانواده ایرانی، مقیاس ارتباط بود. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد، آنگاه گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت گروه درمانی شناختی- انسان گرایانه قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، مجددا از هر دو گروه آزمایش و کنترل پس آزمون به عمل آمد. به منظور مقایسه نتایج پیش آزمون و پس آزمون از آزمونهای آمار توصیفی و  تحلیل کواریانس استفاده شد و در پایان نتایج حاکی از این بود که گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه به بهبود مهارتهای ارتباطی، حل مساله و سبک زندگی زنان متاهل منجر شده است .


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: حسن آبادی، حسین
کلید واژه ها:  : گروه درمانی شناختی- انسان گرایانه ،  مهارتهای ارتباطی ،  حل مساله ، سبک زندگی ،  زنان متاهل


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 837
نام نویسنده: شاکری، رویا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 100
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه مستقیم جهت‌گیری مذهبی با انگیزش پیشرفت تحصیلی و نیز بررسی این رابطه با میانجی‌گری تاب‏آوری بود. اهداف دیگر مقایسه جهت‌گیری مذهبی، تاب‏آوری و انگیزش پیشرفت در دو گروه دانشجویان پسر و دختر و همچنین مقایسه این رابطه در دانشجویان رشته‏های علوم انسانی، علوم پایه و فنی- مهندسی و کشاورزی دانشگاه بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی بودند که در سال تحصیلی 94-95 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل 405 دانشجو(293 دختر و 112پسر) بود. دانشجویان سه پرسش­نامه جهت‌گیری مذهبی آلپورت، تاب‏آوری کانر و دیویدسون و انگیزش پیشرفت والرند را تکمیل کردند. فرضیه‏ها با روش‏های آماری تحلیل مسیر، آزمون t، تحلیل واریانس و کای دو آزمون شدند. نتایج نشان داد که انگیزش پیشرفت در دو گروه دارای جهت‌گیری مذهبی درونی و بیرونی برابر بود. نوع جهت‌گیری مذهبی دانشجویان رشته‏های مختلف یکسان و در دختران و پسران متفاوت بود. دختران بیشتر جهت‌گیری مذهبی درونی و پسران بیشتر جهت‌گیری مذهبی بیرونی داشتند. میزان تاب‏آوری دانشجویان رشته‏های مختلف برابر و در دختران و پسران نابرابر و میزان تاب‏آوری پسران بیشتر از دختران بود. همچنین انگیزش پیشرفت در دانشجویان رشته‏های مختلف یکسان و در پسران و دختران متفاوت و در دختران بیش از پسران بود. نتیجه تحلیل مسیر نشان داد الگوی پیشنهادی برای روابط متغیرها برازش ندارد. همچنین مدل ایجاد شده با حذف مسیرهای مستقیم جهت‌گیری مذهبی درونی و بیرونی به انگیزش پیشرفت دارای برازش نبود؛ اما مدل ایجاد شده با حذف متغیر جهت‌گیری مذهبی بیرونی، برازش نسبتاً بالایی داشت.


استاد راهنمای اول: غفاري، ابوالفضل
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  جهت‌گیری مذهبی ، تاب‏آوری، انگیزش پیشرفت تحصیلی ، رشته تحصیلی ، دانشجویان

<   1234567891011121314151617181920212232425262728292102   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.