دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد

<   11121314151525354555657585960616263646566676869707172737475767778798081828393103   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1054 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 466
نام نویسنده: فاتحی، يونس
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 119
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع اهمال‌کاری تحصیلی و ارتباط آن با خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه در دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز می باشد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش مورد نظر شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز می باشد که در سال تحصیلی 90-1389 مشغول به تحصیل بودند. با توجه به شیوه نمونه گیری چندمرحله ای تصادفی از بین نواحی 4 گانه آموزشی شهر شیراز ناحیه 3 به عنوان نمونه انتخاب شد. در مطالعه اول پژوهش جهت بررسی میزان شیوع اهمال‌کاری تحصیلی دانش آموزان، 592 نفر(293 پسر و 299 دختر) انتخاب شدند و اهمال‌کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم(1989) را دریافت و تکمیل نمودند. همچنین در مطالعه دوم پژوهش به منظور بررسی ارتباط اهمال‌کاری تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه تعداد 375 نفر(182 پسر و 193 دختر) به طور تصادفی از بین نمونه انتخاب شده در مطالعه اول پژوهش انتخاب شدند و های خودکارآمدی تحصیلی مورگان-جینکز(1999) و عادت های مطالعه پالسان-شارما(1989) را دریافت و تکمیل نمودند. نتایج به دست آمده نشان داد که پسران به طور معناداری از اهمال‌کاری تحصیلی بیشتری نسبت به دختران برخوردار بودند. همچنین دانش آموزان از لحاظ اهمال‌کاری تحصیلی به تفکیک پایه و رشته تحصیلی با یکدیگر تفاوت داشتند و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود. به طوری که بیشترین اهمال‌کاری تحصیلی به ترتیب در پایه های اول و دوم و سوم و رشته های عمومی، انسانی، تجربی و ریاضی مشاهده گردید. همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن است که 42 درصد از تغییرات مشاهده شده در اهمال‌کاری تحصیلی دانش آموزان مربوط به تفاوت در خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه آن ها می باشد. بعلاوه بین اهمال‌کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان همبستگی معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین، بین اهمال‌کاری تحصیلی و عادت های مطالعه دانش آموزان رابطه معکوس و معناداری وجود داشت. افزون بر این، نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه دانش آموزان همبستگی مستقیم و معناداری وجود دارد. در کل نتایج نشان داد که دانش آموزانی که از خودکارآمدی تحصیلی بیشتر و عادت های مطالعه بهتری برخوردار بودند، اهمال‌کاری تحصیلی کمتری را گزارش کردند و بالعکس، دانش آموزانی که خودکارآمدی تحصیلی کمتر و عادت های مطالعه نامناسبی داشتند، اهمال‌کاری تحصیلی بیشتری نیز داشتند.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  اهمال كاري تحصيلي ، خودكارآمدي تحصيلي ، عادت هاي مطالعه ، جنسيت ، پايه و رشته تحصيلي ، دانش آموز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 465
نام نویسنده: حيدري پور، مونا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 143
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی بر هوش هیجانی، کیفیت زندگی و مهارت‌های اجتماعی معلولین جسمی ـ حرکتی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی (با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه كنترل نما) بود. جامعه آماری شامل کلیه معلولین جسمي حرکتی مجتمع آموزشی نیکوکاری توان یابان مشهد بودند که از بین آن‌ها پس از غربالگری اولیه تعداد 30 نفر که از لحاظ مهارت‌های اجتماعی دارای بیشترین مشکل بودند انتخاب شدندو با استفاده از شیوه گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل نما قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده‌های پژوهش از مهارت‌های اجتماعی ریجیو، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و هوش هیجانی بارـ آن استفاده گردید. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته‌ها: آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به ارتقاء و بهبود سطح مهارت‌های اجتماعی معلولین جسمی ـ حرکتی شد (05/0>P ). آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به افزایش سطح هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن در معلولین جسمی ـحرکتی شد (05/0>P ) اما این آموزش منجر به افزایش سطح کیفیت زندگی معلولین جسمی ـ حرکتی نشد (05/0<P ). نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می‌گردد آموزش مهارت‌های اجتماعی جهت بهزیستی روانی و اجتماعی و توان بخشی حرفه‌ای معلولین جسمی ـ حرکتی مورد توجه دست اندر کاران مربوطه قرار گیرد

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  معلولین جسمی ـ حرکتی ، مهارت‌های اجتماعی ، هوش هیجانی ، کیفیت زندگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 464
نام نویسنده: بختی، مجتبی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 136
چکیده: 

خودبيمارانگاري نوعی اختلال رواني است كه با اعتقاد فرد به وجود يك بيماري جدي در خود و نگراني نسبت به آن شناخته مي‌شود. این اختلال همین طور با جستجوی مداوم اطمینان و مراجعه به مراکز خدمات پزشکی (مراجعه به پزشک) هزینه های مالی قابل توجهی بر فرد و سیستم مراقبت پزشکی تحمیل می کند. در حقیقت این پژوهش برای درک و ارزیابی نشانه های خودبیمارانگاری انجام شده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مستقیم و غیر­مستقیم سبک­های دلبستگی و ناگویی خلقی برخودبیمارانگاری انجام شد. مطالعه ی حاضر بر روي 377 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد که با روش نمونه برداري چند مرحله­ ای تصادفي انتخاب شدند و بيماري شناخته شده ی رواني و يا مشكلات طبي و فيزيكي بارز و معلوليت نداشتند انجام شد. دانشجویان علاوه بر سئوالات دموگرافیک به ­ های خودبيمارانگاري ایوانز، سبک های دلبستگی هازن و شیور و ناگویی خلقی تورنتو پاسخ دادند. در اين پژوهش شيوع علائم خودبيمارانگاري در حد مرزی 36/4 درصد و شيوع اختلال آن در دانشجويان مورد مطالعه 13/5درصد بود. از بين51 دانشجوی مبتلا به اختلال خودبيمارانگاري 38 مورد شدت کم و 12 مورد شدت متوسط و تنها 1 مورد سطح بالای خودبیمارانگاری داشتند. اختلال به صورت معني داري در دختران شايع تر بود، و وضعيت تأهل رابطه ی معني داري با آن نداشت برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون به منظور بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد که نشان داد رابطه بین سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، دشواری در شناسایی احسات و دشواری در توصیف احساسات با خودبیمارانگاری مثبت و معنادار و رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با خودبیمارانگاری منفی و معنادار است. از ضریب رگرسیون به منظور بررسی میزان پیش بینی کنندگی متغیرهای سبک های دلبستگی و ناگویی خلقی  استفاده گردید و نتایج نشان داد که این متغیرها می توانند پیش بینی کننده مناسبی برای خودبیمارانگاری محسوب گردند. بعلاوه تحلیل مسیر برای بررسی رابطه تيپ سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا با میانجی­گری دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات  در خودبیمارانگاری  به کار برده شد که نتایج آن نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا از طریق دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات با خودبیمارانگاری رابطه داشته باشند.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  خودبيمار انگاری ، سبك های دلبستگی ، ناگويی خلقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 463
نام نویسنده: كوثری، رجبعلی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 127
چکیده: 

    اهمال کاری رفتاری است که موجب به تاخیر انداختن کارها می شود، که در افراد ابعاد مختلفی دارد.یکی از ابعاد آن به تعویق انداختن تکالیف تحصیلی می باشد، که اهمال کاری تحصیلی نام دارد . می توان آن را به عنوان عادت به تاخیر انداختن تعریف کرد،که در بین دانش آموزان بسیار رایج است. بنابر این رفتار اهمال کاری دانش آموزان موجب می شود که آنها نتوانند از عمل کرد واقعی خویش در جریان یادگیری بهره بگیرند و در نتیجه شکست می خورند.                              

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین اهمال کاری تحصیلی، انگیزه پیشرفت  و اضطراب امتحان شکل گرفته است. نمونه ما در این تحقیق تعداد 360 نفر، شامل 180 دختر و180 پسر مقطع دبیرستان هستند. که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. اعضای گروه نمونه، مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم(1984) فرم دانش آموز، مقیاس انگیزه پیشرفت هرمنس(1977) و سیاهه ی اضطراب امتحان ابوالقاسمی (1375) را تکمیل کردند.

برای تجزیه تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تی مستقل  و رگرسیون چند متغیره گام به گام  استفاده شد. نتایج نشان داد، که بین اهمال کاری تحصیلی و انگیزه پیشرفت رابطه ی معنی دار منفی وجود دارد. بین اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی را بطه ی معنی دار مثبت وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، که بین دختر و پسر در میزان اهمال کاری تحصیلی تفاوت معنی دار وجود ندارد، هرچند میزان اهمال کاری پسران کمی بیشتر است. البته تفاوت بین دختر و پسر در بعضی از مقوله های اهمال کاری تحصیلی معنی دار می باشد. نتیجه آزمون رگرسیون نیز نشان داد که، انگیزه پیشرفت و اضطراب امتحان، اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. ولی میزان پیش بینی انگیزه پیشرفت  بیشتر است. این یافته با نتایج تحقیقات مشابه همسو می باشد.در پایان پیشنهاداتی برای تحقیق بیشتر در این زمینه ارائه گردید

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ    


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  اهمال کاری تحصیلی ، اضطراب امتحان ، انگیزه ی پیشرفت ، جنسیت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 459
نام نویسنده: معماريان، سپيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 105
چکیده: 

  اختلال اضطراب اجتماعی به عنوان رایج­ترین اختلال اضطرابی و سومین اختلال شایع روان­پزشکی و اختلالی با اهمیت در زمینه بهداشت همگانی می­تواند تاثیر عمیقی بر زندگی شخص داشته باشد. در دو دهه اخیر افزایش چشم­گیری در پژوهش­های بالینی، به خصوص با جهت­ گیری شناختی، با هدف بررسی مکانیزم­های زیربنایی اضطراب اجتماعی صورت گرفته است. پژوهش حاضر شامل سه مطالعه است. مطالعه اول، نقش نشخوار فکری را در پیش­بینی اضطراب اجتماعی (134=N) بررسی کرد؛ نتایج نشان داد که زنان از مردان نمرات نشخوار فکری بیشتری داشتند. به­علاوه بعد از کنترل اثر سن، جنسیت، میزان تحصیلات، افسردگی (بک) و اضطراب صفت- حالت (اشپیلبرگر)، افزایش نشخوار فکری (نولن-هوکسما) با افزایش در میزان اضطراب اجتماعی (کانور) همراه بود. مطالعه دوم، سوگیری توجه نسبت به محرک­های تهدیدکننده اجتماعی را در مبتلایان به اضطراب اجتماعی (میانگین سن = 93/22 و انحراف استاندارد = 155/3) (30=N) و بهنجار (میانگین سن = 73/23 و انحراف استاندارد = 84/2) (30=N) توسط آزمون استروپ اضطراب اجتماعی، مقایسه کرد. نتایج نشان داد که به­رغم کنترل اثر افسردگی و نشخوار فکری، در مقایسه با گروه کنترل، مبتلایان به اضطراب اجتماعی سوگیری توجه بیشتری نسبت به محرک­های تهدیدکننده اجتماعی نشان دادند. مطالعه سوم، اثربخشی برنامه کامپیوتری آموزش کنترل توجه را، به عنوان نوعی مداخله شناختی برای کاهش سوگیری توجه و بهبود شاخص­های درمانی افراد مضطرب اجتماعی، بررسی کرد. شرکت­ کنندگان (30=N) که همگی اضطراب اجتماعی بالا داشتند، به ­طور تصادفی به گروه آزمایش (دریافت تمرین اصلی) و درمان­نما (دریافت تمرین ساختگی) تقسیم شدند و بر روی همه آنها پیش ­آزمون، پس­ آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه درمان­ نما، گروه آموزش بعد از اتمام برنامه، سوگیری ­توجه کمتری را نسبت به محرک­های تهدیدآمیز نشان دادند؛ به علاوه، علائم اضطراب اجتماعی آنها کاهش یافت. به طورخلاصه، (الف) نشخوار فکری به عنوان یک سازه شناختی در پیش ­بینی اضطراب اجتماعی نقش داشته، و مختص اختلال افسردگی اساسی نیست؛ (ب) افراد مضطرب­ اجتماعی با سوگیری توجه بیشتر نسبت به محرک­های  تهدیدآمیز اجتماعی، احتمالاً تحریفات شناختی­ ای را تجربه می­کنند که باعث بزرگ­تر شدن سطوح دریافتی تهدید در محیط می­شود و در تداوم و تشدید اضطراب اجتماعی نقش دارند؛ و (ج) آموزش کنترل توجه کامپیوتری با کاهش این سوگیری توجه می­تواند در کاهش علائم اضطراب اجتماعی موثر باشد

فهرست مندرجات  -فهرست منابع  -   -


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: طباطبائی، سید محمود
کلید واژه ها:  سوگيری توجه ، استروپ هيجانی ، اضطراب اجتماعی ، برنامه آموزش كنترل توجه


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 458
نام نویسنده: مجرد كاهانی، امير حسين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 107
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی مداخلات آموزشی روانی گروهی بر ارتقا سطح سلامت روانی خانواده بیماران مبتلا به اختلالات خلقی بستری در بیمارستان روانپزشکی ابن سینا انجام شد.

روش: این پژوهش یک طرح شبه آزمایشی با گروه کنترل و گمارش تصادفی بود. در این پژوهش، شش نفر بعنوان گروه آزمایشی و نه نفر بعنوان گروه کنترل شرکت داشتند. کلیه شرکت کنندگان که اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات خلقی را تشکیل می دادند های فشار روانی مراقب، افسردگی بک، اضطراب بک، کیفیت زندگی و چگونگی روابط پیرس را تکمیل نمودند. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه در جلسات مداخلات آموزشی روانی گروهی شرکت داشتند، ولی گروه کنترل در این مدت هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. همچنین به منظور تحلیل داده ها از آزمون مقایسه میانگین های مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد.

یافته ها: نتایج تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان دهنده کاهش معناداری در میانگین نمره های افسردگی، اضطراب و فشار مراقب در گروه آزمایشی بود. نتایج همچنین نشان داد که افزایش معناداری در میانگین نمره های کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی گروه آزمایش بوجود آمده، ولی در مورد میانگین نمره های تعارض و عمق روابط در دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد.

نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مداخلات آموزشی روانی گروهی می تواند شدت فشار مراقب، اضطراب و افسردگی را کاهش داده و کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی را بهبود بخشد اما در مورد عمق روابط و تعارض چندان تأثیری ندارد

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و ماخذ     نتيجه گيري

فاقد


استاد راهنمای اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
استاد مشاور اول: مدرس غروی، مرتضی
کلید واژه ها:  مداخلات آموزشی روانی گروهی ، سلامت روان ، اختلالات خلقی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 226
نام نویسنده: حبيبي پور، مريم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 84
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه بين تفکرانتقادی معلمان دوره ابتدايي و ترجیح سبک تدریس آنان می‌باشد. روش پژوهش از جهت هدف کاربردی و از جهت روش اجرا، همبستگی می‌باشد. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی معلمان مقطع ابتدایی ناحیه‌ی یک آموزش و پرورش شهر مشهد در سال تحصیلی 89-1388 تشكيل داده‌اند. نمونه‌ی پژوهش شامل 93 نفر از معلمان مقطع ابتدایی بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تک مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق دو تفکرانتقادی و ترجیح سبک تدریس جمع‌آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین  متغیر پیش بین (تفکر انتقادی) و متغیر ملاک(ترجیح سبک تدریس) رابطه ای معنادار وجود دارد و می توان نمره میزان ترجیح سبک تدریس معلمان را از طریق نمره تفکر انتقادی آنان پیش بینی نمود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکر انتقادی معلمان و ترجیح سبک تدریس آنان، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. معلمانی که در دو مولفه استنباط و ارزشیابی استدلال های منطقی از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس معلم محور را ترجیح داده‌اند . معلماني كه در مولفه تعبیر و تفسیر از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس شاگردمحور را ترجیح داده‌اند. در دو مولفه دیگر تفکر انتقادی یعنی شناسایی مفروضات و استنتاج رابطه ای با ترجیح سبک تدریس معلمان نداشتند.


فهرست مندرجات      منابع وماخذ     نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  تفكرانتقادي ، ترجيح سبك تدريس ، دوره ي ابتدايي ، معلمان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 457
نام نویسنده: صنعت نگار، سارا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 118
چکیده: 

هدف اصلی مراکز شبه خانواده تأمین کارکردهای اصلی خانواده برای کودکان بی سرپرست و بدسرپرست می‌باشد اما صرف انتقال این کودکان از محیط آسیب رسان خانواده به محیطی با آسیب‌های کمتر کافی به نظر نمی‌رسد و سوگ ناشی از فقدان خانواده این کودکان را در معرض آسیب‌های روانشناختی، ناامیدی و احساس تنهایی قرار می‌دهد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی «اثربخشی قصه درمانی گروهی بر خودپنداره، ناامیدی و تنهایی کودکان دختر بی‌سرپرست و بدسرپرست مقیم در خانه های کودک مشهد» بود. در این پژوهش، 26 کودک دختر مقطع ابتدایی از سه خانه کودک شرکت کردند که به طور تصادفی در سه گروه آزمایش، شبه کنترل و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه، به مدت دو بار در هفته در جلسات قصه درمانی گروهی شرکت نمودند و تمامی آزمودنی‌ها به سه پرسش نامه خودپنداره کودکان پیرز ـ هریس، ناامیدی کودکان کازدین و تنهایی آشر در جلسات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (یک ماه بعد از اتمام مداخله) پاسخ دادند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که قصه درمانی گروهی سطح خودپنداره کلی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری افزایش داده است و میانگین نمرات ناامیدی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری کاهش داده است اما در کاهش تنهایی گروه آزمایش نسبت به دو گروه دیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد نتایج این پژوهش برای فرضیه های فرعی نشان می‌دهد که قصه درمانی گروهی سازگاری رفتاری و شادمانی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری افزایش داده است و سطح اضطراب گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری کاهش داده است. لازم به ذکر است که نتایج این پژوهش شواهد کافی مبنی بر این که قصه درمانی گروهی باعث افزایش معنادار وضعیت ذهنی- آموزشگاهی، تصویر بدنی و محبوبیت گروه آزمایش نسبت به دو گروه دیگر می شود فراهم نکرد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ       نتيجه گيري  

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  بي سرپرستي و بد سرپرستي ، خودپنداره ، نااميدي ، تنهايي ، قصه درماني گروهي


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 228
نام نویسنده: يعقوبي، منا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 87
چکیده: 

نیروی انسانی متعهد برای هرسازمان پشتوانه‌ای قوی است که سازمان را درتحقق بهترآرمانهای خود یاری می‌رساند. این امردرنهادی چون آموزش وپرورش که عهده دارتعلیم وتربیت نسل آینده هرکشوراست ودر ارتباط با دبیران که رسالت مهمی رابرعهده دارند اهمیتی مضاعف می یابد. تعهد دبیران نسبت به سازمان وشغل خود، علاوه بررضایتمندی وخشنودی آنان، انجام وظایف به بهترین نحوممکن، افزایش کیفیت واثربخشی نظام آموزشی وپیشرفت وتعالی جامعه را بدنبال خواهد داشت. اگر فضای مدارس، فضایی دوستانه وهمراه با اعتماد وصداقت متقابل میان مدیران ودبیران باشد، درنتایج و پیامدهای سازمانی بدون تاثیر نخواهد بود، لذا پژوهش حاضربه بررسی رابطه اعتماد دبیران مدارس متوسطه دولتی وغیرانتفاعی ورابطه آن باتعهد سازمانی وشغلی آنان پرداخته است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دبیران رسمی، غیررسمی ناحیه سه آموزش وپرورش مشهد درسال تحصیلی 90- 1389 می‌باشد. نمونه باحجم 130 نفراز جامعه (380 = N ) به شیوه نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شده است. برای جمع آوری اطلاعات ازسه اعتمادسازمانی محقق ساخته برمبنای مدل مایروهمکاران (1995)، تعهد سازمانی آلن ومایر(1991) و تعهد شغلی بلا وهمکاران (1985) استفاده شده است. پایایی ‌ها با استفاده ازروش آلفای کرونباخ برای اعتماد، تعهد سازمانی وتعهد شغلی به ترتیب 94/0، 85/0 و83/0 به دست آمد. برای پاسخدهی به سوالات پژوهش ازشاخصهای توصیفی، میانگین وانحراف استاندارد وآزمونهای رگرسیون چندگانه، ساده ومقایسه میانگینهای مستقل استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نشان دادکه : 1) مولفه‌های اعتماد سازمانی(شایستگی،شخصیت وعطوفت) نتوانستند نمره تعهد سازمانی وتعهد شغلی دبیران راپیش‌بینی نماید؛ 2) نمره اعتمادسازمانی دبیران نتوانست نمره تعهد سازمانی آنان راپیش‌بینی نماید؛ 3) نمره اعتمادسازمانی دبیران نمره تعهد شغلی آنان راپیش‌بینی نمود؛ 4) بین تعهد شغلی دبیران مدارس دولتی وغیرانتفاعی تفاوت معناداری وجود داشت وتعهد شغلی دبیران مدارس غیرانتفاعی بیشتر از تعهد شغلی دبیران مدارس دولتی بود؛  5) بین تعهد سازمانی دبیران مدارس دولتی و غیرانتفاعی تفاوت معناداری وجود ن به شیوه نمونه‌گیری دردسترسداشت.

فهرست مندرجات     منابع وماخذ      نتيجه گيري

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 451
نام نویسنده: تهامي، الهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 123
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسي تاثير آموزش مهارت هاي مقابله‌اي بر کاهش استرس، افسردگی و اضطراب زنان سرپرست خانواده انجام شده است .اين مطالعه از نوع شبه ازمايشي با طرح پيش آزمون و پس آزمون با گروه كنترل است. گروه نمونه اين پژوهش متشكل از 40 زن سرپرست خانواده است كه بر اساس نمره DASS و راهبردهاي مقابله اي انتخاب شدند. از اين افراد به طور تصادفي20 نفر در گروه كنترل و 20 نفر در گروه ازمايش قرار گرفتند. گروه ازمايش در طي 8 جلسه 2 ساعته در طول 2 ماه، مورد آموزش مهارت هاي مقابله اي قرار گرفتند . داده هاي بدست امده با استفاده از روش اماري t مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.نتايج پژوهش نشان داد كه آموزش مهارت هاي مقابله اي موجب بهبود سلامت روان  زنان سرپرست خانواده مي‌گردد، به اين معنا كه در زمينه استرس، اضطراب و افسردگي ،بعد از اين آموزشها، تفاوت معناداري ميان دو گروه حاصل آمد. همچنين بعد از ارائه آموزش از نظر راهبرد هاي مقابله‌اي در بعد راهبردهاي مساله‌مدار زير مقياس هاي جستجوي حمايت اجتماعي، حل مدبرانه مساله و ارزيابي مجدد مثبت، معنادار شده بود و در راهبردهاي مقابله اي هيجان مدار زير مقياس دوري جويي و مقابله روياروي گر معنادار شده و در ساير زير مقياسها تفاوت قابل مشاهده اي، وجود نداشت.بر اساس نتايج بدست امده مي‌توان از آموزش راهبرد هاي مقابله اي براي کاهش استرس، اضطراب و افسردگی زنان سرپرست خانواده استفاده  كرد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري

فاقد


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
کلید واژه ها:  آموزش مهارت هاي مقابله اي ، استرس ، اضطراب ، افسردگي ، زنان سرپرست خانواده

<   11121314151525354555657585960616263646566676869707172737475767778798081828393103   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.