دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد

<   11121314151617172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1054 مورد

>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 119
نام نویسنده: احسنی، حسين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1380
تعداد صفحات: 139
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی نگرش مدیران عالی، میانی و عملیاتی، نسبت به شغلشان و عوامل فشارزای روانی – شغلی آنان در دانشگاه فردوسی مشهد صورت پذیرفته است. جامعه و نمونه آماری پژوهش، شامل كلیه مدیران مرد دانشگاه فردوسی مشهد در سه سطح عالی، میانی و عملیاتی بوده است. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است. برای جمع آوری اطلاعات از دو ، استرس شغلی و نگرش سنجی مدیران استفاده شده است. برای مقایسه نمره نگرش مدیران و فشار روانی – شغلی آنان در سه سطح عالی، میانی و عملیاتی از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج با اطمینان 99% به شرخ زیر به دست آمده است: 1- بین نگرش مثبت مدیران نسبت به شغلشان با عوامل فشارزای روانی – شغلی آنان رابطه معنی دار و معكوس وجود دارد 2- بین نگرش مثبت مدیران عملیاتی و میزان عوامل فشارزای روانی – شغلی آنان رابطه معنی دار و معكوس وجود دارد 3- بین نگرش مثبت مدیران عالی و میزان عوامل فشارزای روانی – شغلی آنان رابطه معنی دار وجود ندارد 4- بین نگرش مثبت مدیران میانی و میزان عوامل فشارزای روانی – شغلی آنان رابطه معنی دار وجود ندارد 5- مدیران عالی و عملیاتی نسبت به مدیران میانی به طور معنی داری از میانگین فشارزای روانی – شغلی بیشتری برخوردارند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها براساس آزمون آنالیز واریانس نشان داد كه بین فشار روانی و نگرش مثبت مدیران رابطه معنادار وجود دارد.

فهرست مندرجات  فهرست منابع و مآخذ  نتيجه گيري 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 123
نام نویسنده: رستمیان، طيبه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1380
تعداد صفحات: 250
چکیده: 

تحقیق حاضر به منظور مقایسه فرهنگ سازمانی کارکنان معاونتهای آموزشی سازمان آموزش و پرورش خراسان و نواحی هفتگانه آن با فرهنگ سازمانی سازمانهایی که ساختار آن مکانیکی و ارگانیکی است ، در شهر مشهد انجام پذیرفته است . سوال اصلی این تحقیق عبارتند از : آیا بین میانگین فرهنگ سازمانی کارکنان معاونتهای آموزشی سازمان آموزش و پرورش خراسان و نواحی هفتگانه آن با میانگین فرهنگ سازمانی در فرم موجودتفاوت معناداری وجود دارد ؟ سوالات فرعی این تحقیق تاکید بر مقایسه میانگین مولفه های دهگانه فرهنگ سازمانی ( خطر پذیری ، خلاقیت فردی ، سیستم پاداش ، تعارض ، رهبری ، یکپارچگی ، حمایت مدیریت ، کنترل ، الگوهای ارتباطی و هویت ) با مولفه های دهگانه فرهنگ سازمانی در فرم موجود نموده است .در بخش سایر یافته های تحقیق به مقایسه میانگین فرهنگ سازمانی در بین کارکنان معاونتهای آموزشی  1)سازمان آموزش و پرورش خراسان و نواحی هفتگانه  2) با سنوات خدمت مختلف 3) با  مدارک تحصیلی مختلف پرداخته شده است . جامعه آماری در این تحقیق کلیه کارکنان معاونتهای آموزشی سازمان آموزش و پرورش خراسان و نواحی هفتگانه آن را که به شیوه سرشماری انتخاب شده اند را در برمی گیرد . (  N=139)روش در این تحقیق توصیفی با تاکید بر مطالعات پیمایشی و از نوع کاربردی است . روش آماری برای سوال اصلی تحقیق مقایسه میانگین دو گروه t-test  و در سایر یافته ها ی تحقیق که مقایسه میانگین در بیش از چند گروه می باشد ، از آزمون تحلیل واریانس استفاده شده است و در مواردی که اختلاف معنادار دیده شده ، آزمون تعقیبی LSD   بکار برده شده است . نتایج آزمون در سطح a=0.05  به قرار زیر است : 1 ) بین میانگین فرهنگ سازمانی کارکنان معاونتهای آموزشی سازمان آموزش و پرورش خراسان با میانگین فرهنگ سازمانی و مولفه های تشکیل دهنده آن در سازمان ارگانیکی و مکانیکی تفاوت معناداری وجود دارد 2 ) بین میانگین مولفه های دهگانه فرهنگ سازمانی در کارکنان معاونتهای آموزشی سازمان آموزش و پرورش خراسان با میانگین  مولفه های دهگانه فرهنگ سازمانی سازمان ارگانیکی و مکانیکی تفاوت معناداری وجود دارد3 ) بین میانگین فرهنگ سازمانی  1) در نواحی مختلف آموزش و پرورش خراسان 2) با سنوات مختلف 3) با مدارک تحصیلی مختلف تفاوتهای معناداری مشاهده نشده است .

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مآخذ - نتيجه گيري-


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 125
نام نویسنده: یاربی سنگانی، محمد ناصر
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1381
تعداد صفحات: 196
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور طراحی الگوی جانشین برنامه ریزی بخش ترویج سازمان جهاد کشاورزی خراسان انجام گرفته است . بین هدف از طریق تلفیق و مقایسه نتایج ارزشیابی نظام گذشته برنامه ریزی با مبانی علمی برنامه ریزی ( الگوی نظری تحقیق منطبق بر مدل ارزشیابی cipp ) تامین گردیده است . سئوال اساسی در این پژوهش آن است که " میزان همخوانی بین الگوی نظری  تحقیق  ( برنامه ریزی بر مبنای عناصر چهارگانه مدل cipp  - زمینه ، درون داد ، فرایند و برون داد ) بانظام  برنامه ریزی قبلی بخش ترویج تا چه حد است ؟ " گروه مورد بررسی ( به روش سرشماری ) کلیه کارشناسان دفتر استان ، مرتبط با برنامه ریزی ترویج ( به تعداد 42 نفر ) انتخاب شدند . ابزار گرداوری اطلاعات را یک محقق ساخته تشکیل داده است ، که برای ارزشیابی نظام برنامه ريزي قبلي ترويج خراسان مورد استفاده قرار گرفته است.در اين تحقيق از روش ارزيابي استفاده شده است . روش های آماری مورد بهره گیری شامل بررسی نمره میانه گروه مورد بررسی و آزمون یومن ویتنی ( برای مقایسه میزان همخوانی دیدگاه افراد نسبت به نظام برنامه ریزی گذشته ترویج ) بوده است . در نهایت ارزشیابی نظام قبلی ترویج و مقایسه یافته ها با مبانی علمی و الگوی رایج برنامه ریزی ترویج نتایج ذیل به منظور طراحی الگوی جانشین برنامه ریزی ترویج به دست آمده است :1- بین سطوح برنامه های ملی و استانی تا حدودی هماهنگی وجود داشته و بین سیاست های ملی و آموزش نیروها جهت آشنایی با اهداف و سیاست ها در حد زیادی همخوانی وجود داشته است . 2 – بین نظامهای برنامه ریزی بخش کشاورزی و نظام برنامه ریزی ترویج خراسان تا حد زیادی هماهنگی وجود داشته و نظام گذشته ترویج متاثر از نظام برنامه ریزی متمرکز بوده است . 3 – بین منابع مرتبط با محیط برنامه و کاربرد آنها در تعیین اهداف برنامه ها در حد متوسطی هماهنگی وجود داشته است 4 – بخشهای ترویجی سابق در حد ضعیفی به نیاز آموزشی گروههای هدف مربوطه ، توجه کرده اند 5- ازروشهای آموزش گروهی در حد زیاد و از روشهای آموزش انبوهی در حد متوسطی استفاده شده است . 6 – مشارکت مردم در نظام برنامه ریزی گذشته ترویج ، در حد متوسطی مشاهده است  7 – مشارکت مدیران ، کارشناسان بخشهای اجرایی در برنامه ریزی به میزان زیادی تحقق یافته بود 8- نظامهای نظارت و سیستم های رایانه ای  در حد متوسطی رشد داشته اند و اعتبارات دچار محدودیت بوده است 9 – کاربرد رهیافت های ترویج تابعی از ماموریت های رسمی بوده است 10 – نظام گذشته ترویج با مراحل زیادی ( 6 مرحله از 8 مرحله ) از کونتز مطابقت داشته است 11 – در نظام برنامه ریزی گذشته تشکیلات تدوین برنامه ها قوی بوده ، اما کارکرد و نتیجه هماهنگی ها ، منتهی به تنظیم صحیح برنامه ها و هم پوشی اهداف به نحو مطلوب نگردیده است . 12 – مطالعات و ارزشیابی پروژه ها از جایگاه ضعیفی برخوردار بوده است . 13 – فرایند های نظارت از بیرون ( سازمان مدیریت و .... ) در حد متوسطی مشاهده شده است 14 – به کاربرد رهیافت های برنامه ریزی تا حدودی توجه شده است . 15 – ساختار و جایگاه بخش ترویج در سطح تقریبا مطلوبی بوده است 16 – درجه تسلط علمی و تکنیکی نیروهای برنامه ریزی به مبانی علمی ، نظری و فنی مربوطه در حد متوسطی بوده است 17- انتقال یافته های تحقیقاتی ، در حد زیاد و مواردی همچون اجرای برنامه رایانه ای گزارش گیری و توزیع بودجه  ، برنامه ریزی مشارکتی ، کاربرد رهیافت ترویج خصوصی و بازخورد توسط گروه های هدف به برنامه در حد متوسطی گردیده است .الگوی جانشین برنامه ریزی یک الگوی پیشنهادی است که عناصر آن منطبق بر اجزای الگوی ارزشیابی پژوهش ( مبتنی بر نظر يه سبولا ) میباشد جنبه کاربردی الگو انطباق یافته های آزمون و الگوی ارزشیابی (cipp ) با الگوی رایج و مورد استفاده فعلی تامین شده است ، پیشنهادمي گردد الگوی جانشین توسط مدیران و برنامه ریزان بطور آزمایشی در تشکیلات ترویج سازمان جهاد کشاورزی خراسان به مرحله اجرا نهاده شود

فهرست مندرجات- فهرست منابع ومأخذ نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: شعباني وركي، بختيار
استاد مشاور اول: زارع فيض آبادي، احمد
استاد مشاور دوم: سعيدي رضواني، محمود


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 107
نام نویسنده: دشتی جوشقان، حسن
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1378
تعداد صفحات: 143
چکیده: 

ایام فراغت همیشه بستر مناسبی برای خلاقیتها و نوآوریها بوده است، چرا كه در این ایام ذهن انسان به فعالیت موظفی مشغول نیست و انسان فارغ از قالبهای از پیش طراحی شده پیرامون مسائل مورد علاقه می باشد. هدف اصلی در این پژوهش مقایسه شیوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان و مسائل مرتبط با آن از دیدگاه دانش آموزان و اولیاء مدارس می باشد. با توجه به مبانی نظری مربوطه و تحقیقات انجام شده پنج فرضیه اصلی متناسب با موضوع تدوین گردید. روش انجام پژوهش، توصیفی پیمایشی، جامعه آماری، اولیاء مدارس راهنمای پسرانه شامل كلیه مدیران و معاونین و مربیان تربیتی و تعدادی از دبیران كه در امر اوقات فراغت بیشترین فعالیت را داشته اند ونیز دانش آموزان پسر مدارس راهنمایي ناحیه 6 مشهد می باشد كه حجم نمونه آماری به تعداد 231 نفر دانش آموز و 136 نفر اولیاء مدارس هستند، و روش نمونه گیری تصادفی و ابزار جمع آوری اطلاعات است. در تجزیه و تحلیل آماری از روش آماری (كای-دو)x2 كمك گرفته و اطلاعات جمع آوری شده را به جداول توافقی مناسب منتقل كرده و در پایان به كمك آمار توصیفی نتایج به دست آمده را توصیف نموده نتایج پژوهش در قالب سه بخش طراحی شده است. بخش 1 در پاسخ به فرضیه شماره یك می باشد كه از مجموع 9 جدول اطلاعات جمع آوری شده و تجزیه و تحلیل آن دو مورد فرضیه تایيد و هفت مورد فرضیه شماره یك رد شده است ونشان می دهد كه بین دیدگاه اولیاء مدارس و دانش آموزان در وضعیت مطلوب اوقات فراغت تفاوت معنی داری وجود ندارد. بخش 2 این بخش با وجود 8 جدول اطلاعات جمع آوری شده و تجزیه و تحلیل آن در پاسخ به فرضیه های شماره دو و سه پژوهش می باشد كه فرضیه های مذكور تایيد می گرد. بخش 3 این بخش با وجود هفت جدول اطلاعات جمع آوری شده و تجزیه و تحلیل آن در پاسخ به فرضیه های شماره چهار می باشد، كه در شش مورد فرضیه های مذكور رد و یك مورد تایيد می گردند. نتیجه آن كه در مجموع دیدگاه اولیاء مدارس با دانش آموزان در زمینه گذاران اوقات فراغت و مسایل مرتبط با آن متفاوت می باشد و این تفاوت بیشتر به دلیل آشنایي كمتر اولیاء مدارس با وضعیت و نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان می باشد.

فهرست مندرجات - فهرست منابع وماخذ -  -


استاد راهنمای اول: سيلانيان طوسي، علي
استاد مشاور اول: رئوفي، محمد حسين


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 112
نام نویسنده: یعقوبی، محمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1380
تعداد صفحات: 104
چکیده: 

نوع شخصیت یكی از عوامل مؤثر در نوع رفتار افراد می باشد و رضایت شغلی افراد یك عامل اصلی است كه در اثر بخشی و كارایي سازمان نقش مهمی دارد. هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه تیپ شخصیتی با رضایت شغلی دبیران می باشد. بدین منظور كلیه دبیران مرد مدارس متوسطه دولتی شهر كاشمر كه تعداد آنها 100 نفر بوده و از طریق سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند، جامعه آماری این تحقیق را تشكیل می دهند. برای جمع آوری اطلاعات از دو سنجش تیپ A و B و رضایت شغلی استفاده شده است. و به منظور تحلیل داده هال در سوال های اصلی و فرعی ذیل :

 الف) سؤال اصلی : آیا بین نمره تیپ شخصیتی A و رضایت شغلی دبیران رابطه معنی داری وجود دارد؟ ب) سؤالات فرعی: 1) آیا بین نمره تیپ شخصیتی A و رضایت از نوع كار دبیران رابطه معنی داری وجود دارد؟ 2) آیا بین نمره تیپ شخصیتی A و رضایت ازسرپرست دبیران رابطه معنی داری وجود دارد؟ 3) آیا بین نمره تیپ شخصیتی A و رضایت از همكاران دبیران رابطه معنی داری وجود دارد؟ 4) آیا بین نمره تیپ شخصیتی A و رضایت از ترفیع دبیران رابطه معنی داری وجود دارد؟ 5) آیا بین تیپ شخصیتی A نمره و رضایت از حقوق دبیران رابطه معنی داری وجود دارد؟ از آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با اطمینان 999/. نشان داد كه بین نمره تیپ شخصیتی A و رضایت شغلی دبیران و دیگر مؤلفه های رضایت شغلی رابطه معنی دار معكوسی وجود دارد. یعنی سؤالات این پژوهش مورد تایيد قرار گرفت  

فهرست مندرجات  فهرست منابع و مآخذ  نتيجه گيري 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 91
نام نویسنده: خرمی نیا، شعبانعلي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1378
تعداد صفحات: 118
چکیده: 

شمار روز افزون فارغ التحصیلان دوره های آموزش متوسطه برای ورود به دوره های آموزش عالی یكی از واقعیات اجتماعی است. از طرفی موفقیت و پیشرفت تحصیلی یكی از اهداف هر برنامه آموزش عالی كشور است. برای پاسخ گويی به این همه تقاضای ورود به دانشگاه و انبوه فارغ التحصیلان آموزش متوسطه، اموزش عالی و دانشگاه ها رشد قابل ملاحظه ای از جهت كمی داشته است. اما تنها توجه به كمیت مورد نظر نیست چه بسا تنها توجه به كمیت باعث افت كیفیت نیز می گردد. از طرفی بازده سرمایه آموزش عالی ارتباط مستقیم با پیشرفت و افت تحصیلی دارد به هر صورت ترك تحصیل، اخراج، یا توقف در یك مرحله تحصیلی معادل سرانه آموزش سرمایه گذاری شده برای آنان زیان آور است برای رسیدن به اهداف توسعه ونتیجه مطلوب آموزش دانشگاهی كه همانا فارغ التحصیلان آن ها هستند باید توجهی خاص مبذول گردد. برای بررسی ارتباط بین این مقوله با توجه به تغيیر در شیوه گزینش دانشجو پس از انقلاب شكوهمند اسلامی ایران و گذشت دو ده بر آن شدیم تا رابطه بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد را با سابقه تحصیلی دوره آموزش متوسطه آنان بررسی نمائیم. فرضیات این تحقیق عبارتند از : الف) فرضیه اصلی تحت عنوان: بین سابقه تحصیلی دانشجویان در آموزش متوسطه و پیشرفت تحصیلی آنان رابطه وجود دارد. ب) فرضیات فرعی : 1- عملکرد تحصیلی دانشجویان در میان سهمیه های مختلف با هم تفاوت دارد. 2- هر چه فاصله بین فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و ورود به دانشگاه بیشتر باشد عملکرد تحصیلی آنان پائین تر خواهد بود. روش اصلی این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق دانشجویان شاغل به تحصیل در سال های تحصیلی 73،74 و 75 در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در دانشکده های پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی می باشد و برای این که نتایج تحقیق، نتایجی واقعی از عملکرد و پیشرفت تحصیلی این دانشجویان باشد تصمیم گرفته شد که از این جمعیت نمونه گیری نگردد و تحقیق بر روی کلیه دانشجویان قبول شده در کنکور سراسری سال های 73، 74 و 75 رشته های تحصیلی مذکور انجام گیرد ( 772=N ) .شیوه جمع آوری اطلاعات در این بررسی اسنادی بوده و از روی پرونده های آموزشی و های فردی که دانشجویان تکمیل نموده اند توسط افراد مجرب و آگاه به مسائل آموزشی استخراج گردیده است. که با استفاده از تئوری یادگیری بلوم و تئوری چگونگی ارزیابی خط مشی های آموزش لوین انجام گرفته است. ابتدا با استفاده از نرم افزار کامپیوتری spss متغیرهای مربوط تعیين و پس از آن با استفاده از آزمون فرضیات و همچنین انجام آزمون همبستگی پیرسون فرض های مورد نظر به آزمون گذاشته که نتایج ذیل از آزمون فرضیات فوق بدست آمد: 1-فرض اصلي : رابطه بین سابقه تحصیلی آموزش متوسطه دانشجویان و پیشرفت تحصیلی آنان تائید گردید. 2- فرض فرعي شماره يك : تفاوت عملکرد تحصیلی دانشجویان میان سهمیه های مختلف تائید گردید. 3- فرض فرعي شماره دو : تفاوت میانگین فاصله تحصیلی دانشجویان مورد تائید قرار گرفت.

فهرست مندرجات - نتيجه گيري -منابع و مأخذ  فاقد


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 165
نام نویسنده: عبدی، رضا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1380
تعداد صفحات: 80
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی سبكهای حل مساله و شیوه های مقابله افراد وابسته به مواد مخدر و مقایسه آن با افراد غیر معتاد انجام شده است. در این مطالعه 240 نفر مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمودنیها شامل دو گروه افراد وابسته به مواد مخدر (120نفر) و افراد عادی (120 نفر) بودند. برای ارزیابی سبكهای حل مسئله مقیاس حل مساله كسیدی ولانگ (1996) و برای ارزیابی شیوه های مقابله شیوه های مقابله لازاس وفولكمن(1998) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی و روش آماری آزمون تی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد كه بین افراد معتاد و عادی تفاوتهای معناداری در شیوه حل مساله و شیوه های مقابله وجود دارد. افراد معتاد در شیوه های مقابله ای خود از خویشتن داری، بازبرآورد مثبت، جستجوی حمایت اجتماعی، حل مدبرانه مساله و مسئولیت پذیری كمتر استفاده می كند. مقابله آنها بیشتر به صورت شیوه های دوری جویي، اجتناب-گریزي و رویارویي می باشد. افراد وابسته به مواد مخدر بیشتر سبكهای حل مساله بی یاوری و اجتناب استفاده می كند . و از سبكهای حل مساله ، خلاقیت ، اعتماد در حل مساله و تقرب كمتر سود می برند و با توجه به الگوی مقابله ای و سبك حل مساله معتادان كه برای رویاروی با مساله ریز و درشت زندگی طبیعی روشهای ناكار آمد و ضعیفی می باشند، به نظر می رسد كه این الگوها زمینه گرایش به اعتیاد، مشكلات اجتماعی و روانشناختی فرد را افزایش داده و دور باطلی را بوجود می آورد. به لحاظ كاربردی یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد كه احتمالا استفاده از روش آموزش مقابله موثر و كارآمد با استرس می تواند در پیشگیری اولیه و ثانویه سوء مصرف مواد موثرتر باشد.

فهرست مندرجات - منابع و مآخذ - نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: صاحبی، علی
استاد راهنمای دوم: دژكام، محمود
استاد مشاور اول: لطف آبادي، حسين


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 94
نام نویسنده: سیدزاده، بي بي زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1376
تعداد صفحات: 234
چکیده: 

دو عامل تعیین کننده در سلامت روانی فرد، وجود ثبات هیجانی(Emotional Stability) و امنیت روانی (Security) میباشند.

در سلامت روانی زنان عوامل گوناگونی دخالت دارند. از جمله می توان  ازدواج، فرزندآوری و تعداد فرزندان را از عوامل

موثر در این رابطه دانست. تاکنون پیرامون تعداد کم یا زیاد فرزندان نظرات و مباحث مختلفی مطرح شده، اما در مورد میزان تاثیر تعداد فرزندان بر سلامت روانی مادران تحقیقات چندانی انجام نگرفته است.

در این پژوهش از ی تحلیل بالینی  (C.A.Q) ساخته ی کتل ( R.Cattell,1975) و همکارانش ، با هدف اجرای دو خرده آزمون ((C)) برای سنجش عامل ثبات هیجانی و ((O)) برای سنجش عامل نا امنی (Insecurity) استفاده شده است. مذکور از اعتبار و پایایی مناسبی برخودار است و 28 عامل شخصیتی و بالینی را می سنجد.

آزمون بر روی دو گروه 30نفری  از مادران خانه دار و دارای مدرک تحصیلی سیکل(سوم راهنمایی) که با همسر و فرزندان خود زندگی می کنند،انجام گرفت. گروه اول را مادران کم فرزند(1تا 3 فرزند) و گروه دوم را مادران پر فرزند(4 فرزند و بیشتر) تشکیل می دادند.آزمودنی ها در محدوده سنی 28تا43 سال قرار داشتند.دو گروه از نظر متغیرهایی چون سن آزمودنی ها و تحصیلات و شغل همسران آن ها همتا سازی شده اند و از نظر متغیرهای جنس،وضعیت تاهل،شغل و تحصیلات مورد کنترل قرار گرفتند.

این تحقیق که با هدف بررسی تاثیر تعداد فرزندان در دو عامل ثبات هیجانی و  ناامنی و به طور کلی سلامت روانی مادران ، انجام گرفته است شامل فرضیه های زیر است:

1- بین سطح ثبات هیجانی مادران کم فرزندان و مادران پر فرزند تفاوت معنی داری وجود دارد.

2- بین سطح ناامنی مادران کم فرزند و مادران پر فرزند تفاوت معنی داری وجود دارد.

با استفاده از تحلیل آماری  کامپیوتری و شاخص های آماری میانگین، انحراف استاندارد و ازمونهای t و خی دو( )، این یافته اصلی بدست آمد که بین نمرات خرده ازمونهای ثبات هیجانی و نا امنی در دو گروه مادران کم فرزند و مادران پر فرزند تفاوت معنی داری وجود ندارد.لذا فرضیه های تحقیق رد و فرضیه های صفر تایید شد.این یافته نشان می دهد که تعداد فرزندان در سطح ثبات هیجانی و نا امنی  مادران تاثیری نداشته است.

یافته اضافی حاصل از اجرای کامل آزمون نشان داد که دو گروه تنها در دو خرده از آزمون ((E)) مربوط به میزان تسلط بر امور یا مدیرت و ((H)) مربوط به میزان جسارت یا جرات تفاوت معنی داری داشتند؛به این صورت که گروه مادران کم فرزند در هر دو خرده ازمون نمره ی بالاتری از مادران پرفرزند داشتند.در سایر خرده آزمون ها بین نمرات دو گروه تفاوت معنی داری دیده نشد.


فهرست مندرجات   نتيجه گيري   منابع و مآخذ

فاقد

 

 

 


استاد راهنمای اول: برادران رفيعي، علي محمد


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 172
نام نویسنده: عابدی، حسين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 141
چکیده: 

 

پژوهش حاضرباهدف مطالعه میزان رابطه بین هوش هیجانی ومنابع قدرت درمدیران مدارس متوسطه شهرستان نیشابور انجام پذیرفته است .جامعه آماری این پژوهش راکلیه مدیران آموزشی دبیرستان های متوسطه شهرستان نیشابور درسال تحصیلی 85-1384به حجم 70نفر مرد وزن تشکیل می دهند که تمامی این افراد بامحقق دراجرای هوش هیجانی وی سینگر ومنابع قدرت ساموئل سی سرکوهمکاری نموده اند .نمونه تحقیق :شامل کلیه افراد جامعه موردنظرمی باشدوازروش سرشماری درانتخاب نمونه استفاده شده است .

روش تحقیق توصیفی ازنوع همبستگی می باشد که به بررسی یک فرضیه اصلی ونه فرضیه فرعی می پردازد .نتایج تحقیق برای فرضیه اصلی نشان داد که :بین هوش هیجانی ومنابع قدرت درمدیران رابطه مثبت ومعناداری وجود دارد وبرای فرضیه های فرعی شماره 1الی9 نتایج ازمون درسطح(a=0/05)به قرار زیر است :

1-بین خودآگاهی ومنابع قدرت مدیران رابطه مثبت ومعناداری وجوددارد.

2-بین خودنظمی ومنابع قدرت مدیران رابطه مثبت ومعناداری وجوددارد.

3-بین خودانگیزشی ومنابع قدرت مدیران رابطه مثبت ومعناداری وجوددارد.

4-بین همدلی ومنابع قدرت مدیران رابطه معنادارمتوسطی وجوددارد.

5-بین مهارت اجتماعی ومنابع قدرت مدیران رابطه مثبت ومعناداری وجوددارد

6-بین جنسیت وهوش هیجانی ومنابع قدرت رابطه معناداری وجود ندارد .

7-بین سابقه مدیریت مدیران باهوش هیجانی ومنابع قدرت رابطه معناداری وجود ندارد.

 

فهرست مطالب - فهرست منابع و مآخذ - نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 171
نام نویسنده: صفری، حجت
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 191
چکیده: 

رویکرد های جدید به مدیریت تعارض نشان می دهد که به کارگیری فنون مدیریت تعارض بر اثر بخشی سازمان و رضایتمندی کارکنان تاثیر دارد . آنچه که در مدیریت صحیح تعارض مهم به نظر می آید . شناخت صحیح تعارض و به کارگیری آن در موقعیت های مناسب می باشد بدین منظور شناخت تعارضهای کارکردی ( مخرب ) در سازمان به عنوان پیش نیازهای مدیریت تعارض مهم به نظر می رسد .

هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر تعارض سازمانی کارکردی و غیر کارکردی بر کیفیت زندگی کاری معلمین می باشد . برای انجام این پژوهش از روش علی _ مقایسه ای استفاده شده است جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمین دبیرستانهای ناحیه 2 آموزش و پرورش مشهد می باشد . برای تعیین حجم نمونه از جامعه آماری با توجه به روش تصادفی ساده تعداد 298 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند برای جمع آوری داده ها از دو میزان تعارض و کیفیت زندگی کاری استفاده شده است آلفا برای  تعارض سازمانی برابر با 95٪ و برای کیفیت زندگی کاری برابر با 94٪ براورد شد . در این تحقیق مولفه های کیفیت زندگی کاری شامل هشت مولفه یکپارچگی و انسجام اجتماعی ، رضایتمندی از پرداخت منصفانه و کافی ، رضایتمندی از شرایط کاری امن و سالم ، ارتباط اجتماعی زندگی شغلی ، فرصت مناسب برای توسعه قابلیتهای انسانی ، قانونمندی کار ، فرصت برای امنیت و رشد مداوم و فضای کلی زندگی می باشد ، داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل و در نهایت نتایج تحقیق از مقایسه دو گروه معلمین دارای تعارض سازمانی غیر کارکردی و کارکردی  نشان می دهد که کیفیت زندگی کاری معلمینی که با تعارض کارکردی در مدارس کار می کنند در مقایسه با معلمینی که با تعارض غیر کارکردی کار می کنند بالاتر می باشد

فهرست مطالب - فهرست منابع و مأخذ- نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا

<   11121314151617172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.