دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد

<   11121314151617172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1074 مورد

>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 177
نام نویسنده: ریحانی شورچه، حسن
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 132
چکیده: 

این پژوهش به منظور مقایسه جوسازمانی ورابطه آن بامیزان تمایل کارکنان به مشارکت درتصمیم گیری سازمانی  درموسسات اموزشی عالی دولتی وغیر انتفاعی شهر مشهد صورت گرفته است بانظربه اینکه جو سازمانی ارتباط نزدیکی بابرخی از عوامل موثر درکارکرد واثر بخشی سازمانها ازقبیل ؛روحیه وانگیزش کارکنان ومیزان تعارض دارد ازسوی دیگر مشارکت کارکنان وتصمیم گیریهای سازمانی درمیزان رضایت، تغییرنگرش ،روحیه کارکنان،اثربخشی وکارآیی سازمان موثر است.بنابراین پژوهش حاضر به بررسی وضعیت جوسازمانی ورابطه ان با میزان تمایل کارکنان به مشارکت در تصمیم گیریهای سازمانی درموسسات اموزش عالی دولتی وغیر انتفاعی پرداخته است .گروه مورد مطالعه دراین پژوهش راکلیه کارکنان رسمی،پیمانی وقراردادی موسسات اموزش عالی دولتی(N=1641)وموسسات اموزش عالی غیرانتفاعی(N=927)تشکیل می دهند.گرداوری داده ها درباره افراد جامعه مورد مطالعه ازطریق نمونه گیری  توامان خوشه ای وتصادفی ساده صورت گرفته است (N=210)که این اقدام بانظربه گسترده بودن حجم جامعه اماری انجام شده است به منظور گرد آوری داده های مورد نیاز ازدو جوسازمانی (هالپین وکرافت)ومیزان تمایل به مشارکت درتصمیم گیری (محقق ساخته )استفاده شده است .برای تعیین پایایی ازروش الفای کرونباخ استفاده شده است که ضریبت پایایی جوسازمانی ومعادل91/0وضریب پایایی میزان تمایل به مشارکت درتصمیم گیری معادل94/0به دست امده است  وبرای مطالعه روایی هردو ازدو شیوه همسانی درونی وداوری تخصصی بهره گیری شده است درانجام این پژوهش ،اطلاعات جمع آوری شده از ها جهت ازمون فرضیه ها وپاسخگویی به سوالات پژوهش بااستفاده از نرم افزارspss14مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.که این نتایج حاصل گردید:موسسات اموزش عالی ،غیر انتفاعی دارای جوبازتری نسبت به موسسات آموزش عالی دولتی می باشند،بین جوباز ومیزان تمایل به مشارکت درتصمیم گیری رابطه ای مستقیم ومعنادار وجود ندارد ،بین مولفه های جوسازمانی در هردو نظام تفاوت معنی داری وجود دارد ،بین همبستگی میان جوسازمانی ومیزان تمایل به مشارکت در دو نمونه موسسات اموزش عالی دولتی و غیر انتفاعی تفاوت معنی داری وجود ندارد .

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مآخذ- نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: مهرام، بهروز
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 176
نام نویسنده: كرد اعظم، داوود
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 131
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی و شناخت رابطه بین گرایش به بوروکراسی و فرسودگی شغلی کارکنان سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی صورت گرفته است . با توجه به اینكه عوامل مختلفی می تواند در بروز فرسودگی شغلی کارکنان دخیل باشد . یکی از آنها بوروکراسی حاکم بر سازمان ها و تمایلی است که در کارکنان برای تابعیت ایجاد می کند . این تحقیق از نوع همبستگی و از لحاظ هدف از جمله تحقیقات کاربردی است . فرضیه های تحقیق بدین شرحند . فرضیه اصلی : بین گرایش به بوروکراسی و فرسودگی شغلی کارکنان سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد . فرضیات فرعی :بین گرایش به بوروکراسی و مسخ شخصیت کارکنان سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد .بین گرایش به بوروکراسی و عدم موقعیت فردی  کارکنان سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد .بین گرایش به بوروکراسی و خستگی عاطفی کارکنان سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد .جامعه پژوهش کارکنان ستادی شاغل در سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی هستند . ( 385 = N ) . نمونه مورد بررسی در اين پژوهش را تعداد (150) نفر از کارکنان این سازمان تشکیل می دهند . داده ها از طریق نمونه گیری تصادفی ساده و به وسیله فرسودگی شغلی مسلچ (Maslach  ) و گرایش به بوروکراسی دوبرین ( dubrin ) گرد آوری شد برای تعیین پایایی از روش آلفای کرانباخ استفاده شده است . اطلاعات جمع آوری شده از ها جهت آزمون فرضیه ها و سوالات تحقیق با استفاده از نرم افزار spss  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و به طور خلاصه نتایج ذیل حاصل گردید :بین گرایش به بوروکراسی و فرسودگی شغلی کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد در گروههای مختلف سوابق کاری فقط مولفه  خستگی عاطفی تفاوت معناداری با دیگر مولفه های فرسودگی شغلی دارد . بین دو گروه زنان و مردان در مولفه مسخ شخصیت تفاوت معناداری وجود دارد . به طوریکه در مولفه مسخ شخصیت مردان بیشتر از زنان دچار فرسودگی شده اند . همچنین تفاوت معناداری در میزان فرسودگی شغلی بر اساس سطوح مختلف تحصیلی مشاهده نمی شود .

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مآخذ- نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: امين يزدي، سيد امير


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 174
نام نویسنده: براتی، محمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 82
چکیده: 

مساله رضایت شغلی کارکنان یکی از موضاعات مهم در هر سازمان می باشد که مدیران بایستی به آن توجه داشته باشند . بدون شک عوامل زیادی در رضایت شغلی موثر است که مدیر هر سازمان باید با توجه به اهمیت هر کدام از عوامل که از نتایج تحقیقات حاصل شده است آنها را مدنظر قرار داده و در جهت ارتقائ رضایت شغلی کارکنان سازمان به کار گیرد . در این تحقیق تاثیر عوامل مهم حقوق و مزایا ، همکاران ، ماهیت شغلی ، مافوق و فرصت های ارتقا و ترفیع که صاحبنظران زیادی اهمیت آنها را مورد توجه قرار داده اند ، در رضایت شغلی کارکنان دانشگاه پیام نور مشهد مورد بررسی قرار گرفت و سهم هر کدام از عوامل فوق در رضایت شغلی کارکنان در رسته های مختلف کاری مختلف کاری تعیین گردید . تعداد کل جامعه آماری 103 نفر بوده است که کل جامعه به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفت . در این تحقیق از  ای محقق ساخته استفاده گردیده که بر پایه سه شاخص توصیف شغل ( JDI ) رضایت مندی مینه سوتا و نیاز رضایتمندی پورتر و با توجه به سوالات تحقیق تهیه و تنظیم شده است . نتایج تحقیق نشان می دهد مشاغلی که متنوع و پرتحرک هستند و از ارزش اجتماعی بیشتری برخوردارند سهم بیشتری در رضایت شغلی کارکنان دارد از جمله این مشاغل می توان به رسته شغلی اشاره کرد که در آن بخشنامه های و آئین نامه های گوناگون و ماهیت شغل به گونه ای است که به کارکنان فرصت زیادی جهت خلاقیت و نو آوری می دهد .  در خصوص تاثیر مافوق نتایج نشان می دهد در رسته هایی که مافوق بیشتر رعایت همکاران را نموده و عدالت را بین آنها مراعات می کند سهم بیشتری در رضایت شغلی کارکنان دارد . در زمینه سهم همکاران در رضایت شغلی بر اساس تئوری ها و نظریه ها انتظار می رود این عامل رتبه بالایی داشته باشد اما نتایج این تحقیق بیانگر آن است که سهم این عامل در رتبه های پایین قرار می گیرد که توجه مسوولین را نسبت به بهبود روابط انسانی در سازمان می طلبد در خصوص سهم فرصت های ترفیع کارکنان برای این عامل امتیاز بالایی قائل شده اند و این نشان می دهد که اکثر کارکنان از فرصت های ترفیع در دانشگاه رضایت دارند . یکی دیگر از عومل تاثیر گذار در رضایت شغلی کارکنان حقوق و مزایا است . در خصوص تاثیر حقوق و مزایا معمو لا اشخاص تا و قتی که در مقایسه با دیگران و ضع مشابهی دارند احساس رضایت و خشنودی می نمایند . نتایج این تحقیق نیز بیانگر این است کارکنانی که از لحاظ حقوق و مزایا در مقایسه با همكاران یا سایر موسسات مشابه احساس نابرابری می کنند سهم کمتری برای حقوق و مزایا قائل هستند . همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که رضایت شغلی کارکنان بر حسب متغیر های جنس ، سابقه کار وسطح تحصیلات تقریبا در یک سطح می باشد .   

فهرست مندرجات-فهرست منابع ومأخذ- نتيجه گيري




استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 173
نام نویسنده: رضایی، زبيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1385
تعداد صفحات: 126
چکیده: 

هدف اصلی پژوهش حاضرشنا خت نیازهای مهارتی مدیران مدارس ابتدایی متوسطه و مدارس جامع شهر کابل در سه حوزه مهارتهای فنی ادراکی و انسانی است در این پژوهش از یک محقق ساخته جهت نیاز سنجی آموزشی و جمع آوری داده ها استفاده شده است . این پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته است و جامعه آماری آن شامل مدیران 168 باب مدرسه شامل 10 مدیر از مقطع ابتدایی، 81 مدیر ازمقطع متوسطه ، 77 مدیر از مدارس جامع ( لیسه ) شهر کابل است . روش گرد آوری نمونه ها در مقطع ابتدایی به صورت سرشماری در مقطع متوسطه و مدرسه جامع به صورت طبقه ای بر اساس جدول مورگان بوده است . حجم نمونه پژوهش شامل 139 مدیر مدارس می باشد سوالات پژوهش عبارتند از : 1- نیازهای ادراکی ، فنی و انسانی مدیران مقطع ابتدایی شهر کابل کدامند ؟ 2- نیازهای ادراکی ، فنی و انسانی مدیران مقطع متوسطه شهر کابل کدامند ؟ 3- نیازهای ادراکی ، فنی و انسانی مدیران مدارس جامع ( لیسه )  شهر کابل کدامند ؟ 4- آیا بین نیازهای آموزشی مدیران مدارس شهر کابل از لحاظ جنیست تفاوت معناداری وجود دارد ؟ 5-  آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مدارس شهر کابل از لحاظ سابقه کاری  تفاوت معناداری وجود دارد ؟  6- آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مقاطع مختلف تحصیلی  تفاوت معناداری وجود دارد ؟ 7-  آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مدارس از لحاظ مدرک تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد ؟ 8- آیا بین نیازهای آموزشی ( مهارتی )  مدیران مدارس از لحاظ وضعیت دوره های آموزشی  تفاوت معناداری وجود دارد ؟نتایج پژوهش نشان داد که

1-   بیشترین نیاز مدیران در مقطع ابتدایی ، به ترتیب نیازهای مهارت ادراکی ( میانگین 1/49 درصد ) ، نیازهای مهارت انسانی ( بامیانگین 4/46 درصد ) ، نیازهای مهارت فنی ( میانگین 20 درصد ) میباشد .

2-   بیشترین نیاز مدیران در مقطع متوسطه ، به ترتیب نیازهای مهارت ادراکی ( میانگین 92/50 درصد ) ، نیازهای مهارت انسانی ( بامیانگین 42/48 درصد ) ، نیازهای مهارت فنی ( میانگین 45/30 درصد ) میباشد .

3-   بیشترین نیاز مدیران در مقطع مدارس جامع  ، به ترتیب نیازهای مهارت ادراکی ( میانگین25/64درصد ) ، نیازهای مهارت انسانی ( بامیانگین 3/49 درصد ) ، نیازهای مهارت فنی ( میانگین3/26 درصد ) میباشد .

4-     بین نیازهای آموزشی مدیران مدارس شهر کابل از لحاظ جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد .

5-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ مقطع تحصیلی  تفاوت معناداری وجود ندارد .

6-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ سابقه کاری   تفاوت معناداری وجود ندارد .

7-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ مدرک تحصیلی  تفاوت معناداری وجود ندارد .

8-     بین نیازهای آموزشی مدیران از لحاظ سوابق آموزشی  تفاوت معناداری وجود ندارد .

پیشنهادهای متعددی نیز در این زمینه ارائه شده که دو تا از مهمترین آنها در زمینه پژوهش عبارتند از :1-   طراحی برنامه ای جهت آموزش مستمر مدیران مدارس شهر کابل و کشور افغانستان به منظور ارتقای سطح مهارت های ادراکی ، فنی  و انسانی به ویژه در زمینه های ، روش تدریس ، ارزشیابی ، روابط انسانی ، تصمیم گیری ، آینده نگری و... 2-     طراحی و اجرای برنامه های آموزش ضمن خدمت برای مدیران در راستای تقویت مهارتهای فوق

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مآخذ - نتيجه گيري 


  


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 135
نام نویسنده: ذوقی شوكت آباد، احمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1381
تعداد صفحات: 189
چکیده: 

نظر به اهمیت ارزشیابی عملکرد کارکنان در سازمانها ( به عنوان مراکزی که وظیفه نظم بخشیدن فعالیت بشری را بر عهده دارند ) به منظور اطمینان ار هم خوانی تلاشهای فردی با هدفهای تعیین شده به عنوان بخشی از فرایند کنترل و تاثیر متقابلی که ارزشیابی عملکرد مطلوب با انگیزش شغلی کارکنان دارد . در تحقیق حاضر " رابطه نمره ارزشیابی عملکرد مدیران مقطع متوسطه و میزان انگیزش شغلی ایشان " مورد بررسی قرار گرفته که به نوبه خود می تواند واقعیتهایی را طرح نماید . جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران مقطع متوسطه دولتی و روزانه است که حداقل در دو سال گذشته ( از سال تحصیلی 79 تاکنون ) متصدی پست مدیریت در نواحی هفتگانه مشهد بوده اند که شامل 191 نفر می باشند ، از این تعداد 169 نفر به ها پاسخ کامل افراد جامعه آماری صورت گرفته است از شیوه سرشماری بهره گیری شده است . در این پژوهش 2 دسته اطلاعات مختلف شامل نمره ارزشیابی عملکرد و نمره انگیزش شغلی مدیران فوق ، مورد بررسی قرار گرفته است که با استفاده از اطلاعات بدست آماده وجود ارتباط بین نمره ارزشیابی عملکرد ومیزان انگیزش بغلی مدیران جامعه آماری به آزمون گذاشته شد . ابزار اندازه گیری در این پژوهش :1-     نمره ارزشیابی عملکرد  مدیران مذکور است که از طریق واحد ارزشیابی کارگزینی نواحی بدست آمد

2-     انگیزش شغلی مدیران یاد شده است که توسط ایشان تکمیل گردیده است

برای یافتن ارتباط بین این دو متغیر از روش " همبستگی یا همخوانی " پیرسون استفاده گردیده و برای آزمون سوالات فرعی یعنی مقلیسه و بررسی تفاوتهای موجود بین میان رابطه های مشاهده شده در گروههای مستقل بر چسب جنسیت ، مدرک تحصیلی ، رشته تحصیلی ، سابقه کاری و ناحیه محل اشتغال این گروه مدیران از آزمون z  استفاده شده است . پس از بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات نتایج ذیل حاصل گردید :1 – بین نمره ارزشیابی عملکرد مدیران فوق با میزان انگیزش شغلی ایشان در سطح (a=0.05   ) رابطه ای معنادار مشاهده نگردید . 2 – و بین رابطه مشاهده نمره ارزشیابی عملکرد و میزان انگیزش شغلی مدیران یاد شده بر حسب جنسیت ،مدرک تحصیلی ، رشته تحصیلی ، سابقه کاری ، و ناحیه محل اشتغال با توجه به z  مشاهده شده اختلاف معناداری مشاهده نشد . بنابراین می توان کرد که نمره ارزشیابی عملکرد مدیران مذکور بر روی انگیزش شغلی ایشان تاثیری نداشته و بالعکس کسانی که دارای انگیزش شغلی بالا هستند نمره ارزشیابی عملکرد بالایی کسب نکرده اند که خود تجدید نظر در عوامل ارزشیابی ، شیوه ها و ارزشیابی کنندگان را می طلبد و از سوی دیگر می توان کرد که عوامل تاثیر گذار بر عملکرد و انگیزش بسیار متنوع و پیچیده است .

فهرست مطالب -  فهرست منابع و مأخذ- نتيجه گيري -  


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 139
نام نویسنده: منیدری، رمضانعلي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1382
تعداد صفحات: 124
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور شناخت رابطه مهارت های ارتباطی مدیران با سلامت سازمانی دانشکده های دانشگاه فردوسی صورت گرفته است . فرضیه اساسی پژوهش آن است که بین مهارت های ارتباطی مدیران با سلامت سازمانی دانشکده های دانشگاه فردوسی رابطه معنی داری وجود دارد . مهارت های ارتباطی از چهار مؤلفه : مهارت کلامی ، مهارت شنود مؤثر،  مهارت نوشتاری و مهارت اطلاع رسانی و سلامت سازمانی نیز از ابعاد هفتگانه : یگانگی نهادی ، نفوذ مدیر ، مراعات ، ساخت دهی ، حمایت منابع ، روحیه و تاکید علمی تشکیل یافته است . دانشکده ها به لحاظ حوزه و قلمرو کاری به چهار گروه : ادبیات و علوم انسانی ، کشاورزی ، علوم پایه و مهندسی تقسیم بندی شدند . سولات اساسی پژوهش از این قرار است 1-     وضعیت مهارت های ارتباطی مدیران دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد بر اساس نمره مهارت های ارتباطی چگونه است ؟

2-     وضعیت سلامت سازمانی دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد بر اساس نمره سلامت سازمانی چگونه است ؟

3-     آیا در نمره مهارت های ارتباطی مدیران چهار گروه دانشکده ها تفاوت معنی داری وجود دارد ؟

4-     آیا در نمره سلامت سازمانی چهار گروه دانشکده ها تفاوت معنی داری وجود دارد ؟

جامعه آماری پژوهش ، شامل کلیه معاونین و مدیر گروه های دانشکده های دانشگاه فردوسی به تعداد 73 نفر و روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است . بر اساس مبانی نظری تحقیق برای جمع آوری اطلاعات از دو مهارت های ارتباطی و سلامت سازمانی استفاده شده است که تمام جامعه آماری به طور سرشماری به هر دو پاسخ داده اند به منظور تحلیل داده ها با توجه به فرضیه و سوالات تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) استفاده شده است و نتایج زیر به دست آمده است 1- بین مهارت های ارتباطی مدیران با سلامت سازمانی دانشکده ها با اطمینان 99٪ رابطه معنی داری وجود دارد.2- تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات مهارت های ارتباطی مدیران چهار گروه دانشکده ها دیده نمی شود . اما همه مدیران صرف نظر از گروه بندی از لحاظ مهارت شنود موثر بیشترین امتیاز و از لحاظ مهارت اطلاع رسانی کمترین امتیاز رابه دست آورده اند .3- تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات سلامت سازمانی دانشکده های گروه های چهار گانه دیده نمی شود . اما همه دانشکده ها صرف نظر از گروه بندی از لحاظ بعد تاکید علمی بیشترین امتیاز و از لحاظ بعد حمایت منابع کمترین امتیاز به دست آورده اند

فهرست مطالب - فهرست منابع و مأخذ- نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 275
نام نویسنده: احتشام زاده، پروين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1375
تعداد صفحات: 130
چکیده: 

زن و مرد بعنوان دو موجود داراي مسائل و روحسات و عواطف مخصوص به خود مي باشند كه شناخت آن نقش بسيار مهم و اساسي در پي ريزي زمينه هاي تفاهم و سازگاري و تشريك مساعي آندو و تحقق روابط سالم خانوادگي و اجتماعي دارد.زن به جهت رسالت اصلي خود كه توليد مثل،پرورش كودك و تربيت نسل انساني مي باشد،بايد روحيات و عواطف بسيار لطيف و در عين حال انعطاف پذير داشته باشد،زيرا مشكلات مهم تربيت جسمي و رواني فرزند در ايام طفوليت تنها با وجود عواطف شديد و حس فداكاري و عشق عميق به اولاد قابل تحمل است،از طرف ديگر شخصيت سالم انساني اصولا در فضاي آكنده از محبت و صداقت مي تواند رشد كند و شكوفا شود(ركاوندي،1372).به اعتقاد اريكسون((Erikson ششمين مرحله رشد رواني اجتماعي(psychosocial) بطور عمده زماني است كه فرد درگير روابط محبت آميز و ازدواج است.اين مرحله از اواحر نوجواني تا ابتداي بزرگسالي به طول مي انجامد.چنانچه فرد در اين مرحله موفق به حل بحران صميميت در مقابل انزوا نگردد.ممكن است جذب خود شود و يا از ارتباطات بين فردي اجتناب ورزد.ناتواني براي وارد شدن در ارتباط فردي آرامبخش و صميمانه،فرد را به يك مجموعه احساسات تنهايي،پوچي اجتماعي و انزوا رهنمون مي وشد.زنان به گونه اي هيجان خود را بروز مي كنند ،بطوريكه تحت تاثير احساس خودشان و حالت هاي احساسي ديگران بوده و ازنظر هيجاني تغيير پذير هستند.برخي افراد بر اين عقيده اند که ازدواج و والدینی کردن برای اشخاص جوان پیش از اتمام تحصیل فرصت های لذت بردن از ویژگیهای دوران تجرد را از ایشان سلب می کند.به عبارت دیگر تعارضی در عصر حاضربین نقش جنسی سنتی و جدید پیدا شده است،در این میان زنان بیشتر در مورد انتخاب مسولیت های خانه و فرزندان از یک طرف و پرداختن به شغل و فعالیت های اجتماعی دچار تعارض می گردند(شعاری نژاد،1373). بدین ترتیب تحقیق حاضر به دنبال تعیین این موضوع است که به تعویق انداختن ازدواج تا بعد از فراغت از تحصیل در سلامت روان زنان دانشجو تاثیر دارد و بطور دقیق سعی دارد نشان دهدکه سطح ثبات هیجانی که با خرده آزمون C تست C.A.Qسنجیده می شود بین زنان متاهل و مجرد دانشجو دارای تفاوت است.بدین منظور مقایسه ی سطوح مختلف ثبات هیجانی و وضیت تاهل در فصل چهارم ارائه گردیده است.نتایج بدست آمده بیانگر این مطلب است که سطح ثبات هیجانی در دانشجویان زن مجرد و متاهل نمونه ی این تحقیق تفاوت معنی داری با یکدیگر ندارد.

فهرست مندرجات - منابع و مآخذ - نتيجه گيري

فاقد


استاد راهنمای اول: جلالي تهراني، سيد محمد محسن


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 268
نام نویسنده: صاحبی، علی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1368
تعداد صفحات: 136
چکیده: 

تحقيق حاضر جهت بررسي رابطه بين رشد اخلاقي و هوش،سازمان يافته است، كه در آن از دو گروه نوجوانان تيز هوش و عادي (در دو سطح دختر و پسر ) 12،13،14 ساله بعنوان "آزمودني " استفاده شده است.

اين پژوهش بر روي 120 "آزمودني" ،(60تيز هوش و 60 عادي)، براي دستيابي به اهداف زير انجام گرفته است:

1.  اندازه گيري رشد قضاوت اخلاقي در نوجوانان ايراني،

2.  بررسي قضاوت اخلاقي در نوجوانان تيز هوش و مقايسه آنها با نوجوانان عادي

3.  بررسي رابطه بين هوش و استدلال اخلاقي

4.  بررسي نقش جنسيت در تحول و رشد اخلاقي

فرضيه هاي اصلي تحقيق بر روي نوجوانان تيزهوش تكيه داشته كه عبارتند از:

1.  قضاوت اخلاقي در نوجوانان تيزهوش(سرآمد) در مقايسه با نوجوانان عادي به موازات سن عقلي آنها رشد ميكند.

2.  سطح رشد قضاوت اخلاقي در دختران و پسران تيز هوش تفاوتي ندارد.

ابزار پژوهش اين تحقيق عبارتند از: آزمون هوش"ريون " براي بزرگسالان، و آزمون اخلاقي "كهابرگ " كه شامل 5 داستان مستقل است.

روش به كار بسته شده نيز عبارت بود از روش تستهاي كاغذ مدادي براي اجراي آزمون كهابرگ ، كه در اين روش طبق سنت "پياژه " و كهابرگ سعي شده است با سوالات هدايت شده به زواياي اصلي فكر آزمودني دست يابيم.

پس از اجراي آزمونها هزيك از آنها بر طبق روش خاص خود تصحيح و نمره گذاري شده و سپس بر اساس مدل آماري rxy، ضريب همبستگي بين دادهاي مربوط به رشد اخلاقي و هوش هر گروه كوچك جداگانه و سپس گروههاي بزرگ ، باهم محاسبه شد كه نتايج زير بدست آمد:

الف. ضريب همبستگي بين نمره هوش و نحوه رشد اخلاقي دختران تيزهوش 14ساله                            

                             r = 0,70     

  ب. ضريب همبستگي بين نمره هوش و نحوه رشد اخلاقي پسران تيزهوش 14ساله   

                                                               r =0,80

كه نشانگر رابطه اين دو توانائي در گروه دختران و پسران تيزهوش 14ساله مي باشد .

ج. در بقيه گروهها ضريب همبستگي بدست آمده معنادار نبوده است.

همچنين براي يافتن نقش جنسيت ، و هوش در رشد اخلاقي، ميانگين گروههاي دختران با پسران و تيزهوشان با عادي ها از طريق آزمون t مقايسه شد كه بين گروه پسران تيزهوش و پسران عادي با & = 1% و با 99 درصد اطمينان تفاوت معنادار بود.

به طور كلي، در تبيين نهائي، پژوهش حاظر به اين نتيجه دست يافت كه:

1.  هوش شرط لازم جهت رشد اخلاقي است ولي شرط كافي نمي باشد.

2.  جنسيت در رشد اخلاقي تاثير تعيين كننده و معناداري ندارد.

3.  عوامل محيطي و اجتماعي از قبيل تشويقها و تنبيه ها –سطح درآمد خانواده ، ميزان تحصيلات والدين، محل سكونت و فشارها و ارزشهاي گروهي،در تحول و رشد اخلاقي موثرند.

 

فهرست مندرجات  منابع و مآخذ  نتيجه گيري  ابزار پژوهش نيست


استاد راهنمای اول: كديور، پروين
استاد مشاور اول: قاضي، قاسم
استاد مشاور دوم: دلاور، علي


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 74
نام نویسنده: عباس آبادی، بتول
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1375
تعداد صفحات: 212
چکیده: 

موضوع تحقیق این رساله بررسی رابطه بین سطح اضطراب و میزان پیشرفت تحصیلی می باشد. سوالات تحقیق چنین بوده است که: آیا اضطراب تاثیری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد؟ آیا سطح اضطراب دانش آموزان قوی – ضعیف تفاوت معنا داری دارد؟ میزان و مقدار این همبستگی چقدر است ، در صورت چنین رابطه ای جهت مثبت است یا منفی؟ آیا با کاهش و کنترل اضطراب، میزان موفقیت تحصیلی تغیير می کند. مقطع دانش آموزی مورد نظر با طیف سنی پیوستاری از (18- 15) سال را در برگرفت که در مقطع دبیرستان دوره نظام جدید و از بین دانش آموزان دختر بودند. در بخش نظری، روند کار از اعم به اخص بود یعنی ابتدا به تعریف و مسایل کلی در ارتباط با اضطراب و درمان با تكیه بر دیدگاه شناختی پرداختیم و سپس مساله یادگیری و پیشرفت تحصیلی و جو آموزشی را مورد بحث قرار داده و در ارتباط با اضطراب به عنوان یک حالت و یک خصیصه ثابت بحث شد. روشی که این تحقیق به آن متکی است روش علمی – مقایسه ای است. و داده های تحقیق از طریق اجرای آزمون اضطراب "اشپیل برگر" و تکمیل تامین گردید. در تحقیق فوق معدل درسی به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی مورد استفاده واقع شد. در نهایت آنچه که بر اساس ابزارهای تحقیق دریافتیم این است که: بین سطح اضطراب آشکار و پنهان و میزان پیشرفت تحصیلی رابطه معنی دار معکوس وجود دارد و همبستگی متوسط و منفی را نشان می دهد. و با تفکیک دانش آموزان به دو گروه قوی – ضعیف بر اساس معیار معدل درسی، این نتیجه دریافت شد که بین دو گروه از نظر سطح اضطراب تفاوت معنی داری وجود دارد. و سطح اضطراب دانش آموزان ضعیف بیشتر از دانش آموزان قوی است. در هر دو گروه سطح اضطراب پنهان از اضطراب اشکار بیشتر است. البته این یافته ها جهت رابطه علی را نشان نمی دهند بنابراین باید عوامل مختلف را در افت تحصیلی علل ایجاد اضطراب مورد بررسی قرارداد. اما از آنجا که اضطراب در یادگیری در تحول ذهنی فرد تاثیر عمده ای دارد لازم است که آموزشهای خانوادگی در ارتباط با نیاز های جوانان – تغیير ساختار برنامه های تحصیلی – تغيیر نگرش دانش آموزان به خود و توانایيهای خود در عوامل مدرسه صورت می پذیرد، و این امر ضرورت وجود مشاوره دوران درمانی را ایجاب می نماید

فهرست مندرجات  نتيجه گيري  منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: طباطبايي، سيد محمود
استاد مشاور اول: قريب، عباس


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 73
نام نویسنده: محمد زاده شریف، غلام رضا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1377
تعداد صفحات: 1
چکیده: 

اجتماع درمان مدار يكي از درمانهاي رايج و پرهزينه براي افرادي است كه سوء‌مصرف مواد دارند و به دليل مصرف مواد مشكلات جدي در زمينه هاي شغلي ،‌تحصيلي و خانوادگي آنها بوجود آمده است . اين رويكرد درماني در سال 1958 براي اولين بار در آمريكا براي درمان اعتياد به كارگرفته شد و سابقه آن در ايران به سال 1380 بر ميگردد . هدف پژوهش حاضر بررسي كارايي اين رويكرد درماني   (رواندرماني به شيوه اجتماع درمان مدار (TC)‌) بر مواد مخدر معتادين مي باشد . بدين منظور از بين افرادي كه تمايل به شركت در

اين رويكرد درماني داشتند ،‌‌دو گروه آزمايش و كنترل انتخاب شد . از آنجا كه دوره كامل TC 6 ماه مي باشند و مدت مانايي در TC مهم است ، گروه آزمايش به سه زير گروه فارغ التحصيلان 6 ماهه ،‌خروجي هاي 45 روزه از TC وخروجي ها ي15 روزه از TC تقسيم شدند و درهر گروه 30 نفر قرار گرفتند و يك گروه 30 نفري نيز به عنوان گروه كنترل در نظر گرفته شد كه درمجموع نمونه آماري پژوهش كه از طريق نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند،‌120 نفر مي باشد . فرضيه هاي اين پژوهش مبتني بر اين فرض بود كه معتاداني كه مانايي بيشتري در TC داشته اند نسبت به معتاداني كه مانايي كمتري در TC داشته اند يا افراد گروه كنترل ميزان پاكي بيشتري بعد ازيك پيگيري 6 ماهه دارند .

روش پژوهش مورد استفاده روش نيمه آزمايشي و طرح آن طرح پيش آزمون و پس آزمون با گروه كنترل مي باشد . ابزارهايي كه در اين پژوهش مورد استفاد ه قرار گرفته است آزمون كين سرندي مرفين و آزمون مقابله اي نالتركسان مي باشد كه قبل از درمان براي گروه آرمايش و گروه كنترل اجرامي شود و بعد از اتمام دوره درمان بعد از گذشت 6ماه مجددا اين آزمون براي گروهها ي آزمايش و كنترل اجرا شد ،‌در نهايت بعد از جمع آوري اطلاعات علاوه بر آمار توصيفي از آزمونهاي آماري مجذور خي ( X2)و آزمون نسبت براي تجزيه و تحليل اطلاعات استفاده شد و در مجموع نتايج پژوهش نشان داد كه مانايي افراد در اجتماع درمان مدار  (TC)اثرمعناداري در درمان مصرف كنندگان به مواد مخدر دارد.

نتيجه گيري

ابزار پژوهش نيست

 


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز

<   11121314151617172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.