دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های مقطع دکترا

    12345678   >


تعداد نتایج به دست آمده: 74 مورد

>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 489
نام نویسنده: حسین پناه، مهدی
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 96
تعداد صفحات: 370
چکیده: 

     همسو با تغییرات پیچیده و سریع جامعه مدرن امروزی، چالش‌های مهم و نیازهای جدیدی به حوزه‌ی آموزش و پرورش وارد شده است که از جمله‌ی ‌این نیازها، توسعه مهارت‌های پژوهشی دانش‌آموزان از دوره‌ی ابتدایی است. هدف این تحقیق، ارزیابی وضعیت موجود و تعیین راهبرد آموزشی اثربخش برای پرورش شایستگی‌های پژوهشی در برنامه درسی دوره‌ی دوم ابتدایی است که در چهار مطالعه انجام شده است. در مطالعه اول، با توجه به عدم شناسایی شایستگی‌های پژوهشی مورد نیاز و متناسب با دوره دوم ابتدایی در ادبیات نظری و پژوهشی تحقیق و با استفاده از رویکرد طراحی یا ایجاد یک مدل از پایه(الگوی بیهام و مایر)، این شایستگی‌ها طی پنج گام شناسایی شدند. در گام‌های اول و دوم، شایستگی‌های پژوهشی از نظرات تعدادی از صاحبنظران، متخصصان و معلمان خبره، استخراج گردید. در مرحله سوم، برای تلخیص و دسته‌بندی شایستگی‌های به دست آمده، از تکنیک دلفی استفاده شد که در نتیجه آن، شایستگی‌های پژوهش مورد نیاز شناسایی شدند. سپس برای هر شایستگی سه سطح تعریف و مصادیق عملکردی هر سطح مشخص گردید و متخصصان سطح متناسب با دوره دوم ابتدایی را تعیین نمودند. در مرحله چهارم، شایستگی‌های پژوهشی شناسایی شده و سطح تعیین شده برای هر شایستگی  با ضریب کاپای کوهن اعتباریابی شدند و در مرحله آخر، چارچوب شایستگی‌های پژوهشی مورد نیاز و متناسب با دوره دوم ابتدایی ترسیم گردید. در مطالعه دوم، میزان توجه به شایستگی‌های پژوهشی در برنامه‌های درسی دوره‌ی دوم ابتدایی در وضعیت موجود مورد بررسی قرار گرفت. در برنامه درسی قصد شده، میزان توجه به شایستگی‌های پژوهشی در کتاب‌های‌ درسی و راهنمای معلم دوره‌ی دوم ابتدایی با روش تحلیل محتوا بررسی شد و مشخص گردید که به شایستگی‌‌های تفکر، استدلال، جمع‌آوری اطلاعات، برقراری ارتباط و همکاری توجه بیشتری نسبت به سایر شایستگی‌ها شده است. جهت ارزیابی برنامه‌ ‌درسی اجرا شده، از چک‌لیست مشاهده‌ی فرایند یاددهی-یادگیری شایستگی‌های پژوهشی استفاده شد؛ که شواهد دال بر عدم توجه به برخی از شایستگی‌های پژوهشی داشت. برای ارزیابی میزان اکتساب شایستگی‌های پژوهشی در برنامه‌ ‌درسی کسب‌ شده، از ابزارهای گوناگون شامل آزمون‌‌ قلم-کاغذی و آزمون شفاهی، آزمون‌ عملکردی، سنجش مشاهده‌ای، آزمایش در موقعیت واقعی یا شبیه سازی‌ شده و ارزیابی نمونه کار استفاده گردید؛ که نتایج حاکی از ضعف یادگیری دانش‌آموزان در شایستگی‌های پژوهشی بود. در مطالعه سوم، برای پرورش شایستگی‌های پژوهشی از راهبرد چهار مؤلفه‌ای وان مرینبور(4C/ID) استفاده شد. در این راهبرد، تکالیف کامل یادگیری، اطلاعات روش کاری، اطلاعات حمایتی و خرده تکالیف برای دروس علوم تجربی، مطالعات اجتماعی و تفکر و پژوهش دوره‌ی دوم ابتدایی طراحی شد و برای ارزیابی اثربخشی آن در مطالعه چهارم از روش شبه‌ آزمایشی(طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل) استفاده شد. داده‌ها در این مطالعه با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره، تجزیه و تحلیل شدند و مشخص گردید که راهبرد طراحی شده در همه‌ی دروس، منجر به یادگیری بهتر نسبت به روش‌های جاری شده است. در این مطالعه، همچنین میزان اثربخشی راهبرد طراحی شده در درس تفکر و پژوهش با دروس علوم تجربی و مطالعات اجتماعی مقایسه گردید. نتیجه این بررسی نشان داد که میزان اثربخشی راهبرد طراحی شده در درس تفکر و پژوهش با دروس علوم تجربی و مطالعات اجتماعی تفاوت معناداری نداشت.

کلیدواژه‌ها: شایستگی‌های پژوهشی، دوره‌ی دوم ابتدایی، راهبرد پرورش شایستگی‌های پژوهشی، برنامه‌ی‌درسی

فهرست مندرجات

منابع و ماخذ



استاد راهنمای اول: کرمی، مرتضی
استاد مشاور اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور دوم: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  شایستگی‌های پژوهشی ، دوره‌ی دوم ابتدایی ، راهبرد پرورش شایستگی‌های پژوهشی ، برنامه‌ی‌درسی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 473
نام نویسنده: زرقانی، اعظم
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 222
چکیده: 

در این پژوهش به تبیین چگونگی تغییر دانش نظری و عملی معلمان دوره ابتدایی در اجرای برنامه­درسی جدید ریاضی پرداخته شده است. برای دست­یابی به این هدف، دو سؤال مورد توجه قرار گرفته است: دانش نظری و عملی معلمان در اجرای برنامه­درسی جدید ریاضی دوره ابتدایی از منظر معلمان ناحیه­ی 4 شهر مشهد چگونه تغییر می­کند؟ دیدگاه مطلوب برای تغییر مطلوب دانش نظری و عملی معلمان در اجرای برنامه­درسی ریاضی دوره­ی ابتدایی با عطف توجه به دستاوردهایی برای برنامه درسی ضمن خدمت آنان از منظر معلمان ناحیه­ی 4 شهر مشهد چیست؟

 برای انجام این پژوهش از روش پدیدار­شناسی استفاده شده است.  با استفاده چند سؤال به شناسایی نمونه­هایی از معلمان ابتدایی ناحیه­ی 4 مشهد  به منظور شرکت در مصاحبه پرداخته شد. داده­های این پژوهش با استفاده از مصاحبه­های گروهی متمرکز جمع­آوری شده است. تعداد نمونه­های این پژوهش که پس از مرحله­ی اشباع داده­ها به دست آمده است، 25 معلم است. برای تحلیل داده­ها از تحلیل محتوا/مضمونی و برای افزایش اعتبار آن­ها از تکنیک­های کنترل عضو، سه­سویه­سازی، توصیف فربه و مرور همکاران استفاده شده است. یافته­های پژوهش در سه محور کلی «کیفیت تغییر دانش نظری و عملی معلمان»، «مسیر یا کانال­های تغییر دانش نظری و عملی معلمان» و «عوامل اثرگذار بر تغییر دانش نظری و عملی معلمان» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. «کیفیت تغییر دانش نظری» در بردارنده­ی دو زیر مقوله­ی «ابعاد تغییر دانش نظری» و «کیفیت دریافت دانش نظری» است. «ابعاد تغییر دانش نظری» مشتمل بر شش زیر مقوله­ی مجزا با نام­های «تغییر دانش نسبت به تدریس»، «تغییر دانش نسبت به یادگیری­ دانش­آموزان»، «تغییر دانش نسبت به کتاب درسی»، «تغییر دانش نسبت به اهداف و فلسفه­ی تغییر برنامه­درسی»، «تغییر دانش نسبت به گروه­بندی دانش­آموزان» و «تغییر دانش نسبت به ارزشیابی از دانش­آموزان» است. «کیفیت دریافت دانش نظری» با سه زیر مقوله­ی «توجیه ناکافی و نادرست برخی دانش­های دریافت شده»، «قابلیت ماندگاری پایین دانش نظری دریافت شده» و «تردید در صحت در دانش نظری دریافت شده»، توصیف شده است. همچنین «کیفیت تغییر دانش عملی» با پنج زیر مقوله­ی «تغییر دانش نسبت به تدریس»، «تغییر دانش نسبت به یادگیری­ دانش­آموزان»، «تغییر دانش نسبت به کتاب درسی»، «تغییر دانش نسبت به گروه­بندی دانش­آموزان» و «تغییر دانش نسبت به ارزشیابی از دانش­آموزان» در توصیف مقوله­ی «ابعاد تغییر دانش عملی» و چهار زیر مقوله با نام­های «عدم نیل کامل به اهداف به واسطه­ی بی تجربگی»، «تجربه­ی شکست و بازگشت به قبل»، «اشکال در فهم و ارائه­ی بخشی از محتوا» و «عدم تغییر برخی باورهای معلمان»، در توصیف مقوله­ی «تجربه­ی تدریس معلمان»، گزارش شده است. «مسیرهای تغییر دانش نظری» با دو زیر مقوله­ی «شرکت در کلاس­های ضمن خدمت» و «مطالعه­ی کتاب ها و صفحات اینترنتی» و «مسیرهای تغییر دانش عملی» با سه زیر مقوله­ی «یادگیری از خود»، «یادگیری از همکاران» و «یادگیری از دانش­آموزان» به رشته­ی تحریر در آمده است. توصیف «عوامل اثرگذار بر تغییر دانش نظری و عملی» نیز با شش زیر مقوله تحت عناوین  «کیفیت نامطلوب برنامه­های ضمن خدمت»، «عوامل فرهنگی»، «عوامل ساختاری»، «عوامل آموزشی»، «عوامل زمینه­ای» و «عوامل شخصی» به انجام رسیده است. یافته­ها نشان می­دهد که به دلیل عدم شکل­گیری باورهای قدرتمند در معلمان، تغییرات ایجاد شده در دانش نظری و عملی آنان از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. یافته­های پژوهش در پاسخ به سؤال دوم نیز در قالب سه مقوله­ی «سطح کلان»، «سطح میانی» و «سطح خرد»  به دست آمد. «سطح کلان» با سه زیر مقوله­ی «شرایط سیستمی»، «شرایط زمینه­ای» و « شرایط سیاسی»، «سطح میانی» با سه زیر مقوله­ی «هدف»، «محتوا» و «روش» که به برنامه­های درسی ضمن خدمت معلمان نظر دارد، وضعیت مطلوب برای تغییر معلمان را توصیف کرده است. از تحلیل یافته­های این بخش، مقوله­ای محوری به نام توجه به تغییر به منزله­ی پدیده­ای انسانی ظاهر شد. دستاوردهای این پژوهش برای برنامه­درسی ضمن خدمت نیز در ادامه بیان شده است.

فهرست مندرجات

منابع

 


استاد راهنمای اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور اول: شعباني وركي، بختيار
کلید واژه ها:  دانش نظری ، دانش عملی ،  تغییر، معلمان ، اجرای برنامه ­درسی ،  ریاضی ، دوره ابتدایی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 470
نام نویسنده: موحدی پارسا، فاطمه موحدی پارسا
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 230
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر تبیین تربیت اخلاقی کودکان سرور -کودکانی که در محدوده سنی تولد تا هفت سال هستند و بر اساس روایت حضرت رسول اکرم ] در این دوره سیادت دارند- بر اساس آموزه­های اسلام است. در همین راستا بر اساس روش تفسیری شهید صدر آیات و روایات نمونه انتخاب شد و با استفاده از روش تحلیل مفهومی و روش استنتاجی مفهوم، امکان، عوامل و اهداف تربیت اخلاقی کودکان در دوره سیادت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده بیانگر آن است که: سیادت کودکان به معنی رهایی مطلق آن‌ها از فرایند تربیت و عدم امکان تربیت آن‌ها در این دوره نمی‌باشد بلکه لازمه سیادت کودک در این دوره، بهره­مندی او از تربیت کریمانه­ای است که در آغوش گرم والدین به خصوص مادر یا مربی شایسته و مهربان با توجه به ویژگی­ها، نیازها و حقوق تربیتی­اش از طریق آموزش­های ضمنی و عملی در حین بازی و ارتباط شایسته، از همان آغاز تولد حتی قبل از آن آغاز می­شود. با توجه به تحلیل­های انجام شده درباره مفاهیم: سیادت، تربیت و اخلاق برای کودک تا هفت سال اینطور استنباط شد که، تربیت اخلاقی کودک در دوره سیادت عبارت است از: فرایند تعامل عاطفه محور بین مربی (به خصوص والدین) و کودک در راستای شکوفاسازی و تقویت استعدادهای اخلاق ذاتی او و یاری رساندن به او جهت کسب برخی فضایل اخلاقی در دو بعد فردی و اجتماعی و پیشگیری از تحقق برخی رذایل اخلاقی است که به وسیله زمینه سازی، آموزش­های مستقیم و غیر مستقیم (به خصوص آموزش‌های غیر مستقیم و عملی) و مراقبت عاشقانه­ی متناسب با ظرفیت وجودی کودک، با استمداد از الطاف الهی و واسطه­های فیض او محقق می‌شود و باعث حفظ و نگهداری کودک از هر خطر اخلاقی خواهد شد تا بتوان بر محور حب عبودی، کودک را در مسیر حیات طیبه هدایت کرد تا به سمت هدف غایی خلقتش یعنی قرب الهی حرکت کند. بر اساس آیات و روایات نمونه با ارائه دلایلی همچون؛ آیه وقایه (وجوب تربیت اخلاقی فرزندان در دوره سیادت)، لزوم رفع ضرر اخلاقی از کودکان، آیه ائتمار (لزوم مشورت والدین در امور فرزندان)، آیات و روایات دال بر امکان آموزش در دوره سیادت، آیات و روایات دال بر وجود موانع تربیت و لزوم رفع آن‌ها، از امکان تربیت اخلاقی کودکان سرور دفاع شد. عوامل موثر در سه گروه: فرا انسانی، انسانی، غیر انسانی معرفی و تصریح شد. در این دیدگاه تاثیر عوامل فرا مادی قبل از تولد در قالب تمهیدات تربیتی شروع شده و در فرایند تربیت نقش اساسی ایفا می کند. نقش تربیتی والدین به خصوص مادر در تربیت اخلاقی کودکان سرور، بسیار پررنگ است. هدف غایی تربیت اخلاقی کودکان سرور قرب و رضوان الهی می­باشد. اهداف واسطی برای این دوره در چهار بعد الهی، فردی، اجتماعی و زیست محیطی شناسایی و ارائه شد. نکته مورد توجه این بود که توحید محوری در تربیت اخلاقی کودک سرور از جایگاه خاص برخوردار است. هر چند فراوانی اهداف واسطی در بعد اجتماعی و محیطی بیشتر است؛ اما اهداف الهی و فردی از جایگاه اساسی‌تری برخوردار هستند.

 فهرست مندرجات

منابع


استاد راهنمای اول: جاويدي كلاته جعفر آبادي، طاهره
استاد مشاور اول: شعباني وركي، بختيار
کلید واژه ها:  تربیت اخلاقی کودکان، ، سیادت کودکان ، امکان تربیت ، عوامل تربیت ، اهداف تربیت ، آموزه‌های اسلام


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 858
نام نویسنده:  پرويز، کورش
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 129
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر تدون الگوی جامع چگونگی فعاليت فرامن و فراشناخت (CMSMO) در بیماران دچار اختلال وسواسی-جبری و اختلال شخصیت ضداجتماعی و افراد عادیست. اين پژوهش متشکل از سه مطالعه است. مطالعه اول يا پيش نياز،  مطالعه دوم يا اصلی و مطالعه سوم يا پايانی. مطالعه اول به روش توصیفی و  از نوع هبستگی است. مطالعه دوم و سوم هر يک دارای دو بخش است که بخش اول آنها به روش توصیفی از نوع همیستگی و بخش دومشان علی-مقايسه ای است. جامعه مورد پژوهش تمامی افراد عادی، دچار اختلال وسواسی-جبری، ضداجتماعی مرتکب جرم‌های اقتصادی و ضداجتماعی مرتکب جرم‌های غيراقتصادی ساکن شهر مشهد است. نمونه مطالعه اول شامل 270 نفر از دانشحويان دانشگاه فردوسی مشهد بود. نمونه مطالعه دوم به تعداد کل 344 نفر دارای سه زیرگروه شامل؛ افراد عادی (206 نفر)، بیماران دچار اختلال وسواسی-جبری (48 نفر) افراد دچار اختلال ضداجتماعی مرتکب جرم‌های اقتصادی (45 نفر) و افراد دچار اختلال ضداحتماعی مرتکب جرم‌های غيراقتصادی (45 نفر) است. نمونه مطالعه سوم به تعداد کل 398 نفر دارای سه زیرگروه شامل؛ افراد عادی (253 نفر)، بیماران دچار اختلالاختلال وسواسی-جبری (49 نفر) افراد دچار اختلال ضداجتماعی مرتکب جرم‌های اقتصادی (47 نفر) و افراد دچار اختلال شخصیت ضداجتماعی مرتکب جرم‌های غيراقتصادی (49 نفر) است. نمونه‌گیری در هر سه مطالعه به صورت دردسترس و داوطلبانه بوده است. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل؛ آزمون فرامن، آزمون فراشناخت، آزمون نشخوار فکری بود. آزمون توانمدی‌های ایگو و بخش وجدان نئو هم برای سنجش پایایی هم ارزش پرسشانه‌های فراشناخت و فرامن مورد استفاده قرار گرفت. آزمون‌های آماری استفاده شده شامل آزمون تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، تحلیل میانجی و تحلیل واریانس است. نتایج نشان می‌دهد در افراد عادی الگوی چگونگی رابطه فرامن و فراشناخت با میانجگری نشخوار فکری منفی و داری برازش است. این الگو در افراد دچار اختلال وسواسی-جبری همچنان منفی است اما برازش ندارد. CMSMO در افراد دچار اختلال شخصیت ضداجتماعی مرتکب جرم‌های اقتصادی و مرتکب جرم‌های غيراقتصادی هم برازش ندارد. به عنوان نتيجه‌گيری کلی، درنهايت با استناد به الگوهای بدست آمده و مقايسه میانگین‌های فرامن، فراشناخت و نشخوار فکردی در چهار گروه عادی، دچار اختلال وسواسی-جبری، ضداجتماعی مرتکب جرم‌های اقتصادی و ضداجتماعی مرتکب جرم‌های غيراقتصادی، درنهایت الگوی CMSMO و برمبنای آن، آزمون تعارض فرامن-فراشناخت ارائه گردید. اين پژوهش به طور کلی نشان می‌دهد اختلال وسواسی-جبری و اختلال شخصیت ضداجتماعی تحت تاثير نقص عملکرد فرامن و فراشناخت است. نقص در عملکرد فرامن و فراشناخت سبب بروز نوعی از تعارض است که توسط آزمون تعارض فرامن-فراشناخت قابل اندازه‌گيریست. با توجه به پيشینه‌های نظری، به نظر می‌رسد نقص در عملکرد فرامن سختگير و نقص در عملکرد فراشناخت تحت تأثیر مشکلاتی در همانندسازی فرد در دوران کودکی با والدينش و سایر بزرگترهای مهم ايجاد می شود.

 فهرست مندرجات

منابع و مآخذ



استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
کلید واژه ها:  فرامن ، فراشناخت، ،  اختلال وسواسی-جبری ، اختلال شخصیت ضداجتماعی ، الگوی جامع چگونگی فرامن و فراشناخت (CMSMO)


>> کتابداری
شماره بازیابی: 176
نام نویسنده: فتاحیان دستگردی، اکرم
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 665
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی هستان‌شناسی فراداده‌ای فهرست کتابخانه ملی ایران مبتنی بر روش داده‌های پیوندی است که با روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه پژوهش را پیشینه‌های فراداده‌ای مربوط به موجودیت‌های کتابی فهرست کتابخانه ملی ایران برای چهار خانواده کتابشناختی شامل قرآن، نهج‌البلاغه، شاهنامه و مثنوی (در مجموع 28213 پیشینه) تشکیل می‌دهند که از سیستم جامع کتابخانه ملی ایران (رسا) شناسایی و استخراج شدند. روش گردآوری داده‌ها در این پژوهش، شامل مشاهده ساختارمند و روش اسنادی است. ابزار گردآوری داده‌ها، دو سیاهه وارسی، و ابزار نمایش داده‌های تحلیل شده، شامل دو ماتریس و 11 جدول است. به منظور نیل به هدف اصلی پژوهش، ابتدا روابط کتابشناختی میان پیشینه‌های فراداده‌ای مورد مطالعه بر اساس الگوی ملزومات کارکردی پیشینه‌های کتابشناختی (اف‌آر‌بی‌آر)، و سپس، نشانگرهای روابط بر اساس استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی‌اِی)، در پیشینه‌های فراداده‌ای یاد شده شناسایی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که همه انواع روابط ارائه شده در الگوی ملزومات کارکردی پیشینه‌های کتابشناختی (اف‌آر‌بی‌آر)، به استثنای رابطه «تنظیم موسیقی» از گروه «روابط بین بیان‌های مختلف یک اثر»، در پیشینه‌های مورد مطالعه از فهرست کتابخانه ملی ایران مشاهده شدند. از آنجا که نوع رابطه «تنظیم موسیقی» تنها رابطه در سیاهه وارسی است که فقط به اشیای محتوایی موسیقایی اختصاص دارد، بنابراین می‌توان این گونه استنباط نمود که فهرست کتابخانه ملی ایران در محدوده پیشینه‌های فراداده‌ای مربوط به موجودیت‌های کتابی، پوشش کاملی از انواع روابط کتابشناختی الگوی ملزومات کارکردی پیشینه‌های کتابشناختی (اف‌آر‌بی‌آر) را دارا است. همچنین نتایج پژوهش بیانگر آن است که از میان 544 نشانگر در پیوست‌های آی، جِی، و اِم از استاندارد آردی‌ای (شامل 150 نشانگر پیوست آی، 346 نشانگر پیوست جِی و 48 نشانگر پیوست اِم)، به طور کلی، 62 نشانگر از مجموعه نشانگرهای پیوست آی، 175 نشانگر از مجموعه نشانگرهای پیوست جِی، و 48 نشانگر ارائه شده در پیوست اِم (در مجموع 285 نشانگر) در پیشینه‌های فراداده‌ای جامعه پژوهش ارائه شدند. تحلیل نشانگرهای شناسایی شده در پیشینه‌های مورد مطالعه از فهرست کتابخانه ملی ایران بر اساس سطوح اثر، بیان، بازنمون عینی و مورد، نشان می‌دهد که از میان انواع روابط ارائه شده در پیوست آی، برای نشانگرهای مربوط به «ناشران» و «توزیع‌کنندگان» (در سطح بازنمون عینی)، و در پیوست جِی نیز برای «روابط بازنمون عینی همراهی»، هیچ نشانگری در مجموعه پیشینه‌های مورد بررسی ارائه نشده است. سایر انواع روابط در پیشینه‌های مورد بررسی شناسایی گردید. در مرحله بعد، الگوی هستان‌شناسی فراداده‌ای پیشینه‌های مورد مطالعه از فهرست کتابخانه ملی ایران با استفاده از نرم‌افزار ویرایشگر هستان‌شناسی پروتژه طراحی گردید و اعتبار آن مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس پیاده‌سازی بازنمون آردی‌اِف برای روابط کتابشناختی و نشانگرهای شناسایی شده و پیوندهای آردی‌اِف میان پیشینه‌های فراداده‌ای، بر اساس روش داده‌های پیوندی و در قالب نحوی آردی‌اِف/ایکس‌اِم‌اِل انجام شد و گراف آردی‌اِف آن طراحی گردید. در پایان به عنوان نمونه‌ای از کاربرد این الگو، تعداد 40 پیشینه فراداده‌ای از خانواده کتابشناختی شاهنامه فردوسی بر اساس روش داده‌های پیوندی، تبدیل، و در قالب آردی‌اِف/ایکس‌اِم‌اِل ارائه گردید و نتایج آن مورد تحلیل قرار گرفت.

 


استاد راهنمای اول: صنعت جو، اعظم
کلید واژه ها:  فهرست کتابخانه ملی ایران ، روابط کتابشناختی ،  نشانگرهای روابط ، الگوی ملزومات کارکردی پیشینه‌های کتابشناختی (اف‌آر‌بی‌آر ، استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی‌ای) ، الگوی هستان‌شناسی فراداده‌ای ، روش داده‌های پیوندی.


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 439
نام نویسنده: رجبي باغدار، احمد
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 268
چکیده: 

پرورش خلاقیت از هدف های آرمانی آموزش و پرورش عمومی جمهوری اسلامی است که به اقتضای ویژگی های سنی دانش آموزان در دوره ابتدایی ، توجهی ویژه را می طلبد . این  پژوهش  با هدف شناسایی ویژگی های مطلوب برای عناصر برنامه درسی این دوره و طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر پرورش خلاقیت انجام شد . با بررسی نظریه های مختلف در زمینه خلاقیت ، نظریه سرمایه گذاری خلاقیت اشترنبرگ ، که یک نظریه ترکیبی با رویکرد شناختی  اجتماعی است انتخاب شد . سوالات پژوهش معطوف به بررسی وضعیت موجود  برنامه درسی قصد شده در دوره ابتدایی از حیث توجه به پرورش خلاقیت ، شناسایی ویژگی های مطلوب ، عناصر اصلی در الگوی برنامه درسی مبتنی بر پرورش خلاقیت در دوره ابتدایی و  اعتبار الگوی پیشنهادی بود. براین اساس ، روش اصلی در پژوهش ، روش پژوهش نظریه ای بود که با تلفیقی از روش های تحلیل اسناد ، تحلیل تفسیری و کفایت اجماعی مورد استفاده قرار گرفت . منابع جمع آوری دادها شامل اسناد فرادست ، نظرات متخصصان و صاحبنظران،  مبانی نظری و رویکردهای خلاقیت و تجارب کشورها ی پیشرو بوده است. بر حسب نوع سوالات از روشهای تحلیل متنوعی در تناسب با روش پژوهش استفاده شد . نتایج تحقیق در سوال اول  نشان داد که میزان توجه به مقوله خلاقیت و پرورش آن برای فراگیران  در دوره ابتدایی در تمامی اسناد پایین بوده و کمترین میزان توجه در سند برنامه درسی ملی بوده است . یافته های سوال دوم پژوهش منجربه شناسایی  ویژگی های مطلوب برای  عناصر اصلی برنامه درسی مورد نظر گردید . از این ویژگی ها می توان به جامعیت و انعطاف پذیری اهداف ، تعدد و تنوع محتوا ، خود ارزیابی ، توجه به تصورات کودکانه در فضا سازی آموزشی ، زمان بندی ترکیبی ، بهره مندی از رویکرد چند رسانه ای و تاکید بر اعتماد به نفس در مواجه با نگرش های مختلف در عنصر گروه بندی اشاره نمود . در سوال سوم با توجه به همسویی یافته ها از طریق منابع مختلف و اجماع کلی صاحب نظران و همسویی آنان با یافته ها؛کلیت الگو  مورد تائید قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش ، آموزش معلمان و تغییر نگرش آنان به سوی پرورش خلاقیت در مقایسه با کسب معلومات از طریق به حافظه سپاری ، استفاده از روش های فعال در یاددهی و ارزشیابی های مبتنی بر سنجش اصیل و طراحی محیط های چالش برانگیز یادگیری ،  پیشنهاد شده است .

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: مهرام، بهروز
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  طراحی برنامه درسی ، پرورش خلاقیت ، دوره ابتدایی ،  نظریه سرمایه گذاری خلاقیت اشترنبرگ.


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 808
نام نویسنده: شهامت ده‌ سرخ، فاطمه
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 140
چکیده: 

وسواس فکری و عملی اختلالی مزمن است که با دو پدیده متمایز  افکار وسواسی[1] مزاحم و رفتارهای تکراری (اجبارها)[2] ، مشخص می‌شود (بارتز و هولاندر[3]، 2006).  خصیصه تکراری بودن وسواس‌ها و اجبارها نقص بازداری را مطرح می‌کند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقص بازداری در زیر شاخه اختلال وسواس شستشو و طراحی برنامه کامپیوتری توانبخشی نقص بازداری در دو سطح فراآستانه‌ای و زیر آستانه‌ای است. بازداری رفتاری در چارچوب پارادایم علامت توقف[4] و بازداری شناختی بر اساس پارادایم بازداری بازگشت[5](IOR) مطالعه شده است. پس از اینکه در مطالعه اول و دوم نقص بازداری رفتاری یا شناختی در مبتلایان به اختلال وسواس شستشو مشخص شد، برنامه توانبخشی نقص بازداری بر اساس پارادایم علامت توقف طراحی شده و در دو مطالعه مداخله نمای بی‌خبری دوسویه آزمایشی اجرا شد. نمونه مورد مطالعه از میان کلیه مبتلایان به اختلال وسواس شستشو در سطح مراکز خدمات درمانی شهر مشهد  انتخاب شد. حجم نمونه در مطالعه اول و دوم شامل 60 آزمودنی، 30 نمونه بالینی (%80 مؤنث) و 30 نفر گروه غیر بالینی (%33/73 مؤنث) ، در مطالعه سوم 37 آزمودنی (%68  مؤنث)  و در مطالعه چهارم 22 آزمودنی مؤنث است. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل کواریانس در مطالعه اول تفاوت معناداری بین دو گروه وسواس شستشو و کنترل (49/0=d ؛ 052/0= Pillai’s Trace ؛ 83/0=p و 455/0= (51و6)F) نشان نداد. مطالعه دوم بین بازداری رفتاری در افراد مبتلا و کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (86/0=d  ؛ 841/0= Wilk’s Lambda ؛05/0>p و 1/5=(54 و 2)F). کاربرد برنامه توانبخشی نقص بازداری فرا آستانه‌ای بر SSRT به عنوان شاخص بازداری (54/2=d ؛ 381/0= Wilk’s Lambda ؛05/0>p و 881/4=(9 و 3)F) و تغییر علایم اختلال وسواس شستشو (06/1=d  ؛ 204/0= Wilk’s Lambda ؛05/0>p و 73/11=( 9و3)F) تأثیر معناداری داشت. نتایج تحلیل کواریانس در برنامه توانبخشی زیرآستانه‌ای نشان دهنده معناداری تفاوت دو گروه آزمایش و شم در SSRT (66/2=d؛ 351/0= Wilk’s Lambda ؛01/0>P و 016/8=(13و3)F) است. این مداخله تأثیر معناداری بر علایم اختلال وسواس شستشو نداشت (40/1=d  ؛ 608/0= Wilk’s Lambda؛ 82/0=p و 793/2=(13و3)F) . افراد مبتلا به وسواس شستشو در بازداری رفتاری دچار نقص هستند، که این نقص با کاربرد روش‌های آموزشی قابل اصلاح است. اثر مداخله فراآستانه‌ای بر تغییر علایم بالینی قابل پیگیری است.

 

واژگان کلیدی: وسواس شستشو، بازداری رفتاری، بازداری شناختی، برنامه توانبخشی نقص بازداری



[1] . obsession

[2] . compulsion

[3] . Bartz and Hollander

[4] . stop signal

[5] . Inhibition of Return (IOR)

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ

فاقد


استاد راهنمای اول: صالحي فدردي، جواد
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 430
نام نویسنده: صحبت لو، علی
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 226
چکیده: 

این‌که انسان فرهیخته چگونه انسانی است و با چه معیارها و ویژگی‌هایی می‌توان چنین انسانی را به عنوان محصول تعلیم و تربیت محک زد، همواره سؤال اساسی برای فیلسوفان بوده است. فیلسوفان تربیتی نیز در پاسخ به این سؤال گاه به طور مستقیم وگاه از طریق بیان انتظارات خود از محصول تعلیم و تربیت اظهار نظرکرده‌اند. هدف پژوهش حاضر، معرفی انسان فرهیخته از دیدگاه ابن‌سینا و نقد مبانی فلسفی آموزش‌وپرورش ایران دربارهی انسان فرهیخته از دیدگاه وی است. دراین پژوهش از روش فلسفی (بررسی تحلیلی، انتقادی و استنتاجی) به منظور پاسخ به سؤالات پژوهش استفاده شده است. در پژوهش‌حاضر به منظور شناسایی تصویر انسان فرهیخته در نظام آموزش و پرورش‌کشور، سند تحول آموزش‌وپرورش به‌منزلهی مهم‌ترین سند معرف این نظام مورد توجه قرارگرفته است. مبانی فلسفی تربیت، ویژگی‌ها و مختصات هر دو دیدگاه درباره انسان فرهیخته به طورتفضیلی و در قالب عناوین متعدد مطرح گردیده و مورد نقد قرارگرفته است. یافته‌های به دست آمده نشان دادکه در حوزه هستی‌شناسی، ابن‌سینا مفهوم انسان فرهیخته را با مفاهیمی چون: خداوند به عنوان مبدأ خالق هستی، حاکمیت نظام علیت بر جهان هستی، غایتمندی در نظام هستی، اعتقاد به سلسله مراتبی بودن نظام هستی و پیدایی کثرت در عوامل هستی در یک مجموعه می‌نگرد؛ در قلمرو معرفتشناسی ابن‌سینا، انسان فرهیخته را در گسترهی هستی می‌نگرد: چنین انسانی در این قلمرو، به دنبال کسب معارف وعلوم است که او را به سعادت و نیکبختی برساند، از عقل، استدلال، شهود، عرفان و الهام به عنوان ابزارهای متنوع کسب معرفت بهره می‌برد. ابن‌سینا در حوزه ارزش‌شناسی، تصویری‌که از انسان فرهیخته ارائه می‌دهد شامل موجودی دارای جمیع‌صفات واوصاف واجب‌الوجود، موجودی دارای اراده واخلاق تغییرپذیر، ارزش‌های سلسله مراتبی و پذیرای زیبایی به عنوان امری عینی است. سرانجام در قلمرو انسان‌شناسی وی انسان فرهیخته را به‌منزلهی موجودی واجد اصالت روح، اجتماعی، متفاوت ازنظر برخورداری از عقل، برجستگی وجه عرفانی در رسیدن به کمال نهایی، تفوق لذایذ معنوی وعقلی بر لذایذ جسمانی و شهوی به تصویر می‌کشد. یافته‌های به دست آمده از مبانی فلسفی هستی‌شناسی انسان فرهیخته سند شامل مؤلفه‌های زیر می‌باشد: جوهر هستی در جهان خداوند است؛ هستی واقعیت دارد؛ خداوند مبدأ وغایت هستی است؛ خداوند خالق جهان و مالک، مدبر و رب حقیقی همه موجودات عالم است؛ هم مبدأ ومقصد جهان هستی خداوند است؛ فرد فرهیخته با این مسائل اصلی آشنا شده و در رفتار وکردار خود نیز عامل به این موارد است. مهم‌ترین مسائل اساسی مبانی معرفت‌شناسی شامل موارد زیر می‌باشد؛ انسان توانایی شناخت را دارد، معرفت انسان نسبی است، معیار اعتبار علم انسان، مطابقت با مراتب گوناگون واقعیت است. حواس، عقل، شهود، وحی و الهام به عنوان ابزارهای شناخت انسان هستند. عقل به عنوان مهم‌ترین ابزار شناخت انسان است، انسان در شناخت اشیاء و پدیده‌ها و جهان هستی با محدودیت‌هایی مواجه است. مبانی‌انسان‌شناسی انسان فرهیخته سند نیز شامل مؤلفه‌های زیر می‌باشد: انسان مخلوق خداوند، و موجودی مرکب از جسم و روح است. حقیقت انسان، روح او است. انسان مجموعه‌ای از استعدادها و توانایی‌ها است و به عنوان اشرف مخلوقات هستی از قدرت تفکر و تعقل برخورداراست. او موجود برگزیده خداوند است؛ موجودی اجتماعی است؛ دارای اراده و اختیار بوده و در مقابل کارهایش مسئول است. همچنین عمده‌ترین مباحث اساسی مبانی ارزش‌شناسی انسان فرهیخته سند شامل مؤلفه‌های زیر می‌باشد: قرآن، مبانی دین اسلام وآموزه‌های ائمه‌اطهار (ع)، قانون اساسی، سند چشم‌انداز، رهنمودها و دیدگاه‌های حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در تربیت چنین انسانی به عنوان منبع تعیین ارزش‌ها می‌باشد. ارزش‌ها ثابت، مطلق و غیروابسته به افراد هستند؛ دارای سلسله مراتب هستند؛ آن‌چه که اهمیت بیشتری دارد، ارزش‌های معنوی است. مقولات ارزشی نظیر؛ تولّی و تبرّی، امر به معروف و نهی از منکر، اعتدال، عدالت، رأفت، احسان، گذشت و بخشش، توجه به هنر و زیباشناسی در تربیت انسان فرهیخته مورد توجه بوده است. نتایج بررسی نشان دادکه مبانی فلسفی تربیت در هر دو دیدگاه در بستر دینی؛ یعنی اسلام شکل گرفته است، در نتیجه در هر دو دیدگاه، بنیان‌های نظری در تربیت انسان فرهیخته آموزه‌های دینی و قرآنی بود. بررسی مبانی فلسفی تربیت نشان دادکه تصویرانسان فرهیخته را نمی‌توان تنها ذیل مبحث مبانی انسان‌شناسی مشاهده کرد. این تصویر در سند در لابه لای مباحث حوزه‌های هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی قابل بازیابی است. از نقاط مشترک هر دو دیدگاه این است که، هدف غائی از تربیت انسان فرهیخته، رسیدن به قرب الهی است و بر تربیت فردی دیندار، با ایمان، با اخلاق و درستکار، معتقد به قرآن وآموزهای دینی و سنت رسول اکرم (ص) تأکید شده است. در نظام تربیت سینوی، رشد و توسعه ذوق و رفتارهای هنری، توجه به نیازهای اجتماعی، بالابردن شناخت و آگاهی افراد تربیت یافته در ارتباط با ارزش و قداست کار و معاش حلال، موردتأکید جدی قرارگرفته است. همچنین نتایج پژوهش نشان دادکه انسان فرهیخته سینوی در ویژگی‌ها و مختصاتی نظیر: داشتن نگرش غیر ابزاری به دانش، حرفه‌گرایی و فراگیری شغل، ابعاد تربیت، مراحل تربیت، دانش و معلومات، عقلانیت، تفکر انتقادی، جامعیت ویکپارچگی متمایز از انسان فرهیخته سند آموزش وپرورش است. در نظام تربیتی سینوی تربیت عرفانی (کشف و شهود) نقش برجسته‌ای دارد. در تربیت انسان فرهیخته سینوی اهداف واسطه‌ای به وضوح مشخص و قابل تحقق است. نقد انسان فرهیخته سند آموزش‌وپرورش ایران بر اساس آرای ابن‌سینا نشان دادکه معیارها، شاخص‌ها و ویژگی‌های بیان شده با توجه به شرایط و مقتضیات زمان در جایگاه متفاوتی با نظر ابن‌سینا قرار دارد. ریشه اصلی این تفاوت به نوع نگاه ابن‌سینا به هستی، ماهیت انسان، رابطه انسان با خدا باز می‌گردد. از دیگر تفاوت آن‌ها این است که ابن‌سینا به انسان بیشتر از زاویه عقل می‌نگریسته وگوهر انسان را همان عقل او می‌دانسته‌اند، در نتیجه انسان تربیت یافته در نظام تربیتی سینوی عقل‌گرا و انسان فرهیخته سند واقع‌گرا می‌باشد. درنظام تربیت سینوی اهداف: زیستی- جسمانی، اعتقادی- اخلاقی، فرهنگی- هنری (موسیقی و ادبیات عرفانی)، عقلانی، اقتصادی و اجتماعی به عنوان اهداف واسطه‌ای (میانی) در تربیت انسان فرهیخته مورد توجه قرارگرفته است. در سند ساحت‌های شش‌گانهی: اعتقادی، عبادی و اخلاقی، اجتماعی وسیاسی، زیستی و بدنی، زیباشناختی و هنری، اقتصادی و حرفه‌ای و علمی و فن‌آوری جهت رسیدن به حیات طیبه به عنوان اهداف میانی درنظرگرفته شده است. در هر دو دیدگاه اهداف اعتقادی، عبادی و اخلاقی، اجتماعی، زیستی و جسمانی و هنری مورد توجه بوده است. در نظام تربیت سینوی تربیت حرفه‌ای، هنری و زیباشناختی وعقلانی از ویژگی‌های برجسته و مثبت آن است. و در سندآموزش وپرورش با توجه شرایط و مقتضیات زمانی و نیازمندی‌های جامعه کنونی تربیت در بعد علمی و فن‌آوری انسان فرهیخته از نکات مثبت و برجسته آن است. با توجه به ارزش دیدگاه ابن‌سینا دربارهی انسان فرهیخته و امکان به‌کارگیری آرای او در باب تربیت انسان فرهیخته درآموزش و پرورش ایران، ضروری است که در بازنگری مبانی نظری سند آموزش‌وپرورش آرای ابن‌سینا مورد توجه جدی قرار گیرد.

 فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: شعباني وركي، بختيار
کلید واژه ها:  مبانی فلسفی تربیت ،  انسان فرهیخته ، ابن‌سینا ،  سعادت ،  سند آموزش‌وپرورش


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 792
نام نویسنده: سلطانی شال، رضا
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 265
چکیده: 

زمينه مسئله و هدف پژوهش: گزارشات بسیاری منتشر شده اند که نشان می دهند عوامل خطر روانشناختی بر بروز و تشدید اختلالات روان­تنی تاثیر گذارند. با این حال، مداخله روان تنی بیماری های روان­تنی نشیر بیماری های قلبی شکل نگرفته است. مشکلات و اختلالات روانشناختی و روانی-تنی به صور مناسب شناسایی و مورد درمان قرار نگرفته اند و به همین دلیل به یک رویکرد زیستی-روانی-اجتماعی-معنوی در مراقبت های پزشکی نیاز است. پژوهش حاضر در همین راستا انجام شد. پژوهش حاضر به منظور مرور نظام دار، فراتحلیل، طراحی و بررسی اثربخشی الگوی روان‌درمانی ویژه بیماران قلبی، انجام گرفت. در مرحله اول پژوهش، تمامی پژوهش ایرانی انجام شده در زمينه عوامل خطر روان‌شناختی بیماری قلبی، مرور نظام مند شدند، و از ميان آن‌ها، پژوهش های دارای ملاکهای فراتحلیل، توسط نرم افزار جامع فراتحليل بررسی شدند. در مرحله دوم، یک الگوی روان‌درمانی ویژه بیماران قلبی بر اساس عوامل خطر روان‌شناختی بیماری قلبی، تدوین شد. در مرحله سوم به بررسی اثربخشی رواندرمانی ویژه بیماران قلبی بر عوامل خطر روان‌شناختی بیماری قلبی پرداخته شد. و قبل و بعد از مداخله، پیش آزمون و پس آزمون گرفته شد و تحلیل داده ها از طریق spss انجام شد. از میان 213 مطالعه مرور نظام مند شده، تعداد 88 پژوهش فرا تحليل شدند. تحلیل داده ها نشان داد که متغیرهای اختلالات خلقی، اضطراب، استرس و سبک‌هایی مقابله ای و تنظیم هیجانی، حمایت اجتماعی، سرسختی روان‌شناختی و تاب آوری، سبک زندگی، معنویت، شخصیت، و کیفیت زندگی با بیماری قلبی مرتبط­اند. در مرحله دوم، عوامل خطر روان‌شناختی بیماری قلبی، در قالب یک الگوی روان‌درمانی ویژه بیماران قلبی در 18 جلسه 2 ساعته تدوین شد؛ در مرحله سوم، تحلیل داده ها نشان داد که رواندرمانی ویژه بیماران قلبی بر عوامل خطر روان‌شناختی بیماری قلبی تاثیر معناداری دارد. نتایج حاصل خاطر نشان می کند که الگوی رواندرمانی ویژه بیماران قلبی به عنوان یک پروژه بدیع می­تواند موجب توانمندی و بهبود باورها و رفتارهای سلامت شود و در نهایت منجر به ارتقاء سلامت جسمی و روانی بیماران قلبی می شود.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  فراتحلیل ، بیماری قلبی ،  مرور نظام مند ، عوامل خطر روانشناختی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 419
نام نویسنده: داورپناه، ابو سعيد
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 253
چکیده: 

كانون توجه اين رساله بررسي سير تحول فلسفه تربيت معلم در ايران معاصر است. تحقیق با هدف کوشش برای یافتن نشانه­های فلسفی تربیت معلم در لابه­لای تصمیمات، فعالیت­ها، اقدامات و رخدادهای هر یک از دوره­های تاریخی معاصر در ارتباط با تربیت معلم بر اساس آموزه­های اصلی مکاتب فلسفی و نظریات تربیتی تنظیم شد. مرور پیشینه، نشان داد که تربيت معلم ­در ايران باستان، همواره‌ مشحون‌ از تربيت‌ ديني، اخلاقی و مذهبی‌ بوده‌ است. مطالعه بر اساس تقسیم بندی دوره­های تاریخی معاصر به چهار دوره از 1297 تا 1304 (دوره نخست)، از 1304 تا 1320 (دوره دوم)، از 1320 تا 1357 (دوره سوم) و از 1357 تاکنون (دوره چهارم)، انتظام یافت. در دوره نخست و دوره دوم تربيت معلم با الهام از پراگماتیسم­، پیشرفت­گرائی­، در دوره سوم­ اشاعه آموزه­های فلسفه اسلامی، ايده­آليسم، پراگماتیسم،­ تربیت فلسفی و متخصص مطرح كه بیشتر تحت تاثیر مکتب پراگماتیسم بوده است. در دوره چهارم، چهار زیرمجموعه مورد بررسی قرار گرفت: 1) گفتمان انقلاب اسلامی با تأکید بر  نظریات پیشرفت­گرائی، بنیاد­گرائی­، پایدا­گرائی­، پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم و اسلامی؛ 2) گفتمان سازندگی با تأکید بر نظریات سازنده­گرائی، بنیاد­گرائی­، پیشرفت­گرائی­، پراگماتیسم­ و رئالیسم­؛ 3) گفتمان اصلاحات، با تأکید بر نظریات سازنده­گرائی، پیشرفت­گرائی­، بنیاد­گرائی­، پراگماتیسم و­ اسلامی؛ و 4)  ­گفتمان عدالت با تأکید بر نظریات پیشرفت­گرائی، سازنده­گرائی، بنیاد­گرائی­­،­ پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم، ایده­آلیسم و اسلامی. در مجموع نتايج پژوهش نشان داد كه  فلسفه تربیت معلم در ايران معاصر دارای مبانی فلسفی ­بوده اما این مبانی مکنون باقی مانده و تبدیل به سند معینی نشده است. فلسفه تربیت معلم مبتنی بر آینده­نگری دارای زیر­بنای نظری و فلسفی است كه ناظر به رویکردهائی است که « آموزش دانش بهینه» را «مبنای منطقی و صحيح عمل تربيتی» قرار دهد. سرمايه­گذاري در تربیت معلم به معنای آینده­نگری در تربیت معلم است­.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ



 


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: شعباني وركي، بختيار
کلید واژه ها:  فلسفه آموزش و پرورش ، فلسفه تربيت معلم ، تربیت معلم ، ايران معاصر ، تحول

    12345678   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.