دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   12345678910111213141516171819202122232425262728384858687888   >


تعداد نتایج به دست آمده: 873 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 773
نام نویسنده: خوارزمی، زینت
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 78
چکیده: 

زمینه مسئله و هدف پژوهش: با توجه به اینکه اهمیت مداخلات درمانی مختلف در بهبود نشانه های افسردگی و کیفیت زندگی، هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان میان فردی و گروه درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی بیماران افسرده بود. روش: روش مطالعه شبه آزمایشی و جامعه آماری شامل جامعه آماری این پژوهش کلیه مراجعین مراکز مشاوره شهر مشهد بود که به روش نمونه گیری داوطلبانه تعداد 45 نفر انتخاب و در سه گروه(دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) 15 نفری به صورت تصادفی جایگزین شدند. با استفاده از افسردگی بک و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی داده های مورد نیاز پژوهش قبل و بعد از اجرای مداخله جمع آوری گردید. گروه، روان درمانی بین فردی 8جلسه انفرادی درمان افسردگی را سپری کردند و گروه، گروه درمانی شناختی رفتاری 8 جلسه مشاوره گروهی جهت درمان افسردگی را گذراندند. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که اثربخشی روان درمانی بین فردی و گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی نسبت به گروه کنترل معنی دار بود.  همچنین نتایج پژوهش بیان می‌دارد که روش روان درمانی بین فردی نسبت به روش گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی اثربخش‌تر است. : نتایج حاصل از پژوهش حاضر، استفاده از شیوه روان درمانی بین فردی را به جهت ارتقای کیفیت زندگی و کاهش نشانه های افسردگی توصیه می‌کند.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ

 


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر
کلید واژه ها:  کیفیت زندگی ، روان‌درمانی بین فردی ،  گروه درمانی شناختی رفتاری. ، افسردگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 772
نام نویسنده: سروری، مهدیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 110
چکیده: 

پرخاشگری یکی از مشکلات رفتاری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست می باشد که سلامت روان آنها را در معرض آسیب قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری گروهی و بازتاب درمانی برکاهش پرخاشگری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست می باشد.روش این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون، با گروه کنترل می باشد.جامعه آماری شامل کلیه ی کودکان پسر بی سرپرست و بدسرپرست تحت پوشش بهزیستی مشهد، در رده ی سنی 6 تا 12 سال، به تعداد 95 نفر بودند.شیوه نمونه گیری در دسترس بود که از این تعداد 24 نفرمعیارهای نمونه را داشتند.این افراد بصورت تصادفی در دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش، مقیاس پرخاشگری کودکان واحدی و همکاران (1387) بود.برای کودکان گروه آزمایش اول، بازی درمانی شناختی-رفتاری گروهی در طی 12 جلسه و هرجلسه به مدت یک ساعت ونیم اجرا شد؛گروه آزمایش دوم، طی 6 جلسه انفرادی و هرجلسه به مدت20دقیقه تحت بازتاب درمانی قرار گرفتند.درصورتی که کودکان گروه کنترل تحت هیچ گونه درمانی قرار نگرفتند.داده های جمع آوری شده، با تحلیل کوواریانس (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج نشان دادکه بازی درمانی شناختی-رفتاری گروهی و بازتاب درمانی باعث کاهش معنادار پرخاشگری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست درگروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. بین اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری وبازتاب درمانی تفاوت معناداری مشاهده می شود و بازتاب درمانی نسبت به بازی درمانی شناختی-رفتاری گروهی،درکاهش پرخاشگری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، اثر معنادارتری داشته است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، توصیه می شود در کنار درمان های روانشناختی، از درمان های طبی همچون بازتاب درمانی نیز، جهت کاهش پرخاشگری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست استفاده شود.

 فهرست مندرجات


فهرست منابع و مآخذ


 

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: اصغری نکاح، سید محسن
کلید واژه ها:  بازی درمانی شناختی-رفتاری گروهی ، بازتاب درمانی ، پرخاشگری ، کودکان بی سرپرست


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 771
نام نویسنده: قاینی، سمیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 140
چکیده: 

 

زمینه مساله و هدف پژوهش: نشانگان اضطراب و افسردگی دو اختلال عمده روانپزشکی در دوران نوجوانی است که باعث مشکلات متعددی در زندگی و تحصیل آن ها می شود. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و بازتاب درمانی بر کاهش نشانگان افسردگی و اضطراب نوجوانان دختر می باشد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمونپس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه دبیرستان 22 بهمن در ناحیه 2 شهر مشهد، به تعداد 60 نفر بودند. روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ماهیت مطالعه که دارای مداخلات می باشد، داوطلبانه بود. که از این تعداد، 25 نفر معیارهای نمونه را داشتند. این افراد به طور تصادفی در سه گروه شناختی رفتاری و بازتاب درمانی و گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار به کار رفته در این پژوهش، مقیاس افسردگی بک و اضطراب بک بود. برای گروه آزمایش اول، پروتکل درمانی جودیت بک، طی 12 جلسه و هرجلسه به مدت یک ساعت و نیم  اجرا شد. گروه آزمایش دوم طی 6 جلسه و هر جلسه به مدت 40 دقیقه تحت بازتاب درمانی قرار گرفتند. در صورتی که گروه کنترل تحت هیچ گونه درمانی قرار نگرفتند. داده های جمع آوری شده، با تحلیل کواریانس (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: گروه درمانی شناختی رفتاری و بازتاب درمانی باعث کاهش نشانگان اضطراب و افسردگی نوجوانان دختر، در گروه های آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. : گروه درمانی شناختی و بازتاب درمانی در کاهش نشانگان اضطراب و افسردگی، اثربخشی همانند و مشابهی داشته اند، اما در پیگیری یک ماهه،  گروه درمانی شناختی رفتاری نسبت به بازتاب درمانی مؤثر تر بوده است.

 فهرست مندرجات


فهرست منابع و مآخذ

 

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  نوجوانی، اضطراب ، درمان شناختی رفتاری ،  بازتاب درمانی ،  افسردگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 770
نام نویسنده: میانجی، نیوشا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 97
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر افزایش شادکامی و کیفیت زندگی زنان متاهل با سبک دلبستگی نا ایمن انجام شد..با توجه به تاثیرات سبک دلبستگی نا ایمن بر جنبه های مختلف سلامت روانی افراد، بررسی عوامل و مداخلات تاثیر گذار بر بهبود وضعیت روانشناختی افراد با سبک دلبستگی نا ایمن، از اهمیت بسزای        برخوردار است.  برای این منظور، از جامعه ی زنان متاهلی که به علت مشکلات ارتباطی به مراکز مشاوره شهر مشهد مراجعه کرده بودند و سبک دلبستگی شان نا ایمن بود، نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش 8 جلسه گروه درمانی شناختی- رفتاری را دریافت کردند، اما برای اعضای گروه گواه مداخله خاصی ارائه نشد. برای سنجش میزان شادکامی و کیفیت زندگی آزمودنی ها در مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون از های شادکامی آکسفورد و میفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده گردید و اطلاعات حاصل از این ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از این بود که شرکت در جلسات گروه درمانی شناختی- رفتاری باعث افزایش شادکامی و کیفیت زندگی زنان متاهل با سبک دلبستگی نا ایمن می گردد

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ

 


استاد راهنمای اول: مشهدی، علی
استاد مشاور اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 769
نام نویسنده: رضایی، ملیحه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 101
چکیده: 

چاقی یک نگرانی اساسی مرتبط با سلامت عمومی است که در سطح هشداردهنده ای در سراسر جهان قراردارد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی گروهی بر نمايه توده بدني، خوردن هیجانی و خود کارآمدی وزن در زنان دارای وزن اضافه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. در این پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس از جامعه مورد مطالعه که شامل کلیهء زنان 19 تا 40 ساله با 25 BMI≥ مراجعه کننده به یکی از کلینیکهای تغذیه در مشهد است، 20 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش از مصاحبه بالینی (SCID-II و SCID-Iمقیاس طرحواره های هیجانی، رفتار خوردن داچ، سبک زندگی مبتنی بر خودکارآمدی وزن استفاده شد. طرحواره درمانی هیجانی گروهی در 8 جلسه، یک بار درهفته اجراشد. تکمیل ها و محاسبه BMI در خط پایه و در انتهای درمان انجام شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی گروهی باعث کاهش معنادار در خوردن هیجانی، افزایش معنادار در خودکارآمدی وزن و در نهایت باعث کاهش معنادار نمایه توده بدنی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد. این مداخله موجب افزایش کاربرد طرحواره های هیجانی کارآمد اعتبار یابی، کنترل و اتفاق نظر شد و همچنین موجب کاهش استفاده از طرحواره های هیجانی ناکارآمد احساس گناه، ساده انگاری، کرخی، خردگرایی، دوام و سرزنش شد. با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که طرحواره درمانی هیجانی گروهی می تواند به عنوان یک مداخله هیجان محور در درمانهای مرتبط با چاقی و اضافه وزن مفید واقع شود.

 فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
استاد مشاور دوم: نعمتی، محسن
کلید واژه ها:  چاقی، اضافه وزن، ،  طرحواره های هیجانی، ، خوردن هیجانی، ،  خودکارآمدی وزن


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 768
نام نویسنده: كاظم‌زاده، علي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 89
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر‌بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افسردگی و اضطراب کارکنان جمعیت هلال احمر انجام شد. روش اجرا: طرح پژوهش حاضر شبه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل 30 نفر از کارکنان جمعیت هلال احمر خراسان شمالي  که علائم افسردگی و اضطراب را تجربه می‌کردند بود که 15 نفر در گروه‌ شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر در گروه گواه گمارش شدند. اعضاي گروه‌ آزمایش، تعداد 8 جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت گروهی را دریافت کردند، اما برای اعضای گروه‌ گواه، مداخله خاصی ارائه نشد. قبل و بعد از اجرای مداخله، حالت صفت اضطراب (STAI) اشپیل‌برگر و افسردگی بک توسط گروه نمونه تکمیل شد. نتایج: نتایج تحليل كوواريانس نشان داد که در پس‌آزمون، نمرات افسردگی و اضطراب در آزمودنی‌های گروه‌ شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به آزمودنی‌های گروه گواه، کاهش معناداری داشته است. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش مؤید این مهم است که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش افسردگی و اضطراب کارکنان جمعیت هلال احمر می‌شود.

  فهرست مندرجات

   

فهرست منابع و مآخذ

     

 


استاد راهنمای اول: طبيبي، زهرا
استاد مشاور اول: صالحی فدردی، جواد
کلید واژه ها:  افسردگی، ،  اضطراب، ،  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، ، کارکنان جمعیت هلال احمر، ،  امدادگران.


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 767
نام نویسنده:  بداقی، سجاد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 79
چکیده: 

اختلال اضطراب اجتماعی از جمله شایع­ترین اختلال‌های اضطرابی است که وجه مشخصۀ آن ایجاد اضطراب نسبت به موقعیت­های اجتماعی است. افراد مبتلاء به این اختلال از حضور در اجتماع پرهیز می­کنند و به ­همین خاطر عملکرد شغلی و تحصیلی آنان به خطر می­افتد. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی روان­درمانی بین­فردی کوتاه‌مدت بر اختلال اضطراب اجتماعی است. پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش­آزمون و پس­آزمون همراه با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیۀ دانشجویان موسسه آموزش عالی شاندیز  بودند. تعداد 20 نفر با روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب گردیدند. و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در این پژوهش روان­درمانی بین­فردی کوتاه‌مدت به‌عنوان متغیر مستقل در گروه آزمایش اجرا شد، و متغیرهای اختلال اضطراب اجتماعی، و ابرازگری هیجان به‌عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری داده­های مورد نیاز از های اختلال اضطراب اجتماعی لیبوئیتز (LSASو ابرازگری هیجان (EEQ) کینگ و ایمونز استفاده شد. در ابتدای دوره درمان، آزمودنی­ها به ­های پژوهش پاسخ دادند و پس از 10 جلسه مداخله روان‌درمانی بین‌فردی کوتاه‌مدت، مجدداً مقیاس­ها توسط آنان تکمیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که روان‌درمانی بین‌فردی موجب کاهش نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی (001/0>P) اعضای گروه آزمایش شد. هم‌چنین نتایج نشان داد که روان‌درمانی بین‌فردی کوتاه‌مدت بر ابرازگری هیجان افراد مبتلاء به اختلال اضطراب اجتماعی تأثیرگذار نبود. از نتایج به‌دست آمده می‌توان چنین نتیجه گرفت که روان‌درمانی بین­فردی کوتاه‌مدت برای اختلال اضطراب اجتماعی، اثربخش است

فهرست مندرجات 

فهرست منابع و مآخذ



استاد راهنمای اول: اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  روان‌درمانی بین‌فردی کوتاه‌‌مدت، ،  اختلال اضطراب اجتماعی، ،  ابرازگری هیجانی، ،  دانشجویان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 766
نام نویسنده: قهرمانی نیک، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 122
چکیده: 

هدف: عشق، جزئی لاینفک از ذهن و زندگی بشر امروز است. در عشق، هیجان ها و شناخت ها، به شکلی پیچیده در هم تنیده شده‌اند. پژوهش حاضر در دو مطالعه صورت گرفت. مطالعۀ اول با هدف بررسی رابطۀ بین متغیرهای گسترش خود (SEQ)، شمول دیگران در خود (IOS)، عشق استرنبرگ و ناگویی خلقی تورنتو (TAS-20) در زنان متاهل، انجام شد و مطالعۀ دوم با هدف بررسی تاثیر تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه(tDCS) در ناحیه خلفی_جانبی قشرپیش پیشانی DLPFC، بر بهبود عشق و کاهش ناگویی خلقی، در زنان مبتلا به ناگویی خلقی انجام شد. روش: جامعه آماری مطالعۀ اول، کلیۀ زنان متاهلی هستند که در پاییز 1394 به مراکز مشاورۀ شهر مشهد مراجعه کرده‌اند. نمونه گیری در مطالعۀ اول، بصورت در دسترس، با حجم 142 نفر بود و در مطالعه دوم، بصورت هدفمند، با دو گروه 7 نفری آزمایش و شم، با حجم 14 نفر از میان زنان مبتلا به ناگویی خلقی شرکت کنندۀ مطالعۀ اول، صورت گرفت. مطالعۀ اول که با های گسترش خود، شمول دیگران در خود، عشق استرنبرگ و ناگویی خلقی تورنتو سنجیده شد، پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. در مطالعه دوم افراد با ناگویی خلقی، در گروه آزمایش، طی 5 جلسه تحت (tDCS) در ناحیه DLPFC قرار گرفتند، گروه شم در همان ناحیه الکترودها متصل بود، درحالی که تحریکی دریافت نکرد. قبل و بعد از اجرای تحریک واقعی و ساختگی در هر دو گروه، ها اجرا شد. به منظور تحلیل داده‌ها در مطالعه اول، از همبستگی پیرسون وتحلیل رگرسیون، و در مطالعه دوم از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته‌ها: بین گسترش خود و عشق استرنبرگ همبستگی معنادار بود. بین شمول دیگران در خود، عشق و گسترش خود، همبستگی مثبت و معنادار بود. بین ناگویی خلقی و عشق استرنبرگ، همبستگی منفی و معنادار بود. مطالعۀ دوم نشان داد که اعمال tDCS در گروه آزمایش، منجر به کاهش معنادار ناگویی خلقی شد، اما در عشق معنادار نبود. : نتایج مطالعۀ اول نشان داد هرچه نمره مثلث عشق افراد بالاخص در بعد صمیمیت، افزایش یابد، شمول دیگران در خود، و گسترش خود افزایش می‌یابد و افراد ناگویی کمتری را نشان می دهند. همچنین اعمال tDCS می‌تواند ناگویی خلقی را کاهش دهد، اما در مورد ابعاد هیجانی عشق، نیازمند تحقیقات بیشتر می باشد.

 فهرست مندرجات


 فهرست منابع و مآخذ

 


استاد راهنمای اول: غنایی چمن آبادی، علی
استاد مشاور اول: طبیبی، زهرا
کلید واژه ها:  عشق، ،  گسترش خود، ،  شمول دیگران در خود، ،  tDCS، ناحیه خلفی ـ جانبی قشر پیش پیشانی (DLPFC) ، ، ناگویی خلقی.


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 765
نام نویسنده: نجمی، مصطفی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 88
چکیده: 

زمینه مسئله و هدف پژوهش: با توجه به افزايش جرم و جنايت و آسيب های وارده ناشی از جرم در جامعه بررسی عللی که افراد را مستعد ارتکاب جرم می کند و يا از وقوع آن جلوگيری می کند در حيطه علم روانشناسی موضوع حياتی می باشد. هدف از اين پژوهش  مقایسه ی هوش معنوی، ناگویی خلقی و دشواری تنظیم هیجانی در مجرمين مرتبط و غیر مرتبط به مواد و افراد عادی بود. روش:  در اين مطالعه علی- مقایسه ای (پس رویدادی) نمونه مورد نظر در سه گروه 70 نفره (مجرمین  با جرایم مرتبط با مواد، مجرمین با جرایم غیر مرتبط با مواد و افراد عادی) جمعا 210 تفر به روش نمونه گیری در دسترس گزینش شدند. در این پژوهش برای گردآوری داده­ها از سه هوش معنوی، ناگویی خلقی و دشواری تنظیم هیجانی که به صورت میدانی توزیع شده بود استفاده شد و داده­ها نیز با روش تحلیل واریانس و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نشان داد که سطح هوش معنوی در بین سه گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین سطح ناگویی خلقی و دشواری تنظیم هیجانی افراد عادی در مقایسه با مجرمین کمتر بود و مجرمین با جرایم مرتبط با مواد بالاترین سطح ناگویی خلقی و دشواری تنظیم هیجانی را دارند.: یافته­های این پژوهش سودمندی آموزش تنظیم هیجان در پیشگیری یا کاهش لغزش­ها و جرایم را تایید می­کند. لذا با توجه به نتایج این پژوهش پیشنهاد می­شود که با برگزاری کارگاه­های مرتبط با حوزه­های تنظیم هیجان در بهبود شرایط جامعه قدم برداشت.

 فهرست مندرجات

نتیه گیری

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد
کلید واژه ها:  هوش معنوی، ،  ناگویی خلقی، ، دشواری تنظیم هیجانی، ،  مجرمين


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 764
نام نویسنده: امانی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 107
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان با آموزش الگوی پرز(PAIRS) بر بهبود مهار هیجان و عواطف خودآگاه زنان متاهل اجرا گردید. این تحقیق به لحاظ روش شبه آزمایشی می باشد که با طرح پیش آزمون-پس آزمون باگروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش شامل زنان متاهل مراجعه کننده به کلینیک روان شناسی بالینی دانشگاه فردوسی مشهد در تابستان سال 1394 بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس از بین زنان متاهل داوطلب انتخاب شد و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی پرز (11نفر)، هیجان مدار(10نفر) و گروه کنترل (11نفر) جایگزین شدند. های مهار هیجان و عاطفه خودآگاه بر روی هردو گروه اجرا شد. سپس یک گروه آزمایش با زوج درمانی متمرکز بر هیجان و گروه دیگری با الگوی پرز تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات درمان گروه آزمایش، هر دو گروه مجددا ها را تکمیل نمودند. برای بررسی اثربخشی سطوح مداخله اندازه گیری از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که مهار هیجان و عواطف خودآگاه زنان بعد از مداخله تفاوت معناداری داشتند (05/0 > P) و درمان متمرکز بر هیجان در عواطف خودآگاه زنان اثربخشتر بود در حالی که در مهار هیجان هر دو درمان اثربخش بوده اند (05/0 > P)؛ بنابراین می‌توان گفت که گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر بهبود مهار هیجان و عواطف خودآگاه در زنان متأهل و همچنین الگوی پرز بر بهبود مهار هیجان زنان متأهل مؤثر است. بنابراین لزوم توجه به مهار هیجان و عواطف خودآگاه برای بهبود زندگی زناشویی در 5 سال اول زندگی توصیه می‌شود.

فهرست مندرجات


فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  زوج درمانی متمرکز بر هیجان، ، الگوی پرز، ، مهار هیجان، ، عواطف خودآگاه

<   12345678910111213141516171819202122232425262728384858687888   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.