دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   12345678910111213141516171819293949596979   >


تعداد نتایج به دست آمده: 866 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 856
نام نویسنده: رضوی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 126
چکیده: 

 پژوهش حاضر با هدف افزایش بهداشت روانی دانش­آموزان دبستانی از طریق مداخله آموزشی تفکر منطقی- هیجانی (REE) مبتنی بر رفتاردرمانی عقلانی هیجانی آلبرت الیس (REBT) انجام گردید. این پژوهش، کاربردی و از نوع شبه آزمایشی بوده و جامعه آماری شامل دانش­آموزان دختر ناحیه شش مشهد که در پایه پنجم دبستان بودند می­شد. نمونه پژوهش به صورت در دسترس، و به تعداد 51 نفر انتخاب شدند که در سه گروه آزمایش، مداخله­نما و کنترل به طور تصادفی قرار گرفتند. مدت مداخله آموزشی برای گروه آزمایشی 11 جلسه 1 تا 5/1 ساعته بود. در این پژوهش، بهداشت روان، در سه بعد شناختی، هیجانی و رفتاری تعریف و از ابزارهای باورهای غیر منطقی کودکان، عزت نفس پوپ و سیاهه رفتاری آخن­باخ برای ارزیابی آن استفاده گردید. یافته­های به دست آمده، بیانگر این است که بهداشت روان دانش­آموزان گروه آزمایش، پس از مداخله آموزشی فقط در بعد شناختی رشد معناداری داشته، یعنی باورهای غیر منطقی ایشان نسبت به قبل از مداخله کاهش معناداری پیدا کرد. اما در ابعاد هیجانی و رفتاری تغییر مطلوب و معناداری مشاهده نشد، یعنی نمرات عزت نفس و مشکلات رفتاری- هیجانی پس از مداخله تغییر مطلوب و معناداری پیدا نکردند.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

     

   


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: صالحی فدردی، جواد
کلید واژه ها:  بهداشت روانی کودکان ، آموزش تفکر منطقی- هیجانی (REE) ، رفتاردرمانی عقلانی هیجانی (REBT) ، باورهای غیر منطقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 855
نام نویسنده: پاکروان، فریبا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 120
چکیده: 

مقدمه : هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان بخشش محور برتاب آوری و ابرازگری هیجانی زنان آسیب‌دیده از روابط فرازناشویی بود. روش : پژوهش حاضر شبه آزمایشی بود و با طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شد، جهت گردآوری داده‌ها از تاب‌آوری کونر  و دیویدسون و ابرازگری هیجانی کینگ وآمونز استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان آسیب‌دیده از روابط فرازناشویی مراجعه ‌کننده به  کلینیکهای مشاوره و روانشناسی شهرکاشمر بودکه از بین آن‌ها 26نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به ‌طور تصادفی ۱۳نفردرگروه کنترل و 13نفر در گروه آزمایش جایگزین شدند.  برنامه درمانی بر مبنای رویکرد مبتنی بر بخشش انرایت بود که درطی 12جلسه وهرجلسه به مدت 90 دقیقه در طول یک ماه به ‌صورت مشاوره گروهی اجرا گردید. داده‌ها با روش آماری تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته‌ها : نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان دادکه که درمان بخشش محور در افزایش تاب‌آوری گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تأثیر معناداری داشته است ، اما در ابرازگری هیجانی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر این است که درمان بخشش محور می‌تواند مشکلات روان‌شناختی ناشی از عهدشکنی همسر را کاهش دهد، از این ‌رو استفاده از این رویکرد برای کار با زوجین درگیر با عهدشکنی زناشویی توصیه می‌شود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد مشاور اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  درمان بخشش محور ،  تاب‌آوری ، ابرازگری هیجانی ، روابط فرازناشویی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 854
نام نویسنده:  دهقان، شهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 83
چکیده: 

رضایت زناشویی متغیری مهم در پیش بینی پایداری رابطه زناشویی ست. به همین دلیل ارزیابی عوامل مختلف موثر بر آن بررسی ارتباط آن با رضایت زناشویی، بسیار مهم می‏باشد. این پژوهش با بهره‏گیری از مبانی تئوری که نقش عوامل گوناگون در پیش‏بینی رضایت زناشویی را نشان می‏دادند، به بررسی نقش الگوهای فرهنگی فردگرایی و جمع‏گرایی در پیش‏بینی رضایت زناشویی با میانجی‏گری مسیر شادمانی پرداخته است. برای این منظور تعداد 146 نفر (73 زوج) با روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی‏ها مقیاس رضایت زناشویی انریچ، فردگراییجمع‏گرایی و متغیر شادمانی از لحاظ اجتماعی را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده‏ها از شاخص‏های توصیفی، همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج ضرایب هبستگی پیرسون بین فردگرایی با مسیرشادمانی و رضایت زناشویی رابطه منفی و معنادار، و بین جمع گرایی با مسیر شادمانی و رضایت زناشویی رابطه مثبت  معنادار و همچنین بین مسیر شادمانی و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری را نشان داد. همچنین نتایج تحلیل مسیر سهم هریک از متغیرهای فردگرایی، جمع‏گرایی و مسیر شادمانی را بر تعیین میزان رضایت زناشویی و همچنین سهم فردگرایی و جمع‏گرایی بر مسیر شادمانی را نشان داد. در مجموع می‏توان نتیجه گرفت که مسیر شادمانی میانجی‏گر معناداری برای رابطه فردگرایی و جمع‏گرایی با رضایت زناشویی می‏باشد. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی در تحلیل فرضیه فرعی پژوهش نیز، که نقش شباهت و تفاوت همسران در فردگرایی و جمع‏گرایی را دررضایت زناشویی بیان می‏نمود، نشان داد رضایت زناشویی گروه تفاوت فردگرایی و جمع‏گرایی به طور معناداری بیشتر از رضایت زناشویی گروه شباهت فردگرایی/جمع‏گرایی است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور دوم: اصغرپور، احمدرضا
کلید واژه ها:  فردگرایی ،  جمع گرایی ، مسیر شادمانی ، رضایت زناشویی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 853
نام نویسنده: صفرپور، شراره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 89
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعارض‌های زناشویی در پیش‌بینی طلاق عاطفی با میانجیگری استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین می‌باشد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی ‌زنان و مردان متأهل تشکیل می‌دهند. تعداد 581 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه‌گیری گلوله برفی، انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز از طلاق عاطفی گاتمن، تعارض‌های زناشویی تجدید نظر شده و استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین (محقق ساخته) استفاده شد. این ‌ها به صورت آنلاین طراحی شدند و لینک آن‌ها در اختیار زنان و مردان متأهل قرار داده شد و از آن‌ها خواسته شد تا آن را برای اطرافیان خود ارسال کنند. افراد شرکت‌کننده از شهرهای مختلف بودند. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون‌های همبستگی پیرسون و سوبل استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان دادند که تعارض‌های زناشویی هم با استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین و هم با طلاق عاطفی رابطه مثبت و معناداری دارند و همچنین استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین با طلاق عاطفی همبسته است. بعلاوه، استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین، میان تعارض‌های زناشویی و طلاق عاطفی، میانجی‌گری می‌کند. به عبارت دیگر، تعارض‌های زناشویی می‌توانند با میانجی‌گری استفاده افراد از رسانه‌های اجتماعی آنلاین، افزایش طلاق عاطفی را پیش‌بینی کنند (0.01>p). بنابراین زمانی که تعارض‌های زناشویی و با استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین همراه شوند، می توانند باعث افزایش فاصله بین همسران شده و زمینه طلاق عاطفی را فراهم کنند.  

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: اصغري، محمد جواد
استاد مشاور اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  تعارض‌های زناشویی ، طلاق عاطفی ، رسانه‌های اجتماعی آنلاین


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 852
نام نویسنده: هاشمی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 132
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی شناخت درمانی هیجان مدار بر کاهش مشکلات، عادت‌های مخرب و افسردگی ناشی از مشکلات ارتباط زناشویی در زوج‌های متعارض بوده است. هدف این پژوهش کاربردی، روش آن شبه آزمایشی است که با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه آزمایش و کنترل انجام شده است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی زوج های مراجعه‌کننده به کلینیک روانشناسی دانشگاه فردوسی بودند که به‌صورت فراخوان برای حضور در این پژوهش از آنها دعوت به عمل آمد. شیوه نمونه‌گیری، نمونه‌گیری در دسترس داوطلبانه بود. حجم نمونه پژوهش 10 زوج تعیین گردید که به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 5 زوج) جایگزین شدند. ملاک‌های ورود شامل فقدان درمان دارویی، ازدواج قانونی، فقدان تصمیم به طلاق، حداقل تحصیلات دیپلم، فقدان خشونت خانگی، عدم دریافت سایر درمانهای روان‌شناختی بود. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب زناشویی، الگوهای ارتباطی و افسردگی بک بود. مداخله در قالب 10 جلسه‌ی 1 و نیم ساعتی به‌صورت یک‌بار در هفته انجام شد. در این پژوهش تحلیل کواریانس برای آزمون فرضیه‌های تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که شناخت درمانی هیجان مدار می‌تواند مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب (به جز عادت به دروغ گویی) و افسردگی ناشی از مشکل ارتباطی را در زوج های گروه آزمایش در مقایسه با زوج های گروه کنترل به‌طور معناداری کاهش بخشد. (05/0P<). این پژوهش نه تنها اهمیت شناخت و هیجان را در روابط زناشویی مورد تایید قرار داد بلکه به درمانگران نیز توصیه می‌شود از شناخت درمانی هیجان مدار برای کاهش مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب و افسردگی ناشی از مشکل ارتباط زناشویی استفاده نمایند.


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: حسن آبادی، حسین
کلید واژه ها:  شناخت درمانی هیجان مدار ،  مشکلات زناشویی ، عادت‌های مخرب زناشویی ،  افسردگی ناشی از مشکل ارتباط زناشویی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 851
نام نویسنده:  خاکپور، سمیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 78
چکیده: 

زمينه و هدف پژوهش: بی‏وفایی زناشویی از جمله موضوعاتی است که امروزه با توجه به افزایش روز افزون آن، نظر پژوهشگران را به عوامل زمینه‌ساز آن جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی بین رابطه سبک‏های دلبستگی، عامل‌های شخصیت با نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی می‏باشد. روش: جامعه این پژوهش شامل کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 92-93 است. شرکت کنندگان شامل 382 نفر از دانشجویان با روش نمونه‌گیری تصادفی سهمیه­ای بودند. داده‌های پژوهش با استفاده از سبک دلبستگی هازن و شیور AAQ، فرم کوتاه کوتاه شخصیت فریدر  و نگرش نسبت به بی‏وفایی گردآوری شد. يافته‏ها: نتایج این پژوهش نشان داد که در میان عامل‌های شخصیت بین وجدان­گرایی و نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی در مردان همبستگی منفی دارد(05/0p<). همچنین یافته‌ها نشان داد که در بین سبک‏های دلبستگی، سبک دلبستگی اجتنابی و نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی در زنان (05/0p<) و بین سبک دلبستگی اضطرابی/‌دوسوگرا و نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی در زنان (01/0p<)  همبستگی مثبت داشتند.  نتيجه گيري: نتایج این مطالعه نشان داد که سبک‏های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در زنان و وجدان‌گرایی در مردان می‌توانند به عنوان عوامل پیش‌بین مناسبی برای احتمال درگیر شدن افراد در بی‏وفایی در نظر گرفته شوند.


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  نگرش نسبت به بی‌وفایی ، سبک‏های دلبستگی ، عامل‌های شخصیت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 850
نام نویسنده: توکلی پل‌آرام، مریم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 91
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه ‌درمانی شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر بهبود نظم‌جویی شناختی هیجان و رضایت جنسی در بین زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. این تحقیق یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری زنان مبتلا به دیابت نوع دو بودند که در سال 1395 به مرکز بهداشت دانش آموز شهر مشهد مراجعه کرده بودند. 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه قرار گرفتند: گروه آزمایش(12 نفر)، گروه کنترل(12نفر). در مدت هشت جلسه هفتگی دو ساعته، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق نظم‌جویی شناختی هیجان(CERQ-P) و رضایت جنسی بود. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در مقایسه با گروه کنترل استفاده از راهبردهای سازگارانه و همچنین رضایت جنسی، هیجانی و عاطفی را افزایش و استفاده از نشخوار فکری را کاهش می‌دهد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که اختلاف بین دو گروه معنادار بود(05/0>p). نتایج بیانگر آن است که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، می تواند یک روش مناسب در بهبود نظم‌جویی شناختی هیجانی و رضایت جنسی در بین زنان مبتلا به دیابت نوع دو باشد. 


استاد راهنمای اول: اصغري، محمد جواد
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر
کلید واژه ها:  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی ، نظم‌جویی شناختی هیجان ، رضایت جنسی ،  دیابت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 849
نام نویسنده: امیرزاده گرو، فرشته
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 121
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع و ویژگی های روان شناختی، سازگاری اجتماعی وکنش های اجرایی بزرگسالان با نشانگان کندی زمان شناختی(SCT) بود. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی(زمینه یابی) و همبستگی بوده و جامعه آماری را کلیه بزرگسالان زن و مرد شهرستان مشهد بین سنین 18 تا 59 سال تشکیل داده و نمونه ای شامل 879 نفر(445 زن و 434 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس درجه بندی ADHD بزرگسالان بارکلی(BAARS مقیاس نارسایی در کنش وری اجرایی بارکلی- نسخه بزرگسال(BDEFS)، سازگاری اجتماعی پی کل و ویسمن 1999SAS)) و مقیاس کوتاه افسردگی_اضطراب تنیدگی (DASS-21) جمع آوری شد و با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی (فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(آزمون خی­دو، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری) مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان داد که 4 درصد داراي نشانگانSCT بودند. همچنین با اینکه جنسیت اثر معناداری در میزان ابتلا به نشانگان SCT نداشت، اما تحصیلات و گروه های سنی اثری معناداری داشتند. بررسی اضطراب، افسردگی و تنیدگی نشان داد که گروه ترکیبی ADHD+SCT بیشترین نمرات را داشته و مقایسه بین آزمودنی‌ها در چهار گروه SCT، ADHD، SCT & ADHD و بهنجار نشان داد که در میانگین نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی تفاوت معناداری وجود داشت. بررسی سازگاری اجتماعی نشان داد که SCT در حوزه کاری، اوقات فراغت، نقش والدی و عضو واحده خانواده بیشترین میانگین نمرات را نسبت به سه گروه دیگر به خود اختصاص داده است و نتایج مقایسه بین آزمودنی‌های چهار گروه نشان داد که در میانگین نمرات حوزه کاری، اوقات فراغت، روابط با خانواده گسترده، نقش های والدی، عضو واحد خانواده و نقش های همسری تفاوت معناداری وجود دارد. بررسی کنش های اجرایی نیز نشان داد که گروه ترکیبی ADHD+SCT بیشترین میزان نارسایی را در کنش های اجرایی دارد و نتیجه مقایسه این چهار گروه نیز نشان داد که در میانگین نمرات مدیریت زمان، سازماندهی، بازداری، خودانگیزشی، نظم جویی هیجانی تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که شیوع نشانگان کندی زمان شناختی در میان بزرگسالان همانند ADHD در حد قابل ملاحظه‌ای است و با توجه به پیامدهای وسیعی که در حوزه های مختلف زندگی این افراد ایجاد می­کند، اهمیت ضرورت پیشگیری و اعمال برنامه‌های درمانی را برای این اختلال یادآوری می‌کند.


استاد راهنمای اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  کندی زمان شناختی ، شیوع، ویژگی های روان شناختی ، سازگاری اجتماعی ، کنش های اجرایی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 848
نام نویسنده: اصغری، پروانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 96
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه‌درمانی شناختی رفتاری مبتنی بر الگوی هافمن بر کاهش نشانه‌ها و بهبود راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و سیستم‌های مغزی - رفتاری مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی صورت گرفت. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که درآن از پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل استفاده شد. آزمودنی‌های دو گروه 20 نفر از مبتلایان با دامنه سنی 30-20 سال انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار داده شدند. نمونه‌گیری در دسترس به کار گرفته شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تشخیصی اضطراب اجتماعی کانور (SPIN شخصیتی گری - ویلسون (GWPQ) واتسون و فرند مقیاس اجتناب و آشفتگی اجتماعی و مقیاس ترس از ارزیابی منفی، نظم جویی شناختی هیجانی فرم بلند (CERQ-P) و مصاحبه‌ی تشخیصی مبتنی بر ADIS-IV به دست آمد و به‌وسیله نرم‌افزار SPSS. 16 و آزمون ANCOVA مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تفاوت معنادار میانگین‌های مورد مقایسه در دو گروه آزمایش و گواه بود. به‌این‌ترتیب که در اضطراب اجتماعی، سیستم‌های مغزی رفتاری فقط سیستم بازداری رفتاری و در بهبود راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در راهبردهای سازگارانه در مؤلفه تمرکز مجدد مثبت و در راهبردهای ناسازگارانه در مؤلفه‌های ملامت خویشتن و نشخوار گری تفاوت معنادار بود؛ به‌عبارت‌دیگر گروه‌درمانی شناختی رفتاری مبتنی بر الگوی هافمن، نشانه‌های بالینی، سیستم بازداری رفتاری، راهبرد سازگارانه تمرکز مجدد مثبت، راهبرد ناسازگارانه ملامت خویشتن و نشخوار گری را در مبتلایان به SAD بهبود بخشید.

کلیدواژه‌ها:، ،


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: سپهري شاملو، زهره
کلید واژه ها:  درمان شناختی رفتاری مبتنی بر الگوی هافمن ، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی ،  سیستم‌های مغزی رفتاری ، اضطراب اجتماعی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 847
نام نویسنده:  احمدی، علی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 91
چکیده: 

 هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نااٌمیدی، پریشانی روان‌شناختی و خستگی روانی بیماران لوپوس بود. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان مبتلا به لوپوس مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بیماری‌های روماتیسمی واقع در بیمارستان قائم(ع) مشهد تشکیل می‌داد. تعداد 24 نفر با روش نمونه‏گیری هدفمند انتخاب گردیدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. در این پژوهش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در گروه آزمایش اجرا شد و متغیر‏های نااٌمیدی، پریشانی روان‌شناختی و خستگی روانی به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز از مقیاس نااٌمیدی بک، پریشانی روان‌شناختی کسلر و خستگی روانی کراپ استفاده شد. در ابتدای دوره درمان، اعضای گروه آزمایش و کنترل به ‌های پژوهش پاسخ دادند و پس از 8 جلسه مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، مجدداً مقیاس‌ها توسط آنان تکمیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش نااٌمیدی، پریشانی روان‌شناختی و خستگی روانی در بیماران لوپوس (01/0P<)  اعضای گروه آزمایش گردید. از نتایج بدست آمده می‏توان چنین نتیجه گرفت گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد از طریق افزایش انعطاف پذیری روانی، بر روی نااٌمیدی، پریشانی روان‏شناختی و خستگی روانی اثر بخش است.


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: اصغری، محمد جواد
کلید واژه ها:  درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، نااٌمیدی ، پریشانی روان‏شناختی ،  خستگی روانی ، لوپوس

<   12345678910111213141516171819293949596979   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.