دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   1234567891011121314151617181920304050607080   >


تعداد نتایج به دست آمده: 873 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 853
نام نویسنده: صفرپور، شراره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 89
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعارض‌های زناشویی در پیش‌بینی طلاق عاطفی با میانجیگری استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین می‌باشد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی ‌زنان و مردان متأهل تشکیل می‌دهند. تعداد 581 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه‌گیری گلوله برفی، انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز از طلاق عاطفی گاتمن، تعارض‌های زناشویی تجدید نظر شده و استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین (محقق ساخته) استفاده شد. این ‌ها به صورت آنلاین طراحی شدند و لینک آن‌ها در اختیار زنان و مردان متأهل قرار داده شد و از آن‌ها خواسته شد تا آن را برای اطرافیان خود ارسال کنند. افراد شرکت‌کننده از شهرهای مختلف بودند. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون‌های همبستگی پیرسون و سوبل استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان دادند که تعارض‌های زناشویی هم با استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین و هم با طلاق عاطفی رابطه مثبت و معناداری دارند و همچنین استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین با طلاق عاطفی همبسته است. بعلاوه، استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین، میان تعارض‌های زناشویی و طلاق عاطفی، میانجی‌گری می‌کند. به عبارت دیگر، تعارض‌های زناشویی می‌توانند با میانجی‌گری استفاده افراد از رسانه‌های اجتماعی آنلاین، افزایش طلاق عاطفی را پیش‌بینی کنند (0.01>p). بنابراین زمانی که تعارض‌های زناشویی و با استفاده از رسانه‌های اجتماعی آنلاین همراه شوند، می توانند باعث افزایش فاصله بین همسران شده و زمینه طلاق عاطفی را فراهم کنند.  

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: اصغري، محمد جواد
استاد مشاور اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  تعارض‌های زناشویی ، طلاق عاطفی ، رسانه‌های اجتماعی آنلاین


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 852
نام نویسنده: هاشمی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 132
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی شناخت درمانی هیجان مدار بر کاهش مشکلات، عادت‌های مخرب و افسردگی ناشی از مشکلات ارتباط زناشویی در زوج‌های متعارض بوده است. هدف این پژوهش کاربردی، روش آن شبه آزمایشی است که با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه آزمایش و کنترل انجام شده است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی زوج های مراجعه‌کننده به کلینیک روانشناسی دانشگاه فردوسی بودند که به‌صورت فراخوان برای حضور در این پژوهش از آنها دعوت به عمل آمد. شیوه نمونه‌گیری، نمونه‌گیری در دسترس داوطلبانه بود. حجم نمونه پژوهش 10 زوج تعیین گردید که به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 5 زوج) جایگزین شدند. ملاک‌های ورود شامل فقدان درمان دارویی، ازدواج قانونی، فقدان تصمیم به طلاق، حداقل تحصیلات دیپلم، فقدان خشونت خانگی، عدم دریافت سایر درمانهای روان‌شناختی بود. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب زناشویی، الگوهای ارتباطی و افسردگی بک بود. مداخله در قالب 10 جلسه‌ی 1 و نیم ساعتی به‌صورت یک‌بار در هفته انجام شد. در این پژوهش تحلیل کواریانس برای آزمون فرضیه‌های تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که شناخت درمانی هیجان مدار می‌تواند مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب (به جز عادت به دروغ گویی) و افسردگی ناشی از مشکل ارتباطی را در زوج های گروه آزمایش در مقایسه با زوج های گروه کنترل به‌طور معناداری کاهش بخشد. (05/0P<). این پژوهش نه تنها اهمیت شناخت و هیجان را در روابط زناشویی مورد تایید قرار داد بلکه به درمانگران نیز توصیه می‌شود از شناخت درمانی هیجان مدار برای کاهش مشکلات زناشویی، عادت‌های مخرب و افسردگی ناشی از مشکل ارتباط زناشویی استفاده نمایند.


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: حسن آبادی، حسین
کلید واژه ها:  شناخت درمانی هیجان مدار ،  مشکلات زناشویی ، عادت‌های مخرب زناشویی ،  افسردگی ناشی از مشکل ارتباط زناشویی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 851
نام نویسنده:  خاکپور، سمیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 78
چکیده: 

زمينه و هدف پژوهش: بی‏وفایی زناشویی از جمله موضوعاتی است که امروزه با توجه به افزایش روز افزون آن، نظر پژوهشگران را به عوامل زمینه‌ساز آن جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی بین رابطه سبک‏های دلبستگی، عامل‌های شخصیت با نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی می‏باشد. روش: جامعه این پژوهش شامل کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 92-93 است. شرکت کنندگان شامل 382 نفر از دانشجویان با روش نمونه‌گیری تصادفی سهمیه­ای بودند. داده‌های پژوهش با استفاده از سبک دلبستگی هازن و شیور AAQ، فرم کوتاه کوتاه شخصیت فریدر  و نگرش نسبت به بی‏وفایی گردآوری شد. يافته‏ها: نتایج این پژوهش نشان داد که در میان عامل‌های شخصیت بین وجدان­گرایی و نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی در مردان همبستگی منفی دارد(05/0p<). همچنین یافته‌ها نشان داد که در بین سبک‏های دلبستگی، سبک دلبستگی اجتنابی و نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی در زنان (05/0p<) و بین سبک دلبستگی اضطرابی/‌دوسوگرا و نگرش مثبت نسبت به بی‏وفایی در زنان (01/0p<)  همبستگی مثبت داشتند.  نتيجه گيري: نتایج این مطالعه نشان داد که سبک‏های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در زنان و وجدان‌گرایی در مردان می‌توانند به عنوان عوامل پیش‌بین مناسبی برای احتمال درگیر شدن افراد در بی‏وفایی در نظر گرفته شوند.


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  نگرش نسبت به بی‌وفایی ، سبک‏های دلبستگی ، عامل‌های شخصیت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 850
نام نویسنده: توکلی پل‌آرام، مریم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 91
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه ‌درمانی شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر بهبود نظم‌جویی شناختی هیجان و رضایت جنسی در بین زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. این تحقیق یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری زنان مبتلا به دیابت نوع دو بودند که در سال 1395 به مرکز بهداشت دانش آموز شهر مشهد مراجعه کرده بودند. 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه قرار گرفتند: گروه آزمایش(12 نفر)، گروه کنترل(12نفر). در مدت هشت جلسه هفتگی دو ساعته، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق نظم‌جویی شناختی هیجان(CERQ-P) و رضایت جنسی بود. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در مقایسه با گروه کنترل استفاده از راهبردهای سازگارانه و همچنین رضایت جنسی، هیجانی و عاطفی را افزایش و استفاده از نشخوار فکری را کاهش می‌دهد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که اختلاف بین دو گروه معنادار بود(05/0>p). نتایج بیانگر آن است که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، می تواند یک روش مناسب در بهبود نظم‌جویی شناختی هیجانی و رضایت جنسی در بین زنان مبتلا به دیابت نوع دو باشد. 


استاد راهنمای اول: اصغري، محمد جواد
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر
کلید واژه ها:  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی ، نظم‌جویی شناختی هیجان ، رضایت جنسی ،  دیابت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 849
نام نویسنده: امیرزاده گرو، فرشته
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 121
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع و ویژگی های روان شناختی، سازگاری اجتماعی وکنش های اجرایی بزرگسالان با نشانگان کندی زمان شناختی(SCT) بود. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی(زمینه یابی) و همبستگی بوده و جامعه آماری را کلیه بزرگسالان زن و مرد شهرستان مشهد بین سنین 18 تا 59 سال تشکیل داده و نمونه ای شامل 879 نفر(445 زن و 434 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس درجه بندی ADHD بزرگسالان بارکلی(BAARS مقیاس نارسایی در کنش وری اجرایی بارکلی- نسخه بزرگسال(BDEFS)، سازگاری اجتماعی پی کل و ویسمن 1999SAS)) و مقیاس کوتاه افسردگی_اضطراب تنیدگی (DASS-21) جمع آوری شد و با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی (فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(آزمون خی­دو، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری) مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان داد که 4 درصد داراي نشانگانSCT بودند. همچنین با اینکه جنسیت اثر معناداری در میزان ابتلا به نشانگان SCT نداشت، اما تحصیلات و گروه های سنی اثری معناداری داشتند. بررسی اضطراب، افسردگی و تنیدگی نشان داد که گروه ترکیبی ADHD+SCT بیشترین نمرات را داشته و مقایسه بین آزمودنی‌ها در چهار گروه SCT، ADHD، SCT & ADHD و بهنجار نشان داد که در میانگین نمرات اضطراب، افسردگی و تنیدگی تفاوت معناداری وجود داشت. بررسی سازگاری اجتماعی نشان داد که SCT در حوزه کاری، اوقات فراغت، نقش والدی و عضو واحده خانواده بیشترین میانگین نمرات را نسبت به سه گروه دیگر به خود اختصاص داده است و نتایج مقایسه بین آزمودنی‌های چهار گروه نشان داد که در میانگین نمرات حوزه کاری، اوقات فراغت، روابط با خانواده گسترده، نقش های والدی، عضو واحد خانواده و نقش های همسری تفاوت معناداری وجود دارد. بررسی کنش های اجرایی نیز نشان داد که گروه ترکیبی ADHD+SCT بیشترین میزان نارسایی را در کنش های اجرایی دارد و نتیجه مقایسه این چهار گروه نیز نشان داد که در میانگین نمرات مدیریت زمان، سازماندهی، بازداری، خودانگیزشی، نظم جویی هیجانی تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که شیوع نشانگان کندی زمان شناختی در میان بزرگسالان همانند ADHD در حد قابل ملاحظه‌ای است و با توجه به پیامدهای وسیعی که در حوزه های مختلف زندگی این افراد ایجاد می­کند، اهمیت ضرورت پیشگیری و اعمال برنامه‌های درمانی را برای این اختلال یادآوری می‌کند.


استاد راهنمای اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  کندی زمان شناختی ، شیوع، ویژگی های روان شناختی ، سازگاری اجتماعی ، کنش های اجرایی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 848
نام نویسنده: اصغری، پروانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 96
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه‌درمانی شناختی رفتاری مبتنی بر الگوی هافمن بر کاهش نشانه‌ها و بهبود راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و سیستم‌های مغزی - رفتاری مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی صورت گرفت. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که درآن از پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل استفاده شد. آزمودنی‌های دو گروه 20 نفر از مبتلایان با دامنه سنی 30-20 سال انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار داده شدند. نمونه‌گیری در دسترس به کار گرفته شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تشخیصی اضطراب اجتماعی کانور (SPIN شخصیتی گری - ویلسون (GWPQ) واتسون و فرند مقیاس اجتناب و آشفتگی اجتماعی و مقیاس ترس از ارزیابی منفی، نظم جویی شناختی هیجانی فرم بلند (CERQ-P) و مصاحبه‌ی تشخیصی مبتنی بر ADIS-IV به دست آمد و به‌وسیله نرم‌افزار SPSS. 16 و آزمون ANCOVA مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تفاوت معنادار میانگین‌های مورد مقایسه در دو گروه آزمایش و گواه بود. به‌این‌ترتیب که در اضطراب اجتماعی، سیستم‌های مغزی رفتاری فقط سیستم بازداری رفتاری و در بهبود راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در راهبردهای سازگارانه در مؤلفه تمرکز مجدد مثبت و در راهبردهای ناسازگارانه در مؤلفه‌های ملامت خویشتن و نشخوار گری تفاوت معنادار بود؛ به‌عبارت‌دیگر گروه‌درمانی شناختی رفتاری مبتنی بر الگوی هافمن، نشانه‌های بالینی، سیستم بازداری رفتاری، راهبرد سازگارانه تمرکز مجدد مثبت، راهبرد ناسازگارانه ملامت خویشتن و نشخوار گری را در مبتلایان به SAD بهبود بخشید.

کلیدواژه‌ها:، ،


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: سپهري شاملو، زهره
کلید واژه ها:  درمان شناختی رفتاری مبتنی بر الگوی هافمن ، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی ،  سیستم‌های مغزی رفتاری ، اضطراب اجتماعی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 847
نام نویسنده:  احمدی، علی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 91
چکیده: 

 هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نااٌمیدی، پریشانی روان‌شناختی و خستگی روانی بیماران لوپوس بود. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان مبتلا به لوپوس مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بیماری‌های روماتیسمی واقع در بیمارستان قائم(ع) مشهد تشکیل می‌داد. تعداد 24 نفر با روش نمونه‏گیری هدفمند انتخاب گردیدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. در این پژوهش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در گروه آزمایش اجرا شد و متغیر‏های نااٌمیدی، پریشانی روان‌شناختی و خستگی روانی به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز از مقیاس نااٌمیدی بک، پریشانی روان‌شناختی کسلر و خستگی روانی کراپ استفاده شد. در ابتدای دوره درمان، اعضای گروه آزمایش و کنترل به ‌های پژوهش پاسخ دادند و پس از 8 جلسه مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، مجدداً مقیاس‌ها توسط آنان تکمیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش نااٌمیدی، پریشانی روان‌شناختی و خستگی روانی در بیماران لوپوس (01/0P<)  اعضای گروه آزمایش گردید. از نتایج بدست آمده می‏توان چنین نتیجه گرفت گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد از طریق افزایش انعطاف پذیری روانی، بر روی نااٌمیدی، پریشانی روان‏شناختی و خستگی روانی اثر بخش است.


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: اصغری، محمد جواد
کلید واژه ها:  درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، نااٌمیدی ، پریشانی روان‏شناختی ،  خستگی روانی ، لوپوس


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 846
نام نویسنده: برزگر عبدل آبادی، مهسا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 122
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آشفتگی زناشویی، ترس از صمیمیت و عزت نفس زنان متاهل و اثربخشی گروه درمانی گاتمن بر این مولفه ها اجرا گردید. این تحقیق به لحاظ روش در مطالعه اول توصیفی از نوع همبستگی و درمطالعه دوم شبه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون-پس آزمون باگروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش در مطالعه اول شامل 120 زن متاهل بود که به صورت نمونه گیری در دسترس از بین زنان متاهل داوطلب انتخاب و از بین آن ها 16 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایشی (8 نفر) و گروه کنترل (8 نفر) جایگزین شدند. های سازگاری دونفری (DAS)، ترس از صمیمیت و عزت نفس آیزنگ، بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا، سپس گروه آزمایش، گروه درمانی گاتمن را دریافت کردند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات درمان گروه آزمایش، هر دو گروه مجددا ها را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل نشان داد که  آشفتگی زناشویی با ترس از صمیمیت و عزت نفس زنان متاهل رابطه معناداری دارد. همچنین بین ترس از صمیمیت و عزت نفس زنان متاهل رابطه معناداری وجود دارد و گروه درمانی گاتمن توانست آشفتگی و ترس از صمیمیت زنان متاهل را کاهش دهد، اما تاثیری بر عزت نفس نداشته است؛ در نتیجه نه تنها بین آشفتگی زناشویی، ترس از صمیمیت و عزت نفس زنان متاهل همبستگی وجود دارد، بلکه گروه درمانی به روش گاتمن به بهبود آشفتگی زناشویی و ترس از صمیمیت منجر شده است.


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: اصغری، محمد جواد
کلید واژه ها:  گروه درمانی به شیوه گاتمن ، آشفتگی زناشویی ،  ترس از صمیمیت ، عزت نفس


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 845
نام نویسنده: نجّارپور محمّدآبادی، الهام نجّارپور محمّدآ
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 146
چکیده: 

اختلال شخصیّت اجتنابی، یکی از سه اختلال شخصیّت خوشۀ C است که با الگوی فراگیر بازداری اجتماعی، احساس بی­کفایتی، و حسّاسیّت بیش از حد به ارزیابی منفی، مشخص می­شود. حسّاسیّت بین­فردی نیز آگاهی زیاد و حسّاسیّت نسبت به رفتار و احساس دیگران تعریف شده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی روان­درمانی کوتاه­مدّت روابط موضوعی بر کاهش حسّاسیّت بین­فردیِ افراد دارای نشانگان شخصیّت اجتنابی می‌باشد. این پژوهش از نوع تک­آزمودنی  A-B-Aبا طرح خطّ پایۀ چندگانه و با پیگیریِ یک ماهه می‌باشد. جامعۀ آماری این پژوهش کلّیۀ افراد 18 تا 30 ساله بودند که در بازۀ زمانی اسفند 1394 و فروردین 1395 پس از دیدن اطّلاعیه‌های طرح پژوهش به کلینیک روان­شناختی دانشکدۀ علوم تربیتی و روان­شناسیِ دانشگاه فردوسی مراجعه کردند. روش نمونه­گیري در این پژوهش، هدفمند بود. در مجموع 34 نفر به کلینیک مراجعه کردند که از میان آنها سه نفر دارای نشانگان شخصیّت اجتنابی بودند که با استفاده از پرسشنامۀ چندمحوری بالینی میلون MCMI-III)) و مصاحبۀ بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیّت (SCID-II) انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پژوهش در موقعیّت‌های خطّ پایه، جلسات پنجم، دهم، شانزدهم و یک ماه بعد از مداخله به پرسشنامۀ حسّاسیّت بین­فردی (IPSM) پاسخ دادند. روان­درمانی کوتاه­مدّت روابط موضوعی نیز طیّ 16 جلسه اجرا گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل دیداری نمودار، درصد بهبودی، اندازۀ اثر، درصد داده­های همپوش و غیرهمپوش انجام شد. نتایج نشان داد که روان­درمانی کوتاه­مدّت روابط موضوعی به­طور متوسّط از لحاظ بالینی موثّر بود و از نظر آماری به­طور معناداری حسّاسیّت بین­فردی را در شرکت‌کنندگان پژوهش هم در پایان درمان و هم پیگیری کاهش داد. بنابراین می‌توان بیان کرد که روان­درمانی کوتاه­مدّت روابط موضوعی در کاهش حسّاسیّت بین­فردیِ افراد دارای نشانگان شخصیّت اجتنابی مؤثّر است.


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
کلید واژه ها:  روان­ درمانی کوتاه­مدّت روابط موضوعی ، حسّاسیّت بین­فردی ،  نشانگان شخصیّت اجتنابی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 844
نام نویسنده: هامپا، شراره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 106
چکیده: 

چاقی یک نگرانی اساسی مرتبط با سلامت عمومی است. وزن اضافه هزینه های گزافی در سطوح فردی، ملی و جهانی تحمیل می کند. روشهای استفاده شده جهت کاهش و مدیریت وزن موفق نبوده اند. پژوهشهای کیفی و کمی برای تشخیص رویکردهای جدید جایگزین لازم است. یکی از این رویکردها، ذهن آگاهی نسبت به خوردن است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی بر نمایه توده بدنی، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و خود کارآمدی وزن در زنان دارای اضافه‌وزن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. در این پژوهش 22 نفر با روش نمونه گیری در دسترس ازجامعه موردمطالعه که شامل کلیه ی زنان 19 تا 40 ساله با داشتن 25BMI≥35 در شهر مشهد بود، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش از مصاحبه بالینی (SCID-II و SCID-I) قبل از مداخله استفاده شد. راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، سبک زندگی مبتنی برخودکارآمدی وزن نیز قبل و بعد از مداخله اجراشدند. آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی در 8 جلسه، یک بار در هفته اجرا شد. تکمیل ‌ها و محاسبه BMI در خط پایه و در انتهای آموزش انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش معنادار خودکارآمدی وزن و همچنین کاهش معنادار نمایه توده بدنی (BMI) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد؛ همچنین این مداخله باعث افزایش معناداری درنمره کلی راهبردهای مثبت نظم جویی شناختی هیجان شد اما درزیر مقیاس های راهبردهای مثبت نظم جویی شناختی هیجان تفاوتی مشاهده نشد .در راهبردهای منفی نظم جویی شناختی هیجان تفاوت معناداری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد. با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک مداخله موثر در درمانهای مرتبط با چاقی و اضافه وزن به کار گرفته شود.


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
استاد مشاور اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  چاقی ،  اضافه وزن، ،  آموزش گروهی آگاهی از خوردن مبتنی بر ذهن آگاهی ، نمایه توده بدنی ، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان ،  خود کارآمدی وزن

<   1234567891011121314151617181920304050607080   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.