دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   1112122232425262728293031323334353637383940414243444546474849596979   >


تعداد نتایج به دست آمده: 799 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 491
نام نویسنده: بلقان آبادی، مصطفی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 151
چکیده: 

حل مشکلات والدین کودکان آسیب­ دیده از مسائل بين رشته ­اي است که مستلزم توجه مشترك متخصصان حوزه ­ی روانشناسی استثنایی و مشاوره خانواده ­است، به نظر می‌رسد تاكنون مداخلات صورت گرفته اغلب بر فرزندان آسیب­ دیده تمرکز دارد، تا والدین به خصوص مادران. هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه­ ی زوج ­درمانی مثبت­ نگر و معنوی- مذهبی بر شادکامي، اميد، رضایت از زندگی، و بهبود نگرش مادران نسبت به کودک آسیب­ دیده­شان بود. برای دستیابی به این هدف، نمونه­ ای از مادران کودکان آسیب­ دیده شهر مشهد به شیوه­ی هدفمند انتخاب و به شیوه­ی تصادفی در دو گروه آزمایشی (10n1,n2=) و یک گروه کنترل (10n3=) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه­ های رضایت از زندگی، شادکامی، امیدواری، و نگرش والدین به کودکان آسیب­دیده­شان بود. زوج­درمانی­ها در 7 جلسه­ ی 90 دقیقه­ ای و به صورت هفته­ ای به دو شیوه­ ی مثبت­نگر و معنوی­- مذهبی برگزار شد. یافته­ ها نشان داد که رضایت از زندگی و امیدواری مادرانی که مداخله­ ی زوج ­درمانی مثبت­نگر و معنوی- مذهبی را دریافت کرده بودند، افزایش یافته و در نگرش­ نسبت به فرزند آسیب­ دیده ­شان بهبود حاصل شده بود. همچنین شادکامی مادرانی که زوج ­درمانی مثبت­ نگر را دریافت کرده بودند، افزایش یافته بود. از طرفی اثربخشی زوج ­درمانی معنوی- مذهبی نسبت به مثبت­ نگر در افزایش امیدواری بیشتر بوده است. از سوی دیگر، زوج­ درمانی معنوی- مذهبی در افزایش شادکامی مادرانی که این مداخله را دریافت کرده بودند، اثربخش نبوده است. به نظر می­رسد که زوج­درمانی­های مثبت­ نگر و معنوی- مذهبی از طریق کار بر روی تعاملات زوجین، نگرش، و تعاملات والد- فرزند؛ در بهبود مشکلات روان‌شناختی مادران کودکان آسیب­ دیده اثربخش هستند. يافته ­ها در برگيرنده دلالت­هاي كاربردي و پژوهشي در حيطه­ی مشاوره  خانواده ­هاي كودكان با نيازهاي ويژه ( استثنايي) است كه  مورد بحث قرار گرفته­ اند.

 

 

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  زوج درمانی مثبت‌نگر ، زوج درمانی معنوی-مذهبی ، نگرش به کودک آسیب دیده ، رضایت از زندگی ، شادکامی ، امیدواری


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 483
نام نویسنده: ضیایی، پریسا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1389
تعداد صفحات: 42
چکیده: 

خانواده یکی از محوری ترین محیط های تربیتی است که در حفظ سلامت روانی،اجتماعی و جسمانی فرد نقش بسزایی دارد.در این سامانه تربیتی،والدین نقش اساسی و سرنوشت سازی در زندگی فرزندانشان دارند و فقدان هر یک از آن ها اثری مخرب به دنبال خواهد داشت.وقتی خانواده فاقد یکی از والدین باشد،طبعا کارکردهای جامعه پذیری،الگو برداری،پرورش شخصیت،ایجاد فضای عاطفی کامل و مناسب برای فرزندان دچار اختتلال خواهد شد.هدف از پژوهش حاضر این بود تا تاثیر حضور پدر بر احساس کنترل و درماندگی فرزندان را نشان می دهد،همچنین ارتباط بین ساختار انگیزشی،احساس کنترل و درماندگی در فرزندان شاهد مورد بررسی قرار گرفت.بدین منظور61آزمودنی فاققد پدر(43درصد پسر)و 66آزمودنی دارای پدر(27درصد پسر)مورد مطالعه قرار گرفتند.آزمودنی های فاقد پدر و شاهد به روش نمونه گیری در دسترس  از میان دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد انتخاب شدند.آزمون های اجرا شده،پرسشنامه ساختار انگیزشی پی سی ال،پرسشنامه احساس کنترل شپیر و اس سی ال و پرسشنامه درماندگی استر ال اچ کیو بود. بر طبق نتایج به دست آمده تفاوت معنا داری بین میانگین احساس کنترل عمومی و درماندگی در میان فرزندان شاهد وعادی به دست افراد با ساختار انگیزشی انطباقی احساس کنترل بالاتری نسبت به اهداف خود داشتند و همچنین افرادی که احساس کنترل پایین تر نسبت به اهداف خود داشتند درماندگی بیشتری را نیز گزارش کردند.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  ساختار انگیزشی ، احساس کنترل ، درماندگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 490
نام نویسنده: ميردورقی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 145
چکیده: 

اهداف: پژوهش حاضر از یک سو با هدف مقایسه  بازداری (شناختی – رفتاری)، حافظه کاری (کلامی- غیرکلامی) و توجه پایدار در جانبازان با و بدون اختلال تنیدگی پس از سانحه؛ و از سوی دیگر بررسی نقش این کارکردهای شناختی در شدت اختلال صورت گرفت. روش: در این پژوهش علی مقایسه ای، جامعه آماری عبارت از کلیه جانبازانی بود که طی مدت پژوهش در مرکز بازتوانی جانبازان و مرکز توانبخشی امام خمینی (ره) شهر مشهد حضور داشتند. از این جامعه، با روش نمونه گیری در دسترس 44 جانباز در قالب دو گروه مبتلا و غیر مبتلا به PTSD انتخاب شدند و با استفاده از آزمون استروپ، آزمون برو/ نرو، آزمون فراخنای ارقام (شنیداری- دیداری)، آزمون عملکرد پیوسته، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه افسردگی بک (ویرایش دوم) و پرسشنامه می سی سی پی مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته­ ها: نتایج حاصل از تحلیل های کوواریانس چندمتغیری نشان داد به طور کلی در سازه بازداری شناختی، بازداری رفتاری، حافظه کاری کلامی، حافظه کاری غیرکلامی و توجه پایدار تفاوت معناداری بین جانبازان مبتلا و غیر مبتلا  به PTSD وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون به روش ساسله مراتبی حاکی از آن بود که تنها بازداری شناختی و توجه پایدار قادر به پیش بینی شدت اختلال PTSD می باشند. نتیجه ­گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، عملکرد ضعیف‌تر افراد مبتلا به اختلال تنیدگی پس از سانحه در آزمون­های عصب روانشناختی بیانگر نارسایی آن‌ها در بازداری شناختی- رفتاری، حافظه کاری کلامی - غیرکلامی و توجه پایدار می‌باشد. بنابراین، نارسایی در این کنش‌های اجرایی را می‌توان تبیینی برای علائم اختلال تنیدگی پس از سانحه دانست.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
استاد مشاور اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  اختلال تنیدگی پس از سانحه ، بازداری شناختی- رفتاری ، حافظه کاری کلامی- غیرکلامی ، توجه پایدار


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 489
نام نویسنده: بهرامی، مرضیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 156
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر مقایسه­ی اضطراب امتحان، اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی در  اوایل و اواخر نوجوانی  در شهر اصفهان بوده است.

جامعه­ ی آماری این پژوهش کلیه­ ی دانش­ آموزان اول راهنمایی و چهارم دبیرستان اصفهان در سال تحصیلی 91-90 می­باشد.  نمونه ­ی پژوهش شامل 300 نفر از دانش ­آموزان اول راهنمایی (150 نفر دختر و 150 نفر پسر) و 300 نفر از دانش ­آموزان چهارم دبیرستان (150 دختر و 150 پسر) می­باشد که به روش نمونه­ گیری خوش ه­ای چند مرحله ای  به روش طبقه­ ای غیر نسبتی انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است

نتایج پژوهش نشان دادند که بین سه متغیر (اضطراب امتحان، اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی رابطه­ ی مثبت معناداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که  سن عامل تعدیل کننده بین اضطراب امتحان و اضطراب اجتماعی از یکسو و اضطراب امتحان و تفکر غیر منطقی از سوی دیگر نیست. در متغیر اضطراب امتحان، دو پایه تحصیلی با مهم تفاوت معناداری نداشتند ولی در متغیرهای اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی بین آن­ها تفاوت معناداری وجود داشت، به گونه­ای که اضطراب اجتماعی در بین دانش­ آموزان چهارم دبیرستان نسبت به اول راهنمایی بیشتر و برعکس تفکر غیر منطقی در بین دانش­ آموزان اول راهنمایی بیشتر از چهارم دبیرستان بود. از بین چهار متغیر (اضطراب اجتماعی، تفکر غیر منطقی، دوره رشدی و جنسیت)، اضطراب اجتماعی به عنوان بهترین پیش­بین برای اضطراب امتحان است. از بین یازده مقیاس تفکر غیر منطقی، چهار مقیاس (اجتناب، شخصی سازی، دگم و کمال گرایی)، اضطراب امتحان را پیش­ بینی می­کنند و دو جنس در سه متغیر اضطراب امتحان، اضطراب اجتماعی و تفکر غیر منطقی با هم تفاوت معناداری نداشتند. تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد که با توجه به تغییر شرایط آزمون­ها، نگرش دانش­آموزان به امتحان تغییر کرده و همین امر سبب دیده نشدن تفاوت در دو مقطع در زمینه اضطراب امتحان شده است. با توجه به عامل رشد شناختی، تفکر غیر منطقی در اوایل نوجوانی بیشتر و با توجه به انتظارات اطرافیان، اضطراب اجتماعی در اواخر نوجوانی بیشتر بوده است

فهرست مندرجات   نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه 


 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  اضطراب امتحان ، اضطراب اجتماعی ، تفکر غیر منطقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 487
نام نویسنده: امیر، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 135
چکیده: 

 هدف اين پژوهش بررسي اثربخشي آموزش بازي درماني كودك ـ محور به مادران (فيليال تراپي) بر سبك‌هاي فرزندپروري و تعامل مادر ـ كودك بود. در اين پژوهش دو سؤال مطرح بود: 1ـ آيا آموزش بازي درماني كودك ـ محور به مادران مي‌تواند ميزان به كار بردن سبك مقتدرانه در مادران را افزايش و سبك‌هاي سهل‌گيرانه و استبدادي را كاهش دهد؟ 2ـ آيا آموزش بازي درماني كودك ـ محور مي‌تواند ميزان پذيرندگي مادران را افزايش و ميزان عدم پذیرندگی  آنها را كاهش دهد؟

 بدين منظور يك مهد كودك به صورت نمونه گیری در دسترس  از ميان مهد كودك‌هاي منطقه تبادکان شهر مشهد انتخاب شده و 20 نفر مادر كودكان 6-4 ساله نيز به صورت گمارش تصادفي  در دو گروه آزمايش و مداخله‌نما قرار گرفتند.  آزمودني‌هاي گروه آزمايش 10 جلسه 2 ساعته آموزش گروهي بازي درماني كودك ـ محور را دريافت كردند و آزمودني‌هاي گروه مداخله‌نما تحت آموزش تغذيه و شركت در جلساتي در مورد امكانات مهدكودك قرار گرفتند. تمام آزمودني‌ها مقياس سبك‌هاي فرزندپروري بامريند و تعامل مادر ـ كودك رابرت راس را قبل و پس از ارائه متغير مستقل پر كردند. پس از 1 ماه به منظور پيگيري هر دو گروه مجدداً پرسش‌نامه‌هاي مربوطه را تكميل نمودند.

 نتايج تحليل واريانس مختلط نشان داد كه آزمودني‌هايي كه آموزش دريافت كرده بودند در مقايسه با ساير آزمودني‌ها افزايش در ميزان پذيرندگي و كاهش در عدم پذيرندگي و هم‌چنين افزايش در به كارگيري سبك فرزندپروري مقتدرانه وكاهش در به كار بردن سبك فرزندپروري  استبدادی نشان دادند.

 

 فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع ومآخذ  پیوست  فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين
استاد راهنمای دوم: اصغري نكاح، سید محسن
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  آموزش بازی درمانی کودک-محور به مادران ، تعامل مادر-کودک ، سبک های فرزند پروری


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 488
نام نویسنده: دهقان، عطیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 159
چکیده: 

هوش معنوی به عنوان ظرفیت انسان برای پرسیدن سوالات نهایی درباره معنای زندگی و تجربیات همزمان و ارتباط یکپارچه بین ما و دنیایی که در آن زندگی می کنیم،تعریف شده است(باقری،فریبرز،1390) و ممکن است به کارگیری آن در زندگی افراد به سلامت در حوزه اجتماعی،روانی و خودشکوفایی بینجامد.در حال حاضر هوش معنوی از جمله رویکردهای نوینی است که در حوزه سلامت روانی انسان ها مطرح شده(موسوی.سیدحین،طالب زاده.محسن89)هدف کلی پژوهش حاضر نیز بررسی تاثیر هوش معنوی در خودشکوفایی وسلامت روان می باشد.بدین منظور نمونه ای 100نفری از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه فردوسی مشهد به صورت نمونه گیری دسترس انتخاب شدند که جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس دو عاملی،رگرسیون و همبستگی استفاده شده است.

یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند،بین دو متغییر هوش معنوی و خودشکوفایی رابطه معناداری در سطح 0.05 وجود دراد و هوش معنوی در خودشکوفایی موثر است،ولی تاثیر هوش معنوی در متغییر سلامت روان تنها بر بعد عملکرد اجتماعی زنان قابل پیش بینی است.همچنین،بین دو متغییر خود شکوفایی و سلامت روان رابطه معنا داری در سطح0.05 وجود دارد.

نتیجه گیری: بر اساس یافته های بدست آمده از نمونه ها،هوش معنوی می تواند بر خود شکوفایی و عملکرد اجتماعی زنان موثر واقع شود.همچنین،از روی متغییر خودشکوفایی می توان سلامت روان را پیش بینی کرد.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: باقري، نادر
کلید واژه ها:  هوش معنوی ، معنویت ، خودشکوفایی ، سلامت روان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 486
نام نویسنده: خدادادی، مریم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 146
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر کاربردعملی مهارتهای ارتباط صمیمانه بر بهبود کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده زوجین در انتظار  فرزند بوده است.روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش ­آزمون- پس ­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماري  پژوهش شامل کليه زنان باردار  مراجعه کننده به مراکز بهداشتی سطح شهرستان كاشمر در سال 1390  بودند  که به صورت نمونه گیری در دسترس، از بين زنان باردارداوطلب انتخاب، و به شيوه تصادفي در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هر گروه 10 زوج). هر دو گروه در طي دو مرحله پيش آزمون پس آزمون ، پرسشنامه كيفيت زندگي و حمايت اجتماعي ادراك شده را تكميل نمودند. داده­های جمع آوری شده با تحليل کوواریانس (ANCOVA) مورد تحليل  قرار گرفت ونتایج نشان داد که آموزش این مهارت ،کیفیت زندگی رادر  گروه آزمایش در مقایسه با گروه مداخله نما بهبود بخشید (001/0 P<). همچنین نتایج بیانگر این است که سلامت جسمانی ، روانی و روابط اجتماعی گروه آزمایش در مقایسه با گروه مداخله نما به صورت معناداری بهبود یافته است (001/0 P<).به علاوه آموزش این مهارت ،حمایت اجتماعی ادراک شده را در نمره کلی در گروه آزمایش و خرده مقیاس افراد مهم ،در مقایسه با گروه مداخله نما بهبود بخشید (001/0 P<).



 


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  آموزش مهارتهای ارتباط صمیمانه ، کیفیت زندگی ، حمایت اجتماعی ادراک شده ،  بارداری


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 485
نام نویسنده: صفاری، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 133
چکیده: 

مطالعه پيشينه‌هاي موجود در مورد نوجوانان بی سرپرست و مقایسه آنها با افراد عادی نشان می دهد که رشد و رفتار آنها متأثر از نوع خانواده‌اي است كه در آن زندگي مي‌كنند. شرایط نامناسب خانواده و محیط زندگی نوجوانان را در معرض سطوح بالای اضطراب،افسردگی و دیگر پیامدهای منفی روانی قرار می دهد. نتایج پژوهش های صورت گرفته حاکی از آن است که برنامه های پیشگیری می توانند از رفتارهای غیر انطباقی نوجوانان پیشگیری کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش نظریه معکوس بر ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دختران بی یا بد سرپرست است که  شامل دو مطالعه می باشد که در مطالعه اول ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دختران بی یا بد سرپرست و عادی 14 تا 19 سال با یکدیگر مقایسه شدند.نتایج مطالعه اول حاکی از تفاوت معنا دار ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دو گروه بود. مطالعه دوم به بررسی اثر بخشی آموزش نظریه معکوس بر بهبود ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دختران بی یا بد سرپرست اختصاص داشت. بدین منظور تعداد 26 نفر از دختران بی یا بد سرپرستی که در مطالعه اول شرکت کرده بودند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل نما جای داده شدند و بر روی همه آنها پرسشنامه های اهداف و دلمشغولی های شخصی(PCI)، عزت نفس کوپر اسمیت، احساس کنترل شاپیرو و DASS21 در جلسات پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج حاکی از اثر بخشی آموزش نظریه معکوس بر ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان افراد شرکت کننده در گروه آزمایش بود.

 فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  آموزش نظریه معکوس ، ساختار انگیزشی ،  اضطراب ، افسردگی ، عزت نفس ، بی یا بد سرپرست


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 484
نام نویسنده: مختاريان دلوئی، فرزانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 73
چکیده: 

   در دنیای امروز انسان ها روز به روز احساس استقلال مالی و اقتصادی بیشتری می کنند و نیاز آن ها به حضور جنس مکمل در زندگی شان برخاسته از نیاز به امنیت و بقا نیست بلکه بیشتر نیاز به احساس صمیمیت ، نزدیکی و درنهایت عشق است. عشق ، شور زندگی است و حالتی نیست که بشود آن را از کسی گرفت یا به کسی داد. متأسفانه بحران زمانه ی کنونی این است که افراد در طول زندگی مشترک خود هرگز فرصت پیدا نمی کنند به این مهم اهمیت دهند که با یکدیگر تنها باشند و به دور از هر مزاحمتی با هم صمیمی و نزدیک شوند. درحالیکه از سوی دیگر بسیاری از زوج ها دیگر تجربه ی زندگی با ارتباطات نزدیک جامعه ای چون یک خانواده گسترده یا یک روستا را ندارند و لذا آن ها به غیر از همسرشان هیچ منبع حمایتی دیگری را تجربه نمی کنند. با توجه به این تنهایی بشر امروز و خواسته و نیاز روحی نسل معاصر برای یافتن عشق رومانتیک ،ناچاریم به کشف این مسأله: که چگونه زندگی زناشویی موفقی را با انتخاب درست و مناسب عشق رومانتیک خود ایجاد کنیم؟ برای این منظور نیاز داریم پایه های اساسی یک رابطه موفق را دریابیم و هماهنگی بین خود و شخص موردعلاقه مان را براساس این پایه های اساسی ارزیابی کنیم. روانشناسان پایه های اساسی زندگی زناشویی را مواردی از قبیل روابط عاشقانه ، میزان و کیفیت روابط جنسی ، ابراز صمیمیت به همسر ، اعتماد متقابل، صداقت و... می دانند که اجمال و خلاصه‌ی این موارد را در سه ضلع مثلث عشقی اشترنبرگ (صمیمیت ، تعهد ، شهوت) می بینیم. مسائل مختلفی می تواند بر این سه ضلع تأثیر بگذارد(مثل منش و شخصیت فرد ، نگرش ها و احساسات ، سبک دلبستگی و...) که یکی از تأثیر گذارترین مسائل بر روابط عاشقانه افراد که نظریه پردازان مختلفی همچون بالبی به آن اشاره دارند، سبک دلبستگی است. روابط دلبستگی نقش مهمی در احساس امنیت دارند ، به نظر بالبی رابطه ی ناایمن موجب بی اعتمادی ، مشکل در هماهنگی و حساس بودن و نارضایتی هیجانی در روابط عاشقانه می شود. سررشته‌ی این احساس امنیت یا عدم امنیت را در کودکی افراد می توانیم بیابیم. این سبک های دلبستگی در چهارچوب روابط نخستین مادر-نوزاد تشکیل می شوند و از آن پس تعامل های فرد با دیگران ، از جمله روابط صمیمی وی در بزرگسالی را تحت تأثیر قرار می دهند. با توجه به اهمیت وجود رابطه ی امن برای کودک و ارتقاء بهداشت روانی کودک که باید رابطه ای گرم ، صمیمی و مداوم را با مادرش تجربه کند و تاثیر عمیق این رابطه بر روابط عاشقانه بزرگسالیش ، پژوهش حاضر انجام پذیرفت تا به بررسی رابطه و مقایسه ی سبك هاي دلبستگي بزرگسالان (ايمن ، نا ايمن اجتنابي و ناايمن اضطرابي) با سه م‍ؤلفه ي عشق اشترنبرگ (صميميت ، ميل جنسي و تعهد) بپردازد . در اين پ‍‍ژوهش  نفر از دانشجويان دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، دانشگاه فردوسي مشهد شامل 32 نفر زن و 28 نفر مرد شركت داشتند. پژوهش حاضر به صورت مقايسه اي و با پرسشنامه‌ي "سبك هاي دلبستگي هازان و شاور" و "پرسشنامه ي مثلث عشق اشترنبرگ" سنجيده و با هم مقايسه شده اند. نتايج پ‍ژوهش در ميان افراد مطالعه شده ، نشان مي دهد كه بين سبك دلبستگي ايمن و مؤلفه ها ي (صميميت، ميل و تعهد) رابطه ي مثبت و معني داري وجود دارد. .نتایج علاوه بر این نشان می دهد که رابطه ي معنادار و معكوس بين سبك دلبستگي اجتنابي و صميميت وجود دارد.  

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مأخذ  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 482
نام نویسنده: احمدنيا، فاطمه
نویسنده دوم: پاشاخانی، نجمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 122
چکیده: 

 

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره

<   1112122232425262728293031323334353637383940414243444546474849596979   >


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.