دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   12345678910111213141516171819202122324252   >


تعداد نتایج به دست آمده: 566 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 527
نام نویسنده: تقوی، نرگس
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 123
چکیده: 

این پژوهش با بهره گیری از مبانی تئوری سبک های دلبستگی، تمایز یافتگی خود، فقدان پدر و صمیمیت زناشویی به منظور بررسی رابطه موجود بین این متغیرها و نیز پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس متغیرهای ذکر شده، طراحی شده بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت از زنان متاهل شاهد مراجعه کننده به مناطق سه گانه بنیاد شهید انقلاب اسلامی مشهد و مرکز مشاوره شاهد بود. نمونه شامل 148 خانم در بازه سنی 20 تا 35 سال و با حداقل تحصیلات دیپلم در دو گروه دارای پدر خوانده و گروه بدون پدر خوانده بود. ابزارهای پژوهشی را سبک های دلبستگی (AAQ: هازان و شیور،1987)، تمایز یافتگی خود (DSI: اسکورون و دندی، 2004)، و صمیمیت زناشویی (PAIR: شافر و السون، 1981) تشکیل دادند. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش، واریانس سه راهه (فرضیه پژوهش)، همبستگی پیرسون (سوال اول و دوم)، و تحلیل رگرسیون چندگانه (سوال سوم پژوهش) بودند. یافته های پژوهش نشان داد که هرکدام از متغیرهای سبک دلبستگی و تمایز یافتگی خود و نیز وجود یا عدم وجود پدر خوانده در تعامل با سبک دلبستگی، تاثیر معناداری بر صمیمیت زناشویی داشتند. همچنین به شکل جزیی تر سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی، و سطح درون روانی تمایز یافتگی یعنی، موقعیت من و پاسخ دهی هیجانی، تاثیر معنا داری بر صمیمیت زناشویی داشتند ( فرضیه پژوهش). نتایج همچنان نشان دادند که بین سبک دلبستگی اجتنابی و صمیمیت زناشویی همبستگی منفی و معنادار و بین سبک دلبستگی ایمن و صمیمیت زناشویی، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (سوال اول پژوهش). نتایج همچنین نشان دادند که بین موقعیت من و صمیمیت زناشویی، همبستگی مثبت و معنادار، و همچنین بین گریز عاطفی و نیز هم جوشی با دیگران با صمیمیت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (سوال دوم پژوهش). در نهایت نتایج نشان دادند که مدل ارائه شده یه طور معناداری قادر به پیش بینی صمیمیت زناشویی است و در این میان، موقعیت من، گریز عاطفی، و هم جوشی با دیگران و همچنین سبک دلبستگی ایمن به خوبی قادر به پیش بینی صمیمیت زناشویی هستند.

نتیجه گیری نهایی این است که ارتقاء سبک دلبستگی و نیز تمایز یافتگی خود، می تواند بهبود و افزایش میزان صمیمیت زوجین را پیش بینی کند و درمانگران و مشاوران در حیطه های فردی و به ویژه زوج درمانی و خانواده درمانی می توانند با بکارگیری این راهبردها به نتایج خوبی دست یابند.

فهرست مندرجات  منابع و مآخذ  نتیجه گیری  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر
کلید واژه ها:  سبک های مختلف دلبستگی ، تمایز یافتگی خود ، فقدان پدر ، پدر خوانده ، صمیمیت زوجین


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 526
نام نویسنده: کشت کار، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 153
چکیده: 

خشونت خانگی از جمله آشفتگی­ های زناشویی است که تاثیرات منفی را بر خانواده و زوجین می ­گذارد و پیامدهای منفی جسمانی و روانی زیادی را برای قربانیان به بار می­ آورد، به همین دلیل متخصصین سلامت روان را بر آن داشته است تا توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند.

دیدگاه­ های مختلفی به بررسی این آشفتگی پرداخته­ اند در این میان درمان هیجان ­مدار (EFT) و آموزش عملی مهارت­ های ارتباط صمیمانه به زوجین (PAIRS) دو روش درمانی هستند که با دیدگاهی متفاوت به این مقوله پرداخته ­اند.

 از این رو، پژوهش حاضر بر آن شده به مقایسه اثربخشی این دو رویکرد بر کاهش خشونت خانگی زوجین بپردازد. این تحقیق از نوع شبه­ آزمایشی با پیش­ آزمون ، پس ­آزمون و گروه گواه است. بدین منظور تعداد 30 زوج که به دلیل خشونت خانگی به مراکز مشاوره سطح شهر مشهد مراجعه نمودند، با روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند. از این تعداد، 10 زوج (20 نفر) در دو گروه آزمایش و 5 زوج (10نفر) در گروه کنترل قرار گرفتند و درمان اجرا گردید. تمام این افراد پرسش­نامه پرخاشگری باس و پری را در دو مرحله پیش ­آزمون و پس ­آزمون تکمیل کردند. افراد گروه­های آزمایشی در 10 جلسه درمان یک ساعت و نیمه شرکت کردند.

نتایج نشان می­ دهد بین هر دو گروه درمانی و گروه کنترل از نظر اثربخشی درمان تفاوت معناداری وجود دارد. یافته­ ها بیانگر آن است که هر دو گروه درمانی باعث کاهش سطح خشونت خانگی می­شود واز نظر اثربخشی هر دو گروه آزمایشی با هم تفاوت معناداری نداشتند.

فهرست مندرجات  منابع و مآخذ  نتیجه گیری   پرسشنامه


استاد راهنمای اول: حسن آبادی، حسین
استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  خشونت خانگی ، درمان هیجان مدار ، آموزش عملی مهارت های صمیمانه به زوجین


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 446
نام نویسنده: جوانمیری، لیلا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 125
چکیده: 

این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی رویکرد راه حل مدار بر کاهش افسردگی نوجوانان دختر انجام شد. افسردگی یکی از شایعترین بیماری های زمان ما به شمار می رود تا بدان جا که این بیماری را به سرماخوردگی روانی تعبیر کرده اند. نوجوانی نیز دورانی بسیار حساس و سرنوشت ساز در زندگی افراد می باشد و افسردگی در نوجوانی تا حد زیادی شایع است. بنابراین درمان این اختلال در سنین نوجوانی امری ضروری به شمار می رود.

 این پژوهش یک پژوهش شبه تجربی است که در آن از پیش آزمون و پس آزمون با گروه مداخله نما استفاده شده است. جامعه آماری، تمامی نوجوانان دختر افسرده شهرستان صحنه بودند که از آن میان 20 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش و مداخله نما قرار گرفتند. داده ها به کمک پرسشنامه افسردگی بک (BDI) پیش از شروع جلسات در مورد هر دو گروه جمع آوری شد. متغیر مستقل، درمان راه حل مدار بود که گروه آزمایش 8 ساعت (8 جلسه 1 ساعته) تحت مشاوره گروهی قرار گرفتند. در این مدت به منظور حذف اثر آزماینده، گروه مداخله نما تحت آموزش های نامربوط قرار داشت (آموزش مهارت های مطالعه). پس از پایان جلسات دوباره پرسشنامه BDI در مورد هر دو گروه اجرا شد و پس از یک ماه، آزمون پیگیری به عمل آمد و پرسشنامه BDI اجرا گردید. سپس با استفاده از آزمون T مستقل وکوواریانس، یافته های بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که مشاوره گروهی راه حل مدار در کاهش افسردگی نوجوانان دختر تأثیر دارد و در سطح 01/0 = α  معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون پیگیری نشان دهنده پایداری اثر درمان می باشد. به بیان دیگر مشاوره گروهی راه حل مدار به صورت معنی داری موجب کاهش افسردگی نوجوانان دختر گردیده است.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  منابع و ماخذ  پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
کلید واژه ها:  درمان راه حل مدار ، افسردگی ، نوجوانان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 525
نام نویسنده: امین، طاهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 75
چکیده: 

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و ماخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 524
نام نویسنده: عباس زاده، فائزه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 47
چکیده: 

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: باقری، نادر


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 523
نام نویسنده: تربتی، زهرا
نویسنده دوم: شریعتی، نگین
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 88
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه ی جهت گیری مذهبی با میزان شادکامی انجام گرفت.سوالات اصلی یاین پژوهش این بود که آیا بین جهت گیری مذهبی افراد(درونی و بیرونی) و میزان شادکامی آنان رابطه ای وجود دارد؟و آیا متغییرهای یاد شده در سطوح سنی و تحصیلی مختلف متفاوت اند؟پژوهش حاضر این رابطه را در 50 نفر از دانشجویان دختر دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد بررسی کرده است.ابزارهای سنجش در این تحقیق شامل پرسشنامه شادکامی آکسفورد 29سوالی،با سوالات چهارجوابی،نمرات بین0تا 87،توسط گلزاری (1383)ترجمه و هنجار گردیده است،و نیز پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (21سوالی) بودند.این تحقیق به کمک ضریب همبستگی پیرسون و نیز آزمون تی گروه های مستقل تحلیل گردید.نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت که:

1-بین شادکامی و جهت گیری مذهبی درونی رابطه معنا دار وجود دارد

2-میان دو گروه متاهل و مجرد از نظر شادکامی تفاوت معنا دار وجود ندارد

3- میان دو گروه متاهل و مجرد از نظر جهت گیری مذهبی درونی تفاوت معنا دار وجود دارد

4-میان دو گروه متاهل و مجرد از نظر جهت گیری مذهبی بیرونی تفاوت معنادار وجود ندارد

5- میان دو گروه سال اولی و سال آخری از نظر شادکامی تفاوت معنادار وجود ندارد

6-میان دو گروه سال اولی و سال آخری از نظر جهت گیری مذهبی درونی تفاوت معنادار وجود ندارد.

7-میان دو گروه سال اولی و سال آخری از نظر جهت گیری مذهبی بیرونی تفاوت معنادار وجود ندارد

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 522
نام نویسنده: قطب، ایمان
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 88
چکیده: 

یکپارچه کردن درمان مبتنی بر پژوهش در محیط های بالینی، در حال حاضر از مهم ترین اولویت ها در درمان سوء مصرف مواد است.  از طرفی با افزایش فزاینده مصرف مورفین ها و به خصوص متاآمفتامین ها در کشور و ناکامی نسبی درمان نگهدارنده با متادون برای مهار این معضل، نیاز به یک درمان منسجم و قدرتمند روانشناختی که شخصیت و سبک زندگی بیماران را هدف قرار دهد، به شدت احساس می شود.  از این رو، هدف این پژوهش، مطالعه اثر بخشی مدل ماتریکس در درمان سوء مصرف کنندگان مواد بود. آزمودنی های گروه کنترل (21/6 SD= ؛41/36 Mean age= ؛15N=) و آزمایش (27/5 SD=  ؛6/32 Mean age= ؛15N=) که همگی آنها مرد بودند از بین مددجویانی که به تازگی از زندان آزاد شده و در اداره مراقبت های بعد از خروج مشهد (یکی از واحدهای سازمان زندان های خراسان رضوی) تحت درمان نگهدارنده با متادون بودند، به صورت تصادفی و داوطلبانه انتخاب شدند.  گروه آزمایش، مدل درمانی ماتریکس را دریافت کرد که12جلسه آموزش خانواده، 16 جلسه مشاوره فردی/خانوادگی، 34 جلسه گروه پیشگیری از بازگشت و 28 جلسه گروه مهارت های اجتماعی را شامل می شد.  گروه کنترل نیز مداخله های رایج در اداره مراقبت را که شامل ویزیت های پزشکی و جلسه های مشاوره پراکنده روان­شناختی بود، توسط همان درمانگر دریافت کردند.  در پایان پژوهش، نتایج، تفاوت معناداری را در تعداد موارد تست مثبت مورفین و متاآمفتامین بین گروه کنترل و آزمایش نشان دادند، به طوری­که در گروه کنترل 13% تست مورفین ها و 5/56% تست متاآمفتامین مثبت بودند، در حالی­که در گروه آزمایش هیچ مورد تست مورفین مثبت دیده نشد و فقط 2/2% تست متاآمفتامین مثبت بود. مقایسه میزان متادون مصرفی قبل و بعد از اجرای پژوهش، بین دو گروه کنترل و آزمایش نیز تفاوت معناداری را نشان داد، به طوری­که میانگین متادون دریافتی در گروه کنترل قبل از آزمایش 9 سی سی و بعد از آن 2/9 سی سی بود، در حالی­که میانگین متادون دریافتی در گروه آزمایش قبل از آزمایش 2/8 و بعد از آن6/3 بود.  بعد از گذشت چهار ماه از اتمام مداخله درمانی در گروه آزمایش، متغیرهای فوق دوباره مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج حاکی از ماندگاری مداخله های درمانی بودند.  یافته های اضافی دیگری نیز در مرحله پیگیری بدست آمده و مورد تحلیل قرار گرفتند.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری   فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه 

 


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  متاآمفتامین ، مورفین ، متادون درمانی ، مشاوره فردی ، گروه درمانی ، گروه آموزش خانواده


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 521
نام نویسنده: خلیلی طرقبه، صائمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 112
چکیده: 

هدف. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه­ی تعدیل سوگیری شناختی- تفسیر (CBM-I) چهار جلسه‌ای بر کاهش سوگیری تفسیر منفی و علایم اضطراب اجتماعی در گروهی از افراد مضطرب اجتماعی انجام شد. روش. افراد داوطلبی که نمرات بالایی در مقیاس ترس از ارزیابی منفی و مقیاس اجتناب و آشفتگی اجتماعی کسب کرده بودند (34= N) به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در پیش­آزمون، آزمودنی­ها به تکمیل تکلیف رایانه­ای سنجش سوگیری تفسیر و مقیاس­های اضطراب اجتماعی و پرسشنامه افسردگی پرداختند. به گروه آزمایش با استفاده از برنامه­ی CBM-I به مدت چهار جلسه و در طی دو هفته، آموزش سوگیری تفسیر مثبت ارائه شد. به گروه کنترل چهار جلسه آموزش سوگیری تفسیر خنثی ارائه شد. در پس­­آزمون و پیگیری 45 روزه، تمام آزمودنی­ها بار دیگر، تکلیف رایانه­ای سنجش سوگیری تفسیر و مقیاس­های اضطراب اجتماعی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که تسهیل تفسیرهای مثبت، سوگیری تفسیر منفی در گروه آزمایش را به طور معناداری کاهش داد. همچنین، آزمودنی­های گروه آزمایش در نشانه­های اضطراب اجتماعی کاهش نشان دادند. نتیجه ­گیری. یافته­های فوق، پیشنهاد می­کند که استفاده از CBM-I چند جلسه­ای به منظور تسهیل تفسیرهای مثبت ممکن است بتواند در درمان اضطراب اجتماعی کاربردهای بالینی داشته باشد.

فهرست مندرجات   نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: امین یزدی، سید امیر
کلید واژه ها:  تفسیر منفی ، تعدیل سوگیری شناختی ، اضطراب اجتماعی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 520
نام نویسنده: پناهنده، ساميه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 194
چکیده: 

افسردگي اختلالي بسيار شديد و رايج در ميان اختلالات روانپزشكي است كه براساس سازمان بهداشت جهاني امروزه دليل اصلي ناتواني بوده و پيش­بيني مي­شود، در سال 2020 دومين مشكل رايج سلامت روان خواهد بود. در دو دهه­ي اخیر افزایش چشم­گیری در پژوهش­های بالینی، به خصوص با جهت­گیری شناختی، با هدف بررسی سازوكارهای زیربنایی افسردگي صورت گرفته است. مطابق فرض نظريه­هاي شناختي، افراد آسيب­پذير به افسردگي، متمايل به پردازش اطلاعات منفي درباره­ي خود هستند. عزت ­نفس ضمني نگرش به خود نا آگاهانه ناميده شده است، كه با مقياس­هاي ضمني سنجيده مي شود. پژوهش حاضر شامل دو مطالعه است، که در مطالعه­ي اول، نمرات عزت ­نفس ضمني دو گروه 17 نفره­ي افسرده و عادي در آزمون تداعي ضمني عزت ­نفس مقايسه شد. نتايج حاكي از آن بود كه افراد گروه افسرده داراي نمره­ي عزت ­نفس ضمني پايين­تري، در آزمون تداعي ضمني عزت ­نفس، نسبت به گروه عادي بودند. مطالعه­ي دوم، اثربخشی برنامه­ي کامپیوتری آموزش شرطي­سازي ارزشي زير آستانه­اي را به عنوان نوعی مداخله­ي شناختی برای افزايش عزت ­نفس ضمني افراد افسرده بررسي كرد. افراد افسرده به طور تصادفي در دو گروه آزمايشي (8/58% =دختر ؛17 =N) و مداخله­نما (80% =دختر ؛15 =N) گمارده شدند و بر روی همه­ي آنها پیش ­آزمون، پس­ آزمون و آزمون پیگیری يك ماهه انجام شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه مداخله­­نما، گروه آزمايش بعد از اتمام برنامه­­ي آموزشي، نمرات عزت ­نفس ضمني بالاتري در مرحله­ي پس آزمون و پيگيري يك ماهه نشان دادند و مرحله­ي پيگيري نمايانگر كاهش نمرات نشخوار فكري در آنان بود.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  پرسشنامه و پیوست


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  آزمون تداعی ضمنی عزت نفس ، برنامه ی آموزش شرطی سازی زیر آستانه ای ، عزن نفس ضمنی ، افسردگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 519
نام نویسنده: گرائلی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 128
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی نقش توانایی درک خطر، میزان برآورد کردن خطر، آگاهی از قواعد و درونی­سازی قواعد؛ همچنین تحول اخلاق و جنبه­هایی از خودنظم جویی در پیروی کردن از قواعد رفتاری مربوط به ترافیک در کودکان بود. بدین منظور 100 کودک پیش دبستانی 1 و 2، شامل 53 پسر و 47 دختر در این مطالعه شرکت کردند. توانایی درک خطرات ترافیکی، میزان برآورد کردن خطر، آگاهی و پیروی از قواعد رفتاری و درونی­سازی قواعد بوسیله 13 تصویر از موقعیت­های خطرناک و ایمن ترافیکی ارزیابی شد. دو مولفه­ی خودنظم جویی یعنی پیروی از دستور بزرگسال و کنترل تکانه با ابزار "سنجش خودنظم جویی پیش دبستانی؛ پروژه آمادگی برای مدرسه رفتن شیکاگو" و استدلال اخلاقی بوسیله داستان "دست­ و پا چلفتگی/ سرقت" پیاژه ارزیابی شدند. نتایج نشان داد در کل، درک خطرات ترافیکی به همراه آگاهی از قواعد رفتاری مربوط به ترافیک و خود نظم­جویی توانستند پیروی از قواعد رفتاری در ترافیک را برای همه کودکان پیش­بینی کنند. استدلال اخلاقی با میزان برآورد کردن خطر، خودنظم­جویی با درونی­سازی قواعد رفتاری مربوط به ترافیک در کودکان 5 ساله ارتباط داشت. هیچ تفاوت معناداری در عملکرد کودکان پیش دبستانی 1و 2 و دختران و پسران وجود نداشت. اما بطور مقایسه ای روابط بین متغیرها بین گروه­ها متفاوت بود. برای کودکان پیش­دبستانی 1 متغیرهای برآورد میزان خطر، آگاهی از قوانین و درونی-سازی قوانین با متغیر پیروی از قوانین ارتباط داشتند. در حالیکه برای کودکان پیش­دبستانی 2، همه این متغیرها بعلاوه درک خطر با متغیر پیروی از قوانین ارتباط داشتند. در پسران فقط متغیر درونی­سازی و در دختران همه متغیرها اعم از درک خطر، برآورد میزان خطر، آگاهی از قوانین و درونی-سازی قوانین با پیروی از قوانین ارتباط داشتند. نتایج پژوهش حاضر موید نقش شناخت، اخلاق و خودنظم­جویی در رفتار ترافیکی کودکان است. تدوین و ارائه برنامه­های آموزشی مبتنی بر سطح تحول شناختی و اخلاقی کودکان دختر و پسر پیشنهاد می­شود که می توانند در کاهش بار آسیب­های پیاده روی کودکان نقش مهمی داشته باشند.

فهرست مندرجات  نتیجه گیری  فهرست منابع و مآخذ  فاقد پرسشنامه 

 


استاد راهنمای اول: طبیبی، زهرا
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  درک خطرات ترافیکی ، میزان برآورد کردن خطر ،  آگاهی از قوانین ، پیروی از قوانین ، درونی سازی ، خود نظم جویی ، استدلال اخلاقی ، آسیب پیاده روی کودکان

<   12345678910111213141516171819202122324252   >


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.