|
| ||
|
| ||
استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير استاد مشاور اول: کارشکی، حسین کلید واژه ها: اضطراب امتحان ، اضطراب اجتماعی ، تفکر غیر منطقی
>>
روان شناسی
شماره بازیابی: 487 نام نویسنده: امیر، فاطمه مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد سال انتشار: 1390 تعداد صفحات: 135 چکیده:
هدف اين پژوهش بررسي اثربخشي آموزش بازي درماني كودك ـ محور به مادران (فيليال تراپي) بر سبكهاي فرزندپروري و تعامل مادر ـ كودك بود. در اين پژوهش دو سؤال مطرح بود: 1ـ آيا آموزش بازي درماني كودك ـ محور به مادران ميتواند ميزان به كار بردن سبك مقتدرانه در مادران را افزايش و سبكهاي سهلگيرانه و استبدادي را كاهش دهد؟ 2ـ آيا آموزش بازي درماني كودك ـ محور ميتواند ميزان پذيرندگي مادران را افزايش و ميزان عدم پذیرندگی آنها را كاهش دهد؟ بدين منظور يك مهد كودك به صورت نمونه گیری در دسترس از ميان مهد كودكهاي منطقه تبادکان شهر مشهد انتخاب شده و 20 نفر مادر كودكان 6-4 ساله نيز به صورت گمارش تصادفي در دو گروه آزمايش و مداخلهنما قرار گرفتند. آزمودنيهاي گروه آزمايش 10 جلسه 2 ساعته آموزش گروهي بازي درماني كودك ـ محور را دريافت كردند و آزمودنيهاي گروه مداخلهنما تحت آموزش تغذيه و شركت در جلساتي در مورد امكانات مهدكودك قرار گرفتند. تمام آزمودنيها مقياس سبكهاي فرزندپروري بامريند و تعامل مادر ـ كودك رابرت راس را قبل و پس از ارائه متغير مستقل پر كردند. پس از 1 ماه به منظور پيگيري هر دو گروه مجدداً پرسشنامههاي مربوطه را تكميل نمودند. نتايج تحليل واريانس مختلط نشان داد كه آزمودنيهايي كه آموزش دريافت كرده بودند در مقايسه با ساير آزمودنيها افزايش در ميزان پذيرندگي و كاهش در عدم پذيرندگي و همچنين افزايش در به كارگيري سبك فرزندپروري مقتدرانه وكاهش در به كار بردن سبك فرزندپروري استبدادی نشان دادند.
فهرست مندرجات نتیجه گیری فهرست منابع ومآخذ پیوست فاقد پرسشنامه
استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين استاد راهنمای دوم: اصغري نكاح، سید محسن استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا کلید واژه ها: آموزش بازی درمانی کودک-محور به مادران ، تعامل مادر-کودک ، سبک های فرزند پروری
>>
روان شناسی
شماره بازیابی: 488 نام نویسنده: دهقان، عطیه مقطع تحصیلی: کارشناسی سال انتشار: 1391 تعداد صفحات: 159 چکیده: هوش معنوی به عنوان ظرفیت انسان برای پرسیدن سوالات نهایی درباره معنای زندگی و تجربیات همزمان و ارتباط یکپارچه بین ما و دنیایی که در آن زندگی می کنیم،تعریف شده است(باقری،فریبرز،1390) و ممکن است به کارگیری آن در زندگی افراد به سلامت در حوزه اجتماعی،روانی و خودشکوفایی بینجامد.در حال حاضر هوش معنوی از جمله رویکردهای نوینی است که در حوزه سلامت روانی انسان ها مطرح شده(موسوی.سیدحین،طالب زاده.محسن89)هدف کلی پژوهش حاضر نیز بررسی تاثیر هوش معنوی در خودشکوفایی وسلامت روان می باشد.بدین منظور نمونه ای 100نفری از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه فردوسی مشهد به صورت نمونه گیری دسترس انتخاب شدند که جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس دو عاملی،رگرسیون و همبستگی استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند،بین دو متغییر هوش معنوی و خودشکوفایی رابطه معناداری در سطح 0.05 وجود دراد و هوش معنوی در خودشکوفایی موثر است،ولی تاثیر هوش معنوی در متغییر سلامت روان تنها بر بعد عملکرد اجتماعی زنان قابل پیش بینی است.همچنین،بین دو متغییر خود شکوفایی و سلامت روان رابطه معنا داری در سطح0.05 وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های بدست آمده از نمونه ها،هوش معنوی می تواند بر خود شکوفایی و عملکرد اجتماعی زنان موثر واقع شود.همچنین،از روی متغییر خودشکوفایی می توان سلامت روان را پیش بینی کرد. استاد راهنمای اول: باقري، نادر کلید واژه ها: هوش معنوی ، معنویت ، خودشکوفایی ، سلامت روان
>>
روان شناسی
شماره بازیابی: 486 نام نویسنده: خدادادی، مریم مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد سال انتشار: 1390 تعداد صفحات: 146 چکیده:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر کاربردعملی مهارتهای ارتباط صمیمانه [1]بر بهبود کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده زوجین در انتظار فرزند بوده است.روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماري پژوهش شامل کليه زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی سطح شهرستان كاشمر در سال 1390 بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس، از بين زنان باردارداوطلب انتخاب، و به شيوه تصادفي در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هر گروه 10 زوج). هر دو گروه در طي دو مرحله پيش آزمون – پس آزمون ، پرسشنامه كيفيت زندگي و حمايت اجتماعي ادراك شده را تكميل نمودند. دادههای جمع آوری شده با تحليل کوواریانس (ANCOVA) مورد تحليل قرار گرفت ونتایج نشان داد که آموزش این مهارت ،کیفیت زندگی رادر گروه آزمایش در مقایسه با گروه مداخله نما بهبود بخشید (001/0 P<). همچنین نتایج بیانگر این است که سلامت جسمانی ، روانی و روابط اجتماعی گروه آزمایش در مقایسه با گروه مداخله نما به صورت معناداری بهبود یافته است (001/0 P<).به علاوه آموزش این مهارت ،حمایت اجتماعی ادراک شده را در نمره کلی در گروه آزمایش و خرده مقیاس افراد مهم ،در مقایسه با گروه مداخله نما بهبود بخشید (001/0 P<).
استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره کلید واژه ها: آموزش مهارتهای ارتباط صمیمانه ، کیفیت زندگی ، حمایت اجتماعی ادراک شده ، بارداری
>>
روان شناسی
شماره بازیابی: 485 نام نویسنده: صفاری، زهرا مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد سال انتشار: 1390 تعداد صفحات: 133 چکیده:
مطالعه پيشينههاي موجود در موردنوجوانان بی سرپرست و مقایسه آنها با افراد عادی نشان می دهد که رشد و رفتار آنها متأثر از نوع خانوادهاي است كه در آن زندگي ميكنند. شرایط نامناسب خانواده و محیط زندگی نوجوانان را در معرض سطوح بالای اضطراب،افسردگی و دیگر پیامدهای منفی روانی قرار می دهد. نتایج پژوهش های صورت گرفته حاکی از آن است که برنامه های پیشگیری می توانند از رفتارهای غیر انطباقی نوجوانان پیشگیری کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش نظریه معکوس بر ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دختران بی یا بد سرپرست است که شامل دو مطالعه می باشد که در مطالعه اول ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دختران بی یا بد سرپرست و عادی 14 تا 19 سال با یکدیگر مقایسه شدند.نتایج مطالعه اول حاکی از تفاوت معنا دار ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دو گروه بود. مطالعه دوم به بررسی اثر بخشی آموزش نظریه معکوس بر بهبود ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان دختران بی یا بد سرپرست اختصاص داشت. بدین منظور تعداد 26 نفر از دختران بی یا بد سرپرستی که در مطالعه اول شرکت کرده بودند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل نما جای داده شدند و بر روی همه آنها پرسشنامه های اهداف و دلمشغولی های شخصی(PCI)، عزت نفس کوپر اسمیت، احساس کنترل شاپیرو و DASS21 در جلسات پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج حاکی از اثر بخشی آموزش نظریه معکوس بر ساختار انگیزشی و مولفه های بهداشت روان افراد شرکت کننده در گروه آزمایش بود. فهرست مندرجات نتیجه گیری فهرست منابع و مآخذ پرسشنامه
استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره کلید واژه ها: آموزش نظریه معکوس ، ساختار انگیزشی ، اضطراب ، افسردگی ، عزت نفس ، بی یا بد سرپرست
>>
روان شناسی
شماره بازیابی: 484 نام نویسنده: مختاريان دلوئی، فرزانه مقطع تحصیلی: کارشناسی سال انتشار: 1391 تعداد صفحات: 73 چکیده:
در دنیای امروز انسان ها روز به روز احساس استقلال مالی و اقتصادی بیشتری می کنند و نیاز آن ها به حضور جنس مکمل در زندگی شان برخاسته از نیاز به امنیت و بقا نیست بلکه بیشتر نیاز به احساس صمیمیت ، نزدیکی و درنهایت عشق است. عشق ، شور زندگی است و حالتی نیست که بشود آن را از کسی گرفت یا به کسی داد. متأسفانه بحران زمانه ی کنونی این است که افراد در طول زندگی مشترک خود هرگز فرصت پیدا نمی کنند به این مهم اهمیت دهند که با یکدیگر تنها باشند و به دور از هر مزاحمتی با هم صمیمی و نزدیک شوند. درحالیکه از سوی دیگر بسیاری از زوج ها دیگر تجربه ی زندگی با ارتباطات نزدیک جامعه ای چون یک خانواده گسترده یا یک روستا را ندارند و لذا آن ها به غیر از همسرشان هیچ منبع حمایتی دیگری را تجربه نمی کنند. با توجه به این تنهایی بشر امروز و خواسته و نیاز روحی نسل معاصر برای یافتن عشق رومانتیک ،ناچاریم به کشف این مسأله: که چگونه زندگی زناشویی موفقی را با انتخاب درست و مناسب عشق رومانتیک خود ایجاد کنیم؟ برای این منظور نیاز داریم پایه های اساسی یک رابطه موفق را دریابیم و هماهنگی بین خود و شخص موردعلاقه مان را براساس این پایه های اساسی ارزیابی کنیم. روانشناسان پایه های اساسی زندگی زناشویی را مواردی از قبیل روابط عاشقانه ، میزان و کیفیت روابط جنسی ، ابراز صمیمیت به همسر ، اعتماد متقابل، صداقت و... می دانند که اجمال و خلاصهی این موارد را در سه ضلع مثلث عشقی اشترنبرگ (صمیمیت ، تعهد ، شهوت) می بینیم. مسائل مختلفی می تواند بر این سه ضلع تأثیر بگذارد(مثل منش و شخصیت فرد ، نگرش ها و احساسات ، سبک دلبستگی و...) که یکی از تأثیر گذارترین مسائل بر روابط عاشقانه افراد که نظریه پردازان مختلفی همچون بالبی به آن اشاره دارند، سبک دلبستگی است. روابط دلبستگی نقش مهمی در احساس امنیت دارند ، به نظر بالبی رابطه ی ناایمن موجب بی اعتمادی ، مشکل در هماهنگی و حساس بودن و نارضایتی هیجانی در روابط عاشقانه می شود. سررشتهی این احساس امنیت یا عدم امنیت را در کودکی افراد می توانیم بیابیم. این سبک های دلبستگی در چهارچوب روابط نخستین مادر-نوزاد تشکیل می شوند و از آن پس تعامل های فرد با دیگران ، از جمله روابط صمیمی وی در بزرگسالی را تحت تأثیر قرار می دهند. با توجه به اهمیت وجود رابطه ی امن برای کودک و ارتقاء بهداشت روانی کودک که باید رابطه ای گرم ، صمیمی و مداوم را با مادرش تجربه کند و تاثیر عمیق این رابطه بر روابط عاشقانه بزرگسالیش ، پژوهش حاضر انجام پذیرفت تا به بررسی رابطه و مقایسه ی سبك هاي دلبستگي بزرگسالان (ايمن ، نا ايمن اجتنابي و ناايمن اضطرابي) با سه مؤلفه ي عشق اشترنبرگ (صميميت ، ميل جنسي و تعهد) بپردازد . در اين پژوهش نفر از دانشجويان دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، دانشگاه فردوسي مشهد شامل 32 نفر زن و 28 نفر مرد شركت داشتند. پژوهش حاضر به صورت مقايسه اي و با پرسشنامهي "سبك هاي دلبستگي هازان و شاور" و "پرسشنامه ي مثلث عشق اشترنبرگ" سنجيده و با هم مقايسه شده اند. نتايج پژوهش در ميان افراد مطالعه شده ، نشان مي دهد كه بين سبك دلبستگي ايمن و مؤلفه ها ي (صميميت، ميل و تعهد) رابطه ي مثبت و معني داري وجود دارد. .نتایج علاوه بر این نشان می دهد که رابطه ي معنادار و معكوس بين سبك دلبستگي اجتنابي و صميميت وجود دارد. فهرست مندرجات نتیجه گیری فهرست منابع و مأخذ پرسشنامه
استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
بررسی رابطهی اميد به زندگی، سلامت معنوی و افسردگی در بيماران مبتلا به سرطان در مقايسه با افراد عادی
>>
روان شناسی
شماره بازیابی: 482 نام نویسنده: احمدنيا، فاطمه نویسنده دوم: پاشاخانی، نجمه مقطع تحصیلی: کارشناسی سال انتشار: 1391 تعداد صفحات: 122 چکیده:
استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره < 1 – 2 – 3 – 4 – 5 – 6 – 7 – 8 – 9 – 10 – 11 – 12 – 13 – 14 – 15 – 16 – 17 – 18 – 19 – 20 – 21 – 22 – 32 – 42 – 52 > |
| ||||||||||||
صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت | |||||||||||||
| ©2008 Ferdowsi University Of Mashhad. | ||