دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   1234567891011121314151617181920212232425262   >


تعداد نتایج به دست آمده: 657 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 625
نام نویسنده: عبداله‌زاده، زینب
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 99
چکیده: 

هدف: اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی از شایعترین اختلال‌های دوران کودکی است که اغلب تا دوران نوجوانی و بزرگسالی تداوم می‌یابد. تاکنون روش‌های درمانی مختلفی جهت بهبود نشانه‌های این اختلال در دوران نوجوانی و بزرگسالی به کار گرفته شده است. در سال‌های اخیر، درمان‌های مبتنی بر ذهن آگاهی از جمله روش‌هایی بوده که توجه بیشتر پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این پژوهش نیز با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نشانه‌های اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، افزایش ذهن آگاهی و بهبود مشکلات درونی‌سازی شده نوجوانان مبتلا به اختلال ADHD به انجام رسید. روش: پژوهش حاضر یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. نمونه هدف این پژوهش را 30 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان‌های دوره اول و دوم شهرستان گناباد که مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون‌ کنشی بودند، تشکیل دادند. ابزار مورد استفاده شامل مصاحبه بالینی، مقیاس درجه‌بندی اسنپ فرم والدین (SNAP-IV)، پرسشنامه ذهن آگاهی و پرسشنامه خودسنجی آچنباخ (YSR) بودند. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه‌ای درمان مبتنی بر ذهن آگاهی را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشتند. داده‌ها با کمک آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و نیز با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: بر اساس نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری مشخص گردید گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل نشانه‌های اختلال ADHD و مشکلات درونی‌سازی شده کمتریدر پس آزمون گزارش کردند. همچنین نمره ذهن آگاهی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون افزایش یافت. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد درمان مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش نشانه‌های اختلال ADHD ، مشکلات درونی سازی شده همبود با ADHD و افزایش ذهن آگاهی در نوجوانان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی گردید.

 

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی ، مشکلات درونی‌سازی شده ، ذهن آگاهی ،  درمان مبتنی بر ذهن آگاهی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 624
نام نویسنده: شربتی‌بیارجمندی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1393
تعداد صفحات: 112
چکیده: 

خطرپذیری یکی از مسائل مهم دوران نوجوانی می باشد كه بايد مورد توجه قرار گيرد با توجه به اهميت موضوع، هدف این پژوهش بررسی تاثیر باورهای فراشناختی و خودکارآمدی بر خطرپذیری نوجوانان می باشد به منظور آزمون فرضیه مبنی بر نقش باورهای فراشناختی و خودکارآمدی در خطرپذیری نوجوانان آسیب دیده نمونه ای به حجم 100 دختر نوجوان آسیب دیده از مراکز بازپروری بهزیستی مشهد به صورت نمونه گیری غیرتصادفی دسترس انتخاب شدند. ابزار سنجش در این پژوهش پرسشنامه باورهای فراشناختی MCQ30 و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی بوده است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و برای آزمون فرضیه هااز روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین مولفه های باورهای فراشناختی و فراشناخت کل و خودکارآمدی با خطرپذیری رابطه منفی معناداری وجود دارد. با توجه به نتايج پژوهش مي توان نتيجه گرفت كه باورهاي فراشناخت  و خودكارآمدي در پيش بيني خطرپذیری نوجوانان موثر هستند.

 فهرست مندرجات

منایع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  باورهای فراشناختی ، باورهای خودکارآمدی ، خطرپذیری ، نوجوانان آسیب دیده بهزیستی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 623
نام نویسنده: کردی‌تمندانی، فرزانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 111
چکیده: 

هدف:پژوهش حاضر با هدف بررسي تأثیر توانبخشی روانشناختی به روش دوسا (Dohsa- Hou) بر عملکرد حرکتی و خودکارآمدی در روابط با همسالان در کودکان مبتلا به نقص توجه فزون کنشی (ADHD) شهر زاهدان انجام شده است. روش:پژوهش حاضر روش نيمه تجربي مي‌باشد که با پيش­آزمون، پس­آزمون و پيگيري در دو گروه آزمايش و کنترل است. جامعه ­آماري پژوهش کليه کودکان نقص توجه فزون کنشی مراجعه کننده به کلینیک­ها و مراکز درمانی شهر زاهدان که داراي پرونده و تشخیص روانپزشک و روانشناس مي­باشند.در اين پژوهش با استفاده از روش نمونه­گيري در دسترس تعداد 30 کودک 9-7 سال مبتلا به نقص توجه- فزون کنشی که در مراکز مشاوره و روانشناسی شهر زاهدان دارای پرونده بودند، انتخاب شدند و سپس 15 کودک به تصادف در گروه آزمايش و 15 نفر در گروه کنترل گمارده شدندو در پايان هم در مرحله پس­آزمون و پيگيري نيز اين ارزيابي صورت گرفت. مدت دوره درمان دوسا (Dohsa- Hou) در گروه آزمايش 12 جلسه که به صورت هر هفته سه جلسه ی 45 دقیقه ای انجام شد و پيگيري یک ماه بعد از پس­آزمون انجام گرفت. یافته:داده­هاي حاصل از پرسشنامه با استفاده از نرم‌افزار SPSS-19 و آزمون­هاي توصيفي (ميانگين و انحراف استاندارد) و استنباطي (تحليل کوواريانس چند متغيري MANCOVA) تجزيه و تحليل گرديد. يافته ­های حاصل از تحليل نشان داد توانبخشی روانشناختی به شيوه دوسا (Dohsa- Hou) باعث افزایش عملکرد حرکتی و بهبود خودکارآمدی در روابط با همسالان کودکان نقص توجه فزون کنشی (ADHD) شد (01/0P≤). نتیجه گیری:از آنجائي‌که کودکان ADHD به دلیل ضعف عملکرد حرکتی از طرف همسالان خود طرد می­شوند، توانبخشی روانشناختی به شيوه دوسا (Dohsa- Hou)، درماني موثر بر بهبود عملکرد حرکتی و خودکارآمدی در روابط با همسالان کودکان ADHD مي­باشد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 

 


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  توانبخشی روانشناختی به شيوه دوسا ، عملکرد حرکتی ، خودکارآمدی ، نقص توجه – فزون‌کنشی (ADHD)


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 622
نام نویسنده: اولیائی، یلدا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 177
چکیده: 

اهمیت روابط بین فردی و نقش آن در جهتدهی جامعهی بشری به طور گستردهای در دهههای اخیر مورد توجه روانشناسان بالینی قرار گرفته است؛ اینکه داشتن چه میزان از این روابط بهنجار بوده و از چه طریقی بر رشد فردی اثرگذارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسهی اثربخشی دو  ابزار اصلی روانشناسی بالینی، یعنی آموزش و درمان، بر افزایش صمیمیت و عزت نفس و کاهش وابستگی بین فردی است. این پژوهش از دستهپژوهشهای کاربردی بوده و روش پژوهشی مورد استفاده، شبه آزمایشی سه گروهی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل است. بدین منظور 36 نفر از دانشجویان دختر وابستهی دانشگاه فردوسی مشهد، از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه آموزش مهارتهای اجتماعی، گروه درمانی اصالت وجود و گروه کنترل قرار داده شدند. سپس دو گروه آزمایش، 10 جلسهی 90 دقیقهای از مداخلهی مربوطه را دریافت کردند. برای سنجش تغییرات از پرسشنامههای صمیمیت اجتماعی میلر، وابستگی بین فردی هیرشفیلد و عزت نفس آیزنک استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل کوواریانس نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، تنها گروه درمانی اصالت وجود در افزایش صمیمیت و کاهش وابستگی بین فردی موثر بوده، در حالی که هر دو گروه آزمایش به یک میزان بر افزایش عزت نفس اثرگذار بودهاند. به نظر میرسد گروه درمانی اصالت وجود به دلیل بهرهگیری از دیدگاهی جامع نسبت به مسائل وجودی و فراهمآوری فرصت تعامل مستقیم اعضا با یکدیگر، در بهبود صمیمیت و وابستگی بین فردی آنان موفق عمل نموده است؛ در حالی که سود جستن دو گروه آموزشی از موقعیت گروهی، تقویت کلامی و نیز مطرح شدن عناصر شناختی- رفتاری در گروه آموزشی و در مقابل، عناصر عاطفی- وجودی در گروه درمانی، موجب تأثیر مثبت آنها در بهبود عزت نفس گشته است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: حسن آبادي، حسين
کلید واژه ها:  صمیمیت ، وابستگی بین فردی ، عزت نفس ، گروه آموزشی ، گروه درمانی ، آموزش مهارتهای اجتماعی ، درمان اصالت وجود


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 621
نام نویسنده: مظفری، نفیسه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 70
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط بین سبک‌های دفاعی، احساس انسجام روانی و سلامت روان بود و بررسی این مسئله که آیا احساس انسجام روانی می‌تواند به عنوان میانجی رابطه‌ی سبک‌های دفاعی و سلامت روان ایفای نقش کند؟ پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل 30 تا 40 ساله شهر مشهد بودند. نمونه‌ی مورد مطالعه در این پژوهش که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شد شامل 250 نفر بود. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه سبک‌های دفاعی، پرسشنامه سلامت روان و مقیاس احساس انسجام فلسنبرگ بودند. داده‌ها با استفاده از همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه، تحلیل مسیر و تحلیل واریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین احساس انسجام و سلامت روان رابطه‌ی معناداری وجود دارد (0005/0 p<)، بین احساس انسجام و سبک دفاعی رشد یافته رابطه‌ی مثبت معناداری وجود دارد       (0005/0 p<)، بین سبک دفاعی رشد یافته و سلامت روان رابطه‌ی معناداری وجود دارد (009/0 p=)، بین سبک رشد نایافته و سلامت روان رابطه‌ی معناداری وجود دارد (0005/0 p<). متغیر سبک دفاعی رشد یافته می‌تواند پیش‌بینی کننده‌ی بهتری برای احساس انسجام روانی باشد، متغیر سبک دفاعی رشد نایافته نیز پیش‌بینی کننده‌ی بهتری برای سلامت روان است. هم چنین احساس انسجام می‌تواند میانجیگری معناداری بین سبک دفاعی رشد یافته و سلامت روان باشد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه



استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  سبک‌های دفاعی ، احساس انسجام ، سلامت روان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 620
نام نویسنده: لویمی، شریفه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 129
چکیده: 

هدف: پژهش حاضر بررسی ارتباط بین تاب آوری با سبک های دلبستگی ومهارت حل مسئله در وابستگان به مواد مخدر متقاضی ترک می‌باشد. همچنین بررسی این مسئله که کدامیک از متغیرهای سبک دلبستگی و مهارت حل مسئله پیش بینی کننده بهتری برای تاب آوری هستند.

روش کار: طرح پژوهش از حیث گردآوری داده‌ها در دسته تحقیقات توصیفی غیرآزماشی قرار می‌گیرد، همچنین روش پژوهش از نوع همبستگی و رگرسیون و تحلیل واریانس برای فرضیه‌ی اول می‌باشد. 186 نفر از وابستگان به مواد مخدر متقاضی ترک مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر اهواز (156 مرد و30 زن)، در پژوهش شرکت کردند. برای سنجش تاب‌آوری از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسونCD-RISC، برای سنجش مهارت حل مسأله از دو ابزار مقیاس شیوه‌ی حل مسئله کسیدی ولانگ و آزمون کامپیوتری برج لندن و برای تعیین سبک های دلبستگی از پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان AAQ هازن و شیور استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس برای فرضیه‌ی اول و همبستگی پیرسون برای سه فرضیه بعدی، همچنین از رگرسیون چند متغیره برای بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین میزان تاب آوری در سبک های مختلف دلبستگی تفاوت معنادار وجود دارد. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین سبک دلبستگی ایمن و تاب آوری،همچنین بین مهارت حل مسئله و تاب آوری رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین سبک دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و اضطرابی) و تاب آوری رابطه منفی معنادار وجود دارد. هچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دو متغیر پیشبین به میزان23/0با متغیر تاب‌آوری همبستگی کلی داشته و 5 درصد متغیر ملاک را تببین و پیش بینی نموده‌اند. همچنین تنها متغیر شیوه حل مسأله آن هم به میزان 19/0بر متغیر تاب‌آوری مؤثر است. متغیر سبک دلبستگی تأثیر معنادار ندارد.

بحث و نتیجه گیری: وابستگان به مواد مخدری که سبک دلبستگی ایمن‌تری دارند از میزان تاب‌آوری بیشتری برخوردار بوده و افراد ناایمن تاب‌آوری کمتری دارند. همچنین کسانی که مهارت حل مسئله بالاتری دارند از میزان تاب آوری بالاتری برخوردارند. پژوهش حاضر نیز نشان داد مهارت حل مسئله تبیین‌‌کننده قویی برای تاب آوری است. بنابراین برای ترویج و ارتقاء تاب آوری در وابستگان به مواد مخدر باید سعی در آموزش مهارت حل مسئله و بهبود سبکهای دلبستگی نمود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  سبک‌های دلبستگی ، مهارت حل مسأله ، تاب آوری ، وابستگان به مواد مخدر


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 619
نام نویسنده: کریمی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 97
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس بر کاهش تعارض‌ها و بهبود سواد عاطفی دختران نوجوان با والدین معتاد بود. بدین منظور در یک پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه مداخله نما تعداد 20 دختر نوجوان 15-13 ساله با والدین معتاد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد در شش ماهه اول سال تحصیلی 92-91 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و مداخله نما قرار گرفتند. دختران نوجوان با والدین معتاد گروه آزمایش در معرض مداخله آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس قرار گرفتند و گروه مداخله نما در معرض آموزش مقدماتی کامپیوتر قرار گرفتند. پرسشنامه تعارض والد- نوجوان اسدی یونسی، پرسشنامه کارکردهای روانشناختی خانواده ایرانی کیمیایی در مورد افراد شرکت کننده اجرا شد. دادهای پژوهش به کمک نرم افزار آماری SPSS-20 و با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی، آزمون t مستقل و تحلیل کواریانس (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش حل مسأله به روش بدل و لانکس باعث کاهش فراوانی وشدت تعارضهای والد-نوجوان در دختران نوجوان با والدین معتاد گروه آزمایش نسبت به گروه مداخله نما مي‌شود. اما آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس در بالا بردن سواد عاطفی دختران نوجوان با والدین معتاد گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تأثيری ندارد. در مجموع نتایج پژوهش حاضر نشان داد آموزش حل مسأله به شیوه بدل و لانکس تأثيری بسزایی در کاهش فراوانی و شدت تعارض‌های والد-نوجوان ،  دختران نوجوان با والدین معتاد داشته است. اما در بالا بردن سواد عاطفی تأثيری نداشته است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  حل مساله ، تعارض ، سواد عاطفی ، نوجوانان دختر ، اعتياد


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 618
نام نویسنده: ضیایی، پریسا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 130
چکیده: 

نارساکنش‏وری جنسی در زنان، اختلالی شایع و ناتوان کننده است که می‏تواند درسلامت فرداخلال ایجادکرده و بهزیستی اوراکاهش دهد. شناسایی و بررسی دقیق عوامل تاثیرگذار بر کنش‏وری جنسی زنان و تلاش جهت کاهش میزان اثر آنها نقشی مهم در بهبود سلامت زنان و خانواده خواهد داشت. پژوهش حاضر در دو مطالعه صورت گرفت که مطالعه اول، با هدف بررسی رابطه بین متغیرهای طرحواره‏های شناختی فعال شونده، افکار خود آیند و هیجانات منفی با کنشوری جنسی زنان انجام شد ومطالعه دوم با هدف بررسی اثر بخشی آموزش مهارت‏های جنسی متمرکز بر طرحواره‏های شناختی بر بهبود کنش‏وری جنسی و کاهش افکارخودآیند و هیجانات منفی دانشجویان متاهل زن صورت گرفت.به این منظور در مطالعه اول 125 دانشجوی متاهل زن دانشگاه فردوسی مشهد (میانگین سن: 8/22 و انحراف استاندارد:29/2) پرسشنامه شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI)، پرسشنامه برانگیختگی طرحواره‏های شناختی در بافت جنسی (QCSASC) و پرسشنامه سبک‏های جنسی (SMQ) را تکمیل نمودند که برای مطالعه دوم از میان آنها 50 نفر که به وسیله پرسشنامه شاخص عملکرد جنسی زنان، نارسا کنش ور جنسی تشخیص داده شده بودند (کسب امتیاز 28 و یا پایین تر) انتخاب شدند. در نهایت پس از انجام مصاحبه بالینی و درنظرگرفتن دیگر ملاک‏های ورود به پژوهش، 38 آزمودنی انتخاب شده که از این تعداد 28 نفر به شیوه گمارش تصادفی در دو گروه مداخله و مداخله نما قرار گرفتند. اعضای گروه مداخله طی هشت جلسه، آموزش مهات‏های جنسی مبتنی بر رویکرد شناختی رفتاری نوبره و پینتوگویا (2012) را دریافت نمودند.اعضای گروه مداخله نما نیز طی هشت جلسه اصول فرزندپروری را فرا گرفتند. در انتها، اعضای هر دو گروه مجدداً سه پرسشنامه مذکور را تکمیل نمودند. به منظور تحلیل داده‏های پژوهش در مطالعه اول از روش‏های آماری همبستگی پیرسون وتحلیل رگرسیون خطی و در مطالعه دوم از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش در مطاله اول نشان داد که که طرحواره‏های شناختی فعال شونده و افکار خودآیند منفی با کنش‏وری جنسی در زنان متاهل، همبستگی منفی معناداری دارد. (001/0 <P) همچنین افکار خودآیند منفی فعال شونده با هیجانات منفی همبستگی مثبت معناداری دارد(001/0 <P) و از بین محتوای افکار خودآیند، افکار سوءاستفاده جنسی، شکست/ فکر جدایی، فقدان محبت همسر، فقدان افکار تحریک کننده و فقدان تصویر تن مطلوب با کنش‏وری جنسی در زنان، همبستگی منفی معناداری دارد(001/0 <P). همچنین بررسی نتایج پژوهش در مطالعه دوم نشان داد که آموزش مهارت‏های جنسی متمرکز بر طرحواره‏های شناختی منجر به بهبود پنج خرده مقیاس کنش‏وری جنسی (تحریک جنسی، رطوبت، ارگاسم، رضایت جنسی و درد) شده است (001/0 <P) اما تفاوت گروه‏ها در خرده مقیاس میل جنسی معنادار نیست(21/0 =P)؛ همچنین این مداخله بر بهبود طرحواره‏های شناختی و کاهش هیجانات منفی تاثیرگذار است(001/0<P). نتایج پژوهش حاضر نشان داد آموزش مهارت‏های جنسی بر کاهش افکار خودآیند سوء استفاده جنسی، شکست/ فکرجدایی و افکار انفعال جنسی تاثیر گذار است(001/0 <P)، ولی علیرغم اثربخشی مداخله بر کاهش افکار خودآیند فقدان عاطفه همسر، فقدان افکار تحریک کننده و افکار مربوط به تصویر تن، تفاوت گروه‏ها در این سه خرده مقیاس معنادار نیست.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  آموزش مهارت‏های جنسی ، طرحواره‏ های شناختی ، کنش‏وری جنسی ، افکار خودآیند منفی ، هیجانات منفی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 617
نام نویسنده: رحیمی‌نیت، مرتضی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 123
چکیده: 

مطالعات مختلف نشان داده اند  نوجوانان همچون بزرگسالان از اختلالات افسردگي رنج مي برند و اين اختلالات عملكرد و زندگي آتي آنها را تحت تاثير قرار مي دهد. تجربه يک دوره افسردگي در نوجواني، يک عامل خطر براي دوره هاي افسرده ساز آتي و همچنين مشکلات رواني اجتماعي محسوب مي شود. هدف از این پژوهش بر میزان اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی نوجوانان بی سرپرست است.جامعه مورد مطالعه شامل کلیه نوجوانان پسر بی سرپرست شهر مشهد است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای، دو مرکز نگهداری نوجوانان پسر بی سرپرست انتخاب شدند و سپس 16 نفر به طور تصادفی در دو گروه 8  نفره کنترل و آزمایش جایگزین شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش، مقیاس افسردگی بک و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود. طي 10 جلسه، هر جلسه به مدت يك ساعت و سی دقيقه، واقعيت درماني گروهي برای گروه آزمايشي انجام پذيرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت ننمود. البته به منظور رعایت اصول اخلاقی در پایان پژوهش برای اعضای گروه کنترل نیز واقعیت درمانی گروهی انجام شد. جهت تجزيه و تحليل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی نوجوانان بی سرپرست از نظر آماری معنادار نشد (05/0<0P). همچنین واقعیت درمانی گروهی بر کیفیت زندگی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری ایجاد نکرد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  واقعیت درمانی گروهی ، افسردگی ، کیفیت زندگی ، نوجوانان بی سرپرست


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 616
نام نویسنده: بلاش‌آبادی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 139
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی بر بهبود الگوهای ارتباطی و کاهش مشکلات زناشویی زوجین طراحی شده است. محتوای اساسی رویکرد خودتنظیمی این است که خود زوجین و نه درمانگر تغییرات طولانی مدتی را در رابطه شان ایجاد کنند. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل زوجینی هستند که به دلیل مشکلات زناشویی به یکی از مراکز مشاوره شهر سبزوار مراجعه کرده بودند. نمونه آماری شامل 10 زوج (20 نفر)  است که طی بهار تا پاییز سال 1392 جهت حل مشکلات ارتباطی و زناشویی خویش به مرکز مشاوره اداره بهزیستی این شهر مراجعه کرده بودند. این افراد به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش به تعداد 5 زوج (10 نفر) و گروه کنترل نیز به تعداد 5 زوج (10 نفر) گمارده شدند. به منظور ارزیابی چگونگی الگوهای ارتباطی و مشکلات زناشویی زوجین به ترتیب از پرسشنامه های CPQ و چک لیست مشکلات زناشویی استفاده شد. زوجین گروه آزمایش طی 8 جلسه زوج درمانی به روش خودتنظیمی را دریافت نمودند در حالی که زوجین گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس (ANCOVA)  و تی تست مستقل T-TEST مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از این است که زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی الگوهای ارتباطی زوجین را بهبود بخشیده (p<0/05)  و باعث کاهش مشکلات زناشویی زوجین می گردد (p<0/05).  همچنین بین زنان و مردان هر دو گروه آزمایش و کنترل از نظر میزان مشکلات زناشویی و الگوهای ارتباطی ناسالم تفاوت معناداری مشاهده نشد(p>0/05) .

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: کیمیایی، سید علی
کلید واژه ها:  زوج درمانی کوتاه مدت خودتنظیمی ، الگوهای ارتباطی ، مشکلات زناشویی

<   1234567891011121314151617181920212232425262   >


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.