دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته روان شناسی

<   1234567891011121314151617181920212223334353637383   >


تعداد نتایج به دست آمده: 873 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 823
نام نویسنده: برهانی، سامیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 103
چکیده: 

زمینه و هدف: رضایت از تصویر بدن به عنوان تجربه ذهنی که فرد از بدن خود دارد نقش بسیار مهمی در رضایت فرد از خود و زندگی اش ایفا می کند. تحقیقات نشان داده است میزان نارضایتی از

تصویر بدن در زنان بیشتر از مردان است و خود را با آثار نامطلوبی چون افسردگی، اضطراب، اختلال‌های خوردن، سوء مصرف مواد و ... نشان می دهد. روش تحقیق: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرگذاری گروه درمانی شناختی-رفتاری "کش" بر تصویر بدن و افسردگی دختران  با حجم نمونه 23 نفر در دو گروه یعنی گروه آزمایش (تعداد=11 نفر، میانگین سن=26) و کنترل (تعداد=12 نفر، میانگین سن=25) انجام شد. یافته‌ها: نتایج به دست آمده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که پس از شركت در جلسات گروه‌ درماني نمرات نارضایتی از تصویر بدن دختران گروه آزمایش نسبت به دختران گروه کنترل کاهش معناداری داشته است (0005/0> p، 454/52=(1.20)F). همچنین نتایج به دست آمده از مقایسه پس‌آزمون نمره افسردگی توسط آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره در دو گروه، بیانگر کاهش معنادار‌ نمرات افسردگی دختران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل است (001/0<p، 795/9=(1.20)F). به منظوربررسی رابطه بین افسردگی و ترس از تصویر بدن، نیز از آزمون معناداري ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد و داده ها نشان داد که بین افسردگی و ترس از تصویر بدن ارتباط معنادار و مستقیم وجود دارد (0005/0<p، 923/0=r). : با توجه به یافته های فوق می‌شود دریافت 12 جلسه از درمان شناختی- رفتاری "کش" می‌تواند تاثیر مطلوب و معناداری در کاهش نارضایتی از تصویر بدن و افسردگی دختران (ناراضی از تصویر بدن) داشته باشد.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ



استاد راهنمای اول: حسن آبادی، حسین
استاد مشاور اول: صالحی فدردی، جواد
کلید واژه ها:  تصویر بدن ،  افسردگی ، گروه درمانی شناختی-رفتاری "کش"


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 822
نام نویسنده: صالحی، بلن
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 76
چکیده: 

ناباروري یکی از عمده‌ترین وقایع استرس‌زاي زندگی است که ممکن است بر جنبه‌هاي مختلف زندگی زوجین تاثیر بگذارد. به این دلیل ناباروري از نظر زوجین جزء تلخ‌ترین تجارب زندگی محسوب می‌شود و از آنجایی که باروري و تولید مثل در اکثر فرهنگ‌ها از جمله ایران از ارزش بالایی برخوردار است ناباروري می‌تواند فشارهاي زیادي به زوجین وارد کند که سلامت روانی و جسمانی آن‌ها را به مخاطره اندازد و زمینه ابتلای آن‌ها را به اختلال‌هاي روان‌شناختی افزایش دهد. مشکلات روان‌شناختی ناشی از ناباروری در زنان بیش از مردان مورد تاکید قرار گرفته است زیرا معمولا زنان در تعریف هویت خود و معنای زندگی، جایی را به عنوان مادر شدن در نظر می‌گیرند و حتی اغلب آمادگی دارند تا موقعیت‌های ممتاز و موفقیت‌های خود را فدای فرزندپروری کنند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش گروهی امنیت هیجانی بر نظم‌جویی‌ شناختی هیجان و بهزیستی ذهنی زنان نابارور می‌باشد. پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی شبه آزمایشی از نوع پيش‌آزمون-‌پس‌آزمون با گروه كنترل، می‌باشد. جامعه‌ی آماری زنان ناباروری بودند که در بازه خرداد و تیر ماه ۹۵ به مرکز ناباروری میلاد شهر مشهد مراجعه کرده بودند. ۲۴ زن نابارور با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون(12 نفر) و کنترل(12 نفر) قرار گرفتند. طی ۸ جلسه به صورت هفتگی، هر جلسه به مدت یک ساعت و سی دقیقه، آموزش گروهی امنیت هیجانی برای گروه آزمایش انجام پذیرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله‌ای دریافت ننمود. ابزار بکار رفته در این پژوهش، نظم‌جویی شناختی هیجان و بهزیستی ذهنی بود. یافته‌های توصیفی نشان می‌دهد که آموزش امنیت هیجانی باعث افزایش استفاده از راهبردهای سازگارانه و همچنین بهزیستی ذهنی و در نتیجه کاهش استفاده از راهبردهای ناسازگارانه را در مقایسه با گروه کنترل خواهد شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان می‌دهد که تفاوت بین دو گروه معنی‌دار است(05/0 p<). نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش امنیت هیجانی بر افزایش نظم‌جویی شناختی و بهزیستی ذهنی زنان نابارور می‌باشد.

 فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  امنیت هیجانی ، نظم‌جویی شناختی هیجانی ، بهزیستی ذهنی ، ناباروری


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 821
نام نویسنده: نوروزی مداح، مصطفی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 103
چکیده: 

واقعیت درمانی که توسط گلاسر و مبتنی بر نظریه انتخاب وی بوجود آمده از جمله درمان های انسان گرایانه است که برای انواع اعتیاد، رفتار های پر خطر و نیز ایجاد تغییر در مؤلفه های شخصیت مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر تغییر راهبرد های مقابله ای، منبع کنترل و نگرش به مصرف سیگار در افراد سیگاری است. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) می باشد که نمونه آن (20 نفر) بصورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) جایگزین شدند. در این پژوهش ابتدا اعضای هر دو گروه های منبع کنترل راتر، راهبرد های مقابله ای لازاروس و فولکمن (WOCQ) و نگرش نسبت به مصرف سیگار را تکمیل کردند و سپس واقعیت درمانی گروهی طی 10 جلسه به افراد گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل نیز مداخله ای را دریافت نکردند. یافته های این پژوهش که بوسیله تحلیل کوورایانس و با استفاده از نرم افزار SPSS به دست آمد نشان داد که واقعیت درمانی گروهی منجر به افزایش معنادار منبع کنترل درونی و راهبرد های مقابله ای مسئله مدار و نیز کاهش معنادار نگرش مثبت نسبت به مصرف سیگار در افراد سیگاری شده است اما با وجود کاهش معنادار راهبرد های مقابله ای هیجان مدار دوری جویی و مقابله رویارویانه واقعیت درمانی گروهی کاهش معناداری را در سایر راهبرد های مقابله ای هیجان مدار افراد سیگاری منجر نشده است.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: مشهدی، علی
کلید واژه ها:  واقعیت درمانی گروهی، افراد سیگاری ، منبع کنترل ، راهبرد های مقابله ای ، نگرش به مصرف سیگار


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 820
نام نویسنده: فرهادیان، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 90
چکیده: 

 هدف از پژوهش حاضر برسی اثر آموزش مهارت های جنسی بر رضایت زناشویی و صمیمیت جنسی زنان بود. این پژوهش به لحاظ روش شبه آزمایشی بود و از نوع پیش آزمون پس آزمون گروه کنترل که روی آزمودنیه اجرا شد. جامعه ی مورد نظر کلیه زنان متاهل دارای پدر جانباز مراجعه کننده به مرکز مشاوره شاهد شهر مشهد در نیمه اول سال 1395 بودند که از میان آنها 24 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند ابزار پژوهش شامل رضایت زناشویی انریچ ( رضایت زناشویی اولیا) 1385 بود به منظور تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شده است نتایج نشان داد آموزش مهارت های جنسی بر افزایش رضایت زناشویی گروه ازمایشی نسبت به گروه کنترل تاثیر معناداری داشته و همچنین در افزایش صمیمیت جنسی در بهبود زندگی زناشویی و ارتباطات زناشویی آنها اثر بخش باشد

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ



استاد راهنمای اول: اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  آموزش مهارت های جنسی بر رضایت زناشویی ، صمیمت جنسی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 819
نام نویسنده: سیّدزاده دلویی، سیّدایمان
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 98
چکیده: 

تاب آوری ظرفیت حفظ، بهبود و پیشرفت در سلامت روانی پس از تجربه ی چالش های زندگی است و شامل تعامل بین عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی می باشد که اغلب تأثیر چالش های استرس زای زندگی را تعدیل می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری به شیوه پنسیلوانیا بر دلزدگی زناشویی و تعهد دینی است. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان زن متاهل دانشگاه فردوسی مشهد است که در شش ماه نخست سال 1395 به کلینیک این دانشگاه مراجعه کرده اند. نمونه شامل 30 نفر که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. در این پژوهش، آموزش تاب آوری به شیوه پنسیلوانیا به عنوان متغیر مستقل در گروه آزمایش اجرا شد و متغیرهای دلزدگی زناشویی و تعهد دینی به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. برای گرد آوری داده های مورد نیاز از مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (CMB) و تعهد دینی ورثینگتون (RCI) استفاده شد. در ابتدای دوره درمان، آزمودنی ها به های پژوهش پاسخ دادند و پس از 10 جلسه مداخله آموزش تاب آوری پنسیلوانیا، مجددا مقیاس ها توسط آنان تکمیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش تاب آوری به شیوه پنسیلوانیا موجب کاهش دلزدگی زناشویی و افزایش تعهد دینی( p < 0/01) اعضای گروه آزمایش می شود. از نتایج به دست آمده می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش تاب آوری به شیوه پنسیلوانیا بر روی دلزدگی زناشویی و تعهد دینی، اثربخش است.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: طبیبی، زهرا
کلید واژه ها:  تاب آوری پنسیلوانیا ، دلزدگی زناشویی ، تعهد دینی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 818
نام نویسنده: پورمحمد شاندیز، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 87
چکیده: 

هدف پژوهش بررسی اثربخشی روش تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه (tDCS) بر کاهش ولع مصرف و بهبود کنش‌ های اجرایی افراد مصرف‌کننده قلیان می‌باشد.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد 25 تا 35 ساله‌ای که در بهار سال 1394 ساکن مشهد و مصرف­ کننده ­ی قلیان بود. از این تعداد 21 نفر به روش نمونه­ گیری داوطلبانه انتخاب و به‌ صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و  یک گروه کنترل گمارده شدند.که گروه آزمایش، روش درمانی در یک سطح tDCS را دریافت کردند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ­ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره و برای تسریع در نتایج حاصله از نرم‌ افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ولع پایه و ولع القایی در گروه‌ های آزمایشی آند چپ و کنترل در سطح اطمینان 99 درصد تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01). همچنین ولع پایه و ولع القایی در گروه‌ های آزمایشی آند راست و کنترل در سطح اطمینان 99 درصد تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01). همچنین بین حافظه کاری و مهارت حل مسئله در گروه‌های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود ندارد (p>0.05). بنابراین می‌توان گفت که روش تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه باعث کاهش ولع پایه و ولع القایی استعمال قلیان در افراد قلیانی می‌شود؛ اما روش تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه باعث بهبود حافظه‌ ی کاری و بهبود مهارت حل مسئله و برنامه‌ ریزی در افراد قلیانی نمی‌شود.

 فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


 


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  تحریک الکتریکی مستقیم ، ولع پایه ، ولع القایی ، حافظه ‏کاری و مهارت حل مسئله


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 817
نام نویسنده: فاطمی فر، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1395
تعداد صفحات: 110
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر نظریة آلودگی ذهنی راچمن و درمان دارویی بر کاهش شاخص‌های بهبودی در بیماران مبتلابه OCD شست‌وشو با آلودگی ذهنی طراحی و اجرا گردید. شناسایی پدیدة ترس از آلودگی ذهنی نشان داد که احساس آلودگی می‌تواند در غیاب تماس فیزیکی با آلاینده به وجود آید. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی در سه گروه آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون همراه با دوره پیگیری بود. جامعة مورد مطالعه در این پژوهش شامل زنان 18 تا 50 سالة مبتلابه اختلال وسواس ـ اجبار شهر مشهد بودند که به‌صورت داوطلبانه در این طرح شرکت کردند. تعداد 45 نفر که تشخیص OCD همراه با آلودگی ذهنی و خودآلودگی را دریافت کرده بودند، انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در سه گروه آزمایش مداخلة ترکیبی قرار گرفتند. در پژوهش حاضر از برنامه مصاحبة اختلال‌های اضطرابی DSM-IV نسخه طول عمر و ارجاع به روان‌پزشک برای تشخیص OCD استفاده شد. احساساتِ خود آلودگی و آلودگی ذهنی بیماران با استفاده از مصاحبه بالینی و پرسشنامة آلودگی ذهنی (MOCI_VC) موردبررسی قرار گرفت. هر دو گروه پرسشنامة تشخیصی (OCI_R)، شدت اختلال وسواس ـ اجبار ییل براون (YBOCS) و حساسیت به آلودگی (CSS) و آمیختگی فکر- عمل آلودگی (CTAF) را در مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری 3 ماهه تکمیل کردند. شرکت‌کنندگان در 12 جلسه درمان گروهی ترکیبی هر جلسه به مدت 90 دقیقه شرکت کردند. گروه اول درمان شناختی رفتاری آلودگی ذهنی همراه با داروی سیتالوپرام (CBTM/PH)، گروه دوم درمان شناختی رفتاری آلودگی ذهنی همراه با دارونما (CBTM/P) و گروه سوم آموزش مدیریت استرس همراه با داروی سیتالوپرام (SMT/PH) دریافت کردند. برای بررسی داده­ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. با تحلیل نتایج مشخص شد که اثربخشی درمان مبتنی بر نظریه آلودگی ذهنی با و بدون دارو بر کاهش شاخص ‌های بهبودی تفاوت معناداری ندارد و هر دو ترکیب درمانی باعث کاهش معنادار میانگین نمرات شاخص‌های بهبودی در شرکت‌کنندگان گردید. این یافته‌ها نشان می‌دهد که در نظر گرفتن وجود آلودگی ذهنی در درمان اختلال OCD می‌تواند به‌عنوان تبیینی برای عدم پاسخ برخی بیماران به درمان‌های متداول و لزوم تغییر برنامه‌های درمان در نظر گرفته شود.

 فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: عبدخداي، سعيد
کلید واژه ها:  اختلال وسواس ـ اجبار ، نظریة آلودگی ذهنی راچمن ، آلودگی ذهنی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 816
نام نویسنده: میرزائی فیض آبادی، سارا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 113
چکیده: 

زمينه مسأله و هدف پژوهش: علت اصلی تصادفات جاده­ ها و خیابانی ایران به عوامل انسانی (به ترتیب در تصادفات جاده­ ای 95-90 درصد و در تصادفات خیابانی 75-70 درصد) نسبت داده می­شود. پژوهشگران از میان همه عوامل انسانی نقش ادراک خطر پررنگ­تر از بقیه می­دانند. در این مطالعه دو هدف اصلی دنبال شد: هدف در مطالعه­ ی اول بررسی ارتباط بین توانایی­های شناختی مانند سبک­های شناختی، بازداری رفتاری و بازداری شناختی با درک خطر ترافیکی در بین رانندگان و در مطالعه­ ی دوم تأثیر آموزش درک­ خطر ترافیکی از طریق فیلم­ های کوتاه بر افزایش توانایی درک خطرات ترافیکی بود. روش: در مطالعه­ ی اول، 129 راننده­ ی مرد قسمت حمل ­بار شهر مشهد شرکت کردند. 42 دانشجوی دارای گواهی­نامه در اجرای مطالعه ­ی دوم همکارای داشتند. نمونه ­گیری در هر دو مطالعه در دسترس بود. داده­ ها با استفاده از آزمون ­های درک خطر ترافیکی، ایست-علامت، برو-نرو و تحلیل سبک­های شناختی جمع ­آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته­ ها: نتایج مطالعه ­ی اول نشان داد که بین درک خطر ترافیکی با سبک­ شناختی کل­گرا، توجه و توجه انتخابی، رابطه ­ی مثبت و  بازداری رفتاری رابطه­ی منفی معناداری داشت. بین درک خطر ترافیکی و بازداری شناختی رابطه ­ی معناداری دیده نشد. یافته­ های مطالعه ­ی دوم گویای تاثیر مثبت آموزش مبتنی بر فیلم­ های کوتاه ترافیکی بر درک خطر بود. نتيجه ­گيري: به­ طورکلی، مطالعه ­ی حاضر بر نقش توجه، توجه انتخابی و سبک­ شناختی کل­گرا بر درک خطر ترافیکی صحه می­گذارد؛ بااین ­وجود، درمورد تاثیر بازداری­ های رفتاری و شناختی بر درک خطر نیازمند پژوهش ­های بیشتری است. در انتها، آموزش می­تواند درک خطر ترافیکی رانندگان را بهبود بخشد.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ

فاقد

 


استاد راهنمای اول: طبيبي، زهرا
استاد مشاور اول: صالحي فدردي، جواد
کلید واژه ها:  درک خطر ترافیکی ، بازداری رفتاری ، بازداری شناختی ، سبک­های شناختی ،  آموزش مبتنی بر فیلم


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 815
نام نویسنده: موسوي حسن‌آباد، مهديه سادات
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 89
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف مقايسه دو درمان در معتادان گمنام (NA) و درمان تدريجي اعتياد به شيوه كنگره 60 بر كيفيت زندگي و وسوسه مصرف مواد انجام گرديد، طرح پژوهش حاضر از نوع مقايسه‌اي بود. جامعه پژوهش شامل مراجعه‌كنندگان مرد معتاد ساكن شهر مشهد كه براي درمان اعتياد در گروه‌هاي معتادان گمنام (NA) و درمان تدريجي اعتياد به شيوه كنگره 60 (DST) مي‌باشد كه در مرداد ماه سال 1394 با استفاده از كيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني (WhoQol-BREF) و عقايد وسوسه‌ انگيز (CBQ) در مجموع 300 نفر معتاد كه به هر گروه 150 نفر با توجه به زمان درمان اعتياد (ابتداي ورود به گروه، 3-6 ماه بعد از ورود به گروه و 6 تا يكسال بعد از درمان) به طور مجزا در هر مرحله از درمان 50 نفر از معتادين مورد آزمون قرار گرفتند. نتايج تحليل اين دو گروه نشان داد كه هر دو روش درمانی کنگره 60 و انجمن معتادان گمنام به طور قابل توجهی می‌توانند در برنامه پیشگیری و در مان بیماری اعتیاد موثر باشند، با توجه به فصل چهارم، تفاوت معنادار در دو مقیاس کیفیت زندگی و وسوسه مصرف مواد در این دو روش درمانی نشان مي‌دهد که در روش درمانی کنگره 60 میزان وسوسه مصرف مواد پایين‌تری را تجربه می‌کنند و همچنین میزان کیفیت زندگی در بیماران اعتیاد در کنگره 60 بالاتر مي‌باشد.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  اعتياد ، وسوسه مصرف مواد ، درمان ، كيفيت زندگي ، گروه معتادان گمنام (NA) ، درمان تدريجي اعتياد به شيوه كنگره 60 (DST)


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 814
نام نویسنده: شرفی، نعیمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1394
تعداد صفحات: 72
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی و رابطه آن با معنویت در زنان متاهل صورت گرفته است. جامعه آماری در این پژوهش زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز تفریحی، زیارتی و فرهنگی سطح شهر مشهد هستند. تعداد 384 زن متاهل به روش چند مرحله‌ای و در دسترس انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش، سنجش نگرش معنوی، سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن و سرمایه روانشناختی لوتانز می‌باشند. اطلاعات به دست آمده از ‌ها توسط نرم افزار Spss و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین متغیرهای پژوهش رابطه معنادار وجود داردومعنویت نقش موثری در سرمایه روانشناختی واجتماعی دارد. از چهار مولفه سرمایه روانشناختی در زنان متاهل، امیدواری (000/0p<) و خودکارآمدی (001/0p<) دارای توان پیش بینی کنندگی معنویت در زنان متاهل می‌باشند. تاب‌آوری (87/0p>)، خوش‌بینی (55/0p>) و سرمایه اجتماعی دارای توان پیش‌بینی‌کننده معنویت نبودند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که مولفه‌هاي معنویت عاملی تقویت کننده براي سرمایه روانشناختی هستند و این رابطه در خرده مقیاس‌های امیدواری و خودکارآمدی به صورت متقابل بوده و هردو بر یکدیگر اثربخش هستند.

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: اصغری ابراهیم آباد، محمدجواد
کلید واژه ها:  معنویت زنان ، سرمایه اجتماعی ،  سرمایه روانشناختی

<   1234567891011121314151617181920212223334353637383   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.