دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   111213141424344454647484950515253545556575859606162636465666768788898108118128138148   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1552 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 610
نام نویسنده: فرزادفر، سیدآفرین
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 240
چکیده: 

پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثر بخشی روش ترکیبی بازی ها و قصه های هدفمند بر توجه و تمرکز کودکان پیش دبستانی در نمونه غیر بالینی انجام شد. برای دستیابی به این هدف آزمون توجه روزانه(TEA-CH) و عملکرد پیوسته (CPT) 6 تا 15 سال و یازده ماه به کار رفت. پس از اجرای تست هوش وکسلرخردسال در نمونه ی 60 نفری از کودکان 6 تا 5/6 سال، 40 نفر از کودکانی که نمره هوشبهر 90 تا 119 را کسب کرده بودند در سه گروه آزمایش(10 نفر) و یک گروه کنترل (10 نفر) جای داده شدند. سپس آزمون توجه روزانه و آزمون عملکرد پیوسته از آنها گرفته شد. هر گروه آزمایش، 12جلسه آموزش دریافت کرد(یک گروه قصه، یک گروه بازی و یک گروه ترکیب). در بررسی داده های کمی پژوهش، طرح تحلیل کوواریانس چند متغیری(MANCOVA) به کار بسته شد. نتایج نشان دادند: (1)میزان توجه ممتد و کنترل توجهی کودکان  افزایش معناداری را در روش ترکیب نسبت به سه گروه دیگر نشان داد.(2)میزان تمرکز کودکان افزایش معناداری را در روش ترکیب  نسبت به سه گروه دیگرنشان نداد.(3) میزان توجه کودکانی که بازی های هدفمند را دریافت کرده بودند در زیر مقیاس انتقال رمز، نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را نشان داد.(4)میزان تمرکز کودکانی که بازی های هدفمند را دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را نشان نداد.(5)میزان توجه ممتد کودکانی که قصه های هدفمند را دریافت کرده بودند، افزایش معناداری را نشان داد.(6)میزان تمرکز کودکانی که قصه های هدفمند را دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل، افزایش معناداری را نشان نداد.(7) میزان توجه انتخابی کودکانی که روش ترکیب را دریافت کرده بودند، نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را نشان نداد.(8)میزان جابجایی توجه(کنترل توجهی)کودکانی که روش ترکیب را دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را نشان داد.(9)میزان توجه ممتد کودکانی که روش ترکیب را دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل، افزایش معناداری را نشان داد.

: با توجه به سن بحرانی کودکان 4 تا 6 سال و اثبات زمانبندی تجربه برای  افزایش توانایی های شناختی از طریق کنترل دوره های بحرانی رشد، نیاز مبرم است که ما نیز در این زمینه تحقیقات فراوانی داشته باشیم و آموزش توجه و تمرکز را جدی بگیریم.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

فاقد

 


استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  بازی هدفمند ، قصه هدفمند ، توجه ، تمرکز ، کودکان پیش دبستانی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 609
نام نویسنده: مومنی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 85
چکیده: 

هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش معنوی و سبکهای شناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه  بوده است. به همین منظور تعداد320 نفر (از بین 1900 دانش‌آموز) از دبیرستان‌های شهرستان شهربابک به روش چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها در این پژوهش عبارت بودند از: خودکارآمدی تحصیلی مورگان ـ جینکز، سبک شناختی کلب، هوش معنوی عبداله زاده و همکاران. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل واریانس و ضریب همبستگی استفاده  شد. برای آزمون سوالات از آمار توصیفی و  تحلیل رگرسیون استفاده  شد. نتایج نشان داد که بین هوش معنوی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد به نظر می رسد افرادی که از هوش معنوی بالایی برخوردارند؛ به نوعی به توانمندی ها و کفایت شناختی خویش ایمان و اعتقاد دارند و همین احساس منجر به تلاش آنها در عملکرد تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی بالای آنها می شود. و بین میزان هوش معنوی در سبک های مختلف شناختی تفاوت معنی دار وجود دارد به گونه ای که دانش آموزان با سبک همگرا دارای بالاترین میزان هوش معنوی و دانش آموزان دارای سبک واگرا دارای پایین‌ترین میزان هوش معنوی بودند و همین تفاوت در زمینه سبک های شناختی افراد را از لحاظ تحصیلی از یکدیگر متمایز می کند. همچنین بین میزان خودکارآمدی دانش‌آموزان در سبک های مختلف شناختی تفاوت معنی دار وجود دارد به این ترتیب که دانش آموزان با سبک شناختی انطباق یابنده دارای بالاترین میزان خودکارآمدی و دانش آموزان دارای سبک واگرا دارای پایین ترین میزان خودکارآمدی بودند. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد از بین متغیرهای هوش معنوی و مولفه های سبک های شناختی، به ترتیب هوش معنوی و مولفه سبک شناختی انطباق یابنده نقش بیشتری را در خودکارآمدی تحصیلی دارند. با توجه به اینکه خودکارآمدی تحصیلی با هوش معنوی ارتباط دارد، می توان با افزایش هوش معنوی از طریق اعمال روش های مناسب و غنی کردن محیط پرورشی، خودکارآمدی تحصیلی را افزایش داد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  هوش معنوي ، سبك‌هاي شناختي ، خودكارآمدي تحصيلي ، دانش‌آموزان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 608
نام نویسنده: حصارسرخی، ربابه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 85
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شایستگی هیجانی بر افزایش دانش هیجانی، تنظیم هیجانی و کاهش پرخاشگری کودکان بی­سرپرست و بد­سرپرست بود. مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور 18 نفر از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست در مراکز نگهداری که توسط مربی پرخاشگر معرفی شدند هم­چنین نمره پرخاشگری بیشتر از میانگین در پرخاشگری کودکان پیش­دبستانی داشتند، انتخاب شدند. این کودکان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (9) و گروه کنترل (9) گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه (60 دقیقه) تحت آموزش شایستگی قرار گرفتند. قبل از شروع مداخله و بعد از آن روی هر دو گروه فرم مربی پرخاشگری کودکان پیش دبستانی و آزمون تطبیق هیجانی ایزارد و همکاران حاوی چهار مؤلفه تطبیق حالات هیجانی، دانش موقعیت هیجانی، نامگذاری حالات هیجانی، تشخیص حالات هیجانی و بخش تنظیم هیجانی آزمون خودنظم بخشی اسمیت- دونالد اجرا شد. یافته­های حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس، نشان داد که دانش هیجانی، تنظیم هیجانی در کودکان گروه آزمایش در مرحله پس آزمون بیش از گروه کنترل بود. هم­چنین نمره پرخاشگری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در پس آزمون کاهش داشت. یافته­های حاصل از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره بین مؤلفه­های دانش هیجانی نشان داد، نمره پس آزمون دانش موقعیت هیجانی بین دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت. بنابراین آموزش شایستگی هیجانی می­تواند روش مؤثری برای افزایش دانش هیجانی، تنظیم هیجانی و کاهش پرخاشگری کودکان باشد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

فاقد

 


استاد راهنمای اول: طبيبي، زهرا
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  آموزش شایستگی هیجانی ، دانش هیجانی ، تنظیم هیجانی ، پرخاشگری ، کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 607
نام نویسنده: قویدل‌ریزه، فهیمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 122
چکیده: 

سالمندی و مشکلات شناختی این دوران یکی از مسائل عمده جوامع کنونی محسوب می شود. پژوهش حاضر شامل دو مطالعه بود. مطالعه اول با این هدف که آیا آزمون ساعت به اندازه آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی، به عملکرد شناختی افراد سالمند حساس است و هم چنین به منظور غربال گری تعدادی از سالمندان برای ورود به مطالعه دوم صورت گرفت (تعداد= 70، میانگین سنی= 70/69 ، انحراف استاندارد= 41/6 ). آزمودنی ها آزمون ساعت و آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی را کامل کردند، نتایج نشان داد که عملکرد افراد سالمند در دو آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی و ساعت از تحصیلات و جنسیت تاثیر می‌پذیرد نه سن. به علاوه، بین نمره کلی آزمون ساعت و آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی و هم چنین دو زیر مقیاس یاد آوری، توجه و محاسبه آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی ارتباط معنی داری وجود داشت. بنابراین به نظر می‌رسد که آزمون ساعت می‌تواند به عنوان یک ابزار ساده و سریع برای غربال وضعیت شناختی افراد سالمند استفاده شود. مطالعه دوم، اثربخشی برنامه آموزش حافظه‌کاری (ان- بک) و راهبردهای حافظه را برای ارتقا عملکرد حافظه‌کاری دیداری، کلامی و سرعت پردازش در افراد سالمندی که با استفاده از آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی در محدوده نرمال قرار داشتند، بررسی کرد. شرکت کنندگان (تعداد= 20، میانگین سنی= 70/67، انحراف استاندارد= 16/5) که همگی در آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی نمره 26 و بالاتر کسب کرده بودند، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (دریافت تمرین شناختی ان-بک و آموزش راهبردهای حافظه) و مداخله‌نما (دریافت برنامه تحریک شناختی آموزش کار با تلفن همراه) قرار داده شدند و بر روی همه آن‌ها پیش آزمون و پس آزمون (بلوک های کورسی، فراخنای ارقام وکسلر و استروپ) انجام شد. نتایج نشان داد که عملکرد حافظه‌کاری دیداری و حافظه کاری کلامی گروه آزمایش در مقایسه با گروه مداخله نما، بعد از اتمام برنامه آموزش حافظه کاری، افزایش یافت. بنابراین آموزش حافظه کاری و راهبردهای حافظه می تواند به بهبود عملکرد شناختی سالمندان فاقد علایم بالینی کمک نماید.

 

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: صالحي فدردي، جواد
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی ، آزمون ساعت ، سالمندی ، آموزش شناختی ، تکلیف ان- بک ، حافظه کاری


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 606
نام نویسنده: طباطبایی‌شهرآباد، عطیه‌سادات
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 141
چکیده: 

سندرم روده تحریک‌پذیر یکی از شایع ترین اختلالات کارکردی دستگاه گوارش است که به علت ایجاد درد مزمن، احساس ناراحتی اثرات منفی بر کیفیت زندگی می‌گذارد. بنابراین بررسی تأثیر درمان‌های روانشناختی بر این اختلالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر بود. این پژوهش به روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. افسردگی بک نسخه دو (BDI-II) و اضطراب بک (BAI) به عنوان مقیاس غربالگری مقیاس بیمارستانی اضطراب و افسردگی (HADS) و زمینه‌یابی سلامت- فرم کوتاه (SF-36) به عنوان مقیاس سنجش در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. 22نفر زن (سن: 7/36M=؛ 99/9SD=) از بیماران مراجعه کننده به متخصص داخلی که نمره افسردگی بک نسخه دو (BDI-II) آنها بین 13 تا 28 و اضطراب بک (BAI) آنها از هشت تا 25 بود به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پس از تکمیل پیش آزمون، گروه مداخله هشت جلسه تحت درمان فراشناختی قرار گرفتند. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیره توسط نرم افزار 21- SPSS، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معناداری را در اضطراب و افسردگی و بهبود قابل توجهی در شش خرده مقیاس از هشت خرده زمینه‌یابی سلامت- فرم کوتاه (36 SF-) که عبارتند از: محدودیت ایفای نقش ناشی از وضعیت سلامت جسمانی، محدودیت ایفای نقش ناشی از مشکلات هیجانی، خستگی یا نشاط، سلامت عاطفی، عملکرد اجتماعی، درد نشان داد؛ اما در دو خرده مقیاس عملکرد جسمانی و سلامت عمومی تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد. براساس نتایج پژوهش بکارگیری درمان فراشناختی می‌تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر مؤثر باشد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  سندرم روده تحریک‌پذیر ، اضطراب ، افسردگی ، کیفیت زندگی ، فراشناخت درمانی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 605
نام نویسنده: ایرانیان‌پهرآباد، سمانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 110
چکیده: 

هدف:بررسی روابط بین فردی از دیدگاه دلبستگی از جمله موضوعاتی است که در دهه‌های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اهمیت ارتباط الگوهای دلبستگی در کودکی باکیفیت روابط نزدیک در بزرگسالی موجب شکل‌گیریمداخله‌های مختلف با هدف بهبود سبک‌های دلبستگی ناایمن شده است. در همین راستا، این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر دلبستگی بر روی بهزیستی روان‌شناختی نمونه غیر بالینی دانشجویان انجام شد.روش:پژوهش حاضر، یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. نمونه هدف این پژوهش که در سال تحصیلی 91-92 صورت گرفت، 16 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بودند که سبک دلبستگی دل مشغول داشتند. مقیاس‌های رابطه (RSQ)،مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS-21) و مقیاس بهزیستی روان‌شناختیریف- فرم کوتاه (RSPWB) ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش بودند. گروه آزمایش 7 جلسه 90 دقیقه‌ایآموزش گروهی مبتنی بر دلبستگی دریافت کردند در صورتی که گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشتند.داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار 19SPSSو به کمک آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و نیز با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج: بر اساس نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری مشخصگردیدگروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افسردگی، اضطراب و تنیدگیکمتریدر پس آزمون گزارش نکردند. همچنین نمره سبک ایمن گروه آزمایش و نمره کلی بهزیستی روان‌شناختی نسبت به گروه کنترل در پس آزمون افزایش نیافت.نتیجه‌گیری:نتایج پژوهش حاضر نشان داد آموزش گروهی مبتنی بر دلبستگیموجب کاهش افسردگی، اضطراب و تنیدگی، افزایشبهزیستی روان‌شناختیو بهبود سبک دلبستگی نگردید.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  سبک دلبستگی ، افسردگی ، اضطراب ، تنیدگی ، بهزیستی روان‌شناختی ، نمونه غیر بالینی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 603
نام نویسنده: عابديني، الهه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 150
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی بر افزایش امید، کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به ام.اس بود. این پژوهش کاربردی و از نوع شبه آزمایشی و طرح گروه گواه نامعادل می‌باشد که دسته بندی شرکت‌کنندگان در آن به گروه‌های آزمایش و گواه تصادفی نبوده و هر دو گروه دارای پیش آزمون و پس آزمون هستند.ابزار مورد استفاده در این پژوهش افسردگی بک (ویرایش دوم)، مقیاس امید اشنایدر و مقیاس کیفیت زندگی مخصوص بیماران ام.اس بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری داده‌ها بر روی دو گروه آزمودنی‌ها اجرا گردید. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های درنظر گرفته شده از بین جامعه آماری شامل زنان مبتلا به ام.اس که عضو انجمن حمایت از بیماران ام.اس شهر زاهدان بودند، تعداد 24 بیمار انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 12 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه ی دو ساعته که به صورت هفتگی برگزار می شد، تحت گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی قرار گرفتند، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی به طور معناداری موجب افزایش امید، کاهش افسردگی و بهبود بعد روانی کیفیت زندگی در زنان مبتلا به ام.اس در مقایسه با گروه گواه شده (001/0 >P)، ولي در بهبود‌بعد جسمانی کیفیت زندگی اثربخشی معناداری نداشته است. در مجموع یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی در افزایش امید، کاهش افسردگی و بهبود بعد روانی کیفیت زندگی زنان مبتلا به ام.اس مؤثر است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: طالبيان شريف، جعفر
کلید واژه ها:  گروه درمانی ، امیددرمانی ، امید ، افسردگی ، کیفیت زندگی ، ام.اس


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 602
نام نویسنده: صدري، سيدالهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 100
چکیده: 

پژوهش حاضر با در نظر گرفتن آسیب های ناشی از اختلالات رفتاری کودکان، با این هدف انجام شد که نشان دهد آیا مدل درمانی رویکردتحولی- تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط(DIR) ، یعنی بازی درمانی فلورتایم مبتنی بر خانواده، بر کاهش نشانه ها و بهبود کودکان دارای نشانگان نافرمانی مقابله ای  و همچنین کاهش استرس مادران آنها تاثیر دارد یا خیر؟جامعه آماری این پژوهش کودکان پیش دبستانی ناحیه 9 شهرداری شهر مشهد بوده و نمونه مورد نیاز ، از میان 240 خانواده که با مهد های کودک این ناحیهدر ارتباط بودند و نیز با بررسی برگه پذیرش 250 مورد مراجعه کننده به یکی از کلینیک های کودک این منطقه، انتخاب شد. بدین ترتیب که پنج نفر از مادرانی که کودکان آنها بر اساس فهرست رفتاری کودکان، دارای نشانگان نافرمانی بوده و حاضر به همکاری در طرح پژوهشی و شرکت در کلاس ها بودند، به همراه فرزندانشان، به عنوان گروه آزمایش و ده نفر نیز به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. ابزارمورد استفاده در این پژوهش فهرست رفتاری کودکان (CBCL)، برای شناسایی نشانگان نافرمانی مقابله ای و شاخص PSI-SF، برای بررسی میزان استرس مادران بود.روش کار نیز بدین صورت بود که در ابتدا والدین هر دو گروه آزمایش و کنترل، این ها را تکمیل کرده و سپس گروه آزمایش، در طی هشت جلسه 90 دقیقه ای آموزش دیدند و ضمن آشنا شدن با مفاهیم رویکرد DIR، تکنیک ها و اصول بازی درمانی فلورتایم را فرا گرفته و آن را در جلسات بازی درمانی تمرین کردند. دو هفته بعد از اتمام جلسات، CBCL و شاخص PSI-SF بار دیگر و به عنوان پس آزمون به والدین هر دو گروه داده شد. به طور کلی، تحلیل نتایج بدست آمده به شیوه ناپارامتری، نشان داد که مدل درمانی رویکرد DIR، یعنی بازی درمانی فلورتایم، باعث کاهش نشانگان نافرمانی کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل و همچنین کاهش استرس مادران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل می شود که نشان از تاثیر این نوع بازی درمانی بر کودکان و مادران دارد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  نشانگان نافرمانی مقابله‌ای ، استرس مادران ، رویکرد DIR ، فلورتایم مبتنی بر خانواده


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 601
نام نویسنده: احراری‌رودی، عبدالغفور
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 137
چکیده: 

زمینه وهدف:این پژوهش با هدف بررسی مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و تحلیل رفتار متقابل بر افسردگی مادران دارای کودکان کم­­ توان ذهنی انجام پذیرفت پژوهش کاربردی و از نوع آزمایشی است. مواد وروش : با استفاده از روش نمونه­ گیری تصادفی از میان مادران کودکان کم­ توان ذهنی که فرزند آنان در یکی از مراکز توانبخشی خصوصی شهر مشهد تحت آموزش و توانبخشی  می­باشد (در محدوده سنی 30 تا 55 سال  حداقل مدرک دیپلم و متأهل) تعداد 45 نفر برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند که 15 نفر در گروه آزمایش وجودی 15 نفر در گروه آزمایش تعاملی و 15 نفر در گروه کنترل به طور تصادفی گمارده شدند. که این تعداد بعد از ریزش به (36) نفر رسید که در هر گروه (12) نفر جای گرفتند این افراد در ابتدا با آزمون افسردگی بک و شادکامی آکسفورد جهت اندازه­گیری افسردگی مورد آزمون قرار گرفته بودند و از میان افرادی که نمره افسردگی آنها در آزمون بک کمتر 21 نبود و آکسفورد بیشتر از24 نبود برای شر کت در این پژوهش انتخاب شده بودند سپس دو گروه آزمایش، مداخله گروه درمانی مبتنی بر اصالت وجود و تحلیل رفتار متقابل به مدت 12 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) اجراء شد. یافته ها  : بعد از اتمام این دوره درمان به منظور سنجش میزان تغییر متغیر وابسته (میزان افسردگی) مجدداً آزمون افسردگی بک و شادکامی آکسفورد به عنوان پس آزمون در هر سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) اجراء شد نتایج تحلیل­های آماری کواریانسی یک متغیره به تأیید فرضیه اثربخشی بیشترگروه درمانی وجودی انجامید.                                                                      :   :بدین ترتیب گروه درمانی با رویکرد اصالت وجود در یک گروه آزمایش به طور معناداری موجب کاهش افسردگی در مقایسه با دیگر گروه آزمایش که از گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل بهره برده بوده و گروه کنترل می­شود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


 


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  گروه درمانی وجودی ، گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل ، افسردگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 600
نام نویسنده: غلامی‌دوبرجه، زهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 126
چکیده: 

مقدمه. نقش احساسات و فرایند های ناخودآگاه در تصمیمگیری خریداران، شناخت مغز انسان وکارکردهای عصبی آن را به حیطه مناسبی برای فهم رفتار و پیش‌بینی تصمیم‌گیری خریداران تبدیل کرده است. در این راستا، ترکیب شدن مطالعات میان رشته ای مختلف در حوزه‌های علوم شناختی منجر به ایجاد حوزه نوپای نورومارکتینگ شده است.

 هدف. این مطالعه دو هدف اصلی داشت: (الف) سنجش مولفه‌های تاثیرگذار بر رجحان مصرف کنندگان در مواجهه با نام تجاری نوشیدنی‌های مختلف و(ب) پیش­ بینی انتخاب نام تجاری مصرف‌کنندگان بر‌اساس پروتکل انتخابی با استفاده از پتانسیل‌های وابسته به رویداد که از اهداف مهم در مطالعات بازاریابی عصبی می‌باشند.

روش. در این پژوهش، 26 آزمودنی در بازه سنی 18 الی 26 ساله (13 نفر مرد؛ میانگین سن = 40/24؛ انحراف استاندارد =34/1 ؛ و 13 نفر زن؛ میانگین سن =60/22 ؛ انحراف استاندارد =87/2) مورد بررسی قرار گرفتند. برای یکسان سازی تصویر ذهنی آزمودنی‌ها پیش زمینه تکلیف‌ها و نیز افزایش توجه، داستانی کوتاه برای انتخاب یک نوشیدنی گفته شد. دو تکلیف طراحی شده به روش نظم متقاطع ارائه شدند و همزمان با اجرا ثبت پتانسیل‌های وابسته به رویداد (ERPs) از آزمودنی‌ها، انجام گرفت. همچنین، پس از انجام ثبت، پاسخ‌های رفتاری آزمودنی‌ها از طریق آزمون چشیدن مورد سنجش قرار گرفت. از داده‌های مورد استفاده میانگین‌‌گیری شد تا با پاسخ‌های کلامی مورد مقایسه قرار گیرد. نتایج حاصل از ERP داده ها به روش  تحلیل آماری  اندازه گیری های مکرر RANNOVA و آزمون همبستگی و رگرسیون جهت بررسی رجحان افراد به نام تجاری، و تاثیر رنگ و طعم محصول در سوگیری توجه به نام تجاری محصول در چهار زیر گروه (آشنا-ناآشنا، ایرانی-خارجی) مورد ارزیابی قرار گرفتند.

 یافته: مولفه‌های پیش از درک ERP جهت پیش بینی دقیق‌تر رجحان‌های مصرف کنندگان معنادار شد و مقایسه  رفتارهای کلامی  و پاسخ های ثبت شده مغزی افراد حاکی از  68% عدم مطابقت با یکدیگر بود.

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل، این  فرضیه را که مقیاس‌های خود-گزارشی در شناسایی رجحان افراد کاملا دقیق نبوده و نیازمند پیش بینی های مبنی بر روش‌های عصب‌شناختی نیز می‌باشد را تایید می‌نماید. 

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

 فاقد

 


استاد راهنمای اول: صالحي فدردي، جواد
استاد مشاور اول: امين يزدي، سيد امير
کلید واژه ها:  نورومارکتینگ ، پتانسیل‌های وابسته به رویداد (ERP) ، آزمون چشیدن ، برندینگ ، رجحان ، سوءگیری توجه

<   111213141424344454647484950515253545556575859606162636465666768788898108118128138148   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.