دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   11121314151616263646566676869707172737475767778798081828384858696106116126136146156   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1552 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 484
نام نویسنده: مختاريان دلوئی، فرزانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 73
چکیده: 

   در دنیای امروز انسان ها روز به روز احساس استقلال مالی و اقتصادی بیشتری می کنند و نیاز آن ها به حضور جنس مکمل در زندگی شان برخاسته از نیاز به امنیت و بقا نیست بلکه بیشتر نیاز به احساس صمیمیت ، نزدیکی و درنهایت عشق است. عشق ، شور زندگی است و حالتی نیست که بشود آن را از کسی گرفت یا به کسی داد. متأسفانه بحران زمانه ی کنونی این است که افراد در طول زندگی مشترک خود هرگز فرصت پیدا نمی کنند به این مهم اهمیت دهند که با یکدیگر تنها باشند و به دور از هر مزاحمتی با هم صمیمی و نزدیک شوند. درحالیکه از سوی دیگر بسیاری از زوج ها دیگر تجربه ی زندگی با ارتباطات نزدیک جامعه ای چون یک خانواده گسترده یا یک روستا را ندارند و لذا آن ها به غیر از همسرشان هیچ منبع حمایتی دیگری را تجربه نمی کنند. با توجه به این تنهایی بشر امروز و خواسته و نیاز روحی نسل معاصر برای یافتن عشق رومانتیک ،ناچاریم به کشف این مسأله: که چگونه زندگی زناشویی موفقی را با انتخاب درست و مناسب عشق رومانتیک خود ایجاد کنیم؟ برای این منظور نیاز داریم پایه های اساسی یک رابطه موفق را دریابیم و هماهنگی بین خود و شخص موردعلاقه مان را براساس این پایه های اساسی ارزیابی کنیم. روانشناسان پایه های اساسی زندگی زناشویی را مواردی از قبیل روابط عاشقانه ، میزان و کیفیت روابط جنسی ، ابراز صمیمیت به همسر ، اعتماد متقابل، صداقت و... می دانند که اجمال و خلاصه‌ی این موارد را در سه ضلع مثلث عشقی اشترنبرگ (صمیمیت ، تعهد ، شهوت) می بینیم. مسائل مختلفی می تواند بر این سه ضلع تأثیر بگذارد(مثل منش و شخصیت فرد ، نگرش ها و احساسات ، سبک دلبستگی و...) که یکی از تأثیر گذارترین مسائل بر روابط عاشقانه افراد که نظریه پردازان مختلفی همچون بالبی به آن اشاره دارند، سبک دلبستگی است. روابط دلبستگی نقش مهمی در احساس امنیت دارند ، به نظر بالبی رابطه ی ناایمن موجب بی اعتمادی ، مشکل در هماهنگی و حساس بودن و نارضایتی هیجانی در روابط عاشقانه می شود. سررشته‌ی این احساس امنیت یا عدم امنیت را در کودکی افراد می توانیم بیابیم. این سبک های دلبستگی در چهارچوب روابط نخستین مادر-نوزاد تشکیل می شوند و از آن پس تعامل های فرد با دیگران ، از جمله روابط صمیمی وی در بزرگسالی را تحت تأثیر قرار می دهند. با توجه به اهمیت وجود رابطه ی امن برای کودک و ارتقاء بهداشت روانی کودک که باید رابطه ای گرم ، صمیمی و مداوم را با مادرش تجربه کند و تاثیر عمیق این رابطه بر روابط عاشقانه بزرگسالیش ، پژوهش حاضر انجام پذیرفت تا به بررسی رابطه و مقایسه ی سبك هاي دلبستگي بزرگسالان (ايمن ، نا ايمن اجتنابي و ناايمن اضطرابي) با سه م‍ؤلفه ي عشق اشترنبرگ (صميميت ، ميل جنسي و تعهد) بپردازد . در اين پ‍‍ژوهش  نفر از دانشجويان دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، دانشگاه فردوسي مشهد شامل 32 نفر زن و 28 نفر مرد شركت داشتند. پژوهش حاضر به صورت مقايسه اي و با ‌ي "سبك هاي دلبستگي هازان و شاور" و " ي مثلث عشق اشترنبرگ" سنجيده و با هم مقايسه شده اند. نتايج پ‍ژوهش در ميان افراد مطالعه شده ، نشان مي دهد كه بين سبك دلبستگي ايمن و مؤلفه ها ي (صميميت، ميل و تعهد) رابطه ي مثبت و معني داري وجود دارد. .نتایج علاوه بر این نشان می دهد که رابطه ي معنادار و معكوس بين سبك دلبستگي اجتنابي و صميميت وجود دارد.  

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مأخذ 

 


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 482
نام نویسنده: احمدنيا، فاطمه
نویسنده دوم: پاشاخانی، نجمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 122
چکیده: 

 

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مآخذ 


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 268
نام نویسنده: خسروی، محمد علی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 101
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه رشد حرفه ای، فرسودگی و رضایت شغلی معلّمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی شهرستان‌های شرق استان گلستان بود. پژوهش به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه معلّمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی مشغول به تدریس در سال تحصیلی 91-90 در سطح شهرستان‌های شرق استان گلستان به تعداد 2056 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 402 نفر (80 نفر معلّم از مدارس استثنایی و 322 نفر معلم از مدارس عادی) برآورد گردید. نمونه گیری به روش خوشه ای چند مرحله ای صورت گرفت. برای گردآوری داده‌ها از سه رشد حرفه ای آکفیلت و کوت و فرسودگی شغلی مسلچ و همکاران و رضایت شغلی بری فیلد و روث استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های گرد آوری شده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل کوواریانس استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد: 1- بین رشد حرفه ای و فرسودگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی در سطح 01/0 رابطه معکوس و معنا داری وجود دارد. 2- بین رشد حرفه ای و رضایت شغلی معلمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی در سطح 05/0 رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. 3- بین رضایت شغلی و فرسودگی شغلی معلمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی در سطح 01/0 رابطه معکوس و معنادار وجود دارد. 4- از نظر میزان رشد حرفه ای بین معلمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی تفاوت معنا دارمی باشد. 5- از نظر میزان فرسودگی شغلی بین معلمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی تفاوت معنا داری وجود ندارد. 6- از نظر میزان رضایت شغلی بین معلمان مقطع ابتدایی مدارس عادی و استثنایی تفاوت معنا داری وجود ندارد.

فهرست مندرجات   نتيجه گيري   فهرست منابع و مآخذ  


استاد راهنمای اول: اصغری نکاح، سید محسن
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا
کلید واژه ها:  رشد حرفه ای ، فرسودگی شغلی ، رضايت شغلی ، معلمان عادی ، معلمان استثنايی ، استان گلستان


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 269
نام نویسنده: اسد خاني، عبدالواسط
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 100
چکیده: 

هدف این پژوهش، بررسي رابطه بين سبک های تفکر و گرایشهای پژوهشی با رشد حرفه اي در اعضاي هيئت علمي دانشگاه های فردوسي و علوم پزشکی مشهد بود. روش تحقیق از نوع توصیفی –همبستگی بود. بدین منظور نمونه‌ای به حجم 148 آزمودنی، از بین اعضاي هيئت علمي دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد انتخاب شدند. سبک‌های تفکر و ‌های محقق ساخته گرایش‌های پژوهشی و رشد حرفه‌ای توسط آزمودنی‌ها تکمیل شد. اعتبار و روایی ‌های مذکور احراز شد. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس چند متغیره، رگرسیون چندگانه، تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی استفاده شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که سبک تفکر قضایی با گرایش پژوهشی کاربردی رابطه مستقیم مثبت و معنادار دارد؛ سبک تفکر اجرایی با گرایش پژوهشی کاربردی رابطه معکوس منفی ولی معنادار دارد؛ و گرایش پژوهشی بنیادی و کاربردی با رشد حرفه‌ای آموزشی و پژوهشی رابطه معناداری ندارند. نتایج به دست آمده از آزمون مانوا نشان داد كه بین دو دانشگاه، در دو متغیر سبک تفکر قانونی و قضایی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0> p)؛ اما در متغیر سبک تفکر اجرایی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0< p). همچنین بین دو دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد در متغیر گرایش پژوهشی کاربردی (01/0P<) تفاوت معناداری وجود دارد ولی بین دو دانشگاه در متغیر گرایش پژوهشی بنیادی (05/0P>) تفاوت معناداری وجود ندارد.

فهرست مندرجات   نتيجه گيري  فهرست منابع و ماخذ 


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  سبك هاي تفكر ، گرايش هاي پ‍ژوهشي ، پژوهش ، رشد حرفه اي ، اعضاي هيئت علمي


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 270
نام نویسنده: اكبري بورنگ، محمد
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 332
چکیده: 

امروزه کیفیت آموزش، به ویژه در آموزش مجازی که روز به روز توسعه می یابد، اهمیت زیادی دارد. دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی مدام به ارزیابی از کیفیت و عوامل دخیل در آن می‌پردازند. یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر کیفیت آموزش، باورهای آموزشی آموزش گران است. باورهای آموزشی از جمله جهت گیری های برنامه درسی شکل دهنده رفتار آموزشی آموزش گران هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفیت تدریس مجازی استادان با توجه به جهت گیری‌های برنامه درسی آنان و ارائه الگوی تدریس مجازی با کیفیت بود. این پژوهش از نو ع ترکیبی (کمی و کیفی) بود. به این منظور از دو روش کمی و کیفی به منظور پاسخ به سؤالات پژوهش استفاده شد. جامعه آماری شامل استادانی که در دوره های مجازی دانشگاه‌های فردوسی مشهد، علوم پزشکی مشهد، شهید بهشتی، علم و صنعت ایران، امیرکبیر، خواجه نصیرالدین طوسی، علوم و حدیث شهر ری و جامعه المصطفی قم فعالیت داشته اند و دانشجویانی که درس یا دروسی را با این استادان شیوه مجازی گذرانده بودند را در بر گرفت. در بخش کمی 179 استاد و 988 دانشجو به شیوه طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. در بخش کیفی نیز با 31 استاد و 42 دانشجو مصاحبه به عمل آمد. به منظور گردآوری اطلاعات در بخش کمی از های "کیفیت تدریس" و "جهت گیری های برنامه درسی" و در بخش کیفی نیز از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های کمی از روش های آمار توصیفی و استنباطی با استفاده ازنرم افزار spss نسخه 16 و Lisrel نسخه 5/8 استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل تفسیری استفاده شد. همچنین از روش توصیفی تحلیلی جهت ارائه الگوی مفهومی تدریس مجازی باکیفیت استفاده شد. یافته ها نشان داد که جهت گیری رفتارگرایی رویکرد غالب استادان بود. در بررسی تفاوت جهت گیری های برنامه درسی استادان بر حسب دانشگاه محل خدمت آنان، تفاوت معناداری در جهت گیری انسان گرایی و به گزینی شوآب میان استادان دانشگاه امیرکبیر، فردوسی مشهد و علوم پزشکی مشهد مشاهده شد. استادان زن در مقایسه با استادان مرد جهت گیری انسان گرایی و به گزینی شوآب را در سطح بالاتری ارزش گذاری نمودند. دانشجویان شرکت کننده در دوره های مجازی کیفیت تدریس مجازی استادان شان را در سطح مطلوبی ارزیابی نکردند. کیفیت آموزش مجازی استادان بر حسب جهت گیرهای برنامه درسی و مرتبه علمی آنان متفاوت بود. دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر، کیفیت تدریس مجازی استادانشان را در سطح بالاتری ارزش گذاری کردند. در پایان الگوی تدریس مجازی با کیفیت بر اساس مطالعه اسناد و مدارک مربوط و نتایج بخش اول پژوهش پیرامون جهت گیری های برنامه درسی و کیفیت تدریس مجازی ارائه شد. این الگو عناصر آموزشگر، فراگیر و فرایند یاددهی-یادگیری (طراحی، اجرا و ارزشیابی) را دربر گرفته، با کمک متخصصان و مدرسان آموزش مجازی اعتبار بخشی و در پایان الگوی نهایی تدریس مجازی با کیفیت ارائه گردید.

فهرست مندرجات   نتيجه گيري   فهرست منابع و مآخذ 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور دوم: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  جهت گيري هاي برنامه درسي ، آموزش مجازي ، كيفيت تدريس مجازي ، الگوي تدريس مجازي ، استادان ،  دانشجويان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 481
نام نویسنده:  پورگنابادی، حمیده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 109
چکیده: 

هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش گروهي مبتنی بر رویکرد منطقی، هیجانی- رفتاري در بهبود مدیریت هیجانات منفی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست شهر مشهد بود.

این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل نما است. جامعه آماری در این پژوهش عبارت است از کلیه کودکان بی سرپرست و بدسرپرست با دامنه ی سنی 9-12 سال شهر مشهد که بهر دلیلی توسط سازمان بهزیستی خراسان رضوی به عنوان بی سرپرست و بدسرپرست به مراکز نگهداری ارجاع داده شده اند. بدین منظور 19 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی(10نفر) و گروه کنترل نما(9نفر) گمارش شدند. گروه آزمایشی به مدت 12جلسه (5/1ساعته) تحت آموزش گروهی منطقی- هیجانی، رفتاری قرار گرفتند و گروه کنترل نما به مدت 7جلسه (1ساعته) همراه درمانگر به بازی و تماشای تلویزیون و... پرداختند. قبل از شروع مداخله و پس از آن هر دو گروه مدیریت هیجان کودک و باورهای منطقی کودکان را تکمیل کردند.

با توجه به نتایج آزمون تحلیل کوواریانس و تی مستقل ، آموزش گروهی مبتنی بر REBT در مدیریت خشم و اندوه و افزایش باورهای منطقی کودکان بی سرپرست موثر بود. اما با انجام آزمون تی مستقل بین دو گروه در مدیریت نگرانی تفاوت معناداری مشاهده نشد  و این رویکرد در مدیریت نگرانی کودکان بی سرپرست موفق نبود

فهرست مندرجات       فهرست منابع و مأخذ  

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  آموزش گروهی مبتنی بر رویکرد منطقی- هیجانی،رفتاری ، کودکان بی سرپرست و بد سرپرست ، مدیریت خشم ، مدیریت اندوه ، مدیریت نگرانی و باورهای منطقی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 267
نام نویسنده: عبدالهی، رمضان
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 119
چکیده: 

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مآخذ 


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 266
نام نویسنده: باقرپور، مرتضی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1391
تعداد صفحات: 112
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی بین کیفیت زندگی کاری و کارایی کارکنان سازمان آموزش و پرورش

شهرستان های کاشمر، خلیل آباد، بردسکن و کوهسرخ انجام شد. روش تحقیق از نوع همبستگی و  جامعه

آماری شامل کلیه کارکنان آموزش و پرورش این چهار شهر بود. تعداد این افراد با توجه به آمار استعلام شده160 بودند که تمامی این افراد به روش سرشماری جزو نمونه تحقیق قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل دو کیفیت زندگی کاری(بلهاری و همکاران1389) و کارایی(حسینی،1388) بود. با انجام یک مطالعه مقدماتی ضریب آلفای کرونباخ برای کیفیت زندگی کاری 85/ . و برای کارایی96/ . به دست آمد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی ، آزمون رگرسیون ساده و آزمون همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مهمترین نتایج تحقیق نشان داد که:1) بین کیفیت زندگی کاری و کارایی رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. 2) بین فرصت رشد و امنیت مداوم و کارایی رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. 3) بین حقوق ومزایای منصفانه و کارایی رابطه ی معناداری وجود ندارد.4) بین محيط سالم ، ايمني كار و کارایی رابطه ی مثبت  معناداری  وجود دارد. 5) بین قانون گرايي در كار و کارایی رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. 6) بین وابستگی اجتماعی زندگی کاری وکارایی رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. 7) بین  فضای کلی زندگی  و کارایی رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. 8)بین  یکپارچگی و انسجام اجتماعی و کارایی رابطه ی مثبت  معناداری وجود دارد. 9) بین توسعه قابلیت های انسانی و کارایی رابطه ی مثبت  معناداری وجود دارد.

 

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مآخذ 

 


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
کلید واژه ها:  کیفیت زندگی کاری ، کارایی ، مولفه های کیفیت زندگی کاری


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 265
نام نویسنده: محدثه، سپندار
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 135
چکیده: 

توجه به فرهنگ در برنامه درسي به طور عام و به طور خاص، استفاده از آن در فرایند تدریس به مدرسان و دانشجویان کمک می­کند تا انگیزه بیشتری جهت برقراری تعامل بیشتر در جهت آگاهی از ارزش­ها و فرهنگ جامعه داشته باشند و در این زمینه بستر مناسبی را برای اشاعه ارزش­ها و هنجارهای فرهنگ آرمانی ایجاد نمایند. هدف اين پژوهش آن است که تا چه حد مؤلفه‌های فرهنگی در برنامه درسی اجرا شده مورد توجه قرار گرفته است. از اینرو سوال اصلی پژوهش حاضر آن است كه تا چه ميزان در برنامه­هاي درسي رشته­هاي علوم تربيتي و روانشناسی نسبت به اهميت و به‌کارگیری مؤلفه‌های فرهنگ توجه شده است؟ این تحقيق از نوع پيمايشي بوده و جامعه آماري آن را 30 نفر از اساتيد و 254 نفر از دانشجويان رشته­هاي علوم تربيتي و روانشناسی كه در سال تحصيلي 91-1390 در دروس تخصصي حضور دارند، تشكيل مي­دهند. با توجه به محدود بودن جامعه آماري اساتيد، جهت نمونه گيري از روش سرشماري و براي گروه دانشجويان با توجه به اين امر كه جامعه آماري شامل دو گروه علوم تربيتي و روانشناسي بود، از روش نمونه گيري طبقه­اي استفاده گرديد و حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گيري 105 نفر برآورد شد. به منظور گردآوري داده­ها از يك محقق ساخته در قالب چهار مؤلفه اصلي (ارزش‌های فردی، اجتماعی، مذهبی- اخلاقی و حرفه­ای) و پانزده مؤلفه فرعي (مسئولیت­پذیری، صمیمیت و فداکاری، عدالت، پایبندی به اعتقادات دینی و...) جهت بررسي ميزان اهميت و به­كارگيري مؤلفه‌های فرهنگي در برنامه درسي اجرا شده استفاده شده است. داده­هاي گردآوري شده با استفاده از آماره‌های توصيفي (ميانگين و انحراف استاندارد) و آزمون­هاي آماري t مستقل، آزمون t استيودنت گروه­هاي همبسته و طرح اندازه گيري مكرر مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج نشان داد ميزان اهميت به فرهنگ در برنامه درسي اجرا شده توسط دو گروه جامعه پژوهش در سطح بالا ارزيابي گرديد و در اين ارزيابي اساتيد ميزان اهميت ارزش­هاي مذهبي- اخلاقي را بيشتر از دانشجويان درك نموده و ميانگين بالاتري در اين مؤلفه نسبت به دانشجويان داشتند، اما در ساير مؤلفه‌های اصلي (ارزش­هاي فردي، اجتماعي و حرفه­اي) تفاوت معناداري وجود نداشت. همچنين نتايج نشان داد كه تفاوت معناداري بين اساتيد و دانشجويان در رابطه با ميزان كاربرد مؤلفه‌های فرهنگ در برنامه درسي اجرا شده وجود دارد، دانشجويان معتقدند كه اساتيد از مؤلفه‌های فرهنگ كمتر در تدريس استفاده مي­كنند، اما هر دو گروه معتقد بودند كه به اندازه­اي كه مؤلفه‌های فرهنگ در برنامه درسي اهميت دارند از آن­ها در فرايند تدريس استفاده نمي­شود. از اینرو به نظر می­رسد با عنایت به وابستگی انکارناپذیر تعلیم و تربیت به طور عام و برنامه درسی به طور خاص با مقوله فرهنگ، باید طراحی و تدوین برنامه‌های درسی را به سمت این ارتقاء و پیوستگی، سوق داد. در این راستا برنامه­ های درسی باید مورد تجدیدنظر قرار گیرند تا برنامه‌های درسی، کارآمدی و اثربخشی لازم را در خصوص ایفاء کارکرد­های فرهنگی به انجام رسانند.

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مآخذ   

 


استاد راهنمای اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور اول: قندیلی، سید جواد
استاد مشاور دوم: نوغانی، محسن
کلید واژه ها:  آموزش عالی ، فرهنگ ، برنامه درسی اجرا شده ، برنامه درسی حساس به فرهنگ


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 264
نام نویسنده: تاتاری، مریم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 123
چکیده: 

رویدادهای مهمی که به­ویژه در دهه­ های اخیر در سراسر دنیا روی داده، نشان­دهنده­ی این واقعیت است که جوامع بشری پیوسته دست­خوش رویدادهای غیرقابل کنترل و پیش­بینی مي­باشد که از آن به «بحران» تعبیر می­شود. بحران­، بر تمام سطوح از کلان تا خرد تأثیر می­گذارد­ و سازمان­ها به ­عنوان یک خرده سیستم از این امر مستثنی نیستند. مدیران سازمان­ها نقش کلیدی در رویارویی با بحران­هایی را دارندکه ممکن است موجودیت سازمان را تهدید کند و از آنجایی که مطابق تحقیقات، یکی از عوامل مؤثر بر اثربخشی مدیران خودشیفتگی می­باشد، این پژوهش به بررسی رابطه میان مدیریت بحران و خودشیفتگی مدیران پرداخته است. این مطالعه از حیث روش کمی بوده و با استفاده از روش همبستگي انجام  شده است. جامعه آماری شامل كليه مديران (مرد و زن) مقطع تحصيلي متوسطه شهر مشهد در سال تحصيلي 90-1389 می­باشد (n=404) که با استفاده از روش نمونه­ گیری خوشه­ای چندمرحله­ای، نمونه­ای 222 نفری انتخاب شد. براي سنجش خودشيفتگي از شخصيت خودشيفته(NPI-16) و براي بررسي مديريت بحران از پژوهشگر­ساخته استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه­ي معناداري بين خودشیفتگی و مدیریت بحران وجود ندارد. به­عبارت دیگر، میزان بالا یا پایین خودشیفتگی با  نحوه مدیریت بحران مدیران رابطه ندارد. به­نظر می­رسد یکی از عوامل مهمی که بر این یافته تأثیر گذاشته است، مدیریت متمرکز آموزش و پرورش ­باشد. طبق این دیدگاه، تمام برنامه­ها و اقدامات باید مورد تأیید مقامات بالاتر باشد. در چنین شرایطی، دور از ذهن نخواهد بود که ویژگی­های شخصیتی مدیران مجال کمتری جهت تأثیرگذاری در تدوین برنامه­ ها و برنامه ­ریزی برای بحران­ها پیدا کند.

فهرست مندرجات    فهرست منابع ومآخذ 

 


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: مشهدي، علي

<   11121314151616263646566676869707172737475767778798081828384858696106116126136146156   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.