دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   1112131415161626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091101111121131141151   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1552 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 470
نام نویسنده: غلامی، محمد حسين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 123
چکیده: 

خانواده­ های جانبازان با چاشهای بسیاری روبرو هستند، که آنها را در معرض سطوح بالای تنیدگی و دیگر پیامدهای منفی روانی قرار می­دهد. مشارکت والدین در برنامه های درمانی کودکان می­تواند این آشفتگی­ ها را کاهش دهد . پژوهش حاضر با هدف اثر بخشي رويكرد آموزش مدیریت شناختي- رفتاري همسران جانبازان  بر كاهش تنيدگي والدینی همسران جانبازان و کاهش مشكلات رفتاري فرزندانشان انجام گرفت. جهت انجام اين پژوهش برنامه آموزش مدیریت شناختي- رفتاري دنگل و پولستر(1998) و اسکات (1989) استفاده شده است. شیوه تحقیق مداخله­ ای (شبه آزمایشی) بوده و روش پژوهش طرح پيش آزمون پس آزمون با گروه آزمایش و كنترل مي­باشد،. جامعه مورد نظر، شامل کلیه همسران جانبازان دارای فرزند دختر 6 تا 12 ساله است که این کودکان در دبستان دخترانه شاهد طوبی در منطقه 6 مشهد مشغول به تحصیل می­ باشند که تعدا آنها 76 نفر است. تعداد افراد آزمودنی مورد بررسی در نمونه 20 نفر بود که از این تعداد 10 نفر در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه کنترل قرار گرفته و  به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند.كارگاه آموزشي بصورت هفته­ ای دو جلسه به مدت پنج هفته و 10 جلسه آموزشي برگزار گردیده است. جهت جمع­ آوري داده‌ها از دو تنيدگي والديني (پي اس آي) آبيدين و فهرست مشكلات رفتاري كودك (سي بي سي ال) در دو نوبت پيش و پس آزمون استفاده شد. جهت تحلیل فرضیه های تحقیق ازتحليل كواريانس چندراهه استفاده شد. تحلیل نتایج تحقیق نشان داد که شیوه مداخله گری یا همان آموزش مديريت شناختی- رفتاري همسران جانبازان در کاهش تنیدگی والدینی، همسران جانبازان موثر بوده است. اما آموزش مديريت شناختی- رفتاري همسران جانبازان در کاهش مشکلات رفتاری کودکان جانبازان موثر نبوده است. همچنین نتایج مشخص کرد که آموزش مديريت شناختی- رفتاري همسران جانبازان در کاهش هم قلمرو کودک و هم قلمرو والدین این افراد موثر است. و نیز نتایج آموزش مديريت شناختی- رفتاري همسران جانبازان را در کاهش مشکلات درونی سازی و هم مشکلات برونی سازی موثر معلوم کرد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  آموزش مديريت شناختي رفتاري ، تنيدگي والديني ، مشكلات رفتاري


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 469
نام نویسنده: هاشميان مقدم، اعظم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 198
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر اندازه گيری ميزان اثربخشي حساسيت زدايي منظم از طريق حرکت چشم و پردازش مجدد(اي.ام.دي.آر) بر کاهش شدت افسردگي اساسي زنان و مقايسه آن با دارودرمانی می باشد. نمونه شامل 15 زن است که برای اولين بار تشخيص افسردگی اساسی گرفته و نيز برای اولين بار تحت درمان قرار می گرفتند. اعضای نمونه با روش نمونه گيری در دسترس انتخاب و به لحاظ نرخ شدت افسردگی، سن و تحصيلات همتاسازی شده و در سه گروه شامل گروه تحت درمان با اي.ام.دي.آر ، دارودرمانی و گروه بدون درمان (کنترل) جای گرفتند.

متغير مستقل مداخله درمانی با دوسط دارودرمانی و درمان با اي.ام.دي.آر (که طی پنج جلسه نود دقيقه ای برای گروه درمانی به اجرا در آمد) بود. گروه کنترل هيچ مداخله ای را دريافت نکرد. پيش آزمونها قبل از شروع درمان آغاز شد. اجرای پس آزمونها بر روی گروههای آزمايشی و گروه کنترل در يک زمان و يک هفته بعد از اتمام مداخله های درمانی انجام پذيرفت.

در راستای تاييد احتمال اثربخشی بيشتر روش درمانی اي.ام.دي.آر نسبت به دارودرمانی در کاهش علائم و نرخ شدت افسردگی سه فرضيه اصلی و نه فرضيه فرعی مطرح گرديد. طرح پژوهشی شبه آزمايشی از نوع پيش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود و ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها، محقق ساخته جمعيت شناختی، سياهه افسردگی بک، اضطراب بک، مقياس اعتماد به شناختواره مثبت و مقياس برآشفتگی ذهنی بود. روشهای مورد استفاده جهت تجزيه و تحليل آماری شامل تحليل کوواريانس و تحليل اندازه اثر بالينی بود.

نتايج بدست آمده حاکی از اين بود که روش درمانی اي.ام.دي.آر در مقايسه با گروه کنترل در کاهش نرخ شدت افسردگی، ميزان اضطراب، ميزان برآشفتگی ذهنی و افزايش اعتماد به شناختواره مثبت به لحاظ آماری تفاوت معناداری را نشان داد. دارودرمانی نيز در مقايسه با گروه کنترل و روش درمانی اي.ام.دي.آر فقط  در دو متغير اعتماد به شناختواره مثبت و ميزان برآشفتگی ذهنی تفاوت معنادار نشان داد. به لحاظ بالينی اندازه اثر روش اي.ام.دي.آر و دارودرمانی در کاهش نرخ شدت افسردگی متوسط و تقريباً با هم برابر بود.

 


فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
کلید واژه ها:  حساسيت زدايي منظم از طريق حركت چشم و پردازش مجدد ، افسردگي اساسي ، دارو درماني ، اضطراب ، برآشفتگي ذهني ، اعتماد به شناختواره مثبت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 468
نام نویسنده: رجايي، علي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 144
چکیده: 

این پژوهش یک پژوهش همه‌گیرشناسی در مورد مشکلات بهداشت روانی(مشکلات هیجانی، رفتاری و اجتماعی) کودکان دبستانی شهر مشهد است که هدف عمده‌ی آن تعیین میزان شیوع این در کودکان دبستانی  و ارائه نیمرخی از این مشکلات است.

جامعه آماری در این پژوهش، تمامی دانش‌آموزان دبستانی شهر مشهد هستند که در سال تحصیلی 90-89 در مدارس دولتی مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای غیر نسبی  تعداد 500 دانش آموز دختر و پسر از چهار ناحیه شهر مشهد انتخاب شدند و بوسیله فرم گزارش معلم (TRF) از مجموعه‌ی نظام سنجش آخنباخ مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی و تحلیل نتایج پژوهش از شیوه‌های آمار توصیفی استفاده شد. بر اساس داده‌های بدست آمده 15 درصد از دانش‌آموزان دارای مشکلات بالینی، 5 درصد دارای مشکلات مرزی و 80 درصد بهنجار بودند. همچنین با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس تک عاملی ANOVA مشخص شد که میزان مشکلات مربوط به بهداشت روانی در پایه‌های مختلف دارای تفاوت معناداری می‌باشد. برای تعیین اینکه تفاوت بین کدام گروهها معنادار است، از آزمون تعقیبی LSD استفاده گردید که نشان داد  پایه‌های مختلف دبستان از نظر میزان شیوع مشکلات بهداشت روانی دارای تفاوت معناداری با یکدیگر هستند. نیمرخ ترسیم شده در این پژوهش یک سیر صعودی در مجموع مشکلات بهداشت روانی را از پایه اول ابتدایی به پایه دوم بتصویر می‌کشد، سپس در پایه سوم نزول چشمگیری پیدا می‌کند و دوباره سیر صعودی خود را طی کرده و در پایه پنجم به بیشترین میزان خود می‌رسد. دلایل احتمالی میزان شیوع این مشکلات، در دانش‌آموزان دبستانی را می‌توان با عواملی که در درون خانواده، مدرسه، محیط اجتماعی، و فرهنگی اتفاق می‌افتد، تبیین کرد. این یافته‌ها توجه بیشتر به جوّ روانی مدارس و ایجاد محیطی سالم و ایمن را توسط اولیاء مدرسه می‌طلبد. همچنین هشداری برای مسولین و برنامه‌ریزان می‌باشد تا در تعیین اهداف کلان نظام آموزش و پرورش به رشد هیجانی کودکان نیز در کنار رشد شناختی آنها توجه نمایند و زمینه‌ی رشد همه جانبه‌ی آنها را که رسالت تعلیم و تربیت ایده‌آل است، فراهم نمایند.

 

فهرست مندرجات   نتيجه گيري   فهرست منابع و مآخذ   


 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 467
نام نویسنده: حسن زاده كلاته، زهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 102
چکیده: 

کودکانی که از طرف همسالانشان طرد می شوند بیشتر در معرض آسیب روانی هستند. پژوهشهای گوناگون علل طرد کودکان از طرف همسالان را نقص در مهارتهای اجتماعی کودک می دانند. پژوهش حاضر دو هدف دارد. هدف اول به بررسی نقش مهارتهای اجتماعی در پذیرش یا طردشدگی اجتماعی کودکان می پردازد. هدف دوم بررسی اثربخشی آموزش مهارت­های اجتماعی بر افزایش کفایت اجتماعی،افزایش میزان پذیرش و کاهش میزان طردشدگی در  کودکان پیش دبستانی بود. درمطالعه اول، 69 کودک پیش ­دبستانی به صورت نمونه گیری در دسترس شرکت کردند. از تست سوسیومتری برای ارزیابی میزان پذیرش اجتماعی کودکان استفاده شد. برای ارزیابی مهارتهای اجتماعی از فرم مربی مقیاس درجه بندی مهارتهای اجتماعی (SSRS) گرشام و الیوت (1990) برای کودکان پیش دبستانی استفاده شد. این مقیاس متشکل از سه خرده مقیاس همنوایی، جرات ورزی و خویشتن داری است. برای مطالعه دوم، از بین کودکان شرکت کننده در مطالعه اول 42 کودک انتخاب شدند. 21 کودک در گروه آزمایش و 21 نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. مهارتهاي اجتماعي در 20 جلسه 30 دقيقه اي به گروه آزمایش آموزش داده شد. گروه کنترل آموزشی را دریافت نکردند. در این مطالعه تست سوسیومتری توسط کودکان، و هر دو فرم مربی و والدین مهارتهای اجتماعی توسط مربی و والدین در دو مرحله پیش و پس از مداخله تکمیل گردید. فرم والدین مهارتهای اجتماعی دو ماه بعد از اجرای آموزش برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج مطالعه اول رابطه مثبت و معناداری را بین پذیرش اجتماعیو مهارتهای اجتماعی کودکان نشان داد. همچنین، نمره مهارتهای اجتماعی گروه کودکان محبوب از گروه مطرود بطور معناداری بیشتر بود. یعنی نمرات گروه محبوب در مهارت­های اجتماعی، خویشتن­داری، جرات­ورزی و همنوایی بیشتر از گروه مطرود بود. نتایج مطالعه دوم نشان داد که الف) میزان پذیرش اجتماعی از سوی همسالان کودکان در گروه آزمایش بیشتر شده بود، ب) میزان مهارتهای اجتماعی کودکان گروه آزمایش از نظر مربی بهتر شده بود، این بهبودی به خصوص در خرده مقیاس­های خویشتنداری و جرات ورزی بود، ج) میزان مهارتهای اجتماعی کودکان گروه آزمایش از نظر والدین بهتر شده بود، این بهبودی به خصوص در خرده مقیاس­ های خویشتنداری، مسئولیت­ پذیری و جرات ورزی بود. مهارت هم نوایی کودکان گروه آزمایش از نظر هم مربی و هم والدین تغییر معناداری نیافته بود. يافته های تحقیق حاکی از این بود که آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان پیش­دبستانی به افزايش محبوبيت و کاهش طرد شدگی در آنان منجر می­شود. همچنین، مهارت­های اجتماعی آنها به گزارش والدین و مربیان هر دو بهبود می­یابد.

 

  فهرست مندرجات   فهرست منابع و ماخذ  نتيجه گيري

ابزار تحقيق نمي باشد


استاد راهنمای اول: طبیبی، زهرا
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  مهارت های اجتماعی ، پذيرش اجتماعی ، كودكان پيش دبستانی ، محبوبيت ، طردشدگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 466
نام نویسنده: فاتحی، يونس
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 119
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع اهمال‌کاری تحصیلی و ارتباط آن با خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه در دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز می باشد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش مورد نظر شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز می باشد که در سال تحصیلی 90-1389 مشغول به تحصیل بودند. با توجه به شیوه نمونه گیری چندمرحله ای تصادفی از بین نواحی 4 گانه آموزشی شهر شیراز ناحیه 3 به عنوان نمونه انتخاب شد. در مطالعه اول پژوهش جهت بررسی میزان شیوع اهمال‌کاری تحصیلی دانش آموزان، 592 نفر(293 پسر و 299 دختر) انتخاب شدند و اهمال‌کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم(1989) را دریافت و تکمیل نمودند. همچنین در مطالعه دوم پژوهش به منظور بررسی ارتباط اهمال‌کاری تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه تعداد 375 نفر(182 پسر و 193 دختر) به طور تصادفی از بین نمونه انتخاب شده در مطالعه اول پژوهش انتخاب شدند و های خودکارآمدی تحصیلی مورگان-جینکز(1999) و عادت های مطالعه پالسان-شارما(1989) را دریافت و تکمیل نمودند. نتایج به دست آمده نشان داد که پسران به طور معناداری از اهمال‌کاری تحصیلی بیشتری نسبت به دختران برخوردار بودند. همچنین دانش آموزان از لحاظ اهمال‌کاری تحصیلی به تفکیک پایه و رشته تحصیلی با یکدیگر تفاوت داشتند و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود. به طوری که بیشترین اهمال‌کاری تحصیلی به ترتیب در پایه های اول و دوم و سوم و رشته های عمومی، انسانی، تجربی و ریاضی مشاهده گردید. همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن است که 42 درصد از تغییرات مشاهده شده در اهمال‌کاری تحصیلی دانش آموزان مربوط به تفاوت در خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه آن ها می باشد. بعلاوه بین اهمال‌کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان همبستگی معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین، بین اهمال‌کاری تحصیلی و عادت های مطالعه دانش آموزان رابطه معکوس و معناداری وجود داشت. افزون بر این، نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی تحصیلی و عادت های مطالعه دانش آموزان همبستگی مستقیم و معناداری وجود دارد. در کل نتایج نشان داد که دانش آموزانی که از خودکارآمدی تحصیلی بیشتر و عادت های مطالعه بهتری برخوردار بودند، اهمال‌کاری تحصیلی کمتری را گزارش کردند و بالعکس، دانش آموزانی که خودکارآمدی تحصیلی کمتر و عادت های مطالعه نامناسبی داشتند، اهمال‌کاری تحصیلی بیشتری نیز داشتند.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: عبد خدایی، محمد سعید
استاد مشاور اول: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  اهمال كاري تحصيلي ، خودكارآمدي تحصيلي ، عادت هاي مطالعه ، جنسيت ، پايه و رشته تحصيلي ، دانش آموز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 465
نام نویسنده: حيدري پور، مونا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 143
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی بر هوش هیجانی، کیفیت زندگی و مهارت‌های اجتماعی معلولین جسمی ـ حرکتی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی (با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه كنترل نما) بود. جامعه آماری شامل کلیه معلولین جسمي حرکتی مجتمع آموزشی نیکوکاری توان یابان مشهد بودند که از بین آن‌ها پس از غربالگری اولیه تعداد 30 نفر که از لحاظ مهارت‌های اجتماعی دارای بیشترین مشکل بودند انتخاب شدندو با استفاده از شیوه گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل نما قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده‌های پژوهش از مهارت‌های اجتماعی ریجیو، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و هوش هیجانی بارـ آن استفاده گردید. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته‌ها: آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به ارتقاء و بهبود سطح مهارت‌های اجتماعی معلولین جسمی ـ حرکتی شد (05/0>P ). آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به افزایش سطح هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن در معلولین جسمی ـحرکتی شد (05/0>P ) اما این آموزش منجر به افزایش سطح کیفیت زندگی معلولین جسمی ـ حرکتی نشد (05/0<P ). نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می‌گردد آموزش مهارت‌های اجتماعی جهت بهزیستی روانی و اجتماعی و توان بخشی حرفه‌ای معلولین جسمی ـ حرکتی مورد توجه دست اندر کاران مربوطه قرار گیرد

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  معلولین جسمی ـ حرکتی ، مهارت‌های اجتماعی ، هوش هیجانی ، کیفیت زندگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 464
نام نویسنده: بختی، مجتبی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 136
چکیده: 

خودبيمارانگاري نوعی اختلال رواني است كه با اعتقاد فرد به وجود يك بيماري جدي در خود و نگراني نسبت به آن شناخته مي‌شود. این اختلال همین طور با جستجوی مداوم اطمینان و مراجعه به مراکز خدمات پزشکی (مراجعه به پزشک) هزینه های مالی قابل توجهی بر فرد و سیستم مراقبت پزشکی تحمیل می کند. در حقیقت این پژوهش برای درک و ارزیابی نشانه های خودبیمارانگاری انجام شده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مستقیم و غیر­مستقیم سبک­های دلبستگی و ناگویی خلقی برخودبیمارانگاری انجام شد. مطالعه ی حاضر بر روي 377 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد که با روش نمونه برداري چند مرحله­ ای تصادفي انتخاب شدند و بيماري شناخته شده ی رواني و يا مشكلات طبي و فيزيكي بارز و معلوليت نداشتند انجام شد. دانشجویان علاوه بر سئوالات دموگرافیک به ­ های خودبيمارانگاري ایوانز، سبک های دلبستگی هازن و شیور و ناگویی خلقی تورنتو پاسخ دادند. در اين پژوهش شيوع علائم خودبيمارانگاري در حد مرزی 36/4 درصد و شيوع اختلال آن در دانشجويان مورد مطالعه 13/5درصد بود. از بين51 دانشجوی مبتلا به اختلال خودبيمارانگاري 38 مورد شدت کم و 12 مورد شدت متوسط و تنها 1 مورد سطح بالای خودبیمارانگاری داشتند. اختلال به صورت معني داري در دختران شايع تر بود، و وضعيت تأهل رابطه ی معني داري با آن نداشت برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون به منظور بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد که نشان داد رابطه بین سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، دشواری در شناسایی احسات و دشواری در توصیف احساسات با خودبیمارانگاری مثبت و معنادار و رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با خودبیمارانگاری منفی و معنادار است. از ضریب رگرسیون به منظور بررسی میزان پیش بینی کنندگی متغیرهای سبک های دلبستگی و ناگویی خلقی  استفاده گردید و نتایج نشان داد که این متغیرها می توانند پیش بینی کننده مناسبی برای خودبیمارانگاری محسوب گردند. بعلاوه تحلیل مسیر برای بررسی رابطه تيپ سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا با میانجی­گری دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات  در خودبیمارانگاری  به کار برده شد که نتایج آن نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا از طریق دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات با خودبیمارانگاری رابطه داشته باشند.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  خودبيمار انگاری ، سبك های دلبستگی ، ناگويی خلقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 463
نام نویسنده: كوثری، رجبعلی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 127
چکیده: 

    اهمال کاری رفتاری است که موجب به تاخیر انداختن کارها می شود، که در افراد ابعاد مختلفی دارد.یکی از ابعاد آن به تعویق انداختن تکالیف تحصیلی می باشد، که اهمال کاری تحصیلی نام دارد . می توان آن را به عنوان عادت به تاخیر انداختن تعریف کرد،که در بین دانش آموزان بسیار رایج است. بنابر این رفتار اهمال کاری دانش آموزان موجب می شود که آنها نتوانند از عمل کرد واقعی خویش در جریان یادگیری بهره بگیرند و در نتیجه شکست می خورند.                              

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین اهمال کاری تحصیلی، انگیزه پیشرفت  و اضطراب امتحان شکل گرفته است. نمونه ما در این تحقیق تعداد 360 نفر، شامل 180 دختر و180 پسر مقطع دبیرستان هستند. که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. اعضای گروه نمونه، مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم(1984) فرم دانش آموز، مقیاس انگیزه پیشرفت هرمنس(1977) و سیاهه ی اضطراب امتحان ابوالقاسمی (1375) را تکمیل کردند.

برای تجزیه تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تی مستقل  و رگرسیون چند متغیره گام به گام  استفاده شد. نتایج نشان داد، که بین اهمال کاری تحصیلی و انگیزه پیشرفت رابطه ی معنی دار منفی وجود دارد. بین اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی را بطه ی معنی دار مثبت وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، که بین دختر و پسر در میزان اهمال کاری تحصیلی تفاوت معنی دار وجود ندارد، هرچند میزان اهمال کاری پسران کمی بیشتر است. البته تفاوت بین دختر و پسر در بعضی از مقوله های اهمال کاری تحصیلی معنی دار می باشد. نتیجه آزمون رگرسیون نیز نشان داد که، انگیزه پیشرفت و اضطراب امتحان، اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. ولی میزان پیش بینی انگیزه پیشرفت  بیشتر است. این یافته با نتایج تحقیقات مشابه همسو می باشد.در پایان پیشنهاداتی برای تحقیق بیشتر در این زمینه ارائه گردید

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ    


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  اهمال کاری تحصیلی ، اضطراب امتحان ، انگیزه ی پیشرفت ، جنسیت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 461
نام نویسنده: خجسته نژاد، الهام
نویسنده دوم: مشجری صنعتی، نفيسه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 45
چکیده: 

اضطراب، استرس و افسردگي سه متغير مهم در سلامت روان همه افراد جامعه به خصوص مادران كه نقش مهمي در تربيت نسل آينده ي جامعه دارند، مي باشد. از اين رو هدف اين پژوهش بررسي اين بود كه آيا تعداد فرزندان به تنهايي در بروز استرس، اضطراب و افسردگي مادران خانه دار موثر است يا خير. در اين راستا رابطه بين اضطراب، استرس و افسردگي در نمونه اي از مادران خانه دار ايراني بررسي شد.شركت كنندگان (تعداد 60 نفر زن) به صورت نمونه گيري تصادفي از ميان زنان خانه دار تك فرزند و چند فرزند شهر مشهد انتخاب شدند و ي اضطراب، استرس و افسردگي DASS-21 را كامل كردند. تحليل نتايج آزمون t مقايسه ميانگين ها به وسيله نرم افزار spss نشان داد كه ميزان افسردگي و استرس در بين مادران خانه دار چند فرزند و مادران خانه دار تك فرزند برابر است( استرس 0.7 - و افسردگي 1.41-) اما در مورد متغير اضطراب مشاهده شد كه ميزان اضطرابد در مادران خانه دار چند فرزند بيشتر از مادران تك فرزند مي باشد( اضطراب 2.08 -)

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري

ابزار تحقيق نمي باشد


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 460
نام نویسنده: احمدی، پریسا
نویسنده دوم: احمدی، سمیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 106
چکیده: 

زندگي به اكثرمردم مي‌آموزد كه دنيا محل خوشگذراني نيست وكساني كه در جستجوي لذت وخوشي هستند، به علت تمركز وتوجه به آن هرگز موفق نخواهند شد. بايدبا پستي و پوچ‌گرايي بنيادي اين بيماران مقابله كرد. غالباً لازم است كه علاوه بر نمايان كردن ارزشهاي جهان، عظمت و گستردگي آن رابه بيمار نشان داد. خودسوزی نمادی است از دوزخ دست ساخته ای انسانها، نمادی که زنان برای جهانيان نشان بدهند که زندگی روزمره ی شان شبيه بسربردن در آتش دوزخ است. در فرهنگ افغان، آتش همچنان نمادی از ريشه کنی و نابودی ميراث فردی است. نابودکردن خود با آتش نماد نابودکردن نسل خويش برای هميشه است.  ازآنجا كه انعكاس گزارش هاي خود كشي زنان در مطبوعات خصوصاً نوع "خودسوزي"، درچند سال اخيرپيوسته درحال گسترش است، ما را برآن داشت تا مطالعات موردي را درولايت حوزه ي جنوب غرب افغانستان به لحاظ شيوع بيشتر اين عمل به منظور تحقيق و بررسي دلايل گسترش اين پديده انتخاب نمائيم، اين پروژه ولايت هرات(افغانستان) را تحت پوشش قرار داده است. لذا پژوهش حاضر با هدف  بررسي و مقایسه ی وضعيت تحصيلات،اقتصاد،اعتياد،تاهل،شغل،محل سكونت و تعداد فرزندان در زنانی که اقدام به خود سوزي داشته اند و زنان بهنجار جامعه صورت گرفت. در این پژوهش 100 نفر از زنانی که اقدام به خودسوزی نموده بودند و نجات یافته بودند و 100 نفر از زنان بهنجار جامعه ازولايت حوزه ي جنوب غرب هرات _افغانستان ،شرکت داشتند. پژوهش حاضر بصورت مقايسه يي و با ي خود ساخته ي،"بررسي وضعيت سلامت درزنان افغانستان" و"سوالات ارزيابي خودكشي راجرزSAC-R" سنجيده و با هم مقايسه شده اند. نتايج پژوهش نشان مي دهد كه درميان افراد مطالعه شده، سطح رفاه وتحصيلات و اعتياد و محل سكونت افرادرابطه مثبت و معناداري برقرار است.نتايج تحليل آماري نشان مي دهد كه تاهل مولفه ی تاثير گذاري در گروه زنان اقدام کننده به  خودسوزی محسوب نمي شود. امادر زنان جامعه بهنجار بين موقعیت تاهل در مولفه اقدام به خودسوزي نشان مي دهد كه، میانگین نمرات زنان متأهل از نمرات زنان مجرد بیشتر است در نتیجه توجه به این نکته حائز اهمیت است که خودسوزي آسيبي است كه از تعارضات اجتماعي برمي خيزد كه درآن تضاد موقعيت وخواسته وجود دارد. معمولا شرايط بداقتصادي يا لزوما تحصيلات پايين عامل آن نيست. برعكس، دربسياري ازمناطق، شكلي سنتي وپذيرفته شده ازمحروميت وجود دارد كه فرد به آن عادت كرده است وگاهي مانع ازآسيب هاي اجتماعي مي شود. برخوردار شدن از تحصيلات بعد از 10سال حاكميت استبدادي طالبان وهمچنين استفاده ازرسانه هاي جديد برسطح آگاهي زنان افزوده است. به تعبيرديگرحركتهاي ناگهاني ركود يا رشد، بسياري ازمواقع افراد را دچار "گمگشتگي فرهنگي" كرده و جهش وازدست دادن هويت فرهنگي را درپي دارد، كه هم نارضايتي عميق وهم نا آرامي گسترده اي رابوجود مي آورد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  ولايت هرات ، خودسوزی ، تحصيلات ، اقتصاد

<   1112131415161626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091101111121131141151   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.