دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   1112131415161626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091101111121131141151   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1531 مورد

>> کتابداری
شماره بازیابی: 110
نام نویسنده: خسروی، عبدالرسول
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 244
چکیده: 

مقدمه:يكي ازهدف هاي اصلي نظام هاي اطلاعاتي، بازيابي اطلاعات مرتبط بانيازكاربراست.موتوركاوش گوگل ازسال2008 به منظوركمك به كاربران درتدوين عبارت جستجو،قابليت كليدواژه ها وعبارتهاي پيشنهادي را به امكانات خودافزوده است. هدف پژوهش حاضربررسي كارامدي اين گونه كليدواژه ها وعبارتهادربسط جستجوازديدگاه كاربران(دانشجويان تحصيلات تكميلي) براساس اصل كمترين كوشش ونظريه بارشناختي است.

روش شناسي: باتوجه به رويكردتركيبي(كمي وكيفي) پژوهش نمونه هاي پژوهش برپايه نمونه گيري غيراحتمالي ازنوع نمونه هدفمند استفاده شد.تعداد60 نفردانشجوي تحصيلات تكميلي ازدو حوزه بزرگ موضوعي علوم انساني اجتماعي وعلوم پايه /فني مهندسي برپايه نمونه گيري هدفمندبرگزيده شدند. نشست هاي جداگانه اي باهريك از60 نفربرگزاروديدگاه هاي انها به 4 شيوه يعني ، پروتكل بلندانديشي وتحليل فايلهاي ثبت رخدادها ومصاحبه كسب شد.تمركزاطلاعات موردنيازدرواكنش جامعه موردبررسي نسبت به معيارهاي گزينش كليدواژه هاي پيشنهادي گوگل ونيزقضاوت انها دربارهي ربط اطلاعات بازيابي شده ي حاصل ازكاربرداين كليدواژه ها بود. 

يافته ها: يافته هاي پژوهش نشان دادكه درپيوند بامعيارهاي گزينش كليدواژه وعبارتهاي پيشنهادي همخواني كليدواژه پيشنهادي بانيازكاربرياكليدواژه اوليه جستجوي وي باميانگين 3/53 ازنمره 4 ازبالاترين ميزان توافق نظربين كاربران برخورداراست هم چنين بيشترين اتفاق نظردرپيوندبامعيارهاي قضاوت ربط مدارك ياصفحه هاي بازيابي شده موتوركاوش گوگل مربوط به معيارهمخواني ربط مدارك بازيافتي درارتباط بانيازهاي كاربران شناسايي شد.يافته هاي اين پژوهش درموردنوع وميزان بارشناختي كليدواژه ها وعبارتهاي پيشنهادي نشان دادكه اين گونه كليدواژه ها ونتايج بازيابي شده بارشناختي منفي براي كاربران ايجادنكرده، بلكه به فهم كاربران درجستجوي بهتركمك كرد. آزمون فرضيه ديگرپژوهش نيزنشان دادكه تفاوت معناداري بين ميزان ربط نتايج بازيافتي حاصل ازعبارت جستجوي اوليه ونتايج بازيافتي حاصل ازبسط جستجوي مبتني بركليدواژه ها/عبارتهاي پيشنهادي وجوددارد.به بيان ديگراستفاده ازكليدواژه ها/عبارتهاي پيشنهادي دربهبودربط بازيافت ها موثربوده است. هم چنين يافته هاي اين بخش براساس اصل كمترين كوشش نشان داد كه بيش از87/4 درصد ازكاربران به كليدواژه ها وعبارتهاي پيشنهادي موتوركاوش گوگل توجه نموده وانهارامورد استفاده قرارمي دهند. نيزبين ميزان استفاده كاربران دوحوزه تحصيلي علوم انساني/ اجتماعي وعلوم پايه/ فني مهندسي ازكليداژه ها وعبارتهاي پيشنهاديب درموتوركاوش گوگل تفاوت معني داري وجودندارد. درپايان به منظوربهبودنتايج بازيافت حاصل استفاده ازكليدواژه ها وعبارتهاي پيشنهادي پيشنهادهاي كاربردي ارائه شده است

فهرست مندرجات  فهرست منابع وماخذ    پرسش نامه


استاد راهنمای اول: فتاحی، رحمت الله
استاد راهنمای دوم: پريرخ، مهري
استاد مشاور دوم: دياني، محمد حسين
کلید واژه ها:  كليدواژه ها وعبارتهاي پيشنهادی ، موتورهای كاوش ، گوگل ، بسط جستجو ، قضاوت ربط ، اصل كمترين كوشش ، نظريه بارشناختی


>> کتابداری
شماره بازیابی: 108
نام نویسنده: آدميان، رضا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 90
چکیده: 

هدف اين پژوهش بررسي تاثيرتوسعه يافتگي كشورها برميزان رويت پذيري مقالات هم تاليقي علمي بااستفاده ازروش علم سنجي مي باشد. جامعه آماري اين پژوهش شامل مقالات هم تاليفي حوزه علوم نمايه شده درپايگاه اي اس اي درسالهاي 2005و2006،به همراه استنادهاي اين مقالات درطول سالهاي 2005تا2010 مي باشد. براي دسترسي به اهداف اين پژوهش ابتدابه صورت تصادفي براساس ليست سازمان توسعه وهمكاري اقتصادي حجم نمونه اي به تعداد20 كشورشامل 10 كشورتوسعه يافته و10 كشوردرحال توسعه انتخاب شدند. فهرست مقالات حوزه علوم دراين كشورهابه صورت سالانه طي سالهاي 2005و2006 ازوبگاه علوم تهيه ومقالات هم تاليفي جداگرديد. آنگاه بااستفاده ازجدول مورگان ازمجموعه مقالات هم تاليفي نمونه گيري به عمل امد. ميزان رويت پذيري تمامي مقالات نمونه گيري شده دردوسال پايه درطي يك دوره شش ساله 2005 تا2010 موردبررسي قرارگرفت. يافته ها نشان ميدهد كه متوسط استنادبه مقالات مشترك كشورهاي درحال توسعه باكشورهاي توسعه يافته 11/29، ومتوسط استنادبه مقالات هم تاليفي غيرمشترك كشورهاي درحال توسعه باكشورهاي توسعه يافته 5/18 است هم چنين بين تعدادكشورهاي همكاري كننده درمقالات حاصل ازهمكاري علمي وميزان استنادبه انهارابطه مثبت وجودداشته وضريب هم بستگي بين اين دومتغييرمثبت پانصدوسي وهشت هزارم مي باشد.دربررسي تفاوت معناداري بين الگوهاي همكاري علمي دركشورهاي توسعه يافته ودرحال توسعه مشاهده شدكه ميزان همكاري علمي منطقه اي ياقاره اي دركشورهاي توسعه يافته حدودسه برابركشورهاي درحال توسعه وميزان همكاري علمي درون قطبي دركشورهاي توسعه يافته حدوديازده برابركشورهاي درحال توسعه است كه نشان ازتمايل بالاي محققان براي همكاري علمي باهمكاران خود دركشورهاي توسعه يافته راداردامابين ميزان همكاري هاي ملي وفرامنطقه اي دركشورهاي توسعه يافته ودرحال توسعه  تفاوت چنداني وجودندارد. الگوهاي همگاري علمي(ملي يابين المللي) برميزان استنادمقالات تاثيرمتفاوتي دارد. ميزان استنادمقالات هم تاليفي بين المللي حدود يكونيم برابرميزان استنادبه مقالات هم تاليفي ملي است.درمجموع اختلاف ميزان استناد به همكاري هاي بين المللي باميزان استنادبه همكاري هاي ملي دركشورهاي توسعه يافته حدودهفت مميزپنجاه وشش صدم بيشترازكشورهاي درحال توسعه حدودپنج مميزنودوهفت صدم است. بين ميزان رويت پذيري مقالات هم تاليفي دركشورهاي توسعه يافته وكشورهاي درحال توسعه تفاوت معني داري وجوددارد.ميانگين استنادبه مقالات هم تاليفي كشورهاي توسعه يافته حدوددوبرابركشورهاي درحال توسعه است. نتايج حاصله نشان مي دهد همكاري هاي بين المللي بويژه همكاري با كشورهاي توسعه يافته باعث افزايش حدوديك ونيم برابري ميزان استنادبه مقالات علمي كشورهاي درحال توسعه مي شودوكشورهاي درحال توسعه براي افزايش رويت پذيري مقالات خودبهتراست همكاري هاي خودباكشورهاي توسعه يافته راگسترش دهند .

فهرست مندرجات    نتيجه گيري   فهرست منابع و مآخذ   


استاد راهنمای اول: داورپناه، محمد رضا
استاد مشاور اول: دياني، محمد حسين
کلید واژه ها:  رويت پذيري ، هم تاليفي ، توسعه يافتگي ، موسسه اطلاعات علمي ، ISI


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 239
نام نویسنده: دهقاني، مرضيه
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 329
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی مطلوب(جایگزین) برنامه درسی تربیت اجتماعی برای دوره راهنمایی تحصیلی کشور است. جهت دستیابی به این هدف، به بررسی و تحلیل پیشینه در ابعاد مختلف پرداخته و سپس به تبیین وضعيت موجود برنامه درسی تربيت اجتماعي پرداخته شد؛ بعد از آن الگوی مطلوب برنامه درسی تربیت اجتماعی طراحی گردید؛ بعد از طراحی الگو به اعتبار بخشی آن پرداخته و پس از تایید، الگوی مطلوب طراحی شده با وضعیت فعلی تربیت اجتماعی در برنامه درسی دوره راهنمایی تحصیلی مقایسه شد و در نهایت نیز پیشنهادهایی در این زمینه ارائه ­گردید.

در این پژوهش، به تفکیک سوالات پژوهشی از روش­های مختلف استفاده شده، لیکن روش نهایی روش پژوهش نظریه‌ای است. برای بررسی وضعیت موجود، ابتدا با استفاده از روش پژوهش تلفیقی: سنتز پژوهی به بررسی و تحلیل تحقیقات انجام شده در زمینه تربیت اجتماعی پرداخته شد. سپس برای تحلیل کتاب­های دوره راهنمایی و راهنمای برنامه درسی دوره آموزش عمومی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. جهت دستیابی به نتایج دقیق­تر، اسناد بالادستی شامل کلیات نظام آموزش و پرورش و مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش نیز بررسی و تحلیل شد. برای طراحی الگوی مطلوب نیز با استفاده از روش پژوهش نظریه‌ای بر اساس اطلاعات جمع آوری شده به طراحی الگو پرداخته شد. ذکر این نکته ضروری است که در این پژوهش از طراحی الگوی کلاین با توجه به دوگونه تصميم­ گيري در خصوص مباني ارزشي و برنامه­ ريزي، و همچنین تصميم ­گیری در خصوص عناصر تشكيل دهندۀ­ی  برنامه درسي، استفاده شده است. نتایج بررسی و تحلیل وضعیت موجود بیانگر این بود که رویکرد موجود در برنامه درسی رسمی فعلی تربیت اجتماعی، رویکرد دیسیپلین محور بوده و اجزاء و عناصر برنامه نیز همسو با این رویکرد می­باشد. درصورتی­که در وضعیت مطلوب رویکرد برنامه بر پایه اصول: حاکمیت نظام فکری، اعتقادی و ارزشی اسلام، ماهیت و هویت تربیت اجتماعی، ویژگی­های رشدی دانش ­آموزان این دوره، اقتضائات نظری (کلان) و اقتضائات عملی (خرد) نظام آموزشی و رویکرد پیوستاری سه منبع اطلاعاتی در برنامه درسی، بر رویکرد دانش آموز محور و با گذر نرم از دانش آموز محور بر جامعه محور؛ تاکید شده است. هر یک از این اصول نیز ویژگی­هایی را دارند. در این طراحی بر چهار عنصر هدف، محتوا، روش­های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی تاکید و ویژگی­هایی برای هر یک برشمرده شد. یکی از مهمترین نکات در برنامه درسی تربیت اجتماعی، تاکید بر مهارت برقراری ارتباط با دیگران (انسان­های دیگر، جامعه، خدا و خود) در تربیت اجتماعی می­باشد. در مقایسه میان الگوی مطلوب طراحی شده برنامه­درسی تربیت اجتماعی که در این پژوهش ارائه شده با برنامه درسی رسمی در دوره راهنمایی نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، نتایج تفاوت قابل ملاحظه­ای را نشان داد. به این صورت که در برنامه درسی فعلی تربیت اجتماعی رویکرد غالب دیسیپلین محور بوده، لیکن برنامه درسی طراحی شده دارای رویکرد غالب فرد محور و جامعه محور است، به این شکل که در طول دوره، گذر نرم از رویکرد فرد محوری به سمت رویکرد جامعه محوری با حاکمیت نظام ارزشی اسلام اتفاق می­افتد.   

 

فهرست مندرجات      منابع و ماخذ     نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور دوم: نوغانی، محسن
کلید واژه ها:  طراحی برنامه درسی ، برنامه درسیِ تربیت اجتماعی ، دوره راهنمایی ، دیسیپلین محور ، دانش­ آموز محور ، جامعه محور


>> کتابداری
شماره بازیابی: 107
نام نویسنده: فاضلي دهكردي، نگار
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 373
چکیده: 

سواداطلاعاتي يكي ازمفاهيم اصلي عصراطلاعات است. برخورداري ازسواداطلاعاتي، افرادرابراي زندگي دردوراني توانمندمي سازد كه دستيابي به موقع به اطلاعات باكيفيت امتيازي رقابتي درعرصه هاي علمي،اقتصادي، اجتماعي و....محسوب مي شود. آغاز كسب توانمندي هاي سواداطلاعاتي ازدوران مدرسه تاثيربيشتري برنهادينه شدن اين توانمنديها درفرد دارد.ازاين رو امروزه دربسياري ازكشورهاي پيشرفته نظامهاي آموزش و پرورش مي كوشند تاباتلفيق برنامه هاي آموزش سواداطلاعاتي دربافت برنامه هاي اموزشي خوددانش اموزان رادراين زمينه توانمندكنند دراين كشورها كتابداران اموزشگاهي به دليل ماهيت حرفه اي خودبه عنوان نيروي انساني اموزش دهنده وتوسعه دهنده سواداطلاعاتي درمدارس محسوب مي شودوبراي پذيرش چنين نقشي اموزش هاي لازم وموردنيازرادريافت مي كنند.درايران پژوهش هاي اندكي درزمينه سواداطلاعاتي درمدرسه وهم چنين تربيت كتابداران اموزشگاهي باسواد اطلاعاتي انجام شده است. دراين پژوهش باهدف سنجش نيازهاي اموزشي كتابداران اموزشگاهي شهراصفهان درزمينه سواداطلاعاتي فرايندنيازسنجي اموزشي در5 مرحله وبه شيوه پيمايش درمتون، اسناد،نظرمسئولان ومتخصصان وهم چنين نظرسنجي ازكتابداران آموزشگاهي انجام گرفت. درمرحله اول ابتدااستانداردهاي سواد اطلاعاتي ونيزاستانداردها و متون پژوهشي مربوط به صلاحيت هاي كتابداران آموزشگاهي در 8 بخش و با اشتفاده ازالگوي طبقه بندي بلوم در سه دسته دانش مهارت و نگرش تئوين شدند. نتيجه تحليل اسناد آموزش و پرورش و نيز مصاحبه با دو نفر از مسئولان آموزش و پرورش و دو نفر از متخصصان سواد اطلاعاتي كشور نشان داد كه گرچه مفهوم سواد اطلاعاتي به اندازه كافي در اسناد آموزش و پرورش ايران مورد توجه قرار نگرفته است اما هدف هايي در اين اسناد وجود دارد كه با هدفهاي سواد اطلاعاتي همراستا هستند. براي تحقق اين هدفها نيز راهكارهايي در اسناد آموزش و پرورش پيشنهاد شده كه با فعاليت هاي كتابخانه همراستا هستند. گرچه در اين اسناد به كتابداران آموزشگاهي براي انجام اين راه كارها توجهي نشده است اين توانمنديها و توانمنديهاي به دست آمده از تحليل اسناد و مصاحبه شباهتت و همسويي زيادي وجود دارد. در مرحله سوم نياز سنجي با استفاده از توانمنديهاي تعيين شده& هدفهاي كلي آموزش سواد اطلاعاتي به كتابدران آموزگاهي تدوين شدند. پس از اعتبار سنجي توانمنديها و هدف هاي كلي آموزش توسط 4 نفر از پژوهشگران سواد اطلاعاتي بر پايه هدفهاي كلي آموزش اي براي سنجش وضعيت موجود و وضعيت مطلوب توانمنديهاي سواد اطلاعاتي كتابداران آموزشگاهي شهر اصفهان از ديدگاه آنها تهيه شد. تحليل اطلاعات به دست آمده از اين طريق نشان داد كه دو قلمرو دانش و مهارت تفاوت زيادي بين وضعيت موجود و مطلوب وجود دارد و اين كتابداران در زمينه دانش و مهارت سواد اطلاعاتي به آموزش نياز دارند . درقلمرو نگرش نيز گرچه كتابداران آموزشگاهي باور دارند كه توانمنديهاي سواد اطلاعاتي براي آنها ضروري است با اين حال كمبود برخي امكانات ممكن است انگيزه كتابداران را براي فعاليت برپايه اين باور كم كند. از اين رو با ارائه برخي آموزش ها مي توان به تقويت انگيزه هاي دروني انها براي حل مشكلات و بسط سواد اطلاعاتي كمك كرد. در نهايت در مرحله پنجم نيازسنجي  هدف هاي ويژه آموزش سواد اطلاعاتي تدوين شدند. نتايج بدست آمده مي تواند به مسئولان وزارت ْآمووزش و پرورش انجمن كتابداري ايران و ساير نهاد هاي آموزشي مرتبط براي برگزاري دوره هاي آموزشي موثر كمك كند.                                                                فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: پريرخ، مهري
استاد مشاور اول: فتاحي، رحمت اله
کلید واژه ها: 


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 238
نام نویسنده: عرب، عباس
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 130
چکیده: 

هدف این پژوهش بررسی نقش سبک رهبری تحولی مديران در پیش­بینی کارآفرینی اجتماعی كاركنان و همچنین تطبيق و مقایسه دانشگاه­های دولتی با دانشگاه­هاي غيردولتی شهر مشهد از این حیث بود. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی (رگرسیون) بود. این تحقیق دارای دو جامعه آماری بود که جامعه­های آماری آن شامل کلیه کارکنان رسمی و قرارداد مشخص شاغل در واحدهای ستادی دانشگاه­های دولتی و دانشگاه­های غیردولتی شهر مشهد بود که در سال تحصیلی 1389-1390 دارای حداقل 3 سال سابقه کاری و 6 ماه سابقه کار با مدیر مافوق خود بودند. نمونه تحقیق شامل دانشگاه فردوسی به عنوان یک سازمان جامع از میان جامعه دانشگاه­های دولتی و دو دانشگاه خیام و سجاد از میان جامعه دانشگاه­های غیردولتی بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی­های مورد مطالعه نیز در دانشگاه­ دولتی فردوسی به روش تصادفی ساده و در دانشگاه­های غیردولتی خیام و سجاد به روش سرشماری  براساس داده­های دفتر آمار و اطلاعات هر دانشگاه انتخاب شدند. در نهایت تعداد آزمودنی­های نمونه دانشگاه­های دولتی (فردوسی) برابر با 145 نفر، و تعداد آزمودنی­های نمونه دانشگاه­های غیردولتی 44 نفر (25 نفر در دانشگاه غیردولتی خیام و 19 نفر در دانشگاه غیردولتی سجاد) بودند. ابزار مورد استفاده پژوهش دو سنجش رهبری تحولی بس و اولیو (1985) و محقق ساخته کارآفرینی اجتماعی براساس نظریه دیز (1998) بود. با انجام یک مطالعه مقدماتی ضریب آلفای کرونباخ برای رهبری تحولی و کارآفرینی اجتماعی به ترتیب 98/0 و 94/0 به دست آمد و روایی تحلیل عاملی هر دو به تأیید رسید. داده­ها با استفاده از شاخص­های آمار توصیفی و آزمون­های مقایسه میانگین با ارزش ثابت، رگرسیون ساده، و آزمون مقایسه میانگین برای گروه­های مستقل و ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مهمترین نتایج تحقیق نشان دادند که: 1) ميزان انطباق رفتاری مديران با سبک رهبری تحولی و همچنين ميزان کارآفريني اجتماعي کارکنان در دانشگاه فردوسي و دانشگاه­های غیردولتی خيام و سجاد بالاتر از حد متوسط بود. 2) بین سبک رهبری تحولی و کارآفرینی اجتماعی رابطه معنی داری وجود داشت و سبک رهبری تحولی مديران قابلیت پیش­بینی­ کارآفرینی اجتماعی کارکنان را در دانشگاه فردوسي و دانشگاه­های غیردولتی خيام و سجاد داشت. 3) بين ميزان کارآفريني اجتماعي دو گروه دانشگاه دولتي (فردوسی) و غيردولتي (خیام و سجاد) تفاوت معني­داري مشاهده نشد. 4) تأثير متغيرهاي جمعيت شناختي جنسيت و سن کارکنان روي ميزان انطباق رفتاري مديران با سبک رهبري تحولي و همچنین تأثیر رشته تحصيلي کارکنان روی ميزان کارآفريني اجتماعي کارکنان در هر دو گروه دانشگاه­ها معني­دار نشد. 5) اما دو متغییر جنسيت و سن کارکنان روي ميزان کارآفريني اجتماعي آنان در دانشگاه­های غیردولتی خیام و سجاد تأثیرگذار بود. در حالی که تأثیرگذاری این دو متغییر روي کارآفريني اجتماعي کارکنان دانشگاه­ فردوسی مشاهده نشد.


فهرست مندرجات    منابع و ماخذ     نتيجه گيري     


 


استاد راهنمای اول: آهنچيان، محمد رضا
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  سبک رهبری تحولی ،  کارآفرینی اجتماعی ، دانشگاه دولتی ، دانشگاه غیردولتی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 237
نام نویسنده: كم، عبدالحميد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 121
چکیده: 

اهمیت دوره جواني و نيز گستردگي اوقات فراغت در ميان اين گروه سني حساسيت­هاي خاصي را جهت برنامه‌ريزي در خصوص اوقات فراغت برانگيخته است. از آنجایی که فعالیت های اوقات فراغت یکی از ضرورت­های زندگی دانش آموزان است؛ پژوهش حاضر به بررسی تأثیر برنامه ­های درسی اوقات فراغت بر مهارت­های فراغتی دانش آموزان پرداخته است. از لحاظ طرح تحقیق، پژوهش حاضر در مجموعه تحقیقات شبه آزمایشی قرار می گیرد. طرح شبه آزمایشی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است پژوهش موردی تک گروهی با پیش آزمون-پس آزمون می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل دانش­ آموزان پسر دوره متوسطه شهر مشهد می­باشد که در فصل تابستان در فعالیتهای اوقات فراغت شرکت کرده اند که تعداد آنان 2996 نفر بود که از این تعداد 268 نفر به عنوان نمونه با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران انتخاب شد و روش نمونه گیری در این پژوهش، نمونه ­گیری خوشه ­ای چند مرحله ­ای می­باشد. برای جمع آوری اطلاعات از استفاده شده است که مهارت های مورد نظر اوقات فراغت را مورد سنجش قرار می­دهد. روایی این ابزار به روایی محتوایی رسیده و جهت تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ برای محاسبه همسانی و هماهنگی درونی یا آزمون­هایی که خصیصه­ های مختلف را اندازه ­گیری می ­کنند، استفاده گردید. مهارت­های فراغتی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته شامل مهارت­های خودآگاهی، آگاهی از فراغت، تصمیم گیری مستقل، مهارتهای اجتماعی و روابط میان فردی و خودنظم جویی می باشد. برای پاسخ به پنج سؤال اصلی پژوهش از آزمون t همبسته و برای پاسخگویی به سایر یافته ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه های درسی اوقات فراغت، مهارت­های فراغتی دانش آموزان را به طور معناداری افزایش داده است. به عبارت دیگر، می توان گفت که برنامه های درسی اوقات فراغت، بر مهارت های فراغتی دانش آموزان اثر گذار بوده است.

 

فهرست مندرجات    منابع و ماخذ    نتيجه گيري

 


استاد راهنمای اول: مرتضی، کرمی
استاد مشاور اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور دوم: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  برنامه درسی ، اوقات فراغت ، خودآگاهی ، آگاهی از فراغت ، تصمیم گیری ، مهارت اجتماعی ، خودنظم جویی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 236
نام نویسنده: پاك مهر، حميده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 145
چکیده: 

مقدمه: تفكر انتقادي به عنوان يكي از اهداف عمده نظام دانشگاهي در نظر گرفته شده و از سوي ديگر، آموزش عالي وارد عرصه جديدي شده كه مؤلفه كيفيت از مشخصه هاي اصلي آن محسوب مي شود. بنابراين، شناسايي عوامل كيفي موثر بر توسعه تفكر انتقادي دانشجويان ضرورتي انكار ناپذير دارد. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسي نقش كيفيت تدريس اساتيد و مؤلفه هاي آن به عنوان يكي از عوامل مهم آماري عبارت بود از تمامي دانشجويان رشته هاي علوم تربيتي مشغول به تحصيل در دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي مشهد در سال تحصيلي 90-89 كه از بين آنان كليه دانشجويان ترم شش مقطع كارشناسي و ترم دوم مقطع كارشناسي ارشد، به صورت هدفمند انتخاب شدند و هاي تفكر انتقادي  واتسون_ گليرز فرم الف(1980) و كيفيت تدريس سراج (2002) را تكميل نمودند. يافته ها: نتايج پژوهش حاضر حاكي از آن بود كه بين مؤلفه هاي چهارگانه كيفيت تدريس اساتيد و تفكر انتقادي دانشجويان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. به علاوه به ترتيب بالاترين و پايين ترين همبستگي مشاهده شده بين تفكر انتقادي و مؤلفه روابط بين فردي و تفكر انتقادي با طرح درس بود. همچنين، كيفيت تدريس اساتيد به طور كلي، قادر به پيش بيني تفكر انتقادي دانشجويان بود كه البته مؤلفه روابط بين فردي، بيشترين سهم را در پيش بيني تفكر انتقادي داشت. نتيجه گيري: با توجه به نتايج بررسي، توجه به بهبود كيفيت تدريس در آموزش عالي در جهت توسعه مهارت هاي تفكر انتقادي دانشجويان اجتناب ناپذير به نظر مي رسد.

 

فهرست مندرجات     منابع و ماخذ      نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: سعيدي رضواني، محمود
استاد مشاور دوم: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  تفكر انتقادي ، كيفيت تدريس ، آموزش عالي ، دانشجو


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 235
نام نویسنده: ثانوي گروسي، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 112
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان همسویی معلمان با اهداف پرورشی آموزش و پرورش و تاثیر آن بر تدریس اثربخش  انجام شده است. جامعه آماری مورد بررسی کلیه معلمان مقطع ابتدایی مدارس ناحیه 3 شهر مشهد در سال تحصیلی 90-1389 بوده‌اند که حجم نمونه 91 نفر تعیین شد. به منظور بررسی میزان همسویی معلمان با اهداف از محقق ساخته و برای بررسی تدریس اثربخش از سیاهه مشاهده ون‌دی‌گریفت استفاده شد. در رابطه با تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری میانگین، انحراف استاندارد، آزمونt تک نمونه ای، تحلیل واریانس همبسته یکراهه، آزمون مقایسه دو میانگین مستقل(T) و آزمون برابری واریانس‌ها (F) استفاده شده است. براساس یافته‌های پژوهش میانگین نمرات همسویی معلمان مورد بررسی به طور معناداری از ارزش متوسط بالاتر است. متغیرهای مدرک تحصیلی، رشته‌ی تحصیلی و سابقه‌ی خدمت در همسویی معلمان تاثیری ندارد و معلمان دارای همسویی بالا با اهداف پرورشی از تدریس اثربخش‌تری در مقایسه با معلمان با همسویی پایین برخوردار هستند.

 

فهرست مندرجات   منابع و ماخذ    نتيجه گيري 

پرسشنامه



استاد راهنمای اول: مهرام، بهروز
استاد مشاور اول: جعفري ثاني، حسين
کلید واژه ها:  برنامه‌ی درسی ، اهداف ، تدریس اثربخش ، معلمان مقطع ابتدایی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 234
نام نویسنده: حسن نژاد شانديز، زينب
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 97
چکیده: 

  پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه ويژگي‌هاي شخصيتي، رضايت شغلي و گرايش به بوروكراسي درمديران مقاطع سه گانه آموزش و پرورش شهرستان طرقبه ـ شانديز انجام شد. روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بود. جامعه آماري شامل 102 نفر از مديران مدارس سه مقطع شهرستان طرقبه ـ شانديز بود كه در سال تحصيلي 89-90 در وضعيت استخدامي فعال قرار داشتند. و از این بین داده‌های مربوط به70 نفر جمع‌آوری شد. جهت سنجش ویژگی‌های شخصیتی از شخصیت فرم کوتاه نئو و جهت سنجش رضایت  شغلي از رضايت شغلي استفاده شد. همچنین براي سنجش ميزان بوروكرات بودن مديران از 14 سؤالي استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون چندگانه انجام شد. نتايج به دست آمده حاكي از آن است كه در بين مديران شهرستان آنهايي كه نورزگرايي و مقبوليت بيشتري داشته‌اند از رضايت شغلي بيشتري برخوردارند. همچنين بين رضايت شغلي مديران و گرايش به بوروكراسي رابطه‌اي منفي و معنادار مشاهده شد، نتایج همبستگی نشان داد بین ویژگی شخصیتی نورزگرایی و گرایش به بوروکراسی رابطه ای منفی و بین برون گردی و بوروکراسی رابطه‌ای مثبت مشاهده گردید در نهايت تجزيه و تحليل و رگرسيون چندگانه نشان داد كه ويژگي‌هاي شخصيتي و گرايش به بوروكراسي مي‌توانند رضايت شغلي مديران را پيش‌بيني كنند. بنابراين يافته‌هاي پژوهش در برخي از موارد همسو با نتايج پژوهش‌هاي پيشين مشاهده شد و در برخي موارد برخلاف يافته‌هاي پيشين مشاهده شد.

 

فهرست مندرجات    منابع و ماخذ    نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: بذرافشان مقدم، مجتبي
کلید واژه ها:  ويژگي‌هاي شخصيتي ، رضايت شغلي ، بوروكراسي ، مديران مدارس


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 233
نام نویسنده: ذبيحي، مهدي
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1389
تعداد صفحات: 115
چکیده: 

تحقيق حاضر به دنبال بررسي وضعيت سبك رهبري تحول آفرين در بين مديران مدارس مقطع متوسطه پسرانه استان خراسان شمالي و شناسايي مشكلات آن مي باشد تا بتواند به مديران در اتخاذ سبك رهبري مناسب كمك كند. اين تحقيق به روش پيمايشي و از طريق(آزمونهاي پارامتريك t تك نمونه اي و t دو نمونه اي مستقل) انجام گرفته است. جامعه آماري اين تحقيق معلمان و مديران  مدارس متوسطه پسرانه خراسان شمالي است كه با توجه به حجم نمونه به روش تصادفي خوشه اي- مرحله اي براي معلمان، برابر 279 نفر معلم و نمونه گيري تمام شماري براي مديران برابر26 نفر مدير تعيين شد. جهت پاسخ به سؤال اصلي اول و سؤالات فرعي از رهبري تحول آفرين توسط معلمان و جهت پاسخ به سؤال اصلي دوم از مصاحبه توسط مديران استفاده شده است. نتایج تحقیق بیان کننده این است که میزان نفوذ آرمانی، تحریک فرهیختگی، الهام بخشي و ملاحظات فردي مدیران مدارس مقطع متوسطه پسرانه استان خراسان شمالي بیش از حد متوسط است و در کل رهبری تحول آفرین مدیران مدارس مقطع متوسطه پسرانه استان خراسان شمالي بیش از حد متوسط است. اما در مقایسه بین مدیران شهر و روستا، مدیران مدارس شهری بیشتر از مدیران مدارس روستایی دارای نفوذ آرمانی، تحریک فرهیختگی، الهام بخشي و ملاحظات فردي هستند و در رهبری تحول آفرین نیز مدیران مدارس شهر در حد بالاتری قرار دارند. در نهايت مشكلات و موانع اجراي رهبري تحول آفرين نيز: عدم آشنايي پيروان و مديران با سبك هاي رهبري جديد، عدم مسئوليت پذيري پيروان، پاداش هاي مشروط، تغيير مديران و عدم ارتباط رشته شغلي مديران با رشته تحصيلي آنان تشخيص داده شد.

 

فهرست مندرجات    منابع و ماخذ     نتيجه گيري

 


استاد راهنمای اول: بذرافشان مقدم، مجتبي
استاد مشاور اول: امين خندقي، مقصود

<   1112131415161626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091101111121131141151   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.