دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   111213141516162636465666768697071727374757677787980818283848586878889909192102112122132142152   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1557 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 465
نام نویسنده: حيدري پور، مونا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 143
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی بر هوش هیجانی، کیفیت زندگی و مهارت‌های اجتماعی معلولین جسمی ـ حرکتی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی (با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه كنترل نما) بود. جامعه آماری شامل کلیه معلولین جسمي حرکتی مجتمع آموزشی نیکوکاری توان یابان مشهد بودند که از بین آن‌ها پس از غربالگری اولیه تعداد 30 نفر که از لحاظ مهارت‌های اجتماعی دارای بیشترین مشکل بودند انتخاب شدندو با استفاده از شیوه گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل نما قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده‌های پژوهش از مهارت‌های اجتماعی ریجیو، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و هوش هیجانی بارـ آن استفاده گردید. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته‌ها: آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به ارتقاء و بهبود سطح مهارت‌های اجتماعی معلولین جسمی ـ حرکتی شد (05/0>P ). آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به افزایش سطح هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن در معلولین جسمی ـحرکتی شد (05/0>P ) اما این آموزش منجر به افزایش سطح کیفیت زندگی معلولین جسمی ـ حرکتی نشد (05/0<P ). نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می‌گردد آموزش مهارت‌های اجتماعی جهت بهزیستی روانی و اجتماعی و توان بخشی حرفه‌ای معلولین جسمی ـ حرکتی مورد توجه دست اندر کاران مربوطه قرار گیرد

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  معلولین جسمی ـ حرکتی ، مهارت‌های اجتماعی ، هوش هیجانی ، کیفیت زندگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 464
نام نویسنده: بختی، مجتبی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 136
چکیده: 

خودبيمارانگاري نوعی اختلال رواني است كه با اعتقاد فرد به وجود يك بيماري جدي در خود و نگراني نسبت به آن شناخته مي‌شود. این اختلال همین طور با جستجوی مداوم اطمینان و مراجعه به مراکز خدمات پزشکی (مراجعه به پزشک) هزینه های مالی قابل توجهی بر فرد و سیستم مراقبت پزشکی تحمیل می کند. در حقیقت این پژوهش برای درک و ارزیابی نشانه های خودبیمارانگاری انجام شده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مستقیم و غیر­مستقیم سبک­های دلبستگی و ناگویی خلقی برخودبیمارانگاری انجام شد. مطالعه ی حاضر بر روي 377 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد که با روش نمونه برداري چند مرحله­ ای تصادفي انتخاب شدند و بيماري شناخته شده ی رواني و يا مشكلات طبي و فيزيكي بارز و معلوليت نداشتند انجام شد. دانشجویان علاوه بر سئوالات دموگرافیک به ­ های خودبيمارانگاري ایوانز، سبک های دلبستگی هازن و شیور و ناگویی خلقی تورنتو پاسخ دادند. در اين پژوهش شيوع علائم خودبيمارانگاري در حد مرزی 36/4 درصد و شيوع اختلال آن در دانشجويان مورد مطالعه 13/5درصد بود. از بين51 دانشجوی مبتلا به اختلال خودبيمارانگاري 38 مورد شدت کم و 12 مورد شدت متوسط و تنها 1 مورد سطح بالای خودبیمارانگاری داشتند. اختلال به صورت معني داري در دختران شايع تر بود، و وضعيت تأهل رابطه ی معني داري با آن نداشت برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون به منظور بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد که نشان داد رابطه بین سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، دشواری در شناسایی احسات و دشواری در توصیف احساسات با خودبیمارانگاری مثبت و معنادار و رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با خودبیمارانگاری منفی و معنادار است. از ضریب رگرسیون به منظور بررسی میزان پیش بینی کنندگی متغیرهای سبک های دلبستگی و ناگویی خلقی  استفاده گردید و نتایج نشان داد که این متغیرها می توانند پیش بینی کننده مناسبی برای خودبیمارانگاری محسوب گردند. بعلاوه تحلیل مسیر برای بررسی رابطه تيپ سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا با میانجی­گری دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات  در خودبیمارانگاری  به کار برده شد که نتایج آن نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا از طریق دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات با خودبیمارانگاری رابطه داشته باشند.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  خودبيمار انگاری ، سبك های دلبستگی ، ناگويی خلقی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 463
نام نویسنده: كوثری، رجبعلی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 127
چکیده: 

    اهمال کاری رفتاری است که موجب به تاخیر انداختن کارها می شود، که در افراد ابعاد مختلفی دارد.یکی از ابعاد آن به تعویق انداختن تکالیف تحصیلی می باشد، که اهمال کاری تحصیلی نام دارد . می توان آن را به عنوان عادت به تاخیر انداختن تعریف کرد،که در بین دانش آموزان بسیار رایج است. بنابر این رفتار اهمال کاری دانش آموزان موجب می شود که آنها نتوانند از عمل کرد واقعی خویش در جریان یادگیری بهره بگیرند و در نتیجه شکست می خورند.                              

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین اهمال کاری تحصیلی، انگیزه پیشرفت  و اضطراب امتحان شکل گرفته است. نمونه ما در این تحقیق تعداد 360 نفر، شامل 180 دختر و180 پسر مقطع دبیرستان هستند. که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. اعضای گروه نمونه، مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم(1984) فرم دانش آموز، مقیاس انگیزه پیشرفت هرمنس(1977) و سیاهه ی اضطراب امتحان ابوالقاسمی (1375) را تکمیل کردند.

برای تجزیه تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تی مستقل  و رگرسیون چند متغیره گام به گام  استفاده شد. نتایج نشان داد، که بین اهمال کاری تحصیلی و انگیزه پیشرفت رابطه ی معنی دار منفی وجود دارد. بین اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی را بطه ی معنی دار مثبت وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، که بین دختر و پسر در میزان اهمال کاری تحصیلی تفاوت معنی دار وجود ندارد، هرچند میزان اهمال کاری پسران کمی بیشتر است. البته تفاوت بین دختر و پسر در بعضی از مقوله های اهمال کاری تحصیلی معنی دار می باشد. نتیجه آزمون رگرسیون نیز نشان داد که، انگیزه پیشرفت و اضطراب امتحان، اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. ولی میزان پیش بینی انگیزه پیشرفت  بیشتر است. این یافته با نتایج تحقیقات مشابه همسو می باشد.در پایان پیشنهاداتی برای تحقیق بیشتر در این زمینه ارائه گردید

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ    


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  اهمال کاری تحصیلی ، اضطراب امتحان ، انگیزه ی پیشرفت ، جنسیت


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 461
نام نویسنده: خجسته نژاد، الهام
نویسنده دوم: مشجری صنعتی، نفيسه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 45
چکیده: 

اضطراب، استرس و افسردگي سه متغير مهم در سلامت روان همه افراد جامعه به خصوص مادران كه نقش مهمي در تربيت نسل آينده ي جامعه دارند، مي باشد. از اين رو هدف اين پژوهش بررسي اين بود كه آيا تعداد فرزندان به تنهايي در بروز استرس، اضطراب و افسردگي مادران خانه دار موثر است يا خير. در اين راستا رابطه بين اضطراب، استرس و افسردگي در نمونه اي از مادران خانه دار ايراني بررسي شد.شركت كنندگان (تعداد 60 نفر زن) به صورت نمونه گيري تصادفي از ميان زنان خانه دار تك فرزند و چند فرزند شهر مشهد انتخاب شدند و ي اضطراب، استرس و افسردگي DASS-21 را كامل كردند. تحليل نتايج آزمون t مقايسه ميانگين ها به وسيله نرم افزار spss نشان داد كه ميزان افسردگي و استرس در بين مادران خانه دار چند فرزند و مادران خانه دار تك فرزند برابر است( استرس 0.7 - و افسردگي 1.41-) اما در مورد متغير اضطراب مشاهده شد كه ميزان اضطرابد در مادران خانه دار چند فرزند بيشتر از مادران تك فرزند مي باشد( اضطراب 2.08 -)

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري

ابزار تحقيق نمي باشد


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 460
نام نویسنده: احمدی، پریسا
نویسنده دوم: احمدی، سمیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 106
چکیده: 

زندگي به اكثرمردم مي‌آموزد كه دنيا محل خوشگذراني نيست وكساني كه در جستجوي لذت وخوشي هستند، به علت تمركز وتوجه به آن هرگز موفق نخواهند شد. بايدبا پستي و پوچ‌گرايي بنيادي اين بيماران مقابله كرد. غالباً لازم است كه علاوه بر نمايان كردن ارزشهاي جهان، عظمت و گستردگي آن رابه بيمار نشان داد. خودسوزی نمادی است از دوزخ دست ساخته ای انسانها، نمادی که زنان برای جهانيان نشان بدهند که زندگی روزمره ی شان شبيه بسربردن در آتش دوزخ است. در فرهنگ افغان، آتش همچنان نمادی از ريشه کنی و نابودی ميراث فردی است. نابودکردن خود با آتش نماد نابودکردن نسل خويش برای هميشه است.  ازآنجا كه انعكاس گزارش هاي خود كشي زنان در مطبوعات خصوصاً نوع "خودسوزي"، درچند سال اخيرپيوسته درحال گسترش است، ما را برآن داشت تا مطالعات موردي را درولايت حوزه ي جنوب غرب افغانستان به لحاظ شيوع بيشتر اين عمل به منظور تحقيق و بررسي دلايل گسترش اين پديده انتخاب نمائيم، اين پروژه ولايت هرات(افغانستان) را تحت پوشش قرار داده است. لذا پژوهش حاضر با هدف  بررسي و مقایسه ی وضعيت تحصيلات،اقتصاد،اعتياد،تاهل،شغل،محل سكونت و تعداد فرزندان در زنانی که اقدام به خود سوزي داشته اند و زنان بهنجار جامعه صورت گرفت. در این پژوهش 100 نفر از زنانی که اقدام به خودسوزی نموده بودند و نجات یافته بودند و 100 نفر از زنان بهنجار جامعه ازولايت حوزه ي جنوب غرب هرات _افغانستان ،شرکت داشتند. پژوهش حاضر بصورت مقايسه يي و با ي خود ساخته ي،"بررسي وضعيت سلامت درزنان افغانستان" و"سوالات ارزيابي خودكشي راجرزSAC-R" سنجيده و با هم مقايسه شده اند. نتايج پژوهش نشان مي دهد كه درميان افراد مطالعه شده، سطح رفاه وتحصيلات و اعتياد و محل سكونت افرادرابطه مثبت و معناداري برقرار است.نتايج تحليل آماري نشان مي دهد كه تاهل مولفه ی تاثير گذاري در گروه زنان اقدام کننده به  خودسوزی محسوب نمي شود. امادر زنان جامعه بهنجار بين موقعیت تاهل در مولفه اقدام به خودسوزي نشان مي دهد كه، میانگین نمرات زنان متأهل از نمرات زنان مجرد بیشتر است در نتیجه توجه به این نکته حائز اهمیت است که خودسوزي آسيبي است كه از تعارضات اجتماعي برمي خيزد كه درآن تضاد موقعيت وخواسته وجود دارد. معمولا شرايط بداقتصادي يا لزوما تحصيلات پايين عامل آن نيست. برعكس، دربسياري ازمناطق، شكلي سنتي وپذيرفته شده ازمحروميت وجود دارد كه فرد به آن عادت كرده است وگاهي مانع ازآسيب هاي اجتماعي مي شود. برخوردار شدن از تحصيلات بعد از 10سال حاكميت استبدادي طالبان وهمچنين استفاده ازرسانه هاي جديد برسطح آگاهي زنان افزوده است. به تعبيرديگرحركتهاي ناگهاني ركود يا رشد، بسياري ازمواقع افراد را دچار "گمگشتگي فرهنگي" كرده و جهش وازدست دادن هويت فرهنگي را درپي دارد، كه هم نارضايتي عميق وهم نا آرامي گسترده اي رابوجود مي آورد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  ولايت هرات ، خودسوزی ، تحصيلات ، اقتصاد


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 459
نام نویسنده: معماريان، سپيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 105
چکیده: 

  اختلال اضطراب اجتماعی به عنوان رایج­ترین اختلال اضطرابی و سومین اختلال شایع روان­پزشکی و اختلالی با اهمیت در زمینه بهداشت همگانی می­تواند تاثیر عمیقی بر زندگی شخص داشته باشد. در دو دهه اخیر افزایش چشم­گیری در پژوهش­های بالینی، به خصوص با جهت­ گیری شناختی، با هدف بررسی مکانیزم­های زیربنایی اضطراب اجتماعی صورت گرفته است. پژوهش حاضر شامل سه مطالعه است. مطالعه اول، نقش نشخوار فکری را در پیش­بینی اضطراب اجتماعی (134=N) بررسی کرد؛ نتایج نشان داد که زنان از مردان نمرات نشخوار فکری بیشتری داشتند. به­علاوه بعد از کنترل اثر سن، جنسیت، میزان تحصیلات، افسردگی (بک) و اضطراب صفت- حالت (اشپیلبرگر)، افزایش نشخوار فکری (نولن-هوکسما) با افزایش در میزان اضطراب اجتماعی (کانور) همراه بود. مطالعه دوم، سوگیری توجه نسبت به محرک­های تهدیدکننده اجتماعی را در مبتلایان به اضطراب اجتماعی (میانگین سن = 93/22 و انحراف استاندارد = 155/3) (30=N) و بهنجار (میانگین سن = 73/23 و انحراف استاندارد = 84/2) (30=N) توسط آزمون استروپ اضطراب اجتماعی، مقایسه کرد. نتایج نشان داد که به­رغم کنترل اثر افسردگی و نشخوار فکری، در مقایسه با گروه کنترل، مبتلایان به اضطراب اجتماعی سوگیری توجه بیشتری نسبت به محرک­های تهدیدکننده اجتماعی نشان دادند. مطالعه سوم، اثربخشی برنامه کامپیوتری آموزش کنترل توجه را، به عنوان نوعی مداخله شناختی برای کاهش سوگیری توجه و بهبود شاخص­های درمانی افراد مضطرب اجتماعی، بررسی کرد. شرکت­ کنندگان (30=N) که همگی اضطراب اجتماعی بالا داشتند، به ­طور تصادفی به گروه آزمایش (دریافت تمرین اصلی) و درمان­نما (دریافت تمرین ساختگی) تقسیم شدند و بر روی همه آنها پیش ­آزمون، پس­ آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه درمان­ نما، گروه آموزش بعد از اتمام برنامه، سوگیری ­توجه کمتری را نسبت به محرک­های تهدیدآمیز نشان دادند؛ به علاوه، علائم اضطراب اجتماعی آنها کاهش یافت. به طورخلاصه، (الف) نشخوار فکری به عنوان یک سازه شناختی در پیش ­بینی اضطراب اجتماعی نقش داشته، و مختص اختلال افسردگی اساسی نیست؛ (ب) افراد مضطرب­ اجتماعی با سوگیری توجه بیشتر نسبت به محرک­های  تهدیدآمیز اجتماعی، احتمالاً تحریفات شناختی­ ای را تجربه می­کنند که باعث بزرگ­تر شدن سطوح دریافتی تهدید در محیط می­شود و در تداوم و تشدید اضطراب اجتماعی نقش دارند؛ و (ج) آموزش کنترل توجه کامپیوتری با کاهش این سوگیری توجه می­تواند در کاهش علائم اضطراب اجتماعی موثر باشد

فهرست مندرجات  -فهرست منابع  -   -


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: طباطبائی، سید محمود
کلید واژه ها:  سوگيری توجه ، استروپ هيجانی ، اضطراب اجتماعی ، برنامه آموزش كنترل توجه


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 458
نام نویسنده: مجرد كاهانی، امير حسين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 107
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی مداخلات آموزشی روانی گروهی بر ارتقا سطح سلامت روانی خانواده بیماران مبتلا به اختلالات خلقی بستری در بیمارستان روانپزشکی ابن سینا انجام شد.

روش: این پژوهش یک طرح شبه آزمایشی با گروه کنترل و گمارش تصادفی بود. در این پژوهش، شش نفر بعنوان گروه آزمایشی و نه نفر بعنوان گروه کنترل شرکت داشتند. کلیه شرکت کنندگان که اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات خلقی را تشکیل می دادند های فشار روانی مراقب، افسردگی بک، اضطراب بک، کیفیت زندگی و چگونگی روابط پیرس را تکمیل نمودند. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه در جلسات مداخلات آموزشی روانی گروهی شرکت داشتند، ولی گروه کنترل در این مدت هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. همچنین به منظور تحلیل داده ها از آزمون مقایسه میانگین های مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد.

یافته ها: نتایج تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان دهنده کاهش معناداری در میانگین نمره های افسردگی، اضطراب و فشار مراقب در گروه آزمایشی بود. نتایج همچنین نشان داد که افزایش معناداری در میانگین نمره های کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی گروه آزمایش بوجود آمده، ولی در مورد میانگین نمره های تعارض و عمق روابط در دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد.

نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مداخلات آموزشی روانی گروهی می تواند شدت فشار مراقب، اضطراب و افسردگی را کاهش داده و کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی را بهبود بخشد اما در مورد عمق روابط و تعارض چندان تأثیری ندارد

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و ماخذ     نتيجه گيري

فاقد


استاد راهنمای اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
استاد مشاور اول: مدرس غروی، مرتضی
کلید واژه ها:  مداخلات آموزشی روانی گروهی ، سلامت روان ، اختلالات خلقی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 226
نام نویسنده: حبيبي پور، مريم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 84
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه بين تفکرانتقادی معلمان دوره ابتدايي و ترجیح سبک تدریس آنان می‌باشد. روش پژوهش از جهت هدف کاربردی و از جهت روش اجرا، همبستگی می‌باشد. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی معلمان مقطع ابتدایی ناحیه‌ی یک آموزش و پرورش شهر مشهد در سال تحصیلی 89-1388 تشكيل داده‌اند. نمونه‌ی پژوهش شامل 93 نفر از معلمان مقطع ابتدایی بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تک مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق دو تفکرانتقادی و ترجیح سبک تدریس جمع‌آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین  متغیر پیش بین (تفکر انتقادی) و متغیر ملاک(ترجیح سبک تدریس) رابطه ای معنادار وجود دارد و می توان نمره میزان ترجیح سبک تدریس معلمان را از طریق نمره تفکر انتقادی آنان پیش بینی نمود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکر انتقادی معلمان و ترجیح سبک تدریس آنان، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. معلمانی که در دو مولفه استنباط و ارزشیابی استدلال های منطقی از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس معلم محور را ترجیح داده‌اند . معلماني كه در مولفه تعبیر و تفسیر از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس شاگردمحور را ترجیح داده‌اند. در دو مولفه دیگر تفکر انتقادی یعنی شناسایی مفروضات و استنتاج رابطه ای با ترجیح سبک تدریس معلمان نداشتند.


فهرست مندرجات      منابع وماخذ     نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  تفكرانتقادي ، ترجيح سبك تدريس ، دوره ي ابتدايي ، معلمان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 457
نام نویسنده: صنعت نگار، سارا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 118
چکیده: 

هدف اصلی مراکز شبه خانواده تأمین کارکردهای اصلی خانواده برای کودکان بی سرپرست و بدسرپرست می‌باشد اما صرف انتقال این کودکان از محیط آسیب رسان خانواده به محیطی با آسیب‌های کمتر کافی به نظر نمی‌رسد و سوگ ناشی از فقدان خانواده این کودکان را در معرض آسیب‌های روانشناختی، ناامیدی و احساس تنهایی قرار می‌دهد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی «اثربخشی قصه درمانی گروهی بر خودپنداره، ناامیدی و تنهایی کودکان دختر بی‌سرپرست و بدسرپرست مقیم در خانه های کودک مشهد» بود. در این پژوهش، 26 کودک دختر مقطع ابتدایی از سه خانه کودک شرکت کردند که به طور تصادفی در سه گروه آزمایش، شبه کنترل و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه، به مدت دو بار در هفته در جلسات قصه درمانی گروهی شرکت نمودند و تمامی آزمودنی‌ها به سه پرسش نامه خودپنداره کودکان پیرز ـ هریس، ناامیدی کودکان کازدین و تنهایی آشر در جلسات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (یک ماه بعد از اتمام مداخله) پاسخ دادند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که قصه درمانی گروهی سطح خودپنداره کلی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری افزایش داده است و میانگین نمرات ناامیدی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری کاهش داده است اما در کاهش تنهایی گروه آزمایش نسبت به دو گروه دیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد نتایج این پژوهش برای فرضیه های فرعی نشان می‌دهد که قصه درمانی گروهی سازگاری رفتاری و شادمانی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری افزایش داده است و سطح اضطراب گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری کاهش داده است. لازم به ذکر است که نتایج این پژوهش شواهد کافی مبنی بر این که قصه درمانی گروهی باعث افزایش معنادار وضعیت ذهنی- آموزشگاهی، تصویر بدنی و محبوبیت گروه آزمایش نسبت به دو گروه دیگر می شود فراهم نکرد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ       نتيجه گيري  

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  بي سرپرستي و بد سرپرستي ، خودپنداره ، نااميدي ، تنهايي ، قصه درماني گروهي


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 447
نام نویسنده: ايرانيان، سمانه
نویسنده دوم: صدری، الهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 95
چکیده: 

درجوامع مختلف سعي برآن است كه كيفيت ارائه خدمات جهت ارتقاي كيفي زندگي شهروندان ، در بالاترين سطح ممكن باشد. خدمات بهداشتي و درماني نيز با توجه به ارتباط تنگاتنگي كه با سلامت و پويايي افراد يك جامعه دارد، از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و ارتقا كيفيت آن در نهايت مي تواند به پيشرفت بهتر وسريعتر آن جامعه منتهي شود. اين موضوع ما را برآن داشت كه پژوهش خود را بر روي يكي از ابعاد كمتر مورد توجه قرارگرفته خدمات بهداشتي، يعني بررسي ميزان نياز بيماران بستري در بيمارستان عمومي به خدمات روانشناختي و رسيدگي به وضعيت سلامت رواني اين بيماران و تلاش براي به حداقل رساندن مشكلات آنان دراين بعد، متمركز كنمl

پژوهش حاضر بر روي 72 نفر از بيماران مراجعه كننده به بيمارستان هاي امام رضا(ع) و قائم(ع) كه با استفاده از نمونه گيري در دسترس گزينش شده بودند و با استفاده از پنج شامل سلامت عمومي 28 سوالي (GHQ) ، بررسي ميزان احساس نياز به خدمات روانشناختي ، بررسي نگرش بيماران به خدمات روانشناختي، بررسي چگونگي تجربه خدمات روانشناختي و بررسي ميزان رضايت از خدمات بيمارستان انجام شده است. هاي خود ساخته از نظر پايايي و روايي از طريق ضريب آلفاي كرونباخ و تحليل عاملي و آزمون بارتلت بررسي شده و مورد تاييد قرار گرفتند.

بررسي همبستگي بين نمرات هاي مختلف نشان داد ميزان احساس نياز به خدمات روانشناختي با همه مقياس هاي سلامت عمومي( مشكلات بدني، اضطراب، عملكرد اجتماعي و افسردگي) همبستگي دارد، بدين معني كه افرادي كه از نظر سطح سلامت عمومي( به ويژه اضطراب و افسردگي) دچار مشكل هستند به شكل معناداري، به خدمات روان شناختي احساس نياز بيشتري مي كنند. اما بين اين احساس نياز و نگرش آنها به خدمات روان شناختي( مناسب و موثر بودن آن) همبستگي وجود نداشت. به اين معنا كه اين افراد در عين احساس نياز، هنوز نگرش مثبتي نسبت به اين خدمات نداشتند. همچنين نتايج آزمون GHQ نشان داد كه زنان بستري از نظر سطح سلامت عمومي در وضعيت نامناسب تري هستند و به ويژه ميزان اضطراب آنان از مردان بستري بالاتر است.

همچنين يافته هاي تحقيق نشان داد تفاوت ميانگين افسردگي در بين گروه هايي با وضعيت تاهل مختلف ( مجرد، متاهل و مطلقه ) معنادار است.دربخش ديگري نيز اين نتيجه به دست آمد كه تفاوت معناداري بين ميانگين عملكرد اجتماعي در بين گروه هايي با وضعيت تحصيلي مختلف وجود دارد. در عين حال بر اساس نتايج اين پژوهش وضعيت هاي شغلي مختلف( كارمند، شغل آزاد و بيكار) بر چگونگي مقياس هاي سلامت عمومي ، ميزان احساس نياز به خدمات روان شناختي و نگرش به اين نوع خدمات تاثيري ندارد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع ومآخذ     نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  بيمارستان ، بيمار ، خدمات روانشناختی

<   111213141516162636465666768697071727374757677787980818283848586878889909192102112122132142152   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.