دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   111213141516162636465666768697071727374757677787980818283848586878889909192102112122132142152   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1552 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 459
نام نویسنده: معماريان، سپيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 105
چکیده: 

  اختلال اضطراب اجتماعی به عنوان رایج­ترین اختلال اضطرابی و سومین اختلال شایع روان­پزشکی و اختلالی با اهمیت در زمینه بهداشت همگانی می­تواند تاثیر عمیقی بر زندگی شخص داشته باشد. در دو دهه اخیر افزایش چشم­گیری در پژوهش­های بالینی، به خصوص با جهت­ گیری شناختی، با هدف بررسی مکانیزم­های زیربنایی اضطراب اجتماعی صورت گرفته است. پژوهش حاضر شامل سه مطالعه است. مطالعه اول، نقش نشخوار فکری را در پیش­بینی اضطراب اجتماعی (134=N) بررسی کرد؛ نتایج نشان داد که زنان از مردان نمرات نشخوار فکری بیشتری داشتند. به­علاوه بعد از کنترل اثر سن، جنسیت، میزان تحصیلات، افسردگی (بک) و اضطراب صفت- حالت (اشپیلبرگر)، افزایش نشخوار فکری (نولن-هوکسما) با افزایش در میزان اضطراب اجتماعی (کانور) همراه بود. مطالعه دوم، سوگیری توجه نسبت به محرک­های تهدیدکننده اجتماعی را در مبتلایان به اضطراب اجتماعی (میانگین سن = 93/22 و انحراف استاندارد = 155/3) (30=N) و بهنجار (میانگین سن = 73/23 و انحراف استاندارد = 84/2) (30=N) توسط آزمون استروپ اضطراب اجتماعی، مقایسه کرد. نتایج نشان داد که به­رغم کنترل اثر افسردگی و نشخوار فکری، در مقایسه با گروه کنترل، مبتلایان به اضطراب اجتماعی سوگیری توجه بیشتری نسبت به محرک­های تهدیدکننده اجتماعی نشان دادند. مطالعه سوم، اثربخشی برنامه کامپیوتری آموزش کنترل توجه را، به عنوان نوعی مداخله شناختی برای کاهش سوگیری توجه و بهبود شاخص­های درمانی افراد مضطرب اجتماعی، بررسی کرد. شرکت­ کنندگان (30=N) که همگی اضطراب اجتماعی بالا داشتند، به ­طور تصادفی به گروه آزمایش (دریافت تمرین اصلی) و درمان­نما (دریافت تمرین ساختگی) تقسیم شدند و بر روی همه آنها پیش ­آزمون، پس­ آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه درمان­ نما، گروه آموزش بعد از اتمام برنامه، سوگیری ­توجه کمتری را نسبت به محرک­های تهدیدآمیز نشان دادند؛ به علاوه، علائم اضطراب اجتماعی آنها کاهش یافت. به طورخلاصه، (الف) نشخوار فکری به عنوان یک سازه شناختی در پیش ­بینی اضطراب اجتماعی نقش داشته، و مختص اختلال افسردگی اساسی نیست؛ (ب) افراد مضطرب­ اجتماعی با سوگیری توجه بیشتر نسبت به محرک­های  تهدیدآمیز اجتماعی، احتمالاً تحریفات شناختی­ ای را تجربه می­کنند که باعث بزرگ­تر شدن سطوح دریافتی تهدید در محیط می­شود و در تداوم و تشدید اضطراب اجتماعی نقش دارند؛ و (ج) آموزش کنترل توجه کامپیوتری با کاهش این سوگیری توجه می­تواند در کاهش علائم اضطراب اجتماعی موثر باشد

فهرست مندرجات  -فهرست منابع  -   -


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: طباطبائی، سید محمود
کلید واژه ها:  سوگيری توجه ، استروپ هيجانی ، اضطراب اجتماعی ، برنامه آموزش كنترل توجه


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 458
نام نویسنده: مجرد كاهانی، امير حسين
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 107
چکیده: 

هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی مداخلات آموزشی روانی گروهی بر ارتقا سطح سلامت روانی خانواده بیماران مبتلا به اختلالات خلقی بستری در بیمارستان روانپزشکی ابن سینا انجام شد.

روش: این پژوهش یک طرح شبه آزمایشی با گروه کنترل و گمارش تصادفی بود. در این پژوهش، شش نفر بعنوان گروه آزمایشی و نه نفر بعنوان گروه کنترل شرکت داشتند. کلیه شرکت کنندگان که اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات خلقی را تشکیل می دادند های فشار روانی مراقب، افسردگی بک، اضطراب بک، کیفیت زندگی و چگونگی روابط پیرس را تکمیل نمودند. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه در جلسات مداخلات آموزشی روانی گروهی شرکت داشتند، ولی گروه کنترل در این مدت هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. همچنین به منظور تحلیل داده ها از آزمون مقایسه میانگین های مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد.

یافته ها: نتایج تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان دهنده کاهش معناداری در میانگین نمره های افسردگی، اضطراب و فشار مراقب در گروه آزمایشی بود. نتایج همچنین نشان داد که افزایش معناداری در میانگین نمره های کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی گروه آزمایش بوجود آمده، ولی در مورد میانگین نمره های تعارض و عمق روابط در دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد.

نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مداخلات آموزشی روانی گروهی می تواند شدت فشار مراقب، اضطراب و افسردگی را کاهش داده و کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی را بهبود بخشد اما در مورد عمق روابط و تعارض چندان تأثیری ندارد

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و ماخذ     نتيجه گيري

فاقد


استاد راهنمای اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
استاد مشاور اول: مدرس غروی، مرتضی
کلید واژه ها:  مداخلات آموزشی روانی گروهی ، سلامت روان ، اختلالات خلقی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 226
نام نویسنده: حبيبي پور، مريم
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 84
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه بين تفکرانتقادی معلمان دوره ابتدايي و ترجیح سبک تدریس آنان می‌باشد. روش پژوهش از جهت هدف کاربردی و از جهت روش اجرا، همبستگی می‌باشد. جامعه‌ی آماری این پژوهش، کلیه‌ی معلمان مقطع ابتدایی ناحیه‌ی یک آموزش و پرورش شهر مشهد در سال تحصیلی 89-1388 تشكيل داده‌اند. نمونه‌ی پژوهش شامل 93 نفر از معلمان مقطع ابتدایی بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تک مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق دو تفکرانتقادی و ترجیح سبک تدریس جمع‌آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین  متغیر پیش بین (تفکر انتقادی) و متغیر ملاک(ترجیح سبک تدریس) رابطه ای معنادار وجود دارد و می توان نمره میزان ترجیح سبک تدریس معلمان را از طریق نمره تفکر انتقادی آنان پیش بینی نمود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکر انتقادی معلمان و ترجیح سبک تدریس آنان، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. معلمانی که در دو مولفه استنباط و ارزشیابی استدلال های منطقی از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس معلم محور را ترجیح داده‌اند . معلماني كه در مولفه تعبیر و تفسیر از مولفه های تفکر انتقادی نمره بالاتری داشته اند، سبک تدریس شاگردمحور را ترجیح داده‌اند. در دو مولفه دیگر تفکر انتقادی یعنی شناسایی مفروضات و استنتاج رابطه ای با ترجیح سبک تدریس معلمان نداشتند.


فهرست مندرجات      منابع وماخذ     نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  تفكرانتقادي ، ترجيح سبك تدريس ، دوره ي ابتدايي ، معلمان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 457
نام نویسنده: صنعت نگار، سارا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 118
چکیده: 

هدف اصلی مراکز شبه خانواده تأمین کارکردهای اصلی خانواده برای کودکان بی سرپرست و بدسرپرست می‌باشد اما صرف انتقال این کودکان از محیط آسیب رسان خانواده به محیطی با آسیب‌های کمتر کافی به نظر نمی‌رسد و سوگ ناشی از فقدان خانواده این کودکان را در معرض آسیب‌های روانشناختی، ناامیدی و احساس تنهایی قرار می‌دهد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی «اثربخشی قصه درمانی گروهی بر خودپنداره، ناامیدی و تنهایی کودکان دختر بی‌سرپرست و بدسرپرست مقیم در خانه های کودک مشهد» بود. در این پژوهش، 26 کودک دختر مقطع ابتدایی از سه خانه کودک شرکت کردند که به طور تصادفی در سه گروه آزمایش، شبه کنترل و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه، به مدت دو بار در هفته در جلسات قصه درمانی گروهی شرکت نمودند و تمامی آزمودنی‌ها به سه پرسش نامه خودپنداره کودکان پیرز ـ هریس، ناامیدی کودکان کازدین و تنهایی آشر در جلسات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (یک ماه بعد از اتمام مداخله) پاسخ دادند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که قصه درمانی گروهی سطح خودپنداره کلی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری افزایش داده است و میانگین نمرات ناامیدی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری کاهش داده است اما در کاهش تنهایی گروه آزمایش نسبت به دو گروه دیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد نتایج این پژوهش برای فرضیه های فرعی نشان می‌دهد که قصه درمانی گروهی سازگاری رفتاری و شادمانی گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری افزایش داده است و سطح اضطراب گروه آزمایش را نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل از مرحله پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری کاهش داده است. لازم به ذکر است که نتایج این پژوهش شواهد کافی مبنی بر این که قصه درمانی گروهی باعث افزایش معنادار وضعیت ذهنی- آموزشگاهی، تصویر بدنی و محبوبیت گروه آزمایش نسبت به دو گروه دیگر می شود فراهم نکرد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ       نتيجه گيري  

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: حسن آبادي، حسين
استاد مشاور اول: اصغري نكاح، سید محسن
کلید واژه ها:  بي سرپرستي و بد سرپرستي ، خودپنداره ، نااميدي ، تنهايي ، قصه درماني گروهي


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 447
نام نویسنده: ايرانيان، سمانه
نویسنده دوم: صدری، الهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 95
چکیده: 

درجوامع مختلف سعي برآن است كه كيفيت ارائه خدمات جهت ارتقاي كيفي زندگي شهروندان ، در بالاترين سطح ممكن باشد. خدمات بهداشتي و درماني نيز با توجه به ارتباط تنگاتنگي كه با سلامت و پويايي افراد يك جامعه دارد، از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و ارتقا كيفيت آن در نهايت مي تواند به پيشرفت بهتر وسريعتر آن جامعه منتهي شود. اين موضوع ما را برآن داشت كه پژوهش خود را بر روي يكي از ابعاد كمتر مورد توجه قرارگرفته خدمات بهداشتي، يعني بررسي ميزان نياز بيماران بستري در بيمارستان عمومي به خدمات روانشناختي و رسيدگي به وضعيت سلامت رواني اين بيماران و تلاش براي به حداقل رساندن مشكلات آنان دراين بعد، متمركز كنمl

پژوهش حاضر بر روي 72 نفر از بيماران مراجعه كننده به بيمارستان هاي امام رضا(ع) و قائم(ع) كه با استفاده از نمونه گيري در دسترس گزينش شده بودند و با استفاده از پنج شامل سلامت عمومي 28 سوالي (GHQ) ، بررسي ميزان احساس نياز به خدمات روانشناختي ، بررسي نگرش بيماران به خدمات روانشناختي، بررسي چگونگي تجربه خدمات روانشناختي و بررسي ميزان رضايت از خدمات بيمارستان انجام شده است. هاي خود ساخته از نظر پايايي و روايي از طريق ضريب آلفاي كرونباخ و تحليل عاملي و آزمون بارتلت بررسي شده و مورد تاييد قرار گرفتند.

بررسي همبستگي بين نمرات هاي مختلف نشان داد ميزان احساس نياز به خدمات روانشناختي با همه مقياس هاي سلامت عمومي( مشكلات بدني، اضطراب، عملكرد اجتماعي و افسردگي) همبستگي دارد، بدين معني كه افرادي كه از نظر سطح سلامت عمومي( به ويژه اضطراب و افسردگي) دچار مشكل هستند به شكل معناداري، به خدمات روان شناختي احساس نياز بيشتري مي كنند. اما بين اين احساس نياز و نگرش آنها به خدمات روان شناختي( مناسب و موثر بودن آن) همبستگي وجود نداشت. به اين معنا كه اين افراد در عين احساس نياز، هنوز نگرش مثبتي نسبت به اين خدمات نداشتند. همچنين نتايج آزمون GHQ نشان داد كه زنان بستري از نظر سطح سلامت عمومي در وضعيت نامناسب تري هستند و به ويژه ميزان اضطراب آنان از مردان بستري بالاتر است.

همچنين يافته هاي تحقيق نشان داد تفاوت ميانگين افسردگي در بين گروه هايي با وضعيت تاهل مختلف ( مجرد، متاهل و مطلقه ) معنادار است.دربخش ديگري نيز اين نتيجه به دست آمد كه تفاوت معناداري بين ميانگين عملكرد اجتماعي در بين گروه هايي با وضعيت تحصيلي مختلف وجود دارد. در عين حال بر اساس نتايج اين پژوهش وضعيت هاي شغلي مختلف( كارمند، شغل آزاد و بيكار) بر چگونگي مقياس هاي سلامت عمومي ، ميزان احساس نياز به خدمات روان شناختي و نگرش به اين نوع خدمات تاثيري ندارد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع ومآخذ     نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  بيمارستان ، بيمار ، خدمات روانشناختی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 228
نام نویسنده: يعقوبي، منا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 87
چکیده: 

نیروی انسانی متعهد برای هرسازمان پشتوانه‌ای قوی است که سازمان را درتحقق بهترآرمانهای خود یاری می‌رساند. این امردرنهادی چون آموزش وپرورش که عهده دارتعلیم وتربیت نسل آینده هرکشوراست ودر ارتباط با دبیران که رسالت مهمی رابرعهده دارند اهمیتی مضاعف می یابد. تعهد دبیران نسبت به سازمان وشغل خود، علاوه بررضایتمندی وخشنودی آنان، انجام وظایف به بهترین نحوممکن، افزایش کیفیت واثربخشی نظام آموزشی وپیشرفت وتعالی جامعه را بدنبال خواهد داشت. اگر فضای مدارس، فضایی دوستانه وهمراه با اعتماد وصداقت متقابل میان مدیران ودبیران باشد، درنتایج و پیامدهای سازمانی بدون تاثیر نخواهد بود، لذا پژوهش حاضربه بررسی رابطه اعتماد دبیران مدارس متوسطه دولتی وغیرانتفاعی ورابطه آن باتعهد سازمانی وشغلی آنان پرداخته است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دبیران رسمی، غیررسمی ناحیه سه آموزش وپرورش مشهد درسال تحصیلی 90- 1389 می‌باشد. نمونه باحجم 130 نفراز جامعه (380 = N ) به شیوه نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شده است. برای جمع آوری اطلاعات ازسه اعتمادسازمانی محقق ساخته برمبنای مدل مایروهمکاران (1995)، تعهد سازمانی آلن ومایر(1991) و تعهد شغلی بلا وهمکاران (1985) استفاده شده است. پایایی ‌ها با استفاده ازروش آلفای کرونباخ برای اعتماد، تعهد سازمانی وتعهد شغلی به ترتیب 94/0، 85/0 و83/0 به دست آمد. برای پاسخدهی به سوالات پژوهش ازشاخصهای توصیفی، میانگین وانحراف استاندارد وآزمونهای رگرسیون چندگانه، ساده ومقایسه میانگینهای مستقل استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نشان دادکه : 1) مولفه‌های اعتماد سازمانی(شایستگی،شخصیت وعطوفت) نتوانستند نمره تعهد سازمانی وتعهد شغلی دبیران راپیش‌بینی نماید؛ 2) نمره اعتمادسازمانی دبیران نتوانست نمره تعهد سازمانی آنان راپیش‌بینی نماید؛ 3) نمره اعتمادسازمانی دبیران نمره تعهد شغلی آنان راپیش‌بینی نمود؛ 4) بین تعهد شغلی دبیران مدارس دولتی وغیرانتفاعی تفاوت معناداری وجود داشت وتعهد شغلی دبیران مدارس غیرانتفاعی بیشتر از تعهد شغلی دبیران مدارس دولتی بود؛  5) بین تعهد سازمانی دبیران مدارس دولتی و غیرانتفاعی تفاوت معناداری وجود ن به شیوه نمونه‌گیری دردسترسداشت.

فهرست مندرجات     منابع وماخذ      نتيجه گيري

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: كوهستاني، حسين علي
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 451
نام نویسنده: تهامي، الهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 123
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسي تاثير آموزش مهارت هاي مقابله‌اي بر کاهش استرس، افسردگی و اضطراب زنان سرپرست خانواده انجام شده است .اين مطالعه از نوع شبه ازمايشي با طرح پيش آزمون و پس آزمون با گروه كنترل است. گروه نمونه اين پژوهش متشكل از 40 زن سرپرست خانواده است كه بر اساس نمره DASS و راهبردهاي مقابله اي انتخاب شدند. از اين افراد به طور تصادفي20 نفر در گروه كنترل و 20 نفر در گروه ازمايش قرار گرفتند. گروه ازمايش در طي 8 جلسه 2 ساعته در طول 2 ماه، مورد آموزش مهارت هاي مقابله اي قرار گرفتند . داده هاي بدست امده با استفاده از روش اماري t مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.نتايج پژوهش نشان داد كه آموزش مهارت هاي مقابله اي موجب بهبود سلامت روان  زنان سرپرست خانواده مي‌گردد، به اين معنا كه در زمينه استرس، اضطراب و افسردگي ،بعد از اين آموزشها، تفاوت معناداري ميان دو گروه حاصل آمد. همچنين بعد از ارائه آموزش از نظر راهبرد هاي مقابله‌اي در بعد راهبردهاي مساله‌مدار زير مقياس هاي جستجوي حمايت اجتماعي، حل مدبرانه مساله و ارزيابي مجدد مثبت، معنادار شده بود و در راهبردهاي مقابله اي هيجان مدار زير مقياس دوري جويي و مقابله روياروي گر معنادار شده و در ساير زير مقياسها تفاوت قابل مشاهده اي، وجود نداشت.بر اساس نتايج بدست امده مي‌توان از آموزش راهبرد هاي مقابله اي براي کاهش استرس، اضطراب و افسردگی زنان سرپرست خانواده استفاده  كرد.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري

فاقد


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
کلید واژه ها:  آموزش مهارت هاي مقابله اي ، استرس ، اضطراب ، افسردگي ، زنان سرپرست خانواده


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 450
نام نویسنده: آذرآئین، سعيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 74
چکیده: 

اختلال وسواس فکری عملی یکی از اختلالات روانی است که معمولاً دوره مزمنی دارد، مگر اینکه مورد درمان قرار بگیرد. مطالعات بسیاری نشان می­دهد که عوامل شناختی، بخصوص سوگیری توجه به اطلاعات تهدید کننده، نقشی اساسی در بروز و تداوم OCD ایفا می­کند. پژوهش حاضر شامل سه مطالعه بود که در مطالعه اول رابطه بین اضطراب، افسردگی و وسواس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه اول نشان داد که افزایش در وسواس افزایش در میزان افسردگی را فرای اثر اضطراب پیش­بینی می­کند. در مطالعه دوم، رابطه سوگیری توجه به محرک­های وسواسی با علائم اضطراب و افسردگی این بیماران مورد بررسی قرار گرفت و عملکرد 30 فرد دارای نشانه­ های OCD (میانگین سن= 24 و انحراف استاندارد= 45/4) (با شدت نشانه ­هایی در حد بالینی یا شبه بالینی) با 30 آزمودنی گروه کنترل (میانگین سن= 24/66 و انحراف استاندارد= 2/24) در آزمون استروپ هیجانی برای محرک­های وسواسی مقایسه شد. نتایج بدست­آمده از تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که افراد وسواسی در مقایسه با گروه کنترل سوگیری توجه بیشتری به محرک­های مربوط به وسواس نشان دادند. همچنین سوگیری به محرک­های وسواسی با میزان اضطراب و افسردگی آزمودنی­ها، رابطه معناداری نداشت. مطالعه سوم به بررسی اثربخشی نوعی مداخله شناختی رایانه­­ای کوتاه­مدت، با هدف کاهش سوگیری توجه به محرک­های وسواسی در افراد وسواسی، اختصاص داشت. شرکت كنندگان n=30 که همگی افراد وسواسی مطالعه دوم بودند، در دو گروه آزمایشی و کنترل­نما جای داده شدند و بر روی همه آنها پیش ­آزمون، پس­ آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج نشان داد که برنامه آموزش کنترل توجه با کاهش سوگیری توجه به محرک­های وسواسی هم در پس ­آزمون و هم در آزمون پیگیری همراه بود اما اثر آن در کاهش میزان وسواس، تنها در دوره پیگیری معنادار بود. نتایج در ارتباط با پژوهش­های پیشین و کاربرد آنها در حیطه ­های مختلف بحث شده است.

 

فهرست مندرجات     فهرست منابع و ماخذ     نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  اختلال وسواس فکری عملی ، سوگیری توجه به محرک های وسواسی ، برنامه آموزش کنترل توجه


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 449
نام نویسنده: آزادفر، نجمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 125
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراک سبک‌های فرزندپروری و مذهبی بودن والدین با هوش معنوی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می‌باشد. به این منظور نمونه‌ای به حجم 290 آزمودنی ، از بین دانشجویان دانشگاه فردوسی در مقطع کارشناسی با روش نمونه گیری خوشه‌ای یک مرحله‌ای انتخاب شدند. سبک‌های فرزندپروری شیفر (1965)، مذهبی بودن والدین گرنکویست (1998) و هوش معنوی ناصری (1387) به روش گروهی توسط آزمودنی‌ها تکمیل شد . این پژوهش یک هدف اصلی و چهار هدف فرعی داشت که در قالب 5 سوال مورد بررسی قرار گرفت . این سوالات به وسیله آزمون های MANOVA  ، MANCOVA ، همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند . نتایج حاصل از اجرای رگرسیون نشان داد که از میان سبک های فرزندپروری ادراک شده  و مذهبی بودن والدین ابتدا مذهبی بودن والدین بیشترین پیش بینی کنندگی را برای هوش معنوی فرزندان دارا بود و پس از آن به ترتیب سبک فرزندپروری سهل گیر و سپس سبک فرزندپروری دموکراتیک ، پیش بینی کننده هوش معنوی فرزندان می باشند . دو سبک فرزندپروری مستبد و بی اعتنا پیش بینی کننده هوش معنوی فرزندان نمی باشند (0/0005 F=و23/29 P<) . همچنین نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که مذهبی بودن والدین با هوش معنوی دانشجویان رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد .

 

فهرست منرجات     فهرست منابع ومآخذ     نتيجه گيري


 


استاد راهنمای اول: سپهری شاملو، زهره
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  سبك های فرزند پروری ، مذهبی بودن والدين ، هوش معنوی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 448
نام نویسنده: وفائی جهان، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 98
چکیده: 

درمان افراد وابسته يا سوء مصرف كننده مواد چه به صورت سرپايي يا بستري مستلزم مشاوره و درمان گروهي و شركت در فعاليت هاي گروهي ديگر، مثل شركت در گروه هاي الكلي هاي بي نام، گروه سوءمصرف كنندگان مواد بينام مي باشد.پژوهش حاضر شامل دو مطالعه است. در مطالعه اول، منبع كنترل، احساس كنترل(منفي و مثبت) و شادكامي در سوءمصرف كنندگان مواد و افراد عادي مقايسه شد  . نتايج نشان داد كه منبع كنترل و احساس كنترل (منفي و مثبت) در سوء مصرف كنندگان مواد و افراد عادي تفاوت معناداري نداشت،  اما افراد عادي در مقايسه با سوء مصرف كنندگان از شادكامي بيشتري برخوردار بودند. مطالعه ي دوم به مقايسه اثر بخشي برنامه هاي آموزش گروهي غني سازي و ارتقاء زندگي و واقعيت درماني بر بهبود شاخص هاي درماني اعتياد سوء مصرف كنندگان مواد پرداخت. شركت كنندگان ( N= 30) كه همگي به دليل سوء  مصرف مواد تحت درمان بودند، به طور تصادفی به یکی از سه گروه برنامه غني سازي و ارتقاء زندگي، واقعيت درماني، و كنترل نما گمارده شدند و بر روي همه آنها پيش آزمون، پس آزمون و آزمون پيگيري با استفاده از ابزار یکسانی، انجام شد. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش تحليل كوواريانس چند متغيره (MANCOVA) استفاده شد. نتايج نشان داد كه در مقايسه با گروه كنترل­ نما برنامه ­هاي آموزشي غني ­سازي و ارتقاء زندگي LEAP و واقعيت درماني RT با بهبود شاخص­هاي اعتياد در پس آزمون و آزمون پيگيري همراه بودند. گروه آموزشي RT  در شاخص­هاي منبع كنترل، ميزان وسوسه، احساس كنترل مثبت و رضايت از زندگي موثرتر از گروه كنترل نما بود. برنامه LEAP در شاخص­هاي، افزايش شادكامي، كاهش احساس كنترل منفي، اطمينان موقعيتي، كاهش ميزان داروي مصرفي، كاهش ميزان وسوسه و ميزان رضايت از زندگي موثرتر ازگروه كنترل نما بود. بنابراين، گروه LEAP از نظر تعداد شاخص­هاي بهبودي بر گروه RT برتري داشت.

 

  فهرست منرجات    فهرست منابع و مآخذ     نتيجه گيري





استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: سپهری شاملو، زهره
کلید واژه ها:  برنامه غنی سازی و ارتقاء زندگی ، واقعيت درمانی ، اعتياد ، سوء مصرف مواد ، كنترل

<   111213141516162636465666768697071727374757677787980818283848586878889909192102112122132142152   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.