دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   111213141516171727374757677787980818283848586878889909192939495105115125135145   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1531 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 429
نام نویسنده: معمارباشی اول، مژگان
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 86
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین متغیرهای حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله با استرس با سلامت روان و عملکرد شغلی انجام پذیرفت. این پژوهش کاربردی و از نوع مقایسه‌ای است. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس در میان کادر پرستاری بیمارستان قائم و بیمارستان‌ روانی ابن‌سینای مشهد ‌های حمایت اجتماعی فیلیپس و همکاران، راهبردهای مقابله‌ای بلینگز و موس، سلامت­ روان گلدبرگ و عملکرد شغلی پاترسون توزیع شدند. نمونه مورد پژوهش 181 نفر از بیمارستان قائم و 108 نفر از بیمارستان ابن سینا، بودند. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون به منظور بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد که نشان داد رابطه بین حمایت اجتماعی و راهبرد مقابله مسأله‌مدار با عملکرد شغلی در بیمارستان قائم مثبت و معنادار و در بیمارستان ابن سینا فقط رابطه راهبرد مسأله‌مدار و عملکرد شغلی مثبت و معنادار بود و رابطه بین حمایت اجتماعی و راهبرد مسأله‌مدار با سلامت در بیمارستان قائم مثبت و معنادار بود و در بیمارستان روانی فقط رابطه راهبرد مسأله‌مدار و سلامت مثبت و معنادار بود و همچنین رابطه بین راهبرد هیجان‌مدار و سلامت در هر دو بیمارستان منفی و معنادار بود. ضریب رگرسیون برای بررسی میزان پیش‌بینی سلامت روان و عملکرد شغلی نشان داد که این دو متغیر می‌توانند به وسیله حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار در کادر پرستاری بیمارستان جسمی پیش‌بینی شوند ولی تنها سلامت روان در این نمونه توسط راهبرد هیجان‌مدار قابل پیش‌بینی است و در کادر پرستاری بیمارستان روانی نیز سلامت روان و عملکرد شغلی توسط راهبرد مسأله‌مدار قابل پیش‌بینی هستند ولی تنها سلامت روان از طریق راهبرد هیجان‌مدار می‌تواند پیش‌بینی شود. در نهایت از تحلیل واریانس به منظور بررسی توزیع واریانس متغیرهای حمایت اجتماعی، راهبرد مقابله مسأله‌مدار، سلامت روان و عملکرد شغلی در بین کادر پرستاری بیمارستان قائم و بیمارستان ابن سینا استفاده شد که نشان داد نیمرخ این چهار متغیر در این دو گروه با هم تفاوت معناداری ندارد.

فهرست مندرجات   فهرست منابع و مأخذ  نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی
استاد مشاور اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  حمايت اجتماعی ، راهبردهای مقابله با استرس ، سلامت روان ، عملكرد شغلی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 428
نام نویسنده: مداح شورچه، راحله
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 109
چکیده: 

چکیده فارسی

اضافه وزن و چاقی پیامدهای نامطلوب جسمی و روانی مهمی به­‌همراه دارد. مطالعات پیشین نشان می­دهند که ساختار انگیزشی غیرانطباقی، نقشی اساسی در رفتارهای آسیب­‌زا مانند پرخوری، بدخوری، و مصرف مواد ایفا می­کند. هم­چنین، سبک خوردن افراد، میزان موفقیت در کاهش وزن را پیش بینی می­کند. پژوهش حاضر شامل سه مطالعه بود. مطالعه اول با هدف بررسی نقش ساختار انگیزشی و سبک­های خوردن بود. 60 خانم مبتلا به اضافه وزن و چاقی و 60 خانم با وزن طبیعی به­صورت نمونه­ گیری دردسترس و داوطلبانه در پژوهش شرکت، و پرسش­نامه­ های اهداف شخصی و عادات خوردن داچ را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که (الف) ساختار انگیزشی غیر انطباقی در افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی از افراد دارای وزن طبیعی بیش­تر بود؛ (ب) ساختار انگیزشی غیر انطباقی در افراد مبتلا به اضافه ­وزن و چاقی با سابقه شکست­ های مکرر در رژیم درمانی از افراد موفق بیش­تر بود؛ (ج) افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی نسبت به افراد دارای وزن طبیعی در سبک­های خوردن هیجانی، هیجانی سرگردان، هیجانی مشخص و بیرونی نمره بالاتری را گزارش کردند. مطالعه دوم، با هدف بررسی روابط بین ساختار انگیزشی، سبک­های خوردن و نمایه توده بدنی انجام شد. نتایج نشان داد که (الف) نمایه توده بدنی با سبک خوردن هیجانی و خوردن بیرونی، همبستگی داشت؛ (ب) افزایش در ساختار انگیزشی انطباقی با نمایه توده بدنی پایین­تر و تعداد شکست کم­تر در رژیم­ درمانی همراه بود؛ و (د) نمایه توده بدنی در رابطه­ی بین ساختار انگیزشی انطباقی و سبک خوردن به­عنوان متغیر میانجی عمل نکرد. مطالعه سوم با هدف بررسی اثربخشی انفرادی و ترکیبی ورزش و برنامه آموزش ­غنی­ سازی و ارتقای­ زندگی بر موفقیت رژیم درمانی در افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی انجام شد. تعداد 40 نفر از آزمودنی­های داوطلب در مطالعه اول، به­صورت تصادفی ساده انتخاب و به­صورت تصادفی ساده درگروه­های مداخله ترکیبی (10= N)، کنترل نما (10= N)، کنترل 1 (10= N) و کنترل 2 شامل (10= N) جایگزین شدند. قد آزمودنی­ها در مرحله پیش­آزمون و وزن و دورکمر در مراحل پیش­آزمون-پس­آزمون و پیگیری  اندازه گیری شد و نمایه توده بدنی آن­ها محاسبه شد.­ نتایج نشان داد که برنامه مداخله ترکیبی نسبت به کنترل نما، کنترل 1 و کنترل 2 (الف) با کاهش بیش­تر نمایه توده بدنی و اندازه دور کمر؛ و (ب) با افزایش نمرات ساختار انگیزشی در جهت انطباقی­تر شدن همراه بود.


چکیده انگلیسی

Overweight and obesity have many undesirable physical and mental consequences. Studies revealed that incompatible motivational structure has a main role on destructive behaviors such as eating too much, eating bad and drug abuse. Eating style also predicts the extent of success in losing weight. The present study consists of 3 projects. The first study was conducted with the aim of investigating the role of motivational structure and eating style of the women referring to one of sport clubs in Mashad. Sixty women who were overweighed and obese and 60 women with normal weight were randomly selected and voluntarily participated in the study. They answered Duch’s Eating Behaviors and Personal Concerns Inventory. The results showed that incompatible motivational structure: (a) in the overweight and obese people was more than those who had normal weight; (b) the overweight and obesity people who frequently failed in diet therapy was more than those who were successful; (c) in comparison with the normal weight people, the overweight and obese people reported higher score in the emotional, confused emotional, clearly emotional and external eating style. The second study was conducted to investigate the relation between motivational structure, eating style and body mass index. The results showed that: (a) Body mass index was correlated with emotional eating and external eating style: (b) Increase in the adaptive motivational structure was accompanied with lower body mass index and fewer failures in diet therapy: (c) Eating style was not a significant predictor for body mass index and the number of failure in diet therapy: (d) Eating style in the relation between motivational structures and body mass index did not act as a mediated variable. The third study was conducted to investigate the effectiveness of The Individual and Combined Effects of Exercise and Life Enhancement and Advancement Program (LEAP) on the Success of Diet in Overweight and Obesity People. In the first study, 40 volunteer participants were selected randomly and placed randomly in the combined interfering groups including exercise-diet and LEAP (N=10), sham control including exercise-diet and foreign langue skill (N=10), control 1 including exercise-diet (N=10) and control 2 exercise (N=10). In the pretest stage, the participants height and in the pretest-protest and follow up stages, their weight and waist circumference were measured carefully and body mass index was calculated for each participant. The results were indicative of the fact that: (a) Combined interfering program, in comparison with sham control, control 1 and control 2, had more decrease in body mass index and waist circumference; (b) combined interfering program, in comparison with sham control, control 1 and control 2, with the increase of motivational structure‘s scores was toward being more adaptive.

 فهرست مندرجات   فهرست منابع و مأخذ  نتيجه گيري

پرسشنامه

 



استاد راهنمای اول: صالحی فدردی، جواد
استاد مشاور اول: نعمتی، محسن
کلید واژه ها:  ساختار انگيزشی ، سبك های خوردن ، نمايه توده بدنی ، دوركمر ، افراد مبتلا به اضافه وزن و دارای وزن طبيعي ، برنامه غنی سازی و ارتقای زندگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 427
نام نویسنده: جوان محبوب، سيما
نویسنده دوم: باغبان نژاد، ريحانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 76
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور شناخت و بررسي مقايسه اي ميزان ناسازگاري كودكان در دو گروه داراي مادران شاغل و غيرشاغل در دبستان دخترانه خبيري انجام گرفت. نمونه پژوهش با استفاده از روش تصادفي از بين دختران در دامنه سني 9-10 سال به تعداد 60نفر انتخاب شدند.

شيوه گردآوري داده ها از نوع توصيفي است و از شاخص هاي آماري توصيفي و استنباطي نظير آزمون براي تحليل داده ها استفاده شده است.

نتيجه آزمون فرضيه بدين صورت به دست آمد كه كودكان داراي مادران شاغل ناسازگاري بيشتري از حد متوسط در مدرسه از خود نشان مي دهند. همبستگي به دست آمده در اين پژوهش معنادار بود.

به طور كلي نتيجه هاي بدست آمده گوياي اين واقعيت است كه محيط خانه اولين و بادوام ترين عامل است كه در رشد شخصيت افراد تاثير مي نمايد. كودك خصوصياتي را از والدين خود به ارث مي برد و از اين راه پدر و مادرزمينه رشد و پيشرفت كودك را فراهم مي نمايند. نبود مادر به طور تمام وقت در سال هاي اول تولد باعث مي شود كه كودك از مهمترين منبع حمايتي و عاطفي خود محروم شود كه در سال هاي بعد سبب بروز ناسازگاري هايي در كودك مي شود.

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مأخذ   نتيجه گيري



استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 426
نام نویسنده: زارع زاده خيبری، شيوا
نویسنده دوم: صديقی، سعيده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 199
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطه بين صفات شخصيتي وابسته به جنس با عملكرد جنسي زنان شاغل 20تا45 سال شهرستان مشهد انجام گرفت. فرضيه اصلي اين پژوهش عبارت بود ار اينكه بين صفات شخصيتي وابسته به جنس و عملكرد جنسي زنان شاغل رابطه معني داري وجود دارد يا به نوعي مي توان گفت بين روان زنانه در زن با عملكرد جنسي زنان همبستگي مثبتي وجود دارد.

به علت دسترسي به آمار دقيق زنان متاهل شاغل ساكن در شهرمشهد، جهت نمونه گيري(n=50) از روش نمونه گيري در دسترس استفاده شده است. ابزار سنجش در اين تحقيق ويژگي هاي شخصيتي اسپنس (/85وr=/82) و ي شاخص عملكرد جنسي زنان (r=/85) مي باشد. روش تحقيق در اين پژوهش توصيفي از نوع همبستگي است كه از همبستگي پيرسون استفاده و در موارد لزوم براي مقايسه گروهها، تحليل واريانس و آزمونT به كار برده شد. يافته ها در اين پژوهش نشان داد كه زنان شاغل كه روان زنانه (صفات شخصيتي وابسته به جنس مونث) دارند عملكردجنسي بهتري خواهند داشت(p=/417)نسبت به زنان شاغلي كه روان مردانه دارند(p=/291) . و همچنين زنان شاغلي كه همسرانشان روان مردانه دارند(p=/254) عملكرد جنسي شان بهتر است از زنان شاغلي كه همسرانشان روان زنانه دارند(p=/176).

نتيجه گيري: با توجه به نتايج به دست آمده مي توان نتيجه گرفت كه داشتن ويژگي هاي شخصيتي زنانه در زنان و نيز داشتن ويژگي هاي شخصيتي مردانه در همسرانشان موجب عملكرد جنسي بهتر در زنان مي گردد. يعني داشتن روان جنسيتي سالم موجب عملكرد جنسي بهتر مي شود.

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مأخذ    نتيجه گيري

پرسشنامه

 

 

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
کلید واژه ها:  صفات شخصيتی وابسته به جنس ، روان زنانه ، عملكرد جنسی ، زنان شاغل


>> کتابداری
شماره بازیابی: 104
نام نویسنده: نيك زمان، امير
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 202
چکیده: 

ارتباط ميان كاربران و منابع اطلاعاتي موجود در كتابخانه‌ها و مراكز اطلاع‌رساني مستلزم برقراري ارتباط ميان واژگان كاربر (عبارت‌هايي که کاربران به منظور جستجو در نظام بازیابی اطلاعات استفاده می‌کنند) و واژگان نظام (اصطلاح‌هايی که نظام به منظور نمایه‌سازی منابع استفاده می‌کند) از جمله سرعنوان‌هاي موضوعي مي‌باشد. از اين رو، هدف پژوهش حاضر اين است تا زبان جستجوي موضوعي كاربران (دانشجویان) را به لحاظ همخواني با سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي مورد بررسي قرار دهد. همچنين، هدف دیگر، پی بردن به چگونگي بسط عبارت جستجوي موضوعي و ميزان همخواني عبارت‌هاي بسط‌‌داده‌شده با سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي و نيز، مقایسة الگوهاي جستجوي موضوعي در دو حوزة علوم كاربردي (كشاورزي) و علوم انساني (علوم تربيتي و روانشناسي، كتابداري) است. به این منظور، جامعة این پژوهش را دانشجویان دو دانشکدة کشاورزی و علوم تربیتی و روانشناسی تشکیل دادند که رفتار جستجوی موضوعی آن‌ها در فهرست رایانه‌ای کتابخانه‌های دو دانشکده طی مدت حدود دو ماه مورد مشاهده، ثبت و تحلیل قرار گرفت. از این رو، از دو روش مشاهده و تحلیل محتوا به منظور گردآوری اطلاعات لازم استفاده شد. در يك تحليل كلي، يافته‌ها نشان مي‌دهد كه در جستجوهاي موضوعي انجام‌گرفته در دانشكدة كشاورزي ميزان همخواني كامل 9/30 درصد، ميزان همخواني نسبي 5/19 درصد و ميزان عدم همخواني 6/49 درصد مي‌باشد؛ در جستجوهاي موضوعي انجام‌گرفته در دانشكدة علوم تربيتي و روانشناسي نيز ميزان همخواني كامل 7/37 درصد، ميزان همخواني نسبي 1/21 درصد و ميزان عدم همخواني 2/41 درصد مي‌باشد. در جستجوهاي موضوعي انجام‌گرفته در دانشكده‌هاي مذكور، 4/98 درصد از شكل‌هاي عبارت‌هاي جستجوي موضوعي با آن دسته از انواع شكل‌هاي سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي همخواني دارند كه احتمالاً در زبان طبيعي بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرند؛ آن شكل‌ها عبارتند از: عبارت‌هاي جستجوي موضوعي متشكل از بيش از يك واژه، عبارت‌هاي جستجوي موضوعي ساده و عبارت‌هاي جستجوي موضوعي متشكل از چند اسم همراه با حرف ربط يا اضافه. در مورد چگونگي بسط جستجو، در يك تحليل كلي مي‌توان به سه نكته اشاره كرد: 1) كاربران در دانشكدة كشاورزي و دانشكدة علوم تربيتي و روانشناسي، هنگام بسط جستجو از متغير زبان‌شناختي بيشتر از متغير زمينه‌اي استفاده مي‌كنند؛ 2) كاربران در دانشكده‌هاي مذكور، در بيشتر اوقات بسط جستجوي خود را با استفاده از يك تغيير به انجام مي‌رسانند؛ و 3) تغيير در نوع فيلد جستجو هنگام بسط جستجو بيشتر در مورد فيلدهاي عمومي، عنوان و موضوع رخ مي‌دهد. ميان زبان جستجوي دانشجويان دانشكده‌هاي مورد نظر در مورد اكثر انواع همخواني‌هاي عبارت جستجوي موضوعي با سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي، تفاوت معناداري وجود ندارد. ميان دو دانشكده در مورد هر يك از انواع همخواني شكلي عبارت‌هاي جستجوي موضوعي دانشجويان با سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي تفاوت معناداري وجود ندارد. ميان رفتار بسط جستجوي دانشجويان دو دانشكده به لحاظ انواع حالت‌هاي بسط جستجو با استفاده از انواع متغيرهاي زمينه‌اي و زبان‌شناختي و همچنين، تعداد تغييرهاي انجام‌شده در هر بسط جستجو در بيشتر موارد تفاوت معناداري وجود ندارد. ميان زبان جستجوي دانشجويان دو دانشكده نيز به لحاظ ميزان همخواني واژگاني با سرعنوان‌هاي موضوعي فارسي، در جستجوي موضوعي اول، بسط اول و بسط دوم در بيشتر موارد تفاوت معناداري مشاهده نمي‌شود. فهرست مندرجات   فهرست منابع وماخذ    نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: فتاحی، رحمت الله
استاد مشاور اول: دياني، محمد حسين
کلید واژه ها:  جستجوی موضوعی ، سرعنوان های موضوعی ، بسط جستجو ، همخوانی شكلي ، همخوانی واژگانی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 218
نام نویسنده: اسدي، ليلا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 91
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسي تمايل معلمان به مشاركت در تصمیم گیری های مربوط به برنامه درسي و تأثير ويژگي هاي خصيصه اي موثر بر ميزان مشاركت آنان در سال تحصيلي 1390-1389 انجام شده است. كليه دبيران مقطع متوسطه ناحيه يك آموزش و پرورش شهر مشهد، جامعه آماري اين پژوهش را تشكيل داده اند. براي پاسخگويي به سؤال اول 120 نفر از دبيران بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. براي پاسخگويي به سؤال دوم متناسب با تحقيقات از نوع علي- مقايسهاي،‌ دو گروه 40 نفره از دبيران در دو كرانه داراي تمايل بالا به مشاركت و تمايل پايين به مشاركت در حيطه‌هاي برنامه درسي به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در گروه با تمايل بالا به مشاركت 40 نفر به روش تعمدي و بر اساس بيشترين مشاركت و در گروه افراد با تمايل پايين به مشاركت نيز 40 نفر به روش تعمدي و بر اساس كمترين ميزان مشاركت به عنوان نمونه انتخاب گرديدند. داده هاي مورد نياز از طريق لیندا بهار جمع آوري شده و از طريق آزمون‌هاي مقايسه دو ميانگين و دو نسبت مستقل مورد تحليل قرار گرفت. بر اساس يافته­ها،‌میزان تمایل معلمان به مشارکت در برنامه درسی بالا بوده است. همچنين از ميان مؤلفه هاي خصيصه اي،‌ تنها عامل مدرك تحصيلي باعث ‌تفاوت معنادار ميان معلمان تمايل بالا و تمايل پايين به مشاركت در برنامه درسي نشان داد. به طور معناداری معلمان با مدرک تحصیلی فوق لیسانس به طور معنی داری دارای تمایل بیشتری برای مشارکت در برنامه درسی در مقایسه با معلمان دارای مدرک لیسانس بودند.

 

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مواخذ - نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: جعفري ثاني، حسين
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  مشاركت ، برنامه درسي ، ويژگي هاي خصيصه اي ، معلمان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 424
نام نویسنده: وداديان، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 179
چکیده: 

پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی چند خانواده ای بر حل تعارض والدین و نوجوانان و کاهش مشکلات رفتاری فرزندان انجام شد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و اندازه گیری مکرر بود. نمونه پژوهش، شامل 25 نوجوان دختر 14 - 15 ساله به همراه والدینشان بودند که بصورت داوطلب از میان دیگر نوجوانان مراجعه کننده به کلینیک های روانشناختی نواحی 4 و 6 آموزش و پرورش مشهد  انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور جمع آوری داده های اولیه از مصاحبه بالینی استفاده شد. جهت سنجش میزان تعارضات از مقیاس رتبه بندی والد کودک (PCRS4)، برای ارزیابی مشکلات رفتاری نوجوانان از برگه خودسنجی نوجوان (YSR) و برای برآورد سطح پرخاشگری نوجوانان از پرخاشگری باس و پری (AQ) استفاده شد. عملکرد خانواده ها نیز بوسیله سنجش عملکرد خانواده (FAD) مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی LSD، برای مقایسه میانگین ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاکی از اثربخشی گروه درمانی در کاهش تعارضات میان والدین و فرزندان نوجوانشان بود(05/0>P). بهبود پاسخ دهی عاطفی در تعاملات درون خانوادگی آزمودنی ها نیز مشاهده شد اما با وجود مشاهده تفاوت میانگین گروه ها در سه مرحله آزمون (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) در مقیاس برونی سازی در خود سنجی نوجوان، مقیاس پاسخدهی عاطفی در سنجش عملکرد خانواده و نمرات حاصل از پرخاشگری، این تفاوت ها به لحاظ آماری معنادار نبودند(05/0<P).

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مواخذ نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  گروه درمانی چند خانواده ای ، تعارض والد- نوجوان ، مشکلات رفتاری ، نوجوان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 425
نام نویسنده: اسماعیل نیا، آسیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 133
چکیده: 

فهرست مندرجات    فهرست منابع و مأخذ   نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: کیمیایی، سید علی
استاد مشاور اول: قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 217
نام نویسنده: سمیعی، محمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1389
تعداد صفحات: 160
چکیده: 

هدف این تحقیق کمک به مدیران آموزشی است تا بتوانند با بینش وآگاهی بیشتر «سبک رهبری» مناسب برای موقعیتی که درآن قرار دارند رااتخاذ نمایند . بنابراین این تحقیق درچارچوب نظریه های اقتضائی رهبری است . این تحقیق بارویکردی نسبتا" متفاوت تک تک افراد سازمان رادراتخاذ سبک رهبری مدنظر دارد. بنیان های اساسی آن برخاسته ازنظریه وضعیتی هرسی وبلانچارد است اما سعی شده است با تغییراتی دراین نظریه وآزمون نتایج این تغییرات به هدف فوق دسترسی یابد. عامل اقتضایی مورد نظر نیازهای پیروان درنظرگرفته شده است وسعی شده است تأثیر این نیازها به عنوان متغییر مستقل براثربخشی سبک های چهارگانه رهبری (دستوری ،توجیهی ، مشارکتی .تفویضی ) مورد بررسی قرار گیرد. پس از جمع آوری وتجزیه وتحلیل اطلاعات نشان داده شده است که نیازهای معلمان می تواند به عنوان یک عامل اقتضائی اثرگذار درانتخاب سبک رهبری مدنظر قرارگیرد.این تحقیق مشتمل بردوسوال وچهار فرضیه است كه پس از بررسي فرضيه ها مشخص گرديد نيازهاي معلمان بر اثربخشي سبك هاي رهبري مؤثر است و نيازهاي معلمان به عنوان يك عامل اقتضايي رابطه بين سبك رهبري و ميزان اثربخشي رهبر را تحت تاثير خود دارد.

فهرست مندرجات - فهرست منابع و مواخذ - نتيجه گيري

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: بذرافشان مقدم، مجتبي
استاد مشاور اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور دوم: کارشکی، حسین


>> کتابداری
شماره بازیابی: 103
نام نویسنده: سید قطبی، سید مهدی
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1390
تعداد صفحات: 232
چکیده: 

هدف اصلي این پژوهش فراهم کردن فهرستی از کتاب‌های مناسب غیردرسی همخوان با محتوای کتاب‌های درسی مقطع دبستان است. پژوهش حاضر از نظر هدف كاربردي است و با روش پيمايشي انجام شده است. کتاب‌های غیردرسی در نظام‌های آموزشی برنامه‌مدار به دلیل اتکای صرف دانش‌آموزان و معلمان به تک‌کتاب درسی، می‌تواند به تثبیت و تعمیق یادگیری مطالب کتاب‌های درسی کمک کند. این امر در صورتی تحقق می‌یابد که کتاب‌های غیردرسی از حداقل ویژگی‌های شناخته شده برای یک کتاب مناسب ( یعنی تناسب با محتوا و مخاطب) برخوردار باشند. با توجه به اهمیت کتاب‌های غیردرسی در نظام آموزشی ایران و رونق بازار نشر این کتاب‌ها، واقعیت‌ها نشانگر عدم تناسب این کتاب‌ها با ویژگی‌های یک کتاب مناسب غیردرسی دارند. جامعه آماری پژوهش حاضر را کتاب‌های درسی علوم تجربي و تعليمات اجتماعي مقطع دبستان تشكيل مي‌دهند. همچنين كتاب‌هاي غيردرسي (مرجع/ غيرمرجع) كه در ايران در ده سال اخير (89-1380) منتشر شده است نيز جامعه ديگر پژوهش مي‌باشد. کتاب‌های غیردرسی با استفاده از سیاهه‌های وارسي محقق ساخته ارزيابي و در صورتي كه 50 درصد امتيازهاي كتاب مناسب را كسب كردند به عنوان كتاب‌هاي مناسب در نظر گرفته شدند. همچنین با روش تحلیل محتوا، مفاهیم و عبارت‌های کلیدی موجود در کتاب‌های درسی استخراج، و با کتاب‌های غیردرسی مطابقت داده شدند. روايي و پايايي ابزارهاي گردآوري اطلاعات توسط متون تخصصي ، نظرسنجي از صاحب نظران و نيز معلمان و كتابداران كنترل شد.

 براساس معیارهای بکارگرفته، 239 عنوان کتاب‌ مناسب غیردرسی همخوان با کتاب‌های درسی علوم تجربی، 97 عنوان کتاب مناسب غیردرسی همخوان با کتاب‌های درسی تعلیمات اجتماعی و 62 عنوان کتاب مرجع مناسب همخوان با کتاب‌های درسی شناسایی گردید. همچنین کتاب‌های مرجع شناسایی شده با 60 درصد از محتوای کتاب‌های درسی همخوانی دارد. از سویی تفکیک ناشران این کتاب‌ها نشان می‌دهد که تعداد اندکی از آنان بصورت تخصصی و مطابق با معیارهای لازم به نشر کتاب‌های غيردرسی می‌پردازند که سهم کتاب‌های مناسب غيردرسي در این میان بسیار اندک است. دستاورد اين پژوهش فهرستي از كتاب‌هاي مناسب غيردرسي همخوان با مفاهيم و عبارت‌های كليدي كتاب‌هاي درسي علوم تجربی و تعلیمات اجتماعی است كه به تفكيك درس‌ها و موضوع‌هاي مورد بحث در كتاب‌هاي درسي و منابع مرجع تنظيم شده‌اند. همچنین روش شناسی به کار گرفته شده در این پژوهش، به دلیل  قابلیت آن در شناسایی کتاب‌های مناسب غیر درسی، می تواند برای مجموعه‌سازی کتابخانه‌های آموزشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.

 

فهرست مندرجات - فهرست منابع و ماخذ - نتيجه گيري


استاد راهنمای اول: صنعت جو، اعظم
استاد مشاور اول: پریرخ، مهری
کلید واژه ها:  كتاب‌های درسي مقطع دبستان ، كتاب‌های غيردرسي ، مجموعه‌سازی ، كتابخانه‌هاي آموزشگاهي

<   111213141516171727374757677787980818283848586878889909192939495105115125135145   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.