دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال


<   123456789101112131415161718192021222324252636465666768696106   >


تعداد نتایج به دست آمده: 1130 مورد

>> روان شناسی
شماره بازیابی: 606
نام نویسنده: طباطبایی‌شهرآباد، عطیه‌سادات
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 141
چکیده: 

سندرم روده تحریک‌پذیر یکی از شایع ترین اختلالات کارکردی دستگاه گوارش است که به علت ایجاد درد مزمن، احساس ناراحتی اثرات منفی بر کیفیت زندگی می‌گذارد. بنابراین بررسی تأثیر درمان‌های روانشناختی بر این اختلالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر بود. این پژوهش به روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. پرسشنامه افسردگی بک نسخه دو (BDI-II) و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) به عنوان مقیاس غربالگری مقیاس بیمارستانی اضطراب و افسردگی (HADS) و پرسشنامه زمینه‌یابی سلامت- فرم کوتاه (SF-36) به عنوان مقیاس سنجش در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. 22نفر زن (سن: 7/36M=؛ 99/9SD=) از بیماران مراجعه کننده به متخصص داخلی که نمره پرسشنامه افسردگی بک نسخه دو (BDI-II) آنها بین 13 تا 28 و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) آنها از هشت تا 25 بود به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پس از تکمیل پیش آزمون، گروه مداخله هشت جلسه تحت درمان فراشناختی قرار گرفتند. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیره توسط نرم افزار 21- SPSS، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معناداری را در اضطراب و افسردگی و بهبود قابل توجهی در شش خرده مقیاس از هشت خرده پرسشنامه زمینه‌یابی سلامت- فرم کوتاه (36 SF-) که عبارتند از: محدودیت ایفای نقش ناشی از وضعیت سلامت جسمانی، محدودیت ایفای نقش ناشی از مشکلات هیجانی، خستگی یا نشاط، سلامت عاطفی، عملکرد اجتماعی، درد نشان داد؛ اما در دو خرده مقیاس عملکرد جسمانی و سلامت عمومی تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد. براساس نتایج پژوهش بکارگیری درمان فراشناختی می‌تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر مؤثر باشد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: سپهري شاملو، زهره
استاد مشاور اول: مشهدي، علي
کلید واژه ها:  سندرم روده تحریک‌پذیر ، اضطراب ، افسردگی ، کیفیت زندگی ، فراشناخت درمانی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 605
نام نویسنده: ایرانیان‌پهرآباد، سمانه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 110
چکیده: 

هدف:بررسی روابط بین فردی از دیدگاه دلبستگی از جمله موضوعاتی است که در دهه‌های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اهمیت ارتباط الگوهای دلبستگی در کودکی باکیفیت روابط نزدیک در بزرگسالی موجب شکل‌گیریمداخله‌های مختلف با هدف بهبود سبک‌های دلبستگی ناایمن شده است. در همین راستا، این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر دلبستگی بر روی بهزیستی روان‌شناختی نمونه غیر بالینی دانشجویان انجام شد.روش:پژوهش حاضر، یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. نمونه هدف این پژوهش که در سال تحصیلی 91-92 صورت گرفت، 16 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بودند که سبک دلبستگی دل مشغول داشتند. پرسشنامه مقیاس‌های رابطه (RSQ)،مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS-21) و مقیاس بهزیستی روان‌شناختیریف- فرم کوتاه (RSPWB) ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش بودند. گروه آزمایش 7 جلسه 90 دقیقه‌ایآموزش گروهی مبتنی بر دلبستگی دریافت کردند در صورتی که گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشتند.داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار 19SPSSو به کمک آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و نیز با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج: بر اساس نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری مشخصگردیدگروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افسردگی، اضطراب و تنیدگیکمتریدر پس آزمون گزارش نکردند. همچنین نمره سبک ایمن گروه آزمایش و نمره کلی بهزیستی روان‌شناختی نسبت به گروه کنترل در پس آزمون افزایش نیافت.نتیجه‌گیری:نتایج پژوهش حاضر نشان داد آموزش گروهی مبتنی بر دلبستگیموجب کاهش افسردگی، اضطراب و تنیدگی، افزایشبهزیستی روان‌شناختیو بهبود سبک دلبستگی نگردید.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: مشهدي، علي
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  سبک دلبستگی ، افسردگی ، اضطراب ، تنیدگی ، بهزیستی روان‌شناختی ، نمونه غیر بالینی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 603
نام نویسنده: عابديني، الهه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 150
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی بر افزایش امید، کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به ام.اس بود. این پژوهش کاربردی و از نوع شبه آزمایشی و طرح گروه گواه نامعادل می‌باشد که دسته بندی شرکت‌کنندگان در آن به گروه‌های آزمایش و گواه تصادفی نبوده و هر دو گروه دارای پیش آزمون و پس آزمون هستند.ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک (ویرایش دوم)، مقیاس امید اشنایدر و مقیاس کیفیت زندگی مخصوص بیماران ام.اس بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری داده‌ها بر روی دو گروه آزمودنی‌ها اجرا گردید. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های درنظر گرفته شده از بین جامعه آماری شامل زنان مبتلا به ام.اس که عضو انجمن حمایت از بیماران ام.اس شهر زاهدان بودند، تعداد 24 بیمار انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 12 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه ی دو ساعته که به صورت هفتگی برگزار می شد، تحت گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی قرار گرفتند، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی به طور معناداری موجب افزایش امید، کاهش افسردگی و بهبود بعد روانی کیفیت زندگی در زنان مبتلا به ام.اس در مقایسه با گروه گواه شده (001/0 >P)، ولي در بهبود‌بعد جسمانی کیفیت زندگی اثربخشی معناداری نداشته است. در مجموع یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی در افزایش امید، کاهش افسردگی و بهبود بعد روانی کیفیت زندگی زنان مبتلا به ام.اس مؤثر است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: طالبيان شريف، جعفر
کلید واژه ها:  گروه درمانی ، امیددرمانی ، امید ، افسردگی ، کیفیت زندگی ، ام.اس


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 602
نام نویسنده: صدري، سيدالهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 100
چکیده: 

پژوهش حاضر با در نظر گرفتن آسیب های ناشی از اختلالات رفتاری کودکان، با این هدف انجام شد که نشان دهد آیا مدل درمانی رویکردتحولی- تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط(DIR) ، یعنی بازی درمانی فلورتایم مبتنی بر خانواده، بر کاهش نشانه ها و بهبود کودکان دارای نشانگان نافرمانی مقابله ای  و همچنین کاهش استرس مادران آنها تاثیر دارد یا خیر؟جامعه آماری این پژوهش کودکان پیش دبستانی ناحیه 9 شهرداری شهر مشهد بوده و نمونه مورد نیاز ، از میان 240 خانواده که با مهد های کودک این ناحیهدر ارتباط بودند و نیز با بررسی برگه پذیرش 250 مورد مراجعه کننده به یکی از کلینیک های کودک این منطقه، انتخاب شد. بدین ترتیب که پنج نفر از مادرانی که کودکان آنها بر اساس فهرست رفتاری کودکان، دارای نشانگان نافرمانی بوده و حاضر به همکاری در طرح پژوهشی و شرکت در کلاس ها بودند، به همراه فرزندانشان، به عنوان گروه آزمایش و ده نفر نیز به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. ابزارمورد استفاده در این پژوهش فهرست رفتاری کودکان (CBCL)، برای شناسایی نشانگان نافرمانی مقابله ای و شاخص PSI-SF، برای بررسی میزان استرس مادران بود.روش کار نیز بدین صورت بود که در ابتدا والدین هر دو گروه آزمایش و کنترل، این پرسشنامه ها را تکمیل کرده و سپس گروه آزمایش، در طی هشت جلسه 90 دقیقه ای آموزش دیدند و ضمن آشنا شدن با مفاهیم رویکرد DIR، تکنیک ها و اصول بازی درمانی فلورتایم را فرا گرفته و آن را در جلسات بازی درمانی تمرین کردند. دو هفته بعد از اتمام جلسات، پرسشنامه CBCL و شاخص PSI-SF بار دیگر و به عنوان پس آزمون به والدین هر دو گروه داده شد. به طور کلی، تحلیل نتایج بدست آمده به شیوه ناپارامتری، نشان داد که مدل درمانی رویکرد DIR، یعنی بازی درمانی فلورتایم، باعث کاهش نشانگان نافرمانی کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل و همچنین کاهش استرس مادران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل می شود که نشان از تاثیر این نوع بازی درمانی بر کودکان و مادران دارد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتيجه گيري

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: طبيبي، زهرا
کلید واژه ها:  نشانگان نافرمانی مقابله‌ای ، استرس مادران ، رویکرد DIR ، فلورتایم مبتنی بر خانواده


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 601
نام نویسنده: احراری‌رودی، عبدالغفور
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 137
چکیده: 

زمینه وهدف:این پژوهش با هدف بررسی مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و تحلیل رفتار متقابل بر افسردگی مادران دارای کودکان کم­­ توان ذهنی انجام پذیرفت پژوهش کاربردی و از نوع آزمایشی است. مواد وروش : با استفاده از روش نمونه­ گیری تصادفی از میان مادران کودکان کم­ توان ذهنی که فرزند آنان در یکی از مراکز توانبخشی خصوصی شهر مشهد تحت آموزش و توانبخشی  می­باشد (در محدوده سنی 30 تا 55 سال  حداقل مدرک دیپلم و متأهل) تعداد 45 نفر برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند که 15 نفر در گروه آزمایش وجودی 15 نفر در گروه آزمایش تعاملی و 15 نفر در گروه کنترل به طور تصادفی گمارده شدند. که این تعداد بعد از ریزش به (36) نفر رسید که در هر گروه (12) نفر جای گرفتند این افراد در ابتدا با آزمون افسردگی بک و پرسشنامه شادکامی آکسفورد جهت اندازه­گیری افسردگی مورد آزمون قرار گرفته بودند و از میان افرادی که نمره افسردگی آنها در آزمون بک کمتر 21 نبود و پرسشنامه آکسفورد بیشتر از24 نبود برای شر کت در این پژوهش انتخاب شده بودند سپس دو گروه آزمایش، مداخله گروه درمانی مبتنی بر اصالت وجود و تحلیل رفتار متقابل به مدت 12 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) اجراء شد. یافته ها  : بعد از اتمام این دوره درمان به منظور سنجش میزان تغییر متغیر وابسته (میزان افسردگی) مجدداً آزمون افسردگی بک و پرسشنامه شادکامی آکسفورد به عنوان پس آزمون در هر سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) اجراء شد نتایج تحلیل­های آماری کواریانسی یک متغیره به تأیید فرضیه اثربخشی بیشترگروه درمانی وجودی انجامید.                                                                      :  نتیجه گیری :بدین ترتیب گروه درمانی با رویکرد اصالت وجود در یک گروه آزمایش به طور معناداری موجب کاهش افسردگی در مقایسه با دیگر گروه آزمایش که از گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل بهره برده بوده و گروه کنترل می­شود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: غنايي چمن آباد، علي
کلید واژه ها:  گروه درمانی وجودی ، گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل ، افسردگی


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 600
نام نویسنده: غلامی‌دوبرجه، زهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 126
چکیده: 

مقدمه. نقش احساسات و فرایند های ناخودآگاه در تصمیمگیری خریداران، شناخت مغز انسان وکارکردهای عصبی آن را به حیطه مناسبی برای فهم رفتار و پیش‌بینی تصمیم‌گیری خریداران تبدیل کرده است. در این راستا، ترکیب شدن مطالعات میان رشته ای مختلف در حوزه‌های علوم شناختی منجر به ایجاد حوزه نوپای نورومارکتینگ شده است.

 هدف. این مطالعه دو هدف اصلی داشت: (الف) سنجش مولفه‌های تاثیرگذار بر رجحان مصرف کنندگان در مواجهه با نام تجاری نوشیدنی‌های مختلف و(ب) پیش­ بینی انتخاب نام تجاری مصرف‌کنندگان بر‌اساس پروتکل انتخابی با استفاده از پتانسیل‌های وابسته به رویداد که از اهداف مهم در مطالعات بازاریابی عصبی می‌باشند.

روش. در این پژوهش، 26 آزمودنی در بازه سنی 18 الی 26 ساله (13 نفر مرد؛ میانگین سن = 40/24؛ انحراف استاندارد =34/1 ؛ و 13 نفر زن؛ میانگین سن =60/22 ؛ انحراف استاندارد =87/2) مورد بررسی قرار گرفتند. برای یکسان سازی تصویر ذهنی آزمودنی‌ها پیش زمینه تکلیف‌ها و نیز افزایش توجه، داستانی کوتاه برای انتخاب یک نوشیدنی گفته شد. دو تکلیف طراحی شده به روش نظم متقاطع ارائه شدند و همزمان با اجرا ثبت پتانسیل‌های وابسته به رویداد (ERPs) از آزمودنی‌ها، انجام گرفت. همچنین، پس از انجام ثبت، پاسخ‌های رفتاری آزمودنی‌ها از طریق آزمون چشیدن مورد سنجش قرار گرفت. از داده‌های مورد استفاده میانگین‌‌گیری شد تا با پاسخ‌های کلامی مورد مقایسه قرار گیرد. نتایج حاصل از ERP داده ها به روش  تحلیل آماری  اندازه گیری های مکرر RANNOVA و آزمون همبستگی و رگرسیون جهت بررسی رجحان افراد به نام تجاری، و تاثیر رنگ و طعم محصول در سوگیری توجه به نام تجاری محصول در چهار زیر گروه (آشنا-ناآشنا، ایرانی-خارجی) مورد ارزیابی قرار گرفتند.

 یافته: مولفه‌های پیش از درک ERP جهت پیش بینی دقیق‌تر رجحان‌های مصرف کنندگان معنادار شد و مقایسه  رفتارهای کلامی  و پاسخ های ثبت شده مغزی افراد حاکی از  68% عدم مطابقت با یکدیگر بود.

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل، این  فرضیه را که مقیاس‌های خود-گزارشی در شناسایی رجحان افراد کاملا دقیق نبوده و نیازمند پیش بینی های مبنی بر روش‌های عصب‌شناختی نیز می‌باشد را تایید می‌نماید. 

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

 فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: صالحي فدردي، جواد
استاد مشاور اول: امين يزدي، سيد امير
کلید واژه ها:  نورومارکتینگ ، پتانسیل‌های وابسته به رویداد (ERP) ، آزمون چشیدن ، برندینگ ، رجحان ، سوءگیری توجه


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 599
نام نویسنده: شاه‌حسینی، زهرا
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 124
چکیده: 

اين پژوهش با هدف بررسی رابطه­ی بین ناگویی خلقی و تاب­آوری با سلامت روان دانش­آموزان و معلمان انجام شد. تحقيق حاضر از نوع تحقيق توصيفي - همبستگي می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر مقاطع متوسطه و راهنمایی ساکن خوابگاه شهرستان باخرز در سال تحصیلی 92 1391 و کلیه معلمان مدارس خوابگاهی تشکیل می‌دادند. از جامعه آماری مذکور با استفاده از جدول کرجسی و مورگان نمونه­ای به حجم 224 نفر از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهاي مورد استفاده در اين پژوهش، پرسشنامه هاي سلامت روان (GHQ مقياس تاب آوري كانر و ديويدسون (CD-RISC) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو ـ20 (TAS-20) بود. به ­منظور تجزيه و تحليل داده‌ها علاوه بر شاخص­های آمار توصيفي (ميانگين و انحراف معيار) از روش‌های آمار استنباطي (همبستگی پیرسون و رگرسیون) نیز استفاده شد. نتایج نشان داد بین دو متغیر سلامت روان و تاب‌آوری همبستگی مثبت معنادار و بین سلامت روان و ناگویی خلقی همبستگی منفی معناداری وجود دارد. همچنین بین تاب‌آوری و ناگویی خلقی همبستگی منفی معناداری وجود دارد. نتایج ضریب رگرسیون همزمان نشان داد که ناگویی خلقی و تاب­آوری قادر به پیش­بینی سلامت روان می­باشند. یافته های این پژوهش می تواند توسط متخصصان تعلیم و تربیت جهت ارتقای سطح سلامت روان و سازگاری اجتماعی دانش­آموزان و معلمان مورد استفاده قرار گیرد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه


استاد راهنمای اول: غنايي چمن آباد، علي
استاد مشاور اول: عبد خدایی، محمد سعید
کلید واژه ها:  تاب‌آوری ، ناگویی خلقی ، سلامت روان


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 598
نام نویسنده: گنابادی، الهام
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 95
چکیده: 

 از آنجایي که بخش مهمی از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان به شیوه فرزندپروری والدین بر می‌گردد و آموزش‌های فرزندپروری در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان در مطالعات متعدد مورد آزمون قرار گرفته است؛ پژوهش حاضر با این هدف که، کدام یک از دو شیوه فرزندپروری، مثبت و انتخاب، تأثير بیشتری در کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی کودک دارد، انجام گرفت. تحقیق حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل است. نمونه پژوهش را خانواده‌های مراجعه کننده به فرهنگسرای کودک و آینده شهرداری مشهد، در بازه فروردین تا تیر 1392 تشکیل دادند؛ برگزاری این کارگاه‌ها از طریق پیامک به خانواده‌ها اطلاع‌رسانی شد. تعداد 30 مادر دارای کودک 3 تا 6 سال (20 نفر گروه‌های آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) که بر اساس سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (CBCL) کودکان‌شان دارای مشکلات هیجانی یا رفتاری بودند (بالاتر از نمره درصدی 80 و نقطه برش60=T)انتخاب شدند. همچنین والدین پرسشنامه والد بودن(خودکارامدی) را نیز تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (ANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه آموزش فرزندپروری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری را در مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان نشان دادند. همچنین هر دو آموزش توانست میزان صلاحیت والدینی شرکت کنندگان در کارگاه را نسبت به گروه کنترل افزایش دهند. اما فرزندپروری انتخاب، در کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان مؤثرتر از برنامه فرزندپروری مثبت بود. میزان صلاحیت والدینی شرکت‌کنندگان گروه فرزندپروری انتخاب با شرکت‌کنندگان در گروه فرزندپروری مثبت تفاوت معناداری نداشت. نتایج نشان داد که به طور کلی آموزش‌های فرزندپروری در هر دو گروه نسبت به گروه کنترل سبب کاهش معناداری در مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان است، و همچنین این آموزش‌ها سبب افزایش احساس خودکارآمدی و توانمندی در والدین هر دو گروه نسبت به گروه کنترل شده است.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

فاقد پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: امين يزدي، سيد امير
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور دوم: صالحي فدردي، جواد
کلید واژه ها:  فرزندپروري مثبت ، فرزندپروري انتخاب ، مشكلات رفتاري ـ هيجاني ، خودكارآمدي


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 597
نام نویسنده: محولاتی، آزاده
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 154
چکیده: 

شواهد بسياري در اين زمينه وجود دارد كه همسران در جامعه ي معاصر، مشكلات شديد و فراگيري را هنگام برقراري و حفظ روابط عاشقانه و صميمانه تجربه مي كنند. بنابراين، هدف تحقیق حاضر اين بوده است تا اثربخشی رویکرد وجودی به شیوه (فردی، گروهی و توام) را بر رضایت زناشویی زنان متاهل بررسی نموده و میزان اثربخشی این سه شیوه را نیز با یکدیگر مقایسه نماید. در اين مطالعه به منظور بررسي مقايسه اثربخشي درمان به سه شيوه انفرادي، گروهي و توام با رويكرد وجودي از مطالعه تك آزمودنيBA با گروه كنترل، كه از لحاظ هدف كاربردي است، استفاده شده است. براي بررسي اثربخشي درمان انفرادي و توام و گروهي درمطالعه تك آزمودني با رويكرد وجودي از طرح تك آزمودنيBA با گروه كنترل و براي اثربخشي درمان گروهي با رويكرد وجودي از طرح پيش آزمون-پس آزمون با گروه كنترل استفاده شده است، كه در مقوله طرح هاي شبه آزمايشي و از لحاظ هدف كاربردي است. جامعه آماري آن شامل زنان متأهل ناحیه 9شهرداری شهر مشهد، با انگيزه افزایش رضایت زناشویی خود، در سال92 بوده اند. از آن ميان22 نفر به شيوه نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند، كه 4نفر از آنها براي مطالعه تك آزمودني و 20 نفر نيز براي مطالعه گروهي انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفي، در مطالعه تک آزمودنی، یک نفر در گروه درمان انفرادي، گروهي، توام و كنترل قرار گرفته، و در مطالعه گروهی10 نفر درگروه آزمايش و 10نفر در گروه كنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقياس رضايت زناشويي انريچ، پرسشنامه جمعيت شناختي و سؤال براي مطالعه تك موردي بود. تجزيه و تحليل در مطالعه تك آزمودني با استفاده از ترسيم نمودار و معناداري باليني و در مطالعه گروهي، با روش‌هاي آماري آزمون‌هاي ناپارامتري ويلكاكسون و يومان ويتني انجام شد. مقايسه و اثر بخشي سه شيوه درمان در مولفه هاي رضايت زناشويي نشان داد که هر سه شیوه درمان اثربخشی بیشتری در مولفه های رضایت زناشویی نسبت به گروه کنترل دارند. درضمن اثربخشی سه شیوه نیز با یکدیگر تفاوت داشته است. طوریکه، اثربخشي در مولفه رضايت در درمان وجودي به شيوه توام و گروهی بيشترين و در گروه تك آزمودني درمان وجودي به شيوه انفرادی كمترين بوده است.  بعلاوه، اثربخشي در مولفه ارتباط در درمان وجودي به شيوه توام بيشترين و در گروه تك آزمودني درمان به شيوه گروهي كمترين بوده است. همچنين، اثربخشي در مولفه حل تعارض در درمان وجودي به شيوه توام بيشترين و در گروه تك آزمودني درمان وجودي به شيوه انفرادي كمترين بوده است. در نهايت، اثربخشي در مولفه تحريف آرماني به ترتيب در درمان وجودي به شيوه انفرادي بيشترين و در گروه تك آزمودني درمان به شيوه گروهي كمترين بوده است. بعلاوه، هر سه شيوه درماني در افزايش رضايت زناشويي موثر بوده اند، اگرچه درمان وجودي به شيوه توام موثرتر از درمان وجودي به شيوه گروهي و شيوه انفرادي، و درمان وجودي به شيوه گروهي موثرتر از درمان وجودي به شيوه انفرادي بوده است. با توجه به يافته‌هاي تحقيقي پيشنهاد مي شود كه درمانگران در افزايش رضايت زناشويي زنان از درمان وجودي، به خصوص درمان وجودي به شيوه توام براي اثربخشي بيشتر استفاده كنند.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: قنبري هاشم آبادي، بهرامعلي
استاد مشاور اول: سپهري شاملو، زهره
کلید واژه ها:  اثر بخشي ، درمان وجودي ، درمان وجودي به شيوه انفرادي ، درمان وجودي به شيوه‌ي گروهي ، درمان وجودي به شيوه توأم ، رضايت زناشويي


>> روان شناسی
شماره بازیابی: 596
نام نویسنده: رضازاده، معصومه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 1392
تعداد صفحات: 104
چکیده: 

این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه میزان و رابطه‌ی هیجان خواهی با خود تنظیمی در نوجوانان پسر بزهکار و عادی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و پس رویدادی بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 80 نفر از نوجوانان پسر بزهکارساکن درکانون اصلاح و تربیت مشهد و با روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای نیز 80 نفراز دانش آموزان عادی پسردبیرستان های مشهد انتخاب شدند و پرسشنامه  خودتنظیمی SRQ و مقیاس هیجان خواهی A.S.S.I در بین آنها توزیع و تکمیل شد. آزمون t وابسته نشان داد که میزان هیجان خواهی بزهکاران بطور معناداری بیشترازگروه بهنجاراست. تحلیل واریانس چندمتغیری نیز نشان داد که نمرات خودتنظیمی نوجوانان بهنجاردر دو مولفه دریافت و برنامه ریزی بطورمعناداری بیشتراز نوجوانان بزهکاراست. جهت بررسی رابطه‌ی هیجان خواهی با خود تنظیمی دردو گروه از رگرسیون ساده استفاده شدکه نتایج نشان‌دهنده‌‌ی یک رابطه منفی و معنادار بین خود تنظیمی و هیجان خواهی در دو گروه بود. رگرسیون چندگانه نیز نشانگر آن بود که بین مولفه اجرا در گروه بزهکار و مولفه سنجش در گروه بهنجار و هیجان‌خواهی همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. همچنین آزمون Z نیز نشان داد بین میزان همبستگی خود تنظیمی و  هیجان خواهی در دو گروه بزهکار و عادی تفاوت معناداری وجود ندارد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ

نتیجه گیری

پرسشنامه

 


استاد راهنمای اول: آقا محمديان شعر باف، حميد رضا
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  خودتنظیمی ، هیجان خواهی ، نوجوانان پسر ، بزهکاری

<   123456789101112131415161718192021222324252636465666768696106   >


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.