دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد :: Ferdowsi University of Mashhad

مثال

پایان نامه های رشته علوم تربیتی

    1234567891011121314151617273747   >


تعداد نتایج به دست آمده: 467 مورد

>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 474
نام نویسنده: امامی، کبری
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 128
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه­های برنامه بهسازی فردی مدیران دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. روش پژوهش، موردی و از حیث هدف در زمره پژوهش‌های کاربردی بود. آگاهی­دهندگان در این پژوهش  افرادی از مدیران میانی دانشگاه فردوسی مشهد، معاونت طرح و برنامه دانشگاه و متخصصینی در حوزه­ی آموزش و بهسازی منابع انسانی بودند که به شیوه­ی هدفمند انتخاب شدند. ابزار­های مورد استفاده در این پژوهش، مصاحبه و بود. یافته­ها در ارتباط با سه سؤال پژوهش بود که برای تحلیل یافته­های سؤال اول و دوم پژوهش از روش تحلیل تفسیری و سؤال سوم پژوهش از روش تحلیل تفسیری - تأملی استفاده شد. نتایج حاصل از سؤال اول پژوهش در ارتباط با الزامات برنامه بهسازی فردی مدیران دانشگاه فردوسی مشهد، مواردِ انگیزه درونی و پویایی فردی، درک ضرورت یادگیری مستمر، رضایت شغلی، مسئولیت‌پذیری، نظام تشویق مناسب، حذف روزمرگی­های شغلی مدیریت، تلاش جمعی، ارائه بازخورد­های سازنده، حمایت مدیران ارشد، فرهنگ سازمانی­، سیستم ثبت شایستگی­های مدیران، شناخت بهتر نیاز­های بهسازی، استفاده از فعالیت­های اثربخش بهسازی و تقویت زیرساخت‌های قانونی را در بر­گرفت. در ارتباط با سؤال دوم پژوهش، نقاط قوت و ضعف برای اجرای برنامه بهسازی فردی مورد بررسی قرار گرفت که نقاط قوت شامل منابع انسانی مستعد بهسازی، آمادگی مدیران با تجربه برای انتقال تجارب و آغاز طرح شناسایی شایستگی­های سطوح مدیران و همچنین نقاط ضعف، فقدان سیستم ارزشیابی عملکرد، نگرش نامطلوب مدیران ارشد به امر بهسازی، ضعف سیستم جذب، کمبود تخصص در بخش آموزش منابع انسانی، فرهنگ‌سازمانی غیر حامی، ضعف سیستم نیازسنجی آموزشی مدیران، فقدان نظام جامع مدیریت منابع انسانی، انسجام نداشتن برنامه­های آموزش و بهسازی، عدم نگرش حرفه­ای به مدیریت دانشگاهی و کمبود منابع مالی را شامل ­شد. نتایج حاصل از سؤال سوم، پژوهشگر را کمک نمود تا با توجه به بررسی الزامات و نقاط قوت و ضعف اجرای برنامه بهسازی فردی و با عنایت به نظر متخصصین و ادبیات پژوهش، مؤلفه­های برنامه بهسازی فردی مدیران دانشگاه فردوسی مشهد، متشکل از متغیر­های علتی، متغیر­های بافت، متغیر­های میانجی، مراحل اجرای برنامه بهسازی فردی و متغیر­های بازده را ارائه دهد.

فهرست مندرجات

منابع


استاد راهنمای اول: کرمی، مرتضی
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا
کلید واژه ها:  برنامه بهسازی فردی ، مدیران دانشگاه فردوسی مشهد ،  بهسازی مدیران


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 473
نام نویسنده: زرقانی، اعظم
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 222
چکیده: 

در این پژوهش به تبیین چگونگی تغییر دانش نظری و عملی معلمان دوره ابتدایی در اجرای برنامه­درسی جدید ریاضی پرداخته شده است. برای دست­یابی به این هدف، دو سؤال مورد توجه قرار گرفته است: دانش نظری و عملی معلمان در اجرای برنامه­درسی جدید ریاضی دوره ابتدایی از منظر معلمان ناحیه­ی 4 شهر مشهد چگونه تغییر می­کند؟ دیدگاه مطلوب برای تغییر مطلوب دانش نظری و عملی معلمان در اجرای برنامه­درسی ریاضی دوره­ی ابتدایی با عطف توجه به دستاوردهایی برای برنامه درسی ضمن خدمت آنان از منظر معلمان ناحیه­ی 4 شهر مشهد چیست؟

 برای انجام این پژوهش از روش پدیدار­شناسی استفاده شده است.  با استفاده چند سؤال به شناسایی نمونه­هایی از معلمان ابتدایی ناحیه­ی 4 مشهد  به منظور شرکت در مصاحبه پرداخته شد. داده­های این پژوهش با استفاده از مصاحبه­های گروهی متمرکز جمع­آوری شده است. تعداد نمونه­های این پژوهش که پس از مرحله­ی اشباع داده­ها به دست آمده است، 25 معلم است. برای تحلیل داده­ها از تحلیل محتوا/مضمونی و برای افزایش اعتبار آن­ها از تکنیک­های کنترل عضو، سه­سویه­سازی، توصیف فربه و مرور همکاران استفاده شده است. یافته­های پژوهش در سه محور کلی «کیفیت تغییر دانش نظری و عملی معلمان»، «مسیر یا کانال­های تغییر دانش نظری و عملی معلمان» و «عوامل اثرگذار بر تغییر دانش نظری و عملی معلمان» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. «کیفیت تغییر دانش نظری» در بردارنده­ی دو زیر مقوله­ی «ابعاد تغییر دانش نظری» و «کیفیت دریافت دانش نظری» است. «ابعاد تغییر دانش نظری» مشتمل بر شش زیر مقوله­ی مجزا با نام­های «تغییر دانش نسبت به تدریس»، «تغییر دانش نسبت به یادگیری­ دانش­آموزان»، «تغییر دانش نسبت به کتاب درسی»، «تغییر دانش نسبت به اهداف و فلسفه­ی تغییر برنامه­درسی»، «تغییر دانش نسبت به گروه­بندی دانش­آموزان» و «تغییر دانش نسبت به ارزشیابی از دانش­آموزان» است. «کیفیت دریافت دانش نظری» با سه زیر مقوله­ی «توجیه ناکافی و نادرست برخی دانش­های دریافت شده»، «قابلیت ماندگاری پایین دانش نظری دریافت شده» و «تردید در صحت در دانش نظری دریافت شده»، توصیف شده است. همچنین «کیفیت تغییر دانش عملی» با پنج زیر مقوله­ی «تغییر دانش نسبت به تدریس»، «تغییر دانش نسبت به یادگیری­ دانش­آموزان»، «تغییر دانش نسبت به کتاب درسی»، «تغییر دانش نسبت به گروه­بندی دانش­آموزان» و «تغییر دانش نسبت به ارزشیابی از دانش­آموزان» در توصیف مقوله­ی «ابعاد تغییر دانش عملی» و چهار زیر مقوله با نام­های «عدم نیل کامل به اهداف به واسطه­ی بی تجربگی»، «تجربه­ی شکست و بازگشت به قبل»، «اشکال در فهم و ارائه­ی بخشی از محتوا» و «عدم تغییر برخی باورهای معلمان»، در توصیف مقوله­ی «تجربه­ی تدریس معلمان»، گزارش شده است. «مسیرهای تغییر دانش نظری» با دو زیر مقوله­ی «شرکت در کلاس­های ضمن خدمت» و «مطالعه­ی کتاب ها و صفحات اینترنتی» و «مسیرهای تغییر دانش عملی» با سه زیر مقوله­ی «یادگیری از خود»، «یادگیری از همکاران» و «یادگیری از دانش­آموزان» به رشته­ی تحریر در آمده است. توصیف «عوامل اثرگذار بر تغییر دانش نظری و عملی» نیز با شش زیر مقوله تحت عناوین  «کیفیت نامطلوب برنامه­های ضمن خدمت»، «عوامل فرهنگی»، «عوامل ساختاری»، «عوامل آموزشی»، «عوامل زمینه­ای» و «عوامل شخصی» به انجام رسیده است. یافته­ها نشان می­دهد که به دلیل عدم شکل­گیری باورهای قدرتمند در معلمان، تغییرات ایجاد شده در دانش نظری و عملی آنان از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. یافته­های پژوهش در پاسخ به سؤال دوم نیز در قالب سه مقوله­ی «سطح کلان»، «سطح میانی» و «سطح خرد»  به دست آمد. «سطح کلان» با سه زیر مقوله­ی «شرایط سیستمی»، «شرایط زمینه­ای» و « شرایط سیاسی»، «سطح میانی» با سه زیر مقوله­ی «هدف»، «محتوا» و «روش» که به برنامه­های درسی ضمن خدمت معلمان نظر دارد، وضعیت مطلوب برای تغییر معلمان را توصیف کرده است. از تحلیل یافته­های این بخش، مقوله­ای محوری به نام توجه به تغییر به منزله­ی پدیده­ای انسانی ظاهر شد. دستاوردهای این پژوهش برای برنامه­درسی ضمن خدمت نیز در ادامه بیان شده است.

فهرست مندرجات

منابع

 


استاد راهنمای اول: امين خندقي، مقصود
استاد مشاور اول: شعباني وركي، بختيار
کلید واژه ها:  دانش نظری ، دانش عملی ،  تغییر، معلمان ، اجرای برنامه ­درسی ،  ریاضی ، دوره ابتدایی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 472
نام نویسنده: گل حسنی، محدثه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 134
چکیده: 

پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود و ترکیب بهینه آموزش های حین کارخارج از محیط کار و الکترونیکی کارکنان در محیط های صنعتی انجام شد روش پژوهش موردی و از حیث هدف در زمره پژوهش های کاربردی بود در این پژوهش جامعه شرکت های صنعتی شهر مشهد بود که با تایید انجمن مدیران صنایع استان ، ومصاحبه ، و تشکیل گروه کانونی بود. یافته های پژوهش در ارتباط با دو سوال پژوهش بودند کا برای یافتهئهای سوال اول از روش تحلیل تفسیری و تآملی استفاده شد.نتایج حاصل از سوال اول پژوهش در ارتباط با وضعیت موجود کاربرد روش ها نشان داد و روش های مورد استفاده در حوزه آموزش های خارج از محیط کار بین کارگران دو شرکت جز در موارد محدودی مشترک بوده و تفاوت آن ها در روش های آموزش حین کار است به این صورت که در آموزش حین کار کارگران شرکت از روش های مربیگری ، گردش شغلی ، آموزش دستور العمل های شغلی و نمایش علمی در خطوط تولید استفاده می شود در حالی که آموزش های حین کار کارگران شرکت دیگر شامل مربیگری و گاهی آموزش دستور العمل های شغلی است . آموزش های حین کار کارشناسان  در هر دو شرکت با استفاده از مربیگری بوده و بیشتر آموزش های انان با روش خارج از محیط کار عملی است همچنین نتایج حاکی از عدم کابرد آموزش های الکترونیکی در این شرکت ها بود. در پاسخ به سوال دوم نخست الزاماتی جهت ارائه  ترکیب بهنه شناسایی شد که شامل توجه به حیطه آموزش و سطوح کارکنان بود . از این رو پس از مصاحبه با متخصصین و تشکیل گروه کانونی رویکرد های غالب در حیطه دانش مهارت و نگرش کارشناسان به ترتیب آموزش الکترونیکی حین کار، خارج از محیط کار، در حیطه دانش کارگران آموزش های خارج از محیط کار و در حیطه مهارت و نگرش آنان  آموزش های حین کار تشخیص داده شد. در ادامه الزاماتی جهت اجرای ترکیب بهینه ارائه شد که شامل توجه به نوع دوره ها، استراتژی سازمان، سوابق کاری کارکنان ، انگیزه و سبک یادگیری فراگیران، مهارت و توانایی مدرسین و رضایت فراگیران از هر روش بود 

فهرست مندرجات

منابع 


استاد راهنمای اول: کرمی، مرتضی
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا
کلید واژه ها:  آموزش حین کار ، آموزش خارج از محیط کار ، آموزش الکترونیکی ، آموزش ترکیبی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 471
نام نویسنده:  حاتمی کیا، سمیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 88
چکیده: 

پژوهش به عنوان مهم‏ترین منبع شناخت و آگاهی انسان، محوری کلیدی و اصلی‏ترین نیروی محرکه ترقی جامعه بوده و دانشمندان معتقدند که پژوهش دقیق به پیشرفت در هر زمینه‏ای منجر می‏شود. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهوم پژوهش و پیامد‏های مورد انتظار از آن از دیدگاه استادان و دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بود. این پژوهش از نوع پژوهش‏های کیفی بود که با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد.جامعه آماری پژوهش استادان و دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بودند. نمونه پژوهش شامل 17 نفر از استادان که به شیوه نمونه گیری هدفمند و 50 نفر از دانشجویان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در گردآوری داده‏ها از مصاحبه ساختار نایافته و در تحلیل آن‌ها از روش نظامدار استراووس و کوربن استفاده شده است. جهت کسب اعتبار پژوهش از روش‏های توصیف غنی، نگارش یادداشت‏های تاملی و کفایت اجماعی استفاده گردید.یافته‏های پژوهش؛ در دو گروه استادان و دانشجویان در بخش مفهوم پژوهش در قالب مضمون‏های مشترک کشف مجهولات، جستجوگری، جدید بودن پژوهش و ارائه خدمات علمی و عملی به جامعه و در بخش پیامد‏های مورد انتظار از پژوهش در قالب مضمون‏های مشترک کارآمدی فردی، افزایش دانش، بازدهی علمی، بصیرت علمی و ارائه خدمات علمی و عملی به جامعه قرار گرفتند.

فهرست مندرجات

منابع

 


استاد راهنمای اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور اول: آهنچيان، محمد رضا
کلید واژه ها:  پژوهش ، پیامد‏های مورد انتظار از پژوهش ، نظریه داده بنیاد


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 470
نام نویسنده: موحدی پارسا، فاطمه موحدی پارسا
مقطع تحصیلی:  دکترا
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 230
چکیده: 

هدف پژوهش حاضر تبیین تربیت اخلاقی کودکان سرور -کودکانی که در محدوده سنی تولد تا هفت سال هستند و بر اساس روایت حضرت رسول اکرم ] در این دوره سیادت دارند- بر اساس آموزه­های اسلام است. در همین راستا بر اساس روش تفسیری شهید صدر آیات و روایات نمونه انتخاب شد و با استفاده از روش تحلیل مفهومی و روش استنتاجی مفهوم، امکان، عوامل و اهداف تربیت اخلاقی کودکان در دوره سیادت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده بیانگر آن است که: سیادت کودکان به معنی رهایی مطلق آن‌ها از فرایند تربیت و عدم امکان تربیت آن‌ها در این دوره نمی‌باشد بلکه لازمه سیادت کودک در این دوره، بهره­مندی او از تربیت کریمانه­ای است که در آغوش گرم والدین به خصوص مادر یا مربی شایسته و مهربان با توجه به ویژگی­ها، نیازها و حقوق تربیتی­اش از طریق آموزش­های ضمنی و عملی در حین بازی و ارتباط شایسته، از همان آغاز تولد حتی قبل از آن آغاز می­شود. با توجه به تحلیل­های انجام شده درباره مفاهیم: سیادت، تربیت و اخلاق برای کودک تا هفت سال اینطور استنباط شد که، تربیت اخلاقی کودک در دوره سیادت عبارت است از: فرایند تعامل عاطفه محور بین مربی (به خصوص والدین) و کودک در راستای شکوفاسازی و تقویت استعدادهای اخلاق ذاتی او و یاری رساندن به او جهت کسب برخی فضایل اخلاقی در دو بعد فردی و اجتماعی و پیشگیری از تحقق برخی رذایل اخلاقی است که به وسیله زمینه سازی، آموزش­های مستقیم و غیر مستقیم (به خصوص آموزش‌های غیر مستقیم و عملی) و مراقبت عاشقانه­ی متناسب با ظرفیت وجودی کودک، با استمداد از الطاف الهی و واسطه­های فیض او محقق می‌شود و باعث حفظ و نگهداری کودک از هر خطر اخلاقی خواهد شد تا بتوان بر محور حب عبودی، کودک را در مسیر حیات طیبه هدایت کرد تا به سمت هدف غایی خلقتش یعنی قرب الهی حرکت کند. بر اساس آیات و روایات نمونه با ارائه دلایلی همچون؛ آیه وقایه (وجوب تربیت اخلاقی فرزندان در دوره سیادت)، لزوم رفع ضرر اخلاقی از کودکان، آیه ائتمار (لزوم مشورت والدین در امور فرزندان)، آیات و روایات دال بر امکان آموزش در دوره سیادت، آیات و روایات دال بر وجود موانع تربیت و لزوم رفع آن‌ها، از امکان تربیت اخلاقی کودکان سرور دفاع شد. عوامل موثر در سه گروه: فرا انسانی، انسانی، غیر انسانی معرفی و تصریح شد. در این دیدگاه تاثیر عوامل فرا مادی قبل از تولد در قالب تمهیدات تربیتی شروع شده و در فرایند تربیت نقش اساسی ایفا می کند. نقش تربیتی والدین به خصوص مادر در تربیت اخلاقی کودکان سرور، بسیار پررنگ است. هدف غایی تربیت اخلاقی کودکان سرور قرب و رضوان الهی می­باشد. اهداف واسطی برای این دوره در چهار بعد الهی، فردی، اجتماعی و زیست محیطی شناسایی و ارائه شد. نکته مورد توجه این بود که توحید محوری در تربیت اخلاقی کودک سرور از جایگاه خاص برخوردار است. هر چند فراوانی اهداف واسطی در بعد اجتماعی و محیطی بیشتر است؛ اما اهداف الهی و فردی از جایگاه اساسی‌تری برخوردار هستند.

 فهرست مندرجات

منابع


استاد راهنمای اول: جاويدي كلاته جعفر آبادي، طاهره
استاد مشاور اول: شعباني وركي، بختيار
کلید واژه ها:  تربیت اخلاقی کودکان، ، سیادت کودکان ، امکان تربیت ، عوامل تربیت ، اهداف تربیت ، آموزه‌های اسلام


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 469
نام نویسنده: ،
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 63
چکیده: 

هدف اصلی این پژوهش، واکاوی دانش ضمنی مدیران مدارس متوسطه شهر مشهد در فرآیند تصمیم‌گیری امور غیر‌متعارف می‌باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش کیفی پدیدار شناسی استفاده شد. مطلعان کلیدی را دوازده نفر از مدیران مدارس متوسطه شهر مشهد تشکیل دادند. جهت گردآوری داده‏های مورد نظر از مصاحبه نیمه‌ساخت‏یافته استفاده شد. بنابر یافته‏های حاصل از این پژوهش، دانش ضمنی مدیران مدارس در قالب سیزده مقوله اصلی شناسایی و دسته‌بندی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، عمده کوشش مدیران مورد مطالعه در فرآیند تصمیم‌گیری معطوف به مسائل اخلاقی- انضباطی می‌باشد. دانش ضمنی مدیران در فرایند تصمیم گیری امور غیرمتعارف به طورکلی معطوف به  ارتباط با مدیران مافوق در سازمان، مشارکت‌پذیری، توسعه دانش و قابلیت‌های مدیر، ثبات رفتاری، اختیارات قانونی خود، تقویت روحیه کار گروهی، ارتباط با اولیای دانش آموزان، ایجاد ظرفیت‌های اجرایی شغلی، پاسخگویی، حفظ حریم محیط آموزشی، استفاده از فناوری، اعتماد‌سازی برای اقدام و نیز تجربه‌اندوزی می باشد.

فهرست مندرجات

منابع

 


استاد راهنمای اول: حسینقلی¬زاده، رضوان
استاد مشاور اول: جاويدي كلاته جعفر آبادي، طاهره
کلید واژه ها:  مدیریت آموزشگاهی ، تصمیم‌گیری ، دانش ضمنی ، مدیران مدارس


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 468
نام نویسنده: عادلی¬پور، زکیه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 178
چکیده: 

طی سال­های اخیر نظام­های آموزش و پرورش در سطح جهان تلاش نموده­اند تا روش­های تدریس با رویکرد پژوهش­محوری را تقویت نمایند. هدف پژوهش حاضر آن بود تا تأثیر برخی از ویژگی­های روان­شناختی معلم، شامل دانش فراشناختی، خلاقیت، هوش هیجانی، گشودگی تجربه، سبک تفکر و تیپ شخصیتی را بر بهره­گیری او از رویکرد پژوهش‌محوری در تدریس مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش، از نوع همبستگی با علیت غیرآزمایشی (معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی معلمانی تشکیل داد که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس ابتدایی دوره دوم شهر نیشابور مشغول به تدریس بودند. به منظور تعیین حجم نمونه، از کمترین مقدار همبستگی در مطالعه مقدماتی استفاده شد و حجم نمونه 151 نفر تعیین گردید. بدین ترتیب از میان 462 معلم، تعداد 151 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. آزمون خلاقیت عابدی، پرسش­نامه پنج عامل اصلی شخصیت، پرسش­نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز، پرسش­نامه سبک تفکر استرنبرگ واگنر، پرسش­نامه تیپ شخصیتی مایرز بریگز، پرسش­نامه آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون و پرسش­نامه استفاده از رویکرد پژوهشی در تدریس، ابزارهای به­کاررفته در پژوهش حاضر بودند. داده­های جمع­آوری شده با روش­های آمار توصیفی و استنباطی، شامل میانگین، انحراف استاندارد، نمره حداقل و حداکثر، آزمون رگرسیون چندگانه و روش معادلات ساختاری بررسی شدند. نتایج حاصل از آزمون­های رگرسیون چندگانه نشان داد كه متغیرهای خلاقیت، هوش هیجانی، گشودگی تجربه، سبک تفکر و تیپ شخصیتی نمی‌توانند تدریس با رویکرد پژوهش­محوری را پیش‌بینی نمایند و تنها متغیر دانش فراشناختی می‌تواند پیش‌بین‌ تدریس با رویکرد پژوهشی باشد. نتایج حاصل از آزمون معادلات ساختاری نیز نشان داد متغیرهای مورد بررسی قابلیت نشان دادن اثر بر متغیر تدریس با رویکرد پژوهش­محوری را ندارند.

فهرست مندرجات

منابع


استاد راهنمای اول: مهرام، بهروز
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  ویژگی­های روان­شناختی ، رویکرد پژوهش­محوری ، تدریس- مدارس ابتدایی.


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 467
نام نویسنده: گله‌دار کاخکی، زهره
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 161
چکیده: 

 دانش‌آموزان نیازمند مجموعه‌ای از توانایی‌های تفکر خلاق، تحلیلی و عملی برای موفقیت در زندگی هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روش اجتماع پژوهشی در برنامه فلسفه برای کودکان بر مؤلفه‌های هوش موفق (تحلیلی، خلاق و عملی) دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و شامل طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه شبه کنترل و کنترل بود. جامعه آماری دانش‌آموزان دختر متوسطه اول منطقه تبادکان در شهر مشهد بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس ۴۵ دانش‌آموز از سه کلاس در سه آموزشگاه متفاوت انتخاب و در سه گروه آزمایش، شبه کنترل و کنترل جایگزین شدند. برنامه آموزشی شامل یک دوره دوازده جلسه‌ای یک‌ساعته بود که طی شش هفته به روش اجتماع پژوهشی برگزار شد. در آموزش از کتاب داستان‌های فکری یک و دو فیلیپ کم استفاده شد. برای ارزیابی میزان اثربخشی برنامه آموزشی از هوش موفق استرنبرگ در مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا گردید. تحلیل نتایج با روش تحلیل کوواریانس نشان داد که روش اجتماع پژوهشی در برنامه فلسفه برای کودکان به‌طور معناداری موجب افزایش هوش موفق دانش‌آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه شبه کنترل و کنترل‌شده است؛ بنابراین یافته‌های پژوهش مؤید این مطلب است که استفاده از روش اجتماع پژوهشی در برنامه فلسفه برای کودکان می‌تواند برای پیشرفت بیشتر دانش‌آموزان در مدرسه و محیط زندگی استفاده شود.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  اجتماع پژوهشی ، فلسفه برای کودکان ، هوش موفق ،  هوش عملی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 466
نام نویسنده:  کوهی، محمد
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 179
چکیده: 

هدف از پژوهش حاضر ساخت و اعتبار یابی مقیاس خودتنظیمی پژوهشی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و برای ساخت از تحلیل عاملی استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 275 تن از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد بود. مشارکت‌کنندگان  به شیوه نمونه‌گیری سهمیه‌ای و بر مبنای مقطع و دانشکده انتخاب شدند. پس از مطالعه مبانی نظری و پیشینه پژوهشی و همچنین بررسی مقیاس‌های خودتنظیمی موجود، مدل شناختی اجتماعی زیمرمن (2002) به‌عنوان مبنای ساخت مقیاس در نظر گرفته شد. در مرحله‌ی بعدی گویه هایی برای مؤلفه‌های مدل زیمرمن تدوین شد. برای بررسی روایی مقیاس از شیوه‌های روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی، روایی واگرا و روایی ملاکی و پایایی به شیوه‌ی همسانی درونی (آلفای کرونباخ) محاسبه گردید. نتایج حاصل از تحلیل مؤلفه‌های اصلی با چرخش واریماکس نشان داد که خودتنظیمی پژوهشی از چهار عامل «باورهای انگیزشی»، «مدیریت منابع»، «نظارت و بازاندیشی» و «آینده‌نگری» تشکیل‌شده‌ بود که 90/41 درصد از واریانس کل را تبیین می‌کرد. نتایج روایی واگرا نشان داد که خودتنظیمی پژوهشی دارای همبستگی منفی معنادار با اهمال‌کاری پژوهشی داشت، همچنین خودتنظیمی پژوهشی با عملکرد پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی همبستگی مثبت معنادار داشت؛ که حاکی از روا بودن مقیاس خودتنظیمی پژوهشی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس خودتنظیمی پژوهشی 93/0 و برای زیر مؤلفه‌ها از 83/0 تا 87/0 بود؛ که نشان‌دهنده‌ی پایایی و همسانی درونی مناسب این مقیاس بود؛ بنابراین، با توجه به ویژگی‌های روان‌سنجی مناسب مقیاس خودتنظیمی پژوهشی، می‌توان از آن در پژوهش‌های مربوط به حوزه‌ی خودتنظیمی و پژوهش استفاده کرد.

فهرست مندرجات

منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: کارشکی، حسین
استاد مشاور اول: مهرام، بهروز
کلید واژه ها:  تحلیل عاملی،خودتنظیمی پژوهشی ،  چرخه پژوهش ، اهمال‌کاری پژوهشی ، مدل‌های خودتنظیمی


>> علوم تربیتی
شماره بازیابی: 465
نام نویسنده: تکافی، فاطمه
مقطع تحصیلی:  کارشناسی ارشد
سال انتشار: 95
تعداد صفحات: 87
چکیده: 

هدف اصلی این پژوهش سنجش سطح بلوغ مدیریت دانش در دانشگاه فردوسی مشهد و ارائه راهکارهای لازم برای پیاده‌سازی آن می‌باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری را کلیه کارکنان و اعضای هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل دادند. حجم نمونه مورد مطالعه در بین اعضای هیأت علمی، 117 نفر و در بین کارکنان 201 نفر انتخاب شد. به‌منظور گردآوری داده‌های کمی از محقق ساخته استفاده شد. علاوه بر این جهت شناسایی راهکارهای متناسب با شکاف بلوغ مدیریت دانش از نظر خبرگان بهره گرفته شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که سطح بلوغ مدیریت دانش دانشگاه فردوسی مشهد متوسط می‌باشد که از نظر کارکنان مؤلفه سیستم‌های سازمان و فناوری اطلاعات دارای بالاترین میانگین و مؤلفه‌های مهارت کارکنان، بازیابی دانش، انگیزه افراد، مبادله دانش، مدیریت سازمانی، فرآیندهای سازمانی، ایجاد تیم و فعالیت‌های تیمی، ثبت تجارب کارکنان و دسترسی به تجربیات کارکنان در رده‌های بعدی قرار دارند، و همچنین از نظر اعضای هیأت علمی مؤلفه ایجاد تیم و فعالیت‌های تیمی در بالاترین رده و مؤلفه‌های ثبت تجارب کارکنان، دسترسی به تجارب کارکنان، فرآیندهای سازمانی، مدیریت سازمان، مهارت کارکنان، مبادله دانش، انگیزه افراد، سیستم‌های سازمان و فناوری اطلاعات و بازیابی دانش در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

راهکارهای دسترسی به تجارب کارکنان (ایجاد رویه‌ها و زیرساخت‌های لازم، ایجاد انگیزه برای همکاری در انتقال دانش، برگزاری اجتماعات و نشست‌های تبادل افکار، فرهنگ‌سازی و عدم رفتارهای سیاسی در انتقال تجارب)، ثبت تجارب کارکنان (ایجاد انگیزه در انتقال تجارب با ثبت و پیگیری، ضرورت زیرساخت‌های فرآیندی، توجه به آموزش، توسعه سیستم‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی، تعریف پروژه‌های مشترک برای الزام به همکاری)، بازیابی دانش و تجربیات (فرهنگ‌سازی، اهمیت دادن به اطلاعات کارکنان، برگزاری جلسات گروهی با کارکنان، ایجاد زیرساخت‌ها و رویه‌های لازم، اعتمادسازی و کسب اطمینان کارکنان)، مبادله دانش (استفاده از تجارب بازنشستگان، ایجاد امنیت شغلی)، انگیزه افراد (ارائه ساختار و چهارچوب مشخص برای انتقال تجارب، ارائه مشوق‌های لازم، برگزاری سمینارها و کنفرانس‌ها، ایجاد سیستم پیشنهادها، قدردانی از افراد باتجربه، ارتقای سیستم‌های اطلاعاتی)، سیستم‌های فناوری و اطلاعات (آموزش کارکنان، استقرار سیستم ارزیابی مدیریت دانش)، فرآیندهای سازمانی (فرهنگ‌سازی) می‌باشد. مدیریت دانش، شاخص نشان‌دهنده بلوغ سازمان و وضعیت جاری سازمان می‌باشد که دانشگاه می‌تواند از آن در جهت رشد و اشاعه دانش بهره گیرد.

 

فهرست مندرجات

فهرست منابع و مآخذ


استاد راهنمای اول: حسینقلی¬زاده، رضوان
استاد مشاور اول: کارشکی، حسین
کلید واژه ها:  مدیریت دانش ،  بلوغ مدیریت دانش ،  دانشگاه

    1234567891011121314151617273747   >


فهرست پايان نامه ها


منوي كاربر


پيوند هاي مفيد


لينك هاي مفيد


صفحه اصلی | تماس با ما | نقشه سایت 
©2008 Ferdowsi University Of Mashhad.